✨﷽✨
#شهیدمدافعحرمحسیناسدالهی
✍ لباسش مثل همهٔ رزمندگان ساده ، بدون اتیکت و درجه بود. ریشهای جو گندمی و جُثهٔ لاغری داشت.
دور و بری هایش او را حاج حسین صدا می کردند و از چَشم حاجی هایی که به او میگفتند معلوم بود که ایشان مسئولیتی دارد.
مدّتی ایشان را زیر نظر گرفتم تا آخر فهمیدم ، ایشان حاج حسین اسداللّهی ، فرمانده لشگر ۲۷ محمّد رسول الله است.
خیلی خاکی و دلچسب بود. ما هایی که حاج همّت را ندیده بودیم راحت می توانستیم بوی حاج همّت را از اخلاقیات ایشان استشمام کنیم.
سلسله عملیاّتهایی جهت بازپسگیری مناطق اشغالی داعش شروع شده بود. آمار شهدا و مجروحین در حال افزایش بود.
موجی از انتقادات از سوی رزمندگان به فرماندهان ، بالا گرفته بود. چند نفر از رزمندگان آمده بودند پیش حاج حسین و به عملکرد فرماندهان ، انتقاد میکردند.
امّا ایشان با خونسردیِ تمام ، به بچّه ها آرامش میداد و میگفت نگران نباشید حاج قاسم خودش در خط هست و دارد همه چیز را رصد میکند و هر چه حاجی امر کند ما انجام می دهیم.
با بیان تجربیاتش از دفاع مقدّس ، آبِ آرامش را بر آتشِ نگرانی های رزمندگان میریخت و به آنها قوّت قلب میداد.
بدنِ حاج حسین ، کُلِکسیونی از مجروحیّت های جنگ بود. هم تیر و ترکش خورده بود و هم شیمیایی شده بود. ولی با این وجود وقتی بارِ مهمات میرسید و بچّهها میخواستند آن را خالی کنند ، ایشان جلو می آمد و برای تخلیه مهمات پیشقدم میشد.
وقتی شعله های جنگ در سوریه آرام گرفت ، ایشان به ایران آمد ولی با مواجه شدن زلزلهٔ کرمانشاه ، آرام ننشست.
بچّههای لشگر ۲۷ را بسیج کرد و به سرپل ذهاب برد. مدّتها آنجا ماند تا اوضاع کمی سامان بگیرد.
حاج حسین ، در دوّم فروردین ماه ۱۳۹۹ به علت شدّت گرفتن عارضهٔ شیمیایی به یاران شهیدش پیوست. تشییع جنازهٔ با شکوه او در تهران نشان از اوج محبوبیّتش در میان مردم ، رزمندگان و بسیجیان بود.
#شهیدمدافعحرمحسیناسدالهی
جهت عضویت در کانال روی لینک کلیک کنید 👈 @alabd68
خاطرهٔ بیست و یکم
❤️
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼