❁﷽❁
#اعلام_برنامه
🏴 مادرم گفت حسینی باشم 🏴
«آئین سیاهپوشان حسینی»
💠 سیاه پوشی نوگلان حسینی؛
💠 به دست پیرغلامان آستان حسینی؛
«برای ورود به ماه عزای سید و سالار شهیدان»
❇️ ویژه مادران و فرزندان ۳ تا ۹ سال
⏰ زمان: چهارشنبه، ۴ تیر ماه، ساعت ۲۰؛
🏫 مکان: قم، پردیسان، بلوار ۲۲ بهمن، مجموعه فرهنگی ورزشی خانه مهندس.
جهت عضویت در کانال:
🚩 هیئت متوسلین به حضرت علی اصغر (سلاماللهعلیه)
https://eitaa.com/joinchat/826081764C10f6c1e3d1
🏳️🎈 حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
حسینیه علیاصغریها🏴🎈
توی چند روز گذشته بحث تربیت حماسی رو شروع کرده بودیم و راهکارهایی رو برای حفظ عزت نفس در فرزندان مرو
در موضوع تربیت حماسی، رسیدیم به مولفه فتوّت
فهمیدیم که معنای فتوّت چیه و مجموعهی چه خصلتهایی، فتوّت را شکل میده.
اولین صفتی که تشکیل دهنده فتوّت هست، شجاعته 💪 که میخوایم راهکارهای ایجاد شجاعت رو با هم یاد بگیریم:
۱- فراهم کردن زمینه بروز رفتار جرئتمندانه:
اولین کاری که برای پرورش شجاعت و جرئتمندی در بچهها باید انجام داد اینه که زمینه بروز رفتار جرئتمندانه برای بچهها فراهم بشه
و همچنین در صورتی که رفتار جرئتمندانه مشاهده شد جلوشون رو نگیریم👌
👈🏻هم در کودکی و هم در نوجوانی
مثلاً چیکار کنیم؟
⬅️مثلاً به بچهها اجازه ورود به حیطههای جدید و فعالیتهای تازه رو بدید
بزارید کاری رو انجام بده که تا به حال تجربهاش نکرده
به نظر میرسه یک مقدار ریسک پذیری بد نباشه😅
اگر زیادی بچهها رو منع کنید از انجام رفتار جرئتمندانه، باعث میشه زیادی ترسو بار بیان، البته که احتیاط شرط عقله😉 ولی متناسب با توانمندیهای بچهها، میتونیم بهشون مسئولیتهای جدید و جرئتمندانه بدیم
مثلاً یه بچه ۵ ساله شاید بتونه یه سری کارهای آسون رو با چاقو انجام بده ⬅️ مثل میوه پوست کندن🍎
یا بچهها توی ۷-۸ سالگی میتونن یه سری از کارهای ابتدایی آشپزی رو انجام بدن ⬅️ مثل تخم مرغ شکوندن یا ورز دادن خمیر🥚🍞
یا به بچهها کمک کنید تا فعالیتهای جدید یاد بگیرن⬅️ مثل دوچرخه سواری، اسکیت بازی، کار با چوب، کار با رنگ، خیاطی و...🛼 🥊 🎨 🎬
حالا این جرئتمندی باید از چه سنی به کودک آموزش داده بشه؟
شاید درست باشه اگه بگیم از ابتدای تولد کودک میتونه متناسب با سن خودش رفتارهای جرتمندانهای داشته باشه
مثلاً کودک ۸-۹ ماهه که با چهار دست و پا و کنجکاوی در محیط داره وارد حیطهای میشه که تا حالا واردش نشده بوده، در واقع یک رفتار جرئتمندانه داره از خودش نشون میده 👶
❇️هرچی بچهها بزرگتر میشن، متناسب با سنشون، حیطه رفتار جرئتمندانه گسترش پیدا میکنه
حتی میتونید همزمان با بچهها شروع کنید به یاد گرفتن یک فعالیت یا مهارت جدید👩👦👩👧
تجربههای جدید باعث میشه خودتون هم جرئتمند بشید😉
#تربیت_حماسی
#فتوّت
#شجاعت
🏳️🎈 حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
🔺قبول توقف جنگ توسط اسراییل پس از دریافت ضربات محکم و پذیرش شکست
طراح: امین زاده تقی
پ.ن: آره خلاصه😉
🏳️🎈 حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
⭕️ جمعآوری هدایا برای بخش کودکان هیئت حضرت علی اصغر(ع)
با سلام و عرض ادب خدمت همراهان عزیز و خادمین محترم هیئت
از اونجایی که قراره در برنامهی امسال حسینیه مادر و کودک، جوایزی به بهترینها داده بشه🏆
⬅️ به پویش #برای_رقیه بپیوندید. برای این کار:
✅ تصویر هرگونه هدیه نو یا قابل استفادهای که در منزل دارید رو تا امشب (سه شنبه) به آیدی @fatughi ارسال کنید🌱
این هدایا میتونه شامل اسباببازی، لوازمالتحریر، کتاب داستان، کیفهای کوچک، پازل، یا وسایل سرگرمی کودکانه و... باشه🎁
انشاءالله که این خدمت کوچک شما، به نیت خشنودی دل حضرت رقیه (س) و شاد کردن دل کودکان هیئت، مقبول درگاه اهل بیت (ع) قرار بگیره ✨
#برای_رقیه
🏳️🎈 حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
دست بوس همه ی مدافعان ایران🌱
@Emam_Graphic
🏳️🎈 حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
هدایت شده از گیومه «....»
«تابلوی قصه»
مواد بَتونه را توی تَشت آهنی ریخت. کاردَک را زد تویشان و کشید روی فرورفتگیهای دیوارِ خانه. هر چند دقیقه یکبار «هِیِ» غلیظی از دهانش بیرون میآمد. زیر چشمی نگاهی به عضو کوچک خانهمان انداخت. ابروهایش را به هم نزدیک کرد و گفت: «آخه بچه با چی دیوارا رو به این روز انداختی؟»
پسرکم دست به سینه، گوشهی هال که فرشش را جمع کرده بودیم، روی زمین نشسته بود. در جواب سوالِ آقای بتونهکار سرش را انداخت پایین و شروع کرد به اسم بردن از ابزاری که دیوار را به این روز انداخته بودند:
- با مدادرنگی، با چوب، با قاشق، با دست...
گره از ابروهای آقای بتونهکار باز شد و لبخند نشست روی لبهایش.
دیوارها که صاف و یکدست شد. نصاب آوردیم و کاغذدیواریها را هم چسباندیم.
چهاردیواریِ پر از خط و خَشمان تبدیل شد به خانهای با دیوارهای خامهای رنگ، با خطهای عمودیِ محو و اکلیلهای پراکنده.
دخترم پیشنهاد داد حالا که دیوارهای خانهمان نو شده یک تابلوی جدید هم بخریم.
گفتم: «چی مثلا؟؟»
بعد از یک وقفهی چند دقیقهای، شبیه کسی که کشف بزرگی کرده از حالت درازکش روی مبل به حالت نشسته درآمد و با صدای پر انرژی داد زد:
«یافتم مامان، یافتم، بیا یه تابلوی قصه بخریم»
حرفش را نفهمیدم. این را خودش از چشمهای گِرد شده و صورتِ هاجُ واجم فهمید. ادامه داد: «قصهی هیچجا خونهی خودِ آدم نمیشه، یادته مامان چند روز پیش توی اون کاناله تابلوش رو دیدیم؟»
این اسمی بود که خودش برای قصه انتخاب کرده بود. بعضی شبها به جای پخش قصههای صوتی مریم نشیبا، خودم برایشان قصه میگویم.
وقتهایی که دلم میخواهد حرفی را بهشان بفهمانم از این راه برای فهماندنش استفاده میکنم. خب این هم بخشی از سیاستهای مادرانه است. آن شب قصهی آدمهای غزه را که دستِخالی توی خانههایشان ماندهاند و با اسرائیل میجنگند، برایشان گفتم. آخرِ قصه پسرجان پرسید: «خب مامان، نمیشه خونههاشون رو بِدن به اسرائیل و برن یه جای دیگه که اینقدر اذیت نشن؟»
از سوالش هم خوشم آمد هم نه. از اینکه به این فکر کرده تا راهحلی برای فلسطینیها پیدا کند که اذیت نشوند خوشم آمد. ولی قسمتِ مقاومتخواهِ وجودم از اینکه توی ذهنش گزینهی تسلیم آمده، خوشش نیامد.
بغلش کردم. پیشانیاش را بوسیدم و گفتم:
«اگه یه روز یکی بیاد بخواد به زور خونمون رو بگیره، دوست داری خونمون رو بهش بدیم بریم یه جای دیگه؟»
بعد از پرسیدنش، پشیمان شدم. توی ذهنم آمد که این دیگر چه سوالی بود که از یک بچهی چهار ساله پرسیدی؟
اما کار از کار گذشته بود. یکی از دستهایش را مشت کرد و کوبید کف دست دیگرش، صدایش را کلفت کرد و گفت: «ما خونمون رو ول نمیکنیم، به بابام میگم بیچارشون کنه»
جوابش غافلگیرم کرد. فکر میکردم فقط اهل مذاکره است ولی فهمیدم نَه، به وقتش مبارزه را هم میفهمد.
دخترم که این روزها با نُه ساله شدنش، ژست آدم بزرگها را به خود میگیرد. گفت: «خب فلسطینیا هم بخاطر همین خونشون رو ول نمیکنن. بعدشم آدم که الکی خونشو نمیده به هر کسی»
برای اینکه زودتر بخوابند و دست از سوال پرسیدن بردارند، به عنوان حُسنختام بحث، گفتم: «آره واقعا هیچجا خونهٔ خودِ آدم نمیشه»
هر دویشان سری تکان دادند و اوهومی گفتند. بعد از آن شب هر وقت که میخواستند قصهی فلسطین را بشنوند گردنشان را کج میکردند که خودت برایمان قصه بگو، قصهٔ هیچجا خونهٔ خودِ آدم نمیشه.
قرار شد همان تابلوی قصه را سفارش بدهیم. سفارش دادیم. تابلو رسید.
قابش مستطیلی و چوبی است و پس زمینهاش جیرِ قرمز. نقشه غزه را با چفیه فلسطینی پوشاندهاند و چسباندهاند توی قلبِ تابلو.
حالا چند روزی هست که این تابلوی قصه، مهمانِ دیوارهای اکلیلیِ خانهی ماست. کنارمان مانده است توی روزهایی که ما هم داریم قصهی خودمان را زندگی میکنیم. قصهی ماندن پای خانهمان، پای وطنمان...
✍ آسیه کلایی
#روایت_نوشت
@giyume69
مهرِ شما از کودکی،
با جان ما آغشته است..
فَرّوا اِلَی الحُسين...
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
🏳️🎈 حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
هدایت شده از حسینیه علیاصغریها🏴🎈
❁﷽❁
#اعلام_برنامه
🏴 مادرم گفت حسینی باشم 🏴
«آئین سیاهپوشان حسینی»
💠 سیاه پوشی نوگلان حسینی؛
💠 به دست پیرغلامان آستان حسینی؛
«برای ورود به ماه عزای سید و سالار شهیدان»
❇️ ویژه مادران و فرزندان ۳ تا ۹ سال
⏰ زمان: چهارشنبه، ۴ تیر ماه، ساعت ۲۰؛
🏫 مکان: قم، پردیسان، بلوار ۲۲ بهمن، مجموعه فرهنگی ورزشی خانه مهندس.
جهت عضویت در کانال:
🚩 هیئت متوسلین به حضرت علی اصغر (سلاماللهعلیه)
https://eitaa.com/joinchat/826081764C10f6c1e3d1
🏳️🎈 حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72
26.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❁﷽❁
#اعلام_برنامه
🏴 مادرم گفت حسینی باشم 🏴
💠 شب اول محرّم، سینهزنت آرزوشه؛
💠 با دستای یه پیر غلامت پیرهن سیاه بپوشه...
➖آئین سیاهپوشان حسینی➖
⚫️ ویژه مادران و فرزندان ۳ تا ۹ سال
⏰ زمان: چهارشنبه، ۴ تیر ماه، ساعت ۲۰؛
🏫 مکان: قم، پردیسان، بلوار ۲۲ بهمن، مجموعه فرهنگی ورزشی خانه مهندس.
جهت عضویت در کانال:
🚩 هیئت متوسلین به حضرت علی اصغر (سلاماللهعلیه)
https://eitaa.com/joinchat/826081764C10f6c1e3d1
🏳️🎈 حسینیه مادر و کودک علی اصغری ها (علیه السلام)
https://eitaa.com/joinchat/3463971883C6326821d72