ادرس کره ی زمین
جهان هستی، ابرخوشه کهکشانی لانیکیا، ابرخوشه کهکشانی سنبله، گروه محلی کهکشان ها، کهکشان راه شیری، منظومه خورشیدی و بلاخره ۱۵۰ میلیون کیلومتر دورتر از خورشید زمین زیبای ما
از آن سوی تاریکی
ادرس کره ی زمین جهان هستی، ابرخوشه کهکشانی لانیکیا، ابرخوشه کهکشانی سنبله، گروه محلی کهکشان ها، که
کسی ازت آدرس پرسید باید از این شروع کنی بعد آدرس خونه تو بگی
#آليس_فينی يه جا تو كتاب
#سنگ_كاغذ_قيچی ميگه :
زندگی یعنی انتخاب و دانستن اینکه
چطور وقتی درهم شکستهایم باز خودمان را
از نو بسازیم . همه ما این را میدانیم،
حتی آنهایی که تظاهر
به ندانستن میکنند .^^.
ִֶָ ࣪·˖ 𖤐 کیمیاگر ִֶָ ࣪·˖𖤐
کیمیاگر افسانه نرگس را میدانست، جوان زیبایی که هر روز می رفت تا زیبایی خود را در دریاچه ای تماشا کند. چنان شیفته خود می شد که روزی به درون دریاچه افتاد و غرق شد. در جایی که به آب افتاده بود گلی رویید که 'نرگس' نامیدندَش.
اما اسکار وایلد داستان را چنین به پایان نمی برد.
میگفت وقتی نرگس مرد، اوریادها_الهه های جنگل _ به کنار دریاچه آمدند که از یک دریاچه آب شیرین، به کوزه ای سرشار از اشک های شور استحاله یافته بود.
اورایادها پرسیدند : « چرا می گریی؟»
دریاچه گفت : « برای نرگس می گریم».
اورایادها گفتند : « آه، شگفت آور نیست که برای نرگس می گریی...» و ادامه دادند « هر چه بود، با آنکه همه ما همواره در جنگل در پی اش می شتافتیم، تنها تو فرصت داشتی از نزدیک زیبایی اش را تماشا کنی».
دریاچه پرسید : «مگر نرگس زیبا بود؟».
اورایادها شگفت زده پاسخ دادند : «کی میتواند بهتر از تو این حقیقت را بداند؟ هرچه بود، هر روز کنار تو می نشست».
دریاچه لختی ساکت ماند. سر انجام گفت : « من برای نرگس می گریم، اما هرگز زیبایی او را در نیافته بودم.
برای نرگس میگریم، چون هر بار از فراز کناره ام به رویم خم می شد، می توانستم در اعماق دیدگانش بازتاب زیبایی خودم را ببینم».
کیمیاگر گفت : « چه داستان زیبایی».
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پائولو کوئیلو