eitaa logo
زیرزمین
428 دنبال‌کننده
972 عکس
286 ویدیو
3 فایل
بهره‌برداری شده از امپراتوری ژئوپلیتیک مانا وابسته به حزب دیکتاتوری نئوسینتِتیکا صرفا برای خنزرپنزر و خزعبلات چنل اصلی: https://eitaa.com/hormeatashen ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4tkxonx&btn=نمی تو خود ناشناس جوابتونو میدم*
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی از در عبور میکنی، وارد یک قصر بزرگ میشی، اما بیشتر که توجه میکنی تو بیرون این قصری. با لباسی مبدل و کیفی کمری. در اونجا‌ تو پرنسسی هستی که سعی داره از قید و بند‌های سلطنتی رها بشه. شخصی که به دنبال ماجراجویی و ساخت خاطرات هیجان‌انگیزه ولی موندن توی قصر فقط اون رو توی قفس خودش حبس میکنه. برای: Mars
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وقتی از در عبور میکنی توی یک قایق ظاهر میشی. تو دوشیزه‌ای هستی که وسایلش رو جمع کرده و برای پیدا کردن معشوقه‌ی خودش از اون سمت دنیا‌ به فلورانس اومده. معشوقت‌ یکی از فرمانده‌های جنگه ولی تو نمیخوای که بجنگه و آسیب ببینه. از اونجایی که پدرت شغل با نفوذ دولتی‌ای داره، نامه‌ای برای ترخیص همسرت به تو داده و الان فقط کافیه که تو، اون معشوقه‌ی قدیمی رو پیدا کنی. برای: بی‌تو
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توی ایوان‌ یک قصر بزرگ ظاهر میشی. تو اندیشمند‌ موردعلاقه‌ی پادشاهی و قرار بود برای امشب که شب مهمی به شمار میره شعر زیبایی حاضر کنی تا در جلوی مهمان‌ها و بالای ایوان بخونی. اونجا با یک جادوگر آشنا میشی که برات فال میگیره‌ و آیندت‌ رو پیش‌بینی‌ میکنه. به این صورت که در روزگاری نه چندان دور، تبدیل به اندیشمند بزرگی میشی کسی که سال‌ها بعد اسمش رو فریاد میزنن‌. برای: درد قلبم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توی یک کالسکه ظاهر میشی. تو لردی هستی که بزرگترین جواهر نقره‌ای دنیا رو دزدیدی، داخل یک صندوقچه‌ی قدیمی مخفی کردی و الان داری به کشور خودت برمیگردی، توی راه راهزن‌ها و آدم های زیادی رو میبینی که سعی در گرفتنت‌ دارن، چون تو دزد معروفی هستی که ملکه برای سرش جایزه گذاشته، اما خب، هیچکس نمیتونه حتی وارد کالسکه بشه. چه برسه به دست زدن به صندوقچه. برای: narengi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توی حیاط یک خونه‌ی قدیمی ظاهر میشی، جایی که داستانش رو قبلا شنیدی. توی یکی از داستان‌های دنیای خودت، اینجا متعلق به یک دختر هنرمند بوده، دختری که به اجبار پدرش مجبور به تحصیل در رشته‌ی ریاضیات میشه، درحالی که جز هنر به چیز دیگه‌ای علاقه نداره. سرانجام دختر با یک چمدون بزرگ درحالی که خودشو شبیه پسرا کرده از خونه فرار میکنه. برای: باکی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توی یک کتابخونه ظاهر میشی. تو یکی از اندیشمندانی هستی که خیلی وقته اونجا زندگی میکنه و به دنبال کشف رازهای قدیمی دنیاست، کل دنیا رو سفر کرده تا کامل‌ترین کتابخونه رو پیدا کنه و الان تمام وقتشو توی کتابخونه میگذرونه. برای: بابونه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا