eitaa logo
زیرزمین
428 دنبال‌کننده
972 عکس
286 ویدیو
3 فایل
بهره‌برداری شده از امپراتوری ژئوپلیتیک مانا وابسته به حزب دیکتاتوری نئوسینتِتیکا صرفا برای خنزرپنزر و خزعبلات چنل اصلی: https://eitaa.com/hormeatashen ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4tkxonx&btn=نمی تو خود ناشناس جوابتونو میدم*
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توی حیاط یک خونه‌ی قدیمی ظاهر میشی، جایی که داستانش رو قبلا شنیدی. توی یکی از داستان‌های دنیای خودت، اینجا متعلق به یک دختر هنرمند بوده، دختری که به اجبار پدرش مجبور به تحصیل در رشته‌ی ریاضیات میشه، درحالی که جز هنر به چیز دیگه‌ای علاقه نداره. سرانجام دختر با یک چمدون بزرگ درحالی که خودشو شبیه پسرا کرده از خونه فرار میکنه. برای: باکی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توی یک کتابخونه ظاهر میشی. تو یکی از اندیشمندانی هستی که خیلی وقته اونجا زندگی میکنه و به دنبال کشف رازهای قدیمی دنیاست، کل دنیا رو سفر کرده تا کامل‌ترین کتابخونه رو پیدا کنه و الان تمام وقتشو توی کتابخونه میگذرونه. برای: بابونه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توی یک قصر بزرگ پر از گیاهای سرسبز ظاهر میشی. تو همون شاهزاده‌ای هستی که تمام مردم عاشقش هستن و به سرش قسم میخورن، شخصی که کشورش رو آباد کرد. دشمنان رو در سیاهچال انداخت و جادویی بزرگ رو در پس قلبش نگهداری کرد. جادویی که از پدر آموخته بود و در سنین کوچکتر سعی در کنترل اون داشت. جادویی که تونست کل کشور رو نجات بده. اون یه شاهزاده معمولی نبود و می‌تونست مثل یک الهه‌ از تمام مردمش دفاع کنه. برای: همرآز من
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وقتی در باز میشه، توی یک کلیسای قدیمی پا میذاری. تو همون پسری هستی که راهبه سعی در پنهان کردنت از پدر یعنی کشیش کلیسا داره. اون میدونه که کشیش یک مرد خیانتکار و گناهکاره. تو کسی هستی که باید کشیش رو از بین ببری: با یک خنجر خونین و چشم‌هایی پر نفرت. تو به مسیح اعتقادی نداری اما میدونی که چطور باید جلوی اهریمن‌هایی مثل کشیش رو گرفت. زمانی که به اون سمت در قدم میذاری خودت رو توی  اتاق کشیش میبینی، بالای تخت اون درحالی که دو دستی خنجر خونین رو از گلوی اون بیرون آوردی. برای: کلبه بارونی متروکه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توی پشت بوم یک خونه ظاهر میشی، با لباس‌هایی قدیمی، همونجا مشخص میشه که تو یکی از خانم‌هایی هستی که توی یک شهر بزرگ اما قدیمی زندگی میکنه. از اون خانم‌هایی که گربه‌ی ملوسی‌ دارن و مجموعه کتاب‌های قدیمی و عاشقانه رو توی کتابخونه داره. عاشق ویالون‌زدن و نقاشی منظره‌ی مقابلش‌ از پشت‌بوم. از اون‌ها که یک نگاه‌های عاشقانه‌ از مرد خوش‌قیافه و مهربونی که براش روزنامه‌ میاره دریافت میکنه. برای: love song
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زمستان سرد دانشگاه آکسفورد، تو دقیقا توی حیاط زمانی که برف اومده و تمام دانشجوها برای مراسم جشن بین برف خوش میگذرونن وارد اونجا میشی. هوا سرده، سرمای لذت‌بخشی که انگشتات رو سرخ میکنه. ساختمان دانشگاه دقیقا رو‌به‌روته و تو یکی از دانشجوهای اونجا. پچ پچ و صحبت‌ از گروهی به اسم " انجمن شاعران مرده " بین‌ بچه‌ها میپیچه اما باعث نمیشه که بازی رو متوقف کنن. برای: بیگانه