✅ داستان کوتاه (236)
🔹 معیار شیعه بودن؟
🌷 مردی همسرش را نزد حضرت زهرا (س) فرستاد که از او بپرسد آیا من واقعاً شیعه شما هستم؟
او به محضر حضرت شرفیاب شد و عرضه داشت:
شوهرم سلام میرساند و میپرسد که آیا او در زمره شیعیان شما هست یا نه؟
حضرت در پاسخ او فرمودند:
«اگر تا کنون به #واجباتی که به تو دستور داده ایم، عمل کرده ای، و #حرامهایی را که تو را از آن نهی کرده ایم، ترک کرده ای، بله تو شیعه ای؛ وگرنه نه.»
وقتی آن زن این پاسخ را به همسرش رساند، او گریان و نالان شد و مرتب میگفت: «وای بر من! چه کسی از گناه کردن جداست؟ پس در این صورت همیشه در جهنم خواهم بود!»
بعد از ساعتی همسر آن مرد، دوباره به خدمت حضرت زهرا (س) بازگشت و حال زار همسرش را گزارش داد.
حضرت با کلامی لبریز از عطوفت و حکمت فرمود:
«از جانب من به همسرت بگو، چنین نیست که تو پنداشتهای! شیعیان ما از برگزیدگان اهل بهشتند. اما محبان ما که دوست دوستان ما و دشمن دشمنان ما هستند و با قلب و زبان با ما هستند، اگر از دستورات #واجب ما سرپیچی کنند و از نواهی #حرام ما پرهیز ننمایند، شیعه واقعی ما نیستند ولی عاقبت پس از آنکه از گناهانشان در یکی از سه مرحله پاک شوند، از بهشتیان خواهند شد:
1️⃣ یا با بلاها و گرفتاریهای دنیوی
2️⃣ یا با انواع سختیها و مشکلات روز قیامت
3️⃣ یا پس از چشیدن عذاب در طبقه بالایی جهنم
تا آنکه به خاطر محبتشان به ما، نجاتشان می دهیم و ایشان را به نزد خودمان منتقل نمائیم»
📖 قالَ رَجُلٌ لاِمْرَأَتِهِ: اِذْهَبِي إِلَى فَاطِمَةَ (س) بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ (ص) فاسأليها عَنِّي: أَنَا مِنْ شِيعَتِكُمْ ، أَوْ لَسْتُ مِنْ شِيعَتِكُمْ ؟ فَسَأَلَتْهَا، فَقَالَتْ (س): قُولِي لَهُ: إِنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِمَا أَمَرْنَاكَ، وَ تَنْتَهِي عَمَّا زَجَرْنَاكَ، فَأَنْتَ مِنْ شِيعَتِنَا ، وَ إِلاَّ فَلاَ. فَرَجَعَتْ، فَأَخْبَرَتْهُ، فَقَالَ: يَا وَيْلِي، وَ مَنْ يَنْفَكُّ مِنَ اَلذُّنُوبِ وَ اَلْخَطَايَا؟ فَأَنَا إِذَنْ خَالِدٌ فِي اَلنَّارِ، فَإِنَّ مَنْ لَيْسَ مِنْ شِيعَتِهِمْ فَهُوَ خَالِدٌ فِي اَلنَّارِ . فَرَجَعَتِ اَلْمَرْأَةُ، فَقَالَتْ لِفَاطِمَةَ (س) مَا قَالَ لَهَا زَوْجُهَا، فَقَالَتْ فَاطِمَةُ (س) : لَيْسَ هَكَذَا، إِنَّ شِيعَتَنَا مِنْ خِيَارِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ ، وَ كُلُّ مُحِبِّينَا، وَ مُوَالِي أَوْلِيَائِنَا، وَ مُعَادِي أَعْدَائِنَا، وَ اَلْمُسَلِّمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ لَنَا، لَيْسُوا مِنْ شِيعَتِنَا إِذَا خَالَفُوا أَوَامِرَنَا وَ نَوَاهِيَنَا فِي سَائِرِ اَلْمُوبِقَاتِ، وَ هُمْ مَعَ ذَلِكَ فِي اَلْجَنَّةِ ، وَ لَكِنْ بَعْدَ مَا يُطَهَّرُونَ، مِنْ ذُنُوبِهِمْ بِالْبَلاَيَا وَ اَلرَّزَايَا أَوْ فِي عَرَصَاتِ اَلْقِيَامَةِ بِأَنْوَاعِ شَدَائِدِهَا، أَوْ فِي اَلطَّبَقِ اَلْأَعْلَى مِنْ جَهَنَّمَ بِعَذَابِهَا، إِلَى أَنْ نَسْتَنْقِذَهُمْ بِحُبِّنَا مِنْهَا، وَ نَنْقُلَهُمْ إِلَى حَضْرَتِنَا.
📚 البرهان في تفسير القرآن ج۴ ص۶۰۲
✅ خدا چه کسانی از قوم حضرت صالح (ع) را از عذاب دنیوی نجات داد و چه کسانی را نجات نداد؟
🌹جواب خدای #متقین:
ما قوم ثمود را هدایت كرديم ولى آنها كوردلى را بر هدايت ترجيح دادند. پس به خاطر #گناهانشان صاعقه عذاب آورِ خوار کننده، آنان را در بر گرفت. اما كسانى را كه ايمان آورده بودند و اهل #تقوا بودند، نجات دادیم.
✍️ شرح: ایمان و #تقوا عامل نجات #متقین از عذاب دنیوی بود و #گناه، عامل عذاب گناهکاران. مصداق #تقوای نجات یافتگان، اطاعت از دستورات #واجب و #حرامِ پیامبرشان بود.
📖 و أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى فَأَخَذَتْهُمْ صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ * وَ نَجَّيْنَا الَّذينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ (فصلت، 18)
آیه شماره 58
✅ خدا در قرآن به چه کسانی مژده داده است؟
🌹 سخن خدا در قرآن:
ما براى هر امتى عباداتى (از جمله قربانى حج) قرار داديم تا در هنگام قربانی، نام خدا را بر دامهاى بی زبان که روزى آنان نموده ايم، یاد كنند. پس بدانيد كه معبود و فرمانده همه شما انسانها در همه امتها خداست؛ بنابراین باید فقط #تسليم خدا شويد.
ای محمد! به کسانی که با فروتنی، #تسلیم دستورات #واجب و #حرام من هستند، از طرف من مژده بده!
📖 و لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهيمَةِ الْأَنْعامِ فَإِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتينَ (34 حج)
آیه شماره 65
✅ محکم ترین دستاویز در زندگی دنیا که انسانها را از سقوط نجات می دهد، چیست؟
🌹 سخن خدا در قرآن:
فقط کسی که خودش را #تسلیم خدا کند و به دستورات #واجب و #حرامش خوب عمل کند، به مطمئنترین دستگیره متمسّک شده و از سقوط نجات پیدا می کند؛ نه دیگران.
ثانیاً سرانجامِ همه امور به خدا برمی گردد؛ پس باید فقط #تسلیم او شد؛ نه #تسلیم غیر او.
📖 و مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى وَ إِلَى اللَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ (لقمان، 22)
آیه شماره 72
✅ ویژگی اصلی مؤمنان با توجه به آیه «آمَنَ الرّسول» چیست؟
🌹 کلام خدا در قرآن:
پيامبر خدا محمد، آنچه را از جانب مولایش بر او نازل شده، پذیرفته. مؤمنان هم کسانی هستند که همگى، یکتاییِ خدا و حقانیت فرشتگانش و #اطاعت از دستورات كتابها و فرستادگانش را قبول کردهاند و این گونه اعتراف کردهاند:
«ما ميان هيچ يك از پیامبران خدا فرقی نمى گذاريم و همگی را پیامبر خدا می دانیم».
آنها همچنین آزادانه می گویند:
«ما دستورات خدا را شنيديم و از آن #اطاعت می کنیم. مولای ما! ما دنبال آمرزش توییم. عاقبتِ همه ما ارجاع به دادگاه توست در قیامت.*
ما معتقدیم که خدا بر هیچ کس بیش از توانش تکلیف #واجب و #حرام نمی گذارد. هر کس به دستورات #واجب و #حرام خدا عمل کند، به نفع خود اوست و هر کس به آن عمل نکند، به ضرر خود اوست.
مولای ما! اگر عمل به دستورات تو را فراموش کردیم یا در عمل به آن خطا کردیم، ما را مؤاخذه نکن!
مولای ما! تکلیف سنگین هم بر دوش ما نگذار! آن طور که بر دوش کسانی (از یهودیان) که قبل از ما بودند، به خاطر گناهانشان گذاشتی. ضمناً آنچه توانش را نداریم، بر ما واجب نکن و از خطاهای ما بگذر و گناهانمان را بیامرز و ما را مشمول مهربانی ویژهات کن! فقط تو مولای مایی؛ پس خودت ما را بر جبهه کفر پیروز کن!»
📖 آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ * لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ (بقره، 285 و 286)
آیه شماره 73
✅ از میان دوستانمان کدامیک از همه بهتر است؟
🌷 پیامبر اکرم (ص):
بهترین دوست تو کسی است که
1️⃣ به تو در اطاعتت از دستورات #واجب و #حرامِ خدا کمک کند
2️⃣ از #گناه کردن منعت کند
3️⃣ تو را به راضی کردنِ خدا امر کند.
📖 خيْرُ إِخْوَانِكَ مَنْ أَعَانَكَ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ صَدَّكَ عَنْ مَعَاصِيهِ وَ أَمَرَكَ بِرِضَاهُ
📚 مجموعة ورام، ج2، ص: 123
✅ داستان کوتاه (240)
🌷 الگوی سیاسی ذوالقرنین
🔸 بر اساس آیات 83 تا 98 سوره کهف
قصه از آنجا شروع می شود که خدا به حضرت محمد خطاب می کند:
محمد! کافران درباره ذوالقرنین از تو می پرسند. به آنها بگو: «بخشی از سرگذشت او را از قرآن برایتان خواهم خواند.»
ما به ذوالقرنین قدرت و حکومت داده و هر وسیلهای که برای حکومت نیاز داشت، در اختیارش گذاشته بودیم. به همین دلیل او با پیگیری آن اسباب، راهی سفر شد تا وقتی که به سرزمینی در غرب مکه رسید و از دور دید خورشید در منطقهای مردابمانند و لجنزار غروب می کند و قومی کافر در کنار آن ساکنند. به ذوالقرنین گفتیم: «این کافران را شکنجه می کنی یا در بینشان سیاستی پسندیده در پیش می گیری؟»
ذوالقرنین پاسخ داد:
«هر یک از آنها که با نافرمانی از دستورات #واجب و #حرامِ تو در حق تو ظلم کرده، شکنجهاش خواهیم کرد. بعد از آن هم که به دادگاه مولایش در قیامت ارجاع داده می شود، و طبعاً خدا او را شکنجهای بیسابقه خواهد کرد. اما هر کس اطاعت انحصاری از خدا را پذیرفته و به دستورات #واجب و #حرامش عمل کرده، بهترین پاداش نصیبش می شود و خود ما هم تکالیف #واجب و #حرام سادهای به او خواهیم داد.»
پس از آن ذوالقرنین با پیگیری اسباب قدرتش دوباره راهی سفر شد تا وقتی به سرزمینی در شرق مکه رسید، دید خورشید بر قومی می تابد که غیر از نور خورشید، پوشش دیگری برایشان قرار ندادهایم. او در اینجا هم با همان سیاست قبلی عمل کرد و ما بر اوضاع او کاملاً اشراف داشتیم. پس از آن با پیگیری اسباب قدرتش دوباره راهی سفر شد تا اینکه به درّهای بین دو رشته کوه رسید و در کنار آن دو، قومی را پیدا کرد که زبان او را به آسانی نمی فهمیدند.
با این حال به ذوالقرنین گفتند: «ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج دو گروه مفسد فیالارضاند که به ما حمله می کنند و ما را می کشند و غارت می کنند. پس آیا دستمزدی برایت معیّن بکنیم با این قرارداد که در این درّه، بین ما و آنها سدّی بسازی؟»
ذوالقرنین پاسخ داد:
«آنچه مولایم خدا در آن به من قدرت داده، بهتر از دستمزد شماست. من نیازی به دستمزد شما ندارم؛ پس شما فقط با نیروی کار و تهیه مصالح به من کمک کنید تا بین شما و آنها سدّ محکمی بسازم. برایم قطعات سنگ آهن بیاورید.»
آنها شروع به کار کردند تا اینکه وقتی ذوالقرنین سنگها را روی هم چید و دو طرف کوه را با آن همسطح کرد، دستور داد: «روی سد، آتش روشن کنید و در آن بدمید.»
آنها هم آتش روشن کردند و در آن دمیدند تا آتش فراوانی شد. آنگاه دستور داد: «مس مذاب بیاورید تا روی سد بریزم.»
و این کار را کردند.
بنابراین آن سد چنان محکم شد که دو گروه یأجوج و مأجوج دیگر نه توانستند از آن بالا بروند و نه توانستند آن را سوراخ کنند.
ذوالقرنین در پایان گفت: «علم ساخت این سد، لطفی است از جانب مولایم خدا. بنابراین وقتی وعدهی قیامت مولایم فرارسد، خودش آن را در هم کوبیده و صاف می کند. ضمن اینکه وعدهی قیامتِ او حق است و قطعی.»
🔹 از علی آموز ... (18)
✅ چگونه به خواسته هایمان برسیم؟
🌷 امام علی (ع) :
خدا به حضرت داود (ع) وحى کرد:
اى داود! تو چيزى مي خواهى و من هم چيزى. اما اتفاق نمی افتد مگر آنچه من مي خواهم. پس اگر #تسليم دستورات #واجب و #حرامِ من شوى، آنچه را می خواهى به تو عطا می كنم. اما اگر تسليم دستورات من نشوى، تو را در رسیدن به آنچه مي خواهى، به زحمت می اندازم و در آخر هم فقط آنچه من مي خواهم، اتفاق می افتد.
🌷 أوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا دَاوُدُ تُرِيدُ وَ أُرِيدُ وَ لاَ يَكُونُ إِلاَّ مَا أُرِيدُ فَإِنْ أَسْلَمْتَ لِمَا أُرِيدُ أَعْطَيْتُكَ مَا تُرِيدُ وَ إِنْ لَمْ تُسْلِمْ لِمَا أُرِيدُ أَتْعَبْتُكَ فِيمَا تُرِيدُ ثُمَّ لاَ يَكُونُ إِلاَّ مَا أُرِيدُ.
📚 التوحيد صدوق , جلد۱ , صفحه۳۳۷
✅ داستان کوتاه (241)
🌷 قصه مریم و تولد عیسی
🔸 بر اساس آیات 16 تا 36 سوره مریم
داستان از اینجا شروع می شود که خدا به پیامبرش خطاب می کند:
محمد! در این کتاب به یاد سرگذشت مریم هم باش؛ همان زمان که او از خانوادهاش فاصله گرفت و برای عبادت در مکانی در شرق مسجدالاقصی که مردها هم در آن رفت و آمد داشتند، خلوت گزید.
به همین دلیل در مقابل آنها مانعی ایجاد کرد تا کاملاً محفوظ باشد. بنابراین ما هم فرشته خود، جبرئیلِ روح الامین را که طبعاً وجودی غیر جسمانی داشت، به سوی او فرستادیم. به همین خاطر بدون آنکه جسمی داشته باشد، برای مریم در هیئت یک انسان کامل نمایان شد.
وقتی مریم با او در هیئت یک مرد ناشناس مواجه شد، از آنجا که گمان می کرد او انسان است، با نگرانی به او گفت: «من از تو به خدای رحمان پناه می برم؛ اگر اهل تقوایی، نزدیک نشو.»
جبرئیل هم به او گفت: «من فقط فرستاده مولایت هستم تا پسری پاک و باتقوا به تو عطا کنم.»
مریم با نگرانی و تعجّب پرسید: «چگونه پسردار می شوم در حالی که تا کنون نه هیچ مردی به من دست زده و نه من بدکاره بودهام.»
جبرئیل پاسخ داد: «مولایت این طور گفته که این کار برای من آسان است. ما این کار را می کنیم تا قدرت خود را در آفرینش یک انسان بدون پدر نشان دهیم و تولّد این گونه ی او را به عنوان نشانهای قرار دهیم بر اثبات قدرتمان بر زنده کردن انسانها در قیامت، و همچنین او وسیله رساندن مهربانیمان به انسانها باشد. ضمناً این امری است حتمی که باید انجام شود.»
در نتیجه مریم به عیسی باردار شد و لذا با او راهیِ مکانی دور از چشم دیگران گشت.
مدّتی که گذشت، یک روز درد سخت زایمان، او را به سمت تنه یک درخت خشکیده خرما کشاند. در آن شرایط سخت، مریم با خودش گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم و از تمام یادها کلاً فراموش شده بودم.»
به همین دلیل فرزندش که به دنیا آمد، از زیر پایش او را صدا زد و گفت: «غصّه نخور مادر! مولایت در پایین پایت نهر آبی قرار داده. ضمناً تنه درخت خرما را به سمت خودت تکان بده تا بر سرت خرمای تازه بریزد. پس هم از خرما بخور، هم از آب نهر بنوش و هم به خاطر تولّد من خوشحال باش! بنابراین جای نگرانی نیست. هر کس را دیدی که از فرزندت می پرسد، با اشاره بگو من برای خدای مهربان نذر یک روز روزه سکوت کردهام. به همین دلیل امروز به هیچ وجه با کسی حرف نمی زنم.»
بنابراین مریم فرزندش را در حالی که او را در بغل داشت، نزد قومش آورد. آنها او را که دیدند، بهتزده و متعجّب به او گفتند: «مریم! کار عجیب و زشتی کردهای که از تو بعید بود. خواهر هارون! تو که پدرت مرد بدی نبود. مادرت هم بدکاره نبود! پس این بچه چیست در بغلت؟»
به همین دلیل مریم طبق دستور، به فرزندش اشاره کرد که از او بپرسند. آنها باز هم با تعجّب پرسیدند: «آخر با کسی که در گهواره است و کودک، چگونه حرف بزنیم؟»
ناگهان کودک به حرف آمد و گفت: «من #عبد خدا هستم. او به من کتاب مقدس خواهد داد و مرا به پیامبری منصوب خواهد کرد. ضمناً چون #عبد #مطیع خدا هستم، وجود مرا هر جا که باشم، مایه خیر و برکت قرار خواهد داد و مرا به نماز و زکات سفارش خواهد کرد تا وقتی که زنده باشم و به رعایت حقوق واجب مادرم. مرا گردنکش و فرمانناپذیر هم نخواهد کرد. ضمن اینکه به خاطر این صفات، هم در روز تولّدم در امنیت بودم، هم روزی که می میرم و هم روزی که دوباره زنده می شوم.»
محمد! این است عیسی بن مریم؛ همان کلمه حق خدا که در مخلوق بودنش تردید دارند؛ همان مخلوقی که با کلمه «موجود شو»ی خدا آفریده شده؛ نه اینکه فرزند خدا باشد.
محال است خدا برای خودش فرزندی برگزیند. ساحت او از این تهمتها مبرّاست. او هر گاه آفرینش چیزی را اراده کند، فقط به آن می گوید «باش!» و آن، موجود می شود. پس نیازی به فرزند ندارد.
عیسی همچنین به صراحت گفته بود:
«خدا هم مولای من است و هم مولای شما؛ پس فقط عبد او باشید و از دستورات #واجب و #حرامِ او اطاعت کنید که #صراط #مستقیم و راه معتدل زندگی، همین است.»
🔹 از علی آموز ... (20)
🌹چه کنیم که هرگز گمراه نشویم؟
✅ امام علی (ع) :
تبعیت کنید از نوری (نور قرآن) که هیچ گاه خاموش نمی شود و چهره ای که هیچ گاه کهنه نمی گردد و تسلیم دستورات #واجب و #حرامش شوید. چون در صورتی که تسلیم دستورات #واجب و #حرام قرآن شوید، هرگز گمراه نخواهید شد.
📖 اتَّبِعُوا النُّورَ الَّذِي لَا يُطْفَأُ وَ الْوَجْهَ الَّذِي لَا يَبْلَى وَ اسْتَسْلِمُوا وَ سَلِّمُوا لِأَمْرِهِ فَإِنَّكُمْ لَنْ تَضِلُّوا مَعَ التَّسْلِيم.
📚 تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 111