باور کنید اگه
یکی دوستای من رو از روی زمین بر داره
نصف حرص خوردن های منم تموم میشه:///
آرزو
حال و روز امروزم
میدونید مشکل ما چیه ؟
اینه که صحبت کردن بلد نیستیم
توی ذهنمون میبُریم و میدوزیم و میپوشیم
اما یک کلمه هم در موردش صحبت نمیکنیم
شاید همه اش سو تفاهم باشه
شاید نمیفهمه که چرا ناراحتیم
شاید بلد نیست چطور باهامون رفتار کنه
فقط بلدیم توی ذهنمون در موردش فکر کنیم
فقط بلدیم قضاوت کنیم
فقط بلدیم ناراحت باشیم بدون این که دلیلش رو به کسی بگیم
صحبت کردن یکی از نعمات الهی که به انسان داده
لطفا یخورده ازش استفاده کنیم
#تلنگری_برای_خودم
برای من عذاب آور ترین نوع ارتباط
ارتباطیه که به عوامل دیگه وابسته باشه
مثل ارتباط با همکلاسی هایی که با تموم شدن مدرسه ها دیگه اصلا یادی ازت نمیکنن
و یا معلم هایی که بعد از پایان سال تحصیلی ممکنه اسمت رو هم فراموش کنن
یا مثلا ارتباط با کسی که فرد دیگه ای باعث به وجود اومدن این ارتباط شده و اگه اون شخص ثالث با یه طرف کات بکنه کل ارتباط اون دو نفر متلاشی میشه
در این جور مواقع احساس میکنم ارزش شخصیتم میاد پایین
احساس میکنم که اون ارتباط ها هیچ کدوم به خاطر خودم نبوده و همش ظاهری بوده
آزار دهنده است:/
آرزو
برای من عذاب آور ترین نوع ارتباط ارتباطیه که به عوامل دیگه وابسته باشه مثل ارتباط با همکلاسی هایی ک
دل آدم گاهی فارغ از رابطه ها برای کسی تنگ میشه
حق داره
دفتر نیست که یه برگش رو بکنی بندازی دور
#ارسالی
روز هفتم محرم برام خیلی ارزشمنده
میخواستم درباره ی این روز بنویسم
میخواستم از برنگشتن عمو بنویسم
از دنبال آب گشتن سکینه خاتون
از نگرانی بیبی رباب
از بی رحمی تیر سه شعبه
از غم ابی عبدالله
از گهواره خالی
از لالایی بدون مستمع
از نیزه هایی که...
از شبی که آب...
از سر هایی که...
ولی دیدم من لایقش نیستم
تنها کسی اجازه داره در این مورد بنویسه که بهش علم کامل داره
کسی که معنی کلمات رو به خوبی میدونه و بلده که هر چیزی رو برای چی استفاده کنه
نه مثل منی که علمش فقط اندازه ی چند تا روضه ای که رفته هست
راستش افسوس خوردم
ای کاش میتونستم که بنویسم
ای کاش لیاقتش رو داشتم
آرزو
#گوشه_ای_از_عزاخانه_اش
این ستون خانه هایمان نیست که آرامش برایمان فراهم میکنند
این نام های شماست که قلب هایمان را آرام میکند