eitaa logo
آرزو
20 دنبال‌کننده
475 عکس
58 ویدیو
0 فایل
توی دنیای بچگیم اسمم "آرزو" بود اینجا نوشته هام، احساساتم، نظراتم و چیز های دوست داشتنیم رو ثبت میکنم:) برای صحبت مون : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4g5k43n&btn=آرزو
مشاهده در ایتا
دانلود
قبل از سفر به اصفهان دایی برای اینکه دلخوشم کنه به رفتن و نگرانی هام رو کمرنگ کنه گفت روضه های اونجا سنتیه؟ اگه سنتی باشه خیلی باحاله برو ببین چه شکلیه فکر کنم توی سینی های خاصی پذیرایی میکنن برو ببین از اون سینی ها هم برامون بخر و بیار و من بهش خندیدم و حالا من برای اینکه خودم رو دلخوش کنم به این اومدن میخوام چیز های جالبی که در مورد روضه های اصفهان فهمیدم رو بنویسم خب باید بگم که روضه های اینجا سنتی نبود( شایدم بود ) و توی سینی خاصی پذیرایی نمیکردن پس با موضوع دیگه ای شروع میکنم اول این که خیلی از روضه های اینجا از کله سحر ( به معنای واقعی کلمه ) شروع میشن مثلا روضه های دایی رضا ( دایی بابام ) ساعت دو و نیم شروع میشه و تا ساعت هفت ( ساعتی که روضه های ما توی قم شروع میشه و من و دوستام بهش میگفتیم کله سحر ) ادامه داره دلیل این طولانی بودنش هم اینکه روضه های اصفهان معمولا دو سه تا منبری دارن مثلا برنامه روضه های دایی رضا اینه که نیم ساعت قبل اذان صبح مناجات دارن بعد نماز جماعت بعد نماز استغاثه بعد منبری اول و دوم و سوم بعد روضه ی روضه خون و بعد زیارت عاشورا و حدیث کسا حالا سوال پیش میاد که ملت حوصله دارن که این وقت صبح بشینن پای حرف های سه تا منبری؟ خب معلومه که نه ماجرا اینه که اینجا هرکس هر وقت دلش بخواد میاد و هر وقت دلش بخواد میره مردم اکثرا فقط برای یکی یا دو تا منبری میشینن ( به جز اقلیتی مثل ما که نیت میکنن از اول تا آخر روضه رو باشن) باز سوال پیش میاد خب صبحونه به کیا میرسه؟ باید بگم همه به این صورت که در حین منبری اول صبحونه های تک نفره رو پخش میکنن و بعد از اون هرکی وارد میشه دم در بهش صبحونه اش رو میدن و حالا کی میخورن؟ تا جایی که من دیدم خانم ها خیلی خانمانه صبحونه شون رو میزارن توی کیف شون و میبرن خونه میخورن ولی گویا آقایون در حین سخرانی منبری صبحونه شون رو نوش جان میکنن ( به نظرم منبری هاشون خیلی آقان که ناراحت نمیشن ) البته شاید برای همینه که منبری ها زیاد به مستمعین ( در حال خوردن ) شون نگاه نمی‌کنن و بیشتر با دیوار روبرو شون حرف میزنن منبری رو از کجا دیدم؟ خب با یه حقیقت جالب دیگه روبرو میشیم اونم اینکه گویا معمولا منبر ها خیلی بلند هستن و پرده هایی که آقایون رو از خانم ها جدا میکنن نسبت به منبر کوتاه تر ( اندازه قد یه آدم ) هست و منبر جوری گذاشته میشه که خانم ها هم منبری رو ببینن ( توی روضه دایی رضا پرده دقیقا از کنار منبر کشیده شده بود و تقریبا از همه جا میشد منبری رو دید) با اینکه جناب منبری به قسمت خانم ها اصلا نگاه نمی‌کرد ولی فکر کنم همین که همه حس میکردن زیر نظر منبری هستن باعث می‌شد سکوت عجیبی برقرار باشه یه سری جزئیات دیگه ای هم از قبیل کتیبه های گلدوزی شده و چایی های مداوم و صندلی های زیاد هم هست که توضیح دادنشون سخن رو به درازا میکشه پ.ن: مطمئن نیستم همه این چیز هایی که گفتم توی همه روضه های اصفهان برقرار باشه ولی با تحقیقات ( غیر مستند ) ای که من کردم گویا در خیلی از روضه های این شهر برقراره
اصفهان
آرزو
اصفهان
عکاسی خودم نیست و یخورده تار افتاده ولی چون گفتید منظورت از کتیبه گلدوزی شده چیه فرستادم کتیبه ها چاپی نیستن و گلدوزی شدن ( ای کاش خودم از یکی از کتیبه ها عکس میگرفتم کاملا نشون میدادم منظورم چیه ) و نکته ی جالب این کتیبه ها اینه که زیر همه شون نوشته شده که چه سالی و چه کسی کتیبه رو اهدا کرده و همچنین نوشته شده که کتیبه توسط چه کسی گلدوزی شده و همینش برام جالب بود
هدایت شده از آرزو
آرزو
#گوشه_ای_از_عزاخانه_اش
عمق این مرثیه را مشک و علم می‌دانند داستان را همهٔ اهل حرم می‌دانند بعد عباس¹³³ دگر آب سراب است، سراب غیر آن اشک که در چشم رباب است، رباب...
یاد اون جمله ای افتادم که میگفت:
هدایت شده از آرزو
با خودم فکر میکنم اصلا چرا باید "رباب" با "آب" هم قافیه باشد؟