#جمعههاییبهرنگکتاب📚
#راستیدردهایمکو؟
نویسنده:محسنحسنزاده
روایتی از زندگی مدافع حرم
#شهیدعباسدانشگر
قسمتیازکتاب↯
کسی انگار شنهای ساعتشنی را
به آسمان پاشیده است .
زمان را گم کردهام ، میروم توی حیاط
خانه ، بابا و مامان نشستهاند روی تخت
گوشۀ حیاط و چای مینوشند .
آفتاب از لا به لای درختان خانه میتابد و
رگه های نور ، خود را به گلهای باغچه
میرسانند . گنجشكها راه خانه را یاد گرفتند.
مینشینند روی درخت انار و
سر و صدایشان حیاط را پر میکند .
بابا ، خیره به گنشجكها و غرق تماشای
آنهاست .صدایم میکند و دستم را
میگیرد . دستهای بابا گرماند .
گنجشكها را نشانم میدهد .
طنین صدایش توی گوشهایم
میپیچد و تکرار میشود :
" عباس ! مثل این گنشجكها پرواز کن .. "
به حرف بابا گوش میدهم ..
@aseman_del مرواریدهای خاکی