هدایت شده از فصل فرهنگ | فلاح شیروانی
..:: #تحلیل ۱۱ ::..
#اقتصاد_جنگ
شاید برای خیلیها این نکته محرز است که ما اقتصاد بدی داریم، ولی اندیشمندان نافذالرأیی داشته و داریم که نظرشان درباره اقتصاد امروز ایران این نیست و چنین نگاهی را یک برآورد سطحی، عاطفی، عوامانه و وارداتی(؟!) میدانند. درباره این نگاه خواهیم نوشت.
در جنگ جاری میتوان به حال کشور ایران و کشورهای منطقه نگریست و یک ارزیابی درباره اقتصاد ایران به دست آورد. نوشته زیر به این امر پرداخته است.
┄┅••؛••┅┄
●|| سقوط رؤیای دبی؛ ویترینی که دیگر نمیدرخشد ||●
• تهیه شده در میز جنگ موسسهی هاتف
• سالها تصویری فریبنده از «پیشرفت» جلوی چشم ما گذاشتند: برجهای بلند، مراکز خرید عظیم، خیابانهای براق، هتلهای لوکس و شهری که انگار از دل آینده آمده است. اسم این تصویر، در سالهای اخیر بیشتر از هر جا «دبی» بوده. گویی قرار بوده ما هم باور کنیم که آینده، یعنی شبیه شدن به همین ویترینهای پرزرقوبرق. اما امروز، بیش از هر زمان دیگر روشن شده که این تصویر، نه الگوی قدرت، بلکه الگوی وابستگی است.
• دبی و امثال آن، پیش از آنکه نماد توسعه باشند، محصول یک نظم سیاسی و اقتصادی خاصاند: جمعیت کم، ثروت عظیم نفتی، امنیتی که از بیرون تأمین میشود، و اقتصادی که بر واردات، خدمات و نمایش بنا شده است. این مدل شاید در روزهای آرام، درخشان و جذاب به نظر برسد، اما بحران و جنگ، حقیقت آن را خیلی زود آشکار میکند. کشوری که غذایش، تجارتش، امنیتش و گردش سرمایهاش به بیرون وابسته است، با هر لرزش بزرگ منطقهای، بیش از آنکه «قدرتمند» باشد، شکننده است.
• در ماههای اخیر، همین شکنندگی را میتوان در نبض زندگی روزمره دبی دید؛ سرمایهها نگران، بازارها سرد، هزینهها سنگین، و مهاجرانی که برای کار در شهری با اجارههای نجومی و آینده نامطمئن، روزبهروز بیشتر تحت فشارند. ویترینی که روزی پر از توریست و سرمایه خارجی بود، حالا با تزلزل بازار جهانی و بحرانهای سیاسی منطقه، رنگ از رخ برده است. درخشش مصنوعیاش دیگر پنهان نمیکند که زیر آن، اقتصادی ایستاده که بیریشه و لرزان است.
اشتباه بزرگ این است که ویترین را با واقعیت یکی بگیریم. آنچه از دبی دیده میشود، برج خلیفه و سواحل و مراکز مالی است؛ اما پشت این تصویر، ساختاری قرار دارد که بر نیروی کار مهاجر، نابرابری شدید، نبود مشارکت سیاسی واقعی و وابستگی کامل به نظم جهانی تکیه دارد. این مدل تا وقتی جواب میدهد که جهان آرام باشد، مسیر تجارت باز است که معلوم میشود تفاوت «تجمل» با «قدرت» لحظه بحران است که معلوم میشود تفاوت «تجمل» با «قدرت» چیست.
• ایران را نمیتوان با این الگو سنجید، چون ایران اساساً از جنس دیگری است. ایران یک شیخنشین کوچک نفتی نیست؛ ایران یک ملت تاریخی است، با جغرافیای بزرگ، جمعیت عظیم، حافظه تمدنی و تجربه طولانی مقاومت. کشوری با این وزن تاریخی، نه میتواند و نه باید سرنوشت خود را بر مصرفگرایی، واردات، امنیت اجارهای و رفاه بیریشه بنا کند. برای یک واحد کوچک بندری، شاید این مدل مدتی جواب بدهد؛ اما برای ایران، چنین مسیری چیزی جز کوچک شدن، تهی شدن از قدرت ملی و وابستگی بیشتر نیست.
ما یک بار هزینه چنین خیالی را دادهایم. در دوره پهلوی هم قرار بود ایران با نفت، تجدد وارداتی، نمایش توسعه و وابستگی امنیتی، به کشوری «مدرن» تبدیل شود. اما آن مسیر، چون از درون بیریشه و نابرابر بود، دوام نیاورد. مردم ایران فقط علیه یک حکومت قیام نکردند؛ علیه یک الگوی وابسته و تحقیرآمیز شوریدند. به همین دلیل، «ما نمیخواهیم دبی بشویم» فقط یک شعار احساسی نیست؛ پشت آن، یک تجربه تاریخی سنگین قرار دارد.
• جنگها و بحرانهای منطقهای، یک حقیقت مهم را دوباره آشکار کردهاند: تفاوت میان امنیت وارداتی و امنیت درونزا. کشوری که بقایش را از بیرون میگیرد، در لحظه خطر معلق میشود؛ اما کشوری که توان دفاعی، ظرفیت بومی و اراده ایستادگی دارد، حتی اگر هزینه بدهد، بر پای خود میماند. پیشرفت واقعی این نیست که در روزهای آرام بدرخشی؛ پیشرفت واقعی این است که در روزهای طوفان فرو نپاشی.
• ایران اگر قرار است آیندهای بزرگ داشته باشد، آن آینده نه در تقلید از دبی، بلکه در بازگشت به منطق خودش است: استقلال، تولید، قدرت ملی، امنیت بومی، عدالت و تابآوری. آینده ایران، نه یک ویترین مصرفیِ وابسته، بلکه یک قدرت تمدنیِ مستقل است. ما اگر بخواهیم پیشرفت کنیم، باید از درون خودمان بجوشیم، نه آنکه نسخه آماده دیگران را بر تن این ملت تاریخی بپوشانیم.
امروز دیگر میشود این را با اطمینان گفت:
دبی شاید برای بعضیها رؤیای رفاه باشد،
اما برای ایران، رؤیای دبی شدن چیزی جز کابوس وابستگی نیست.
🆔@hatefmag
┄┅••،••┅┄
..:: Fa_Farhang ::..
هدایت شده از فصل فرهنگ | فلاح شیروانی
..:: #تحلیل ١٢ ::..
●|| به ملت بهپا خاسته نقش فعال باید داد! ||●
حجت الاسلام حامد خواجه
• جریان زندگی در دل جنگ
💠 جنگ از ده روز هم گذشته است و در ایران زندگی کاملا در جریان است؛ و امّا در مقابلْ وضعیت دشمن نابسامان است؛ یکطرف زندگی موشوار در پناهگاههای فاضلابی رواج یافته و طرف دیگر تمام پایگاههایش در منطقه را از دست داده است و هزینه سوخت و انرژی در جهان در حال افزایش است؛ و افکار عمومی نیز این جنایت و تجاوز را محکوم میکند و روز به روز بر نفرتشان از آمریکای خونخوار و استکبار جهانی بیشتر میشود.
🔸 اگر از سطوح خرد اقتصادی کمی فاصله بگیریم و کمی کلان و از بالا نگاه کنیم؛ در عین قبول وضعیت معیشتی و اقتصادی و تورم افسار گسیخته، اذعان خواهیم کرد در این درگیری نهتنها بازار کالاهای اساسی زندگی بهمنریخته است؛ بلکه در فرآیند تولید محصولات صنعتی و غیر ضروریِ در شرایط جنگی نیز هیچ احساس توقف و بحران به وجود نیامد است.
ایران و ملت ایران در حال مبارزه با آمریکایی است که بسیاری از کشورهای قدرتمند دنیا از تصور درگیری با او نیز واهمه دارند، امّا در ایران بعد از ده روز جنگ و زد و خورد، هنوز مردم نه تنها به میادین برای حمایت میآیند و درخواست بیشتر و سختتر زدن و استقامت و عدم پذیرش آتشبس دارند که کاملا زندگی نیز در میان این مردم جریان دارد.
🔹 این جنگ اگر به هر کشور دیگری در دنیا تحمیل شده بود، قطعا فروپاشی اقتصادی و حتی سیاسی را تجربه میکرد و توان تحمل یکیْ دو روزهِ جنگ را هم نداشت؛ چنانچه میبینیم که به ایران حمله شده است ولی بازارهای جهانی در حال دچار شدن به بحران هستند؛ حداقل بازار حاملهای انرژی در حال رشد قیمت افسار گسیخته است و ایران که در دل جنگ است، ثبات دارد؛ و باید پذیرفت که سهم تاثیرگذاریِ حاملهای انرژی در دیگر بازارها زیاد است.
ایران سالهاست که به شرایط اقتصادِ جنگی عادت کرده است؛ این همان اقتصاد مقاومتی و استقلال در اقتصاد است که سالیانی شهید امام خامنهای پای آن ایستادند و ما الان ثمره آن را در دل جنگ میچشیم.
زیرساختهای معیشتی و زندگی مردم، به عنایت امام زمان ارواحنافداه و رهبری داهیانه شهید امام خامنهای و تلاش مسئولین آنچنان دقیق سامان یافته است که حتی نوسانات و هیجانات طبیعی ناشی از جنگ، کنترل و مدیریت میشود؛ که دیدیم صفهای بنزین و نانواییها و فروشگاهها که از هیجانات ابتدای جنگ بود، بعد از دو روز جمع شد.
📌 این «جریان زندگی در ایران» حتی در سختترین شرایط جنگی، برگ برندهای است که نباید از آن غفلت کرد؛ به خصوص حال که ملت ایران مانند همیشه پای کار این انقلاب و ایران آمدهاند؛ اینکه ملت و مردم در شب چند ساعتی در خیابانها بیایند و راهپیمایی و تجمع داشته باشند، خوب است و حتی ضروری است؛ ولی نباید در استفاده از این سرمایه الهی، یعنی ملت بهپا خاسته، به همین حد اکتفا کرد؛ بلکه با تعریف نقش و جایگاه دادن به این ملت میتوان نه تنها در این جنگ به سرعت پوزهِ دشمن را به خاک مالید بلکه در نبرد تمدنی نیز میتوان آنچنان ورق را برگرداند که بانگ فرو ریختن تمدن مادیِ مدرنیته، به گوش جهانیان برسد.
🔑 نظامیان شجاع ما در حال نبرد هستند و همچنین مسئولین دلسوز و باتقوای ما نیز در حال خدمت به ایران و ملت هستند امّا وظیفه اصلی ما افرادِ عادی، همین حفظ و دمیدن در «جریان زندگی » است؛ همان که شهید امام خامنهای در دوران جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران، به آن توصیه کردند.
و از جمله لوازم جریان داشتن زندگی، این است که تصویر این زندگی و در جریان بودن آن را به تمام ایران نشان بدهیم و چه بهتر اگر بتوانیم این را در سطح جهانی رسانهای کنیم؛ یعنی جهانیان ببیند که ایران در دل جنگ، مشغول زندگی است؛ یعنی به برکت اسلام و با تکیه به ایمان مردم، آنقدر قدرت پیدا کرده است که جنگیدن با ابرقدرتها هیچ نمیتواند جریان زندگی آنان را مخطل کند.
و برای این مقصود به راحتی میتوان به مردم نقش داد؛ زندگی چیزی است که مردم آن را میدانند.
📍شاید در مصادیق نشان دادن و دمیدن در این «جریان داشتن زندگی» بتوان مواردی از قبیل ایثارها و فداکاریها و از خودگذشتگیهای مردم را به نمایش گذاشت؛ چه بسیار کاسبانی که در شرایط فعلی هوای هموطن خود را دارند و چه بسیار محلههایی که در این شرایط بیشتر به همسایه و هممحلی خود توجه دارد.
مثلا شاید بتوان گفت که در مساجد دائما غذای نذری پخته شود و میان مجاهدین امنیت و بسیجیانی که این روزها در سطح شهر جانافشانی میکنند، پخش شود و یا حتی از کلانتریها و نیروهای امنیتی رسمی نیز پشتیبانی شود.
به هر نحو که شده است باید در این جریان داشتن زندگی دمید و با هر زبان و بیانی باید مردم را که برای ایران و نظام خود به پاخاستهاند به سمت این امر سوق داد و به آنها نقش فعال و تاثیرگذار در این خصوص داد.
..:: Fa_Farhang ::..
هدایت شده از محسن قنبریان
🇮🇷 اینجا ایران است...!
1⃣ جان یک جهان بی جان!
• فرق یک «جامعه کافر» با «جامعه مؤمن» را در «متن زندگی» آن جامعه باید دید؛ نه پستوی ذهن یا کتابخانه و کنیسه و کلیسایش.
• فرق یک «جامعه دین باز» با «جامعه دین دار» کجاست؟! دقیق تر از «متن جامعه» بگو!
جامعه، پر از قرآن و نماز و روزه و افطار و حتی حجاب و حدود باشد، دیگر حتماً دیندار است و دین باز نیست؟!
• «مناسک و اعمال» خیلی مهم اند؛ «جامعه متنسّک» (۱) را از «جامعه متهتّک» (۲) جدا می کند؛ اما از جامعه دین باز نه!
«إذٰا نٰادَیْتُمْ إلَی الصَّلٰاةِ اتَّخَذُوهٰا هُزُواً و لَعِباً»(۳)
• «ایمان» معیار حقیقی است.
جامعه دیندار، اعمال و مناسکش از ایمان می جوشد، نه از رسم و عادت یا نفاق و تقلب!
ایمان است که: «قٰامُوا إلَی الصّلٰاة»(۴) را «أقٰامُوا الصّلٰاة»(۵) و «کُسٰالیٰ» و «یُراٰؤُنَ الناس»(۶) را «معراج المؤمن»(۷) و «قربان کلّ تقی»(۸) می کند.
• سخت تر شد!
ایمان را چطور ببینم؟!
از کجا معلوم جامعه ای دارد و جامعه ای نه؟!
• از «توحید»!
«جانِ ایمان»، توحید است!
همه ایمان ها از اوست. «چنین ایمانی» فارقِ دین بازی ها از دین داری ها، می شود!
فقط اگر «توحید به عمل بکشد» جامعه، دین دار است؛ بدون آن، هرگز!
بدون آن حتی اگر پر از نماز و قرآن باشد، تازه می شود: «أکثر الضَجِیج و أقلّ الحَجِیج»!(۹)
• مناسک دینی، «نشانه مشترکِ» این یکتاپرستیِ عملی با دین بازی است!
اما «نشانه های مختصه» ای هم دارد که کار را تابلو می کند و دین بازی را جا می گذارد!
مهمترین و اساسی ترینش: «کفر به طاغوت» است!
به قرآن نگاه کن: مثل قرینه «یُقیمُونَ الصّلٰاة و یُؤتُونَ الزّکٰاة» در مناسک، «یَکْفُرُ بِالطّاغُوتِ و یُؤمِنُ بِاللّه» (۱٠) در ایمانْ دارد!
«علامت مختصه ی ایمانِ توحیدی»، این است؛ نه نماز و زکات و...
این «فیلتر اصلیِ» دین بازی و دین سازی و... است!
• طاغوت، آن «معبودِ غیر خدایی» است که حتما از تو سجده و نذر و قربانی نمی خواهد! (که اگر رویَش دهی اینها را هم می خواهد!)؛ بلکه «پذیرش سلطه» می خواهد؛ چون «طغیان» کرده است!
خیلی ساده و مدرن: با تو قرارداد می بندد، خودش به هیچ یک از تعهداتش عمل نمیکند، اما تو باید به بیش از تعهدات عمل کنی و الا تو را زیر می گیرد!
مولای موحدان، دقیقاً همین را «پرستش او» می خواند:
«مَنْ قَضیٰ حَقَّ مَنْ لاٰیَقْضِی حَقَّه فَقَدْ عَبَدَه: کسی که حقِ آنکه حقش را نمی پردازد را ادا کند، به تحقیق او را پرستش کرده است»!(۱۱)
• ملت ایران با ۱+۵ قرار داد بست، همه تعهداتش را انجام داد، طرف مقابل سهم خود را رعایت نکرد و یک طرفه از قرارداد بیرون آمد! با تهدیدِ جنگ، دوباره مذاکره خواست! در بین مذاکره بمب باران کرد! دوباره «تسلیم بی قید و شرط» با روکشِ مذاکره خواست؛ و دوباره هم بمباران کرد!
طاغوت، اگر این نیست؛ پس در عالم، هرگز طاغوتی نبوده است!
کُرنش مقابل ترامپ اگر «فَقَدْ عَبَدَه» نیست؛ پس این حکمت هیچ مصداق عملی در دنیای واقعی ندارد!
• ملت ایران «نخستین مردم زمین» اند که «ترامپْ پرستی» را «نه» گفتند!
از اینجا حتی از صادق ترین ایمان های معاصر در #غزه هم جلو زدند و فریب «صلحِ ترامپی» را نخوردند!
با خودِ «شیطان اکبر» رویاروی شدند؛ تسلیم او نشدند و بمبارانش را در خیابان به سخره گرفتند! پایگاه هایش در کشورهای مثلاً مسلمان و پادگانش در فلسطین را «به ویرانی غزه» شبیه کردند!
دقیقاً ضدِ «سلطه ترامپ»، گزینه رهبری برگزیدند!
آنچه «تجدید سلطنت» بود، پذیرش «سلطه ترامپ» درباره رهبر بعدی بود؛ که آن هم با «امتداد خامنه ایِ ضد آمریکایی»، زیر پایشان لِه شد!
• با نفی این پرستش، کشور را «پر از خدا» و توحید عملی و ایمان کردند؛ حتی اگر هنوز روسری بعضی شان مطابق رساله نشده باشد!
«جان ایمان» در ایران حضور دارد و ایران را «جان یک جهان بی جان» کرده است!
#اینجا_ایران_است!
.....................
۱. جامعه اهل مناسک و رعایت شریعت
۲. جامعه پرده در و هتّاک.
۳.آیه ۵۸مائده: چون بانگ نماز دهید و بدان فراخوانید، آن را به استهزاء و بازی می گیرند!
۴. وصف منافقان درباره نماز خواندن شان در آیه ۱۴۲نساء: برای نماز بلند می شوند (نه نماز را برپا دارند)
۵. تعبیر شایع قرآن درباره نماز مومنانه: به پا داشتن نماز با همه آثار و لوازمش
۶. ادامه آیه ۱۴۲نساء: چون به نماز بایستند با سستی می ایستند و به مردم خودنمایی می کنند.
۷. حدیث: نماز معراج مومن است.
۸. حدیث: نماز مقرّب کننده انسان با تقواست.
۹. حدیث امام صادق(ع) درباره حجِ اسیر در اسلام اموی و عباسی: چه بسیار است ضجه کننده و چه کم است حج گزار!
۱٠. آیه ۲۵۶بقره
۱۱. حکمت ۱۶۴نهج البلاغه
✍🏻 محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۲٠
☑️ @m_ghanbarian
هدایت شده از حجة الاسلام محمد امیری طیبی
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 شروع این مبارزه از کجا بود ؟؟
🔻آیا ما غافلگیر شدیم؟؟
🔻آینده این جنگ چگونه است ؟؟
🔻شبهای قدر و عبادت اسلام ناب
💢حجت الاسلام محمد امیری طیبی
📌منبر شب های قدر انقلاب
📍هیات لواء حیدر کرار
@Mohammad_AmiriTayebi
هدایت شده از موسسه فرهنگ و تمدن توحیدی
416_86632665334705.mp3
زمان:
حجم:
8.4M
🔰مجموعه صوتی «آشنایی با آیتالله سید مجتبی خامنهای» (حفظهالله)
#صوت
1️⃣ قسمت اول: اطمینان و وقار
🔺از زبان حجتالاسلام و المسلمین محمدجواد قاسمی
شاگرد درس خارج فقه و اصول آیتالله سیدمجتبی خامنهای
▫️[ 0:47 ] زمینه آشنایی با «آیت الله سید مجتبی خامنهای»
▫️[ 1:57 ] اطمینان و عدم تقلید در «منش علمی» ایشان
▫️[ 4:56 ] اطمینان و عدم تکلف در «منش شخصی» ایشان
▫️[ 5:59 ] اطمینان و وقار در «منش اجتماعی و سیاسی» ایشان
#آشنایی_با_ولی
#آیتالله_سیدمجتبی_خامنهای
┄┄┄┅•••==✧؛❁؛✧==•••┅┄┄┄
به کانال «مؤسسه فرهنگ و تمدن توحیدی» بپیوندید:
🆔https://eitaa.com/fvtt_ir
هدایت شده از آوند
🔰 شما صدای آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای فرزند برومند رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران را میشنوید.
🔸 قسمت اول
🔹 قسمت دوم
🔸 قسمت سوم
🔹 قسمت چهارم
🔸 قسمت پنجم
🔹 قسمت ششم
🔸 قسمت هفتم
🔹 قسمت هشتم
👇 آوند در فضای مجازی:
🆔 ble.ir/avand98
🆔 Eitaa.com/avand98
🆔 https://jebhe.app/join/avand98
____
👇 نشانی اینترنتی:
🌐 www.avand98.ir
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📣اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی تا دقایقی دیگر منتشر خواهد شد.
🔹️این پیام راهبردی که در هفت سرفصل مهم صادر شده، حاوی نکات ویژهای درخصوص رهبر شهید انقلاب، نقش و وظایف مردم، نیروهای مسلح، دستگاههای اجرایی و جبهه مقاومت و همچنین کشورهای منطقه و مواجهه با دشمنان است. ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
📲@rahbar_enghelab_ir
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📩 متن کامل اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی
🗓 ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=62800
📲@rahbar_enghelab_ir
اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
مَا نَنسَخْ مِنْ ءَآیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَآ اَوْ مِثْلِها.
اَلسَّلامُعَلَیکَ یا داعِیَاللهِ وَ رَبّانِیَّ آیاتِهِ، اَلسَّلامُعَلَیکَ یا بابَاللهِ وَ دَیّانَ دینِهِ، اَلسَّلامُعَلیکَ یا خَلیفَةَاللهِ و ناصِرَ حَقِّهِ، اَلسَّلامُعَلیکَ یا حُجَّةَاللهِ وَ دَلیلَ اِرادَتِه؛ اَلسَّلامُعَلیکَ اَیُّهَا المُقَدَّمُ المَأمُول؛ اَلسَّلامُعَلیکَ بِجَوامِعِ السَّلام؛ اَلسّلامُعَلیکَ یا مَولایَ صاحِبَ الزَّمان.
در آغاز کلام باید به سرورم عجلالله تعالی فرجه بمناسبت شهادت جانسوز رهبر عظیمالشان انقلاب خامنهای عزیز حکیم تسلیت عرض کنم و از آنحضرت دعای خیر برای یکایک ملت بزرگ ایران و بلکه همه مسلمین جهان و همه خدمتگزاران اسلام و انقلاب و ایثارگران و بازماندگان شهداء نهضت اسلامی و بخصوص جنگ اخیر و برای خود حقیرم را تقاضا نمایم.
قسمت دوم کلام من با ملت بزرگ ایران است. ابتدائاً باید وضع و موقف خود در باب رای مجلس محترم خبرگان را مختصراً بیان نمایم. این خادم شما سیدمجتبی حسینی خامنهای همزمان با شما و از طریق سیمای جمهوری اسلامی از نتیجهی رای مجلس محترم خبرگان مطلع شدم. برای بنده تکیه زدن بر جائی که محل جلوس دو پیشوای عظیمالشان، خمینی کبیر و خامنهای شهید بوده کاری سخت است. زیرا این کرسی سابقه جلوس کسی را دارا است که بعد از بیش از ۶۰ سال مجاهدت در راه خدا و گذشتن از انواع لذائذ و راحتیها، به گوهری تابناک و چهرهای ممتاز نه فقط در عصر حاضر بلکه در طول تاریخ حکمرانان این کشور بدل شده است. هم حیات و هم نوع مرگ او عجین با شکوه و عزّتی ناشی از تکیه به حق بود.
من این توفیق را داشتم که پیکر ایشان را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود. در مورد وجوه مختلف شخصیت ایشان اهل اطلاع باید مدتها چیزها بگویند. در این مجال اکتفاء بهمین مجمل نموده، تفاصیل را واگذار به موقعیتهای مناسب دیگری میکنم. این است علت سختی تکیه بر کرسی رهبری بعد از چنین کسی، تتمیم این فاصله تنها با استعانت از حضرت حق و یاری شما مردم ممکن است.
در ادامه لازم است نکتهای را که ربط مستقیمی به اصل کلام بنده دارد مورد تاکید قرار دهم. آن نکته این است که از جمله هنرهای رهبر شهید و سَلف کبیر ایشان، وارد کردن مردم در همه عرصهها و بصیرت و آگاهی دادن مستمر به ایشان و در مقام عمل تکیه بر نیروی آنان بود. ایشان اینطور معنای حقیقی جمهور و جمهوریت را فعلیت بخشیدند و از عمق جان هم به آن معتقد بودند. اثر واضح این مطلب در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کل قوا بود دیده شد. بصیرت و هوشمندی ملت بزرگ ایران در واقعه اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت وا داشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید. آیهای که در صدر این نوشتار روآوردندآوردم به این معنی است که هیچ آیتی از آیات الهی نیست که یا مهلتش تمام شود یا به فراموشی سپرده شود مگر اینکه از ناحیه حضرت حق جل و علا، مثل یا برتر از آن بجایش داده شود.
مناسبت استفاده از این آیه شریفه این نیست که این بنده در حد رهبر شهید باشم چه رسد به اینکه بخواهم برتر از ایشان فرض شوم؛ بلکه جهت ذکر آیه مبارکه توجه دادن به نقش بجا و پررنگ شما ملت عزیز است. اگر آن نعمت عظما از ما سلب شد، بجایش بار دیگر حضور عمارگونه ملت ایران به این نظام اعطاء گشت. این را بدانید اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود نه رهبری و نه هیچیک از دستگاههای مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است کارآئی لازم را نخواهند داشت. برای اینکه این معنا بهتر صورت تحقق پیدا کند، اولاً باید به یاد خداوند تبارک و تعالی و توکل بر حضرتشان و توسل به انوار طیبه معصومین صلواتالله علیهم اجمعین چون اکسیر اعظم و کبریت احمری نگریسته شود که تضمین کننده انواع گشایشها و ظفر قطعی بر دشمن است. این مزیت عظیمی است که شما واجد آن و دشمنانتان فاقد آن هستند.
ثانیاً باید بر وحدت بین آحاد و اقشار ملت که معمولاً در مواقع مضیقه نمود خاصی پیدا میکند خدشهای وارد نشود. این امر با صرف نظر کردن از نقاط مورد اختلاف تحصیل خواهد شد.
ثالثاً باید حضور مؤثر در صحنه حفظ شود؛ چه به صورتی که در این روزها و شبهای جنگ از خود نشان دادید و چه بصورت انواع نقش آفرینیهای مؤثر در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی و حتی امنیتی. مهم اینست که نقش ِصحیح، بدون خدشه به وحدت اجتماعی به خوبی درک و تا حد ممکن به اجراء گذاشته شود. یکی از وظایف رهبری و بعضی مسئولین دیگر گوشزد کردن بعضی از این نقشها به آحاد یا اقشار جامعه است.
از این رو اهمیت حضور در مراسم روز قدس ۱۴۴۷ را یادآور میشوم که باید عنصر دشمنشکنی در آن مورد توجه همگان باشد.
رابعاً از کمک و یاری به یکدیگر فروگذار نکنید. بحمدالله خصلت همیشگی بیشتر ایرانیان جز این نبوده و انتظار می رود که در این روزهای خاص که طبعاً بر بعضی از آحاد ملت سختتر از بقیه میگذرد، این مطلب جلوه بیشتری داشته باشد. در همین مجال از دستگاههای خدماتی میخواهم که در این جهت از هرگونه یاری و اعانت به آن آحاد عزیز ملت و به ساختارهای مردمی امدادی دریغ ننمایند.
اگر این جهات مراعات شود راه وصول شما ملت عزیز به روزهای عظمت و شکوه هموار خواهد بود. نزدیکترین مصداق آن می تواند باذن الله ظفر بر دشمن در جنگ فعلی باشد.
قسمت سوم کلام بنده، تشکر صمیمانه از رزمندگان شجاعمان است که در شرائطی که ملت و وطن عزیزمان بطور مظلومانهای مورد تهاجم روؤس جبهه استکبار قرار گرفته، با ضربات کوبنده خود راه دشمن را سدّ کردهاند و آنان را از توهم امکان تسلط بر میهن عزیز و احیاناً تجزیه آن خارج نموده اند.
برادران عزیز رزمنده! خواست تودههای مردم، ادامه دفاع موثر و پشیمانکننده است. همچنین قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود. در مورد گشودن جبهههای دیگری که دشمن در آن تجربه ناچیزی دارد و به شدت در آن آسیبپذیر خواهد بود مطالعاتی صورت گرفته است و فعالسازی آن در صورت استمرار وضع جنگی و بنا بر رعایت مصالح صورت خواهد گرفت.
همچنین از رزمندگان جبهه مقاومت تشکر صمیمانه دارم. ما کشورهای جبهه مقاومت را بهترین دوستان خود میدانیم و امر مقاومت و جبهه مقاومت، جزئی جدائیناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی است. بیتردید همراهی اجزاء این جبهه با یکدیگر، مسیر تخلّص از فتنه صهیونی را کوتاهتر مینماید؛ همچنان که دیدیم یمن شجاع و مؤمن دست از دفاع از مردم مظلوم غزه برنداشت و حزبالله فداکار علیرغم همه موانع به یاری جمهوری اسلامی آمده است و مقاومت عراق هم دلیرانه همین خط را در پیش گرفته است.
در قسمت چهارم روی سخن بنده با کسانی است که در این چند روز بنوعی آسیب دیدهاند. چه آنانکه داغ شهادت عزیز یا عزیزانی را تجربه کرده باشند؛ چه کسانیکه دچار مجروحیت شده باشند و چه افرادی که به خانه و کاشانه یا محل کسب و کارشان صدمه وارد شده باشد. در این قسمت اولاً همدردی عمیق خود را با بازماندگان شهداء والا مقام اعلام میدارم. این بر اساس تجربه مشترکی است که من با این بزرگواران دارم؛ به غیر از پدرم که داغ فقدان حضرتش امری عمومی شده، همسر عزیز و باوفایم را که امیدها به ایشان داشتم و خواهر فداکارم که خود را وقف خدمت به والدینش کرده بود و عاقبت مزد خود را گرفت و همچنین طفل خردسالش را و همسر خواهر دیگرم که انسانی عالم و شریف بود را به کاروان شهداء سپردهام. اما آنچه صبر بر مصائب را ممکن و حتی آسان میسازد، توجه به وعده حتمی و قطعی الهی بر اجری پر ارج برای صابران است. لذا باید صبر کرد و به لطف و دستگیری حضرت حق جل و علا، امید و اعتماد داشت.
ثانیا این اطمینان را به همگان میدهم که ما از انتقام خون شهداء شما صرف نظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم فقط مربوط به شهادت رهبر عظیمالشان انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملت که توسط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلی برای پرونده انتقام است. البته مقدار محدودی از این انتقام تا بحال صورت عینی پیدا کرده است ولی تا حد کامل آن حاصل نشود همچنان این پرونده در روی بقیه پروندهها خواهد بود و بخصوص نسبت به خون اطفال و کودکانمان حساسیت بیشتری خواهیم داشت. لذا جنایتی که دشمن بطور عامدانه در مورد مدرسه شجره طیبه میناب و بعضی موارد مشابه مرتکب شده، شان خاصی در این رسیدگی دارد.
ثالثا حتما جانبازان این حملات باید خدمات درمانی مناسبی را بطور رایگان دریافت نموده و از بعضی مزایای دیگر بهرهمند گردند.
رابعاً تا جائی که وضع فعلی اجازه دهد باید برای جبران خسارتهای مالیِ وارد آمده به امکنه و اموال شخصی اقدامات کافی، تعریف شده و مورد اجراء واقع شود. دو مورد اخیر به منزله تکلیفی لازمالاجراء برای مسئولین محترم است که باید آن را اجراء کرده و گزارش آن را به بنده بدهند.
نکتهای که باید گوشزد نمایم این است که به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند باندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آنهم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.
قسمت پنجم کلام، خطاب به سران و ردههای مؤثر در بعضی از کشورهای منطقه است. ما با ۱۵ کشور همسایگی خاکی یا آبی داریم و همیشه مایل به ارتباط گرم و سازنده با همه آنان بودهایم و هستیم. لکن دشمن از سالها قبل بتدریج پایگاههائی اعم از نظامی و مالی را در بعضی از این کشورها احداث کرده تا تسلط خود بر منطقه را تامین نماید.
در هجوم اخیر، بعضی از پایگاههای نظامی مورد استفاده قرار گرفت که طبعاً ما همانطور که هشدار صریح داده بودیم و بدون اینکه تعرضی به آن کشورها صورت دهیم، صرفاً همان پایگاهها را مورد حمله قرار دادهایم. از این پس بازهم بناچار این کار را ادامه خواهیم داد؛ گرچه همچنان معتقد به لزوم دوستی بین خود و آن همسایگانمان میباشیم. این کشورها باید تکلیف خود را با متجاوزین به وطن عزیزمان و قاتلین آحاد مردم ما معلوم کنند. من توصیه میکنم هر چه زودتر آن پایگاهها را تعطیل کنند؛ چون لابد تا بحال فهمیدهاند که ادعای برقراری امنیت و صلح از سوی آمریکا دروغی بیش نبوده است.
این امر باعث میشود تا با ملتهای خودشان که عموماً از همراهی با جبهه کفر و رفتار تحقیرآمیز آن ناراضی هستند، پیوند بیشتری پیدا کرده و بر ثروت و قدرتشان افزوده شود. باز تکرار میکنم نظام جمهوری اسلامی بدون اینکه بخواهد سلطه و استعماری را در منطقه راه بیاندازد، برای اتحاد و رابطه متقابل گرم و صمیمانه باهمه همسایگان آمادگی کامل دارد.
در قسمت ششم کلام، روی سخنم با رهبر شهیدمان است. رهبرا! با رفتن خود داغ سنگینی بر قلوب همگان وارد کردید. شما همیشه مشتاق این عاقبت بودید تا بالاخره حضرت حق آن را در حال تلاوت قرآن کریم در صبحگاه روز دهم رمضان المبارک به شما اعطا فرمودند. مظلومیتهای زیادی را مقتدرانه و با حلم تحمل کردید و خم به ابرو نیاوردید. بسیاری قدر واقعی شما را نشناختند و شاید مدتها بگذرد تا انواع حجابها و موانع کنار رود و زوایایی از آن معلوم شود.
امیدواریم از قِبَل مقام قربی که در جوار انوار طیبه و صدیقین و شهداء و اولیاء برایتان فراهم گشته، باز هم به فکر پیشرفت این ملت و همهی ملتهای جبهه مقاومت بوده باشید و برای آن وساطت نمائید؛ همچنان که در حیات دنیوی خود چنین بودید. ما با شما عهد میبندیم که برای اعتلاء این پرچم که پرچم اصلی جبهه حق است و برای وصول به مقاصد مقدس جنابتان با تمام وجود تلاش کنیم.
در قسمت هفتم از همه بزرگوارانی که بنده را مورد حمایت خود قرار دادهاند از جمله مراجع عظام تقلید و شخصیتهای مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و از آحاد مردم که در تجمعات پرشکوهی برای ابراز بیعت مجدد با نظام حاضر شدهاند و همچنین از مسئولین قوای ثلاثه و شورای موقت رهبری بخاطر حُسن تدابیر و اقدامات تشکر مینمایم.
امیدوارم الطاف خاصه الهیه در این ساعات و ایام پرفیض شامل همه ملت ایران و بلکه همه مسلمین و مستضعفین عالم شود.
و در نهایت از سرورمان عجلالله تعالی فرجه الشریف تقاضا میکنم دراین باقیمانده از مدت لیالی و ایام قدر و ماه مبارک رمضان از درگاه حضرت حق جل و علا، برای ملت ما غلبه قاطع بر دشمن و همچنین عزت و وسعت و عافیت و برای رفتگانشان مقامات و عافیت اخروی را طلب نمایند.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته و تحیاته
سید مجتبی حسینی خامنهای