eitaa logo
شبکه اصحاب اندیشه
367 دنبال‌کننده
702 عکس
158 ویدیو
122 فایل
مرجع اطلاع‌رسانی و محتوای دومین رویداد اصحاب اندیشه
مشاهده در ایتا
دانلود
38.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
..:: ::.. ●|| جنگ را تا کی باید ادامه دهیم؟ ||● 🔸بیانات حجه الاسلام والمسلمین فلاح شیروانی پیرامون جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل 🔻بخش سوم ◀️ تکلیف ما در وضعیت های پایان یا آتش بس جنگ چیست؟ ▫️چه زمانی باید صلح کرد؟ ❗️از لحاظ قرآنی دو وضعیت در پیش روی ما برای آتش وجود دارد: 1⃣ زمانی که با دشمن در جنگ هستیم، هر زمان دشمن پایان جنگ‌ را اعلام کرد باید آتش بس کنیم. 2⃣ جنگ را زمانی پایان می‌دهیم که ثمره ای ملموس از آن جنگ داشته باشیم. ◽️قرآن این پند را می‌دهد که برای غلبه بر دشمن تمام توان خود را به کار بگیرید 🔻حتی اگر فتنه ها ریشه کن نشد، باید تا حدی پیش برویم که دشمن از جنگ با ما بترسد❗️ ✊با توجه به شناختی که ما از دشمن داریم، باید تا زمانی که امکان کار جنگی در مقابل جهان اسلام نداشته باشند با آن ها مبارزه کنیم. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ::.. ●|| حربۀ آخر||● • شاید این حربۀ آخر دشمن باشد؛ این که مزدوران وحشی خود را به میدان بیاورند و در شلوغ‌بازار بچه‌گانۀ «چهارشنبه‌سوری» شهر را به هم بریزند و ضربۀ بزرگی به نظام و ملّت ایران بزنند. طبعاً مردم رشید ایران می‌پرسند باید چه کنیم؟ این مسلّم است که نیروهای امنیّتی ما زودتر از همۀ ما این موضوع را حدس زده بودند و حتی تذکرهایی را نیز منتشر کردند و حتماً تدابیری برای زمین‌گیر کردن این گرگهای وحشی خواهند نمود. منتظر اعلام رسمی این نهادها هستیم تا بدانیم وظیفه ما چیست. ولی چنان که به نظر می‌رسد نهادهای امنیتی برای آن که به خوبی بتوانند دشمن را هدف بگیرند نیاز به خیابانهای خلوت دارند. گویا جمع‌بندیها به این طرف می رود که حضور مردم در میادین و مکانهای تعیین شده باید پرشورتر از قبل باشد، ولی محله‌ها را نسبتاً خلوت نگهدارند که اگر بنا بر عملیات دفاعی از طرف نیروهای انتظامی و امنیتی بود نگران صدمه دیدن به مردم معمولی محله نباشد. تدابیر کافی برای شکار این موجودات پست اندیشیده شده است و اگر به صحنه بیایند بعید است جان سالم به در ببرند. برای امنیّت اجتماعات میادین هم فکرهای جدی شده است. لذا لازم است این دوگانه حفظ شود؛ حضور پرشور در محلهای تعیین شده و محدود کردن حضور در محله‌ها. باید هر مورد مشکوکی که مشاهده شد به سرعت اطلاع داده شود. این یادداشت موقت برای خارج شدن از سرگردانی و نگرانی بود، ولی در هر صورت منتظر اعلام رسمی نهادهای مسؤول خواهیم بود. «النصرُ للإسلام» ..:: Fa_Farhang ::..
هدایت شده از اشارات
🌕 هابرماس و ایران:‌ دنیای گفتمان‌ها یا موشک‌ها؟ یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/272 @esharat_57
هدایت شده از اشارات
🌕 هابرماس و ایران:‌ دنیای گفتمان‌ها یا موشک‌ها؟ یورگن هابرماس فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی-آمریکایی درگذشت اما نباید از تاثیرات عمده آن بر جریان اندیشه در ایران غفلت کرد. او از معدود فیلسوفان و جامعه‌شناسان مطرح جهانی بود که اردیبهشت ۱۳۸۱ و با دعوت دولت اصلاحات به ایران سفر کرده‌بود و البته خوانش خاصی از آثارش پیش و بعد از این سفر نقش مهمی در شکل‌گیری نگاه فانتزی و خوش‌باورانه به غرب در میان روشنفکران، اصحاب علوم انسانی و فعالان سیاسی ایرانی در سه دهه گذشته بر جای گذاشته است. نظریه اصلی هابرماس به خصوص در کتاب معروفش «دگرگونی‌ ساختاری حوزه عمومی» ناظر به ترسیم روندی تاریخی در اندیشه و تمدن اروپایی بود که در آن غرب به شکل نهادی در حال تکامل و گذار به «عقلانیت گفتگویی» بوده است. در واقع خوانش آثار هابرماس در ایران یک تلقی صلح‌محورانه و گفتگو مدارانه از تکامل غرب ایجاد کرده است و شاید از همین رو بود که رئیس جمهور اسبق‌مان گفته بود «دنیای فردا، دنیای گفتمان‌هاست نه دنیای موشک‌ها». این تلقی فراموش می‌کرد که غرب چهره‌ای ژانوسی دارد و همزمان که در آن علم و فلسفه و گفتگو به طور جدی در جریان بوده به وفور از ابزار جنگ و خشونت و زور و استثمار و استعمار برای توسعه و تکامل خود بهره برده است. در واقع این کلیشه‌ها نادیده می‌گرفت که مواجهه با غرب صرفا از مسیر کتاب و دانشگاه و آزمایشگاه و میز مذاکره نیست بلکه همزمان با پیگیری تعامل یا مواجهه انتقادی با روندهای فکری و علمی با غرب باید در مسیر تدارک قدرت نظامی و دفاعی نیز کوشید. در واقع این تلقی و تفسیر ساده‌دلانه و یک‌سویه از غرب در چند دهه گذشته به کرات فراموش می‌کرده است که روی دیگر توسعه غربی بر استعمار و استثمار و انضباط نظامی مبتنی بوده است و زیر آن دستکش مخملی دستی چدنی قرار دارد که هرگاه نتواند در عرصه‌های جهانی از مسیر «زور نرم» همچون علم، سیاست و حقوق منویاتش را به پیش ببرد با توسل به «زور سخت» همچون جنگ و تحریم و ترور ایده‌آل‌هایش را در بقیه جهان محقق کرده است. این نوع خوانش‌های تک بعدی از غرب البته معطوف به هابرماس نمی‌شود بلکه مثلا حتی در ترجمه و خوانش آثار کسانی چون ماکس وبر نیز چنین گزینش‌گری دیده می‌شود. در حالیکه وبر به عنوان یکی از نظریه‌پردازان مدرنیته تلاش می‌کرد بر چهره ژانوسی غرب تاکید کند اما ترجمه و خوانش گزینشی از آثار وبر در گفتمان مسلط علوم اجتماعی در ایران مانع از آن شده است که دیدگاه‌های انتقادی وبر درباره ساختارمند شدن جنگ و خشونت در ماهیت تمدن غربی مورد توجه قرار گیرد؛ آنجا که وبر «انضباط نظامی» را مادر همه انضباط‌های مدرن از سرمایه‌داری تا بروکراسی می‌داند و حتی دولت مدرن را نیز بر همین اساس «اقتدار و انحصار اعمال خشونت در یک قلمرو سرزمینی»‌ تعریف می‌کند. از همین جهت تاریخ مدرن غرب با خشونت‌ سازمان یافته و ساختاری چه در درون و چه در مواجهه با بیرون خود گره خورده است. در عوض وبر بیشتر با قرائتی هگلی-پارسونزی معرفی شده که بر اساس آن غرب در یک مسیر تکامل تک‌خطی از بدویت و عقلانیت سنتی و ارزشی به سمت یک عقلانیت عام و جهانشمول مدرن در حال گذار است و همه صورت‌های عقلانی دیگر غیر از عقلانیت ابزاری و جهانشمول مدرن را باید به تاریخ سپرد. کلیشه‌شدن چنین تفاسیر و خوانش‌های یک سویه و ساده انگارانه در میان نخبگان ایرانی باعث شده که در مواجهات چالش برانگیز با غرب به جای توجه به چهره‌های گوناگون غرب و اتخاذ رویکردی انتقادی برای فهم رفتارها و نهادهای آن در تعامل با جهان غیر غربی، همیشه به «سرزنش قربانی» بپردازند. یکی از تجلیات این مساله تاکید این اقشار بر شعار «مرگ بر آمریکا» به عنوان عامل اصلی برقرار نشدن ارتباط ایران و غرب بوده است. بر این اساس با حذف این شعار و مثلا لبخند زدن در میز مذاکره دشمنی و خصومت غرب و آمریکا از دولت و مردم ایران نیز رخت برخواهد بست چرا که «دنیای فردا دنیای گفتمان‌هاست نه دنیای موشک‌ها» و از این رو رفع مخاصمه و تحریم غربی‌ها نه با قدرت‌مند شدن بلکه با معاهده و قراردادهای سیاسی با غرب زیر سایه نهادهای حقوقی و سیاسی بین المللی ممکن خواهد شد. کلیشه‌هایی که اینک بخشی از تبعات سخت آن را در قالب دو جنگ سخت در کمتر از ۸ ماه در حال تجربه هستیم. @esharat_57
..:: ::.. ●|| آزاداندیشی امروز ||● • بارها طی پستهای پیشین به یک ضرورت مورد نیاز امروز انقلاب اشاره گردید و آن ضرورت توسعۀ نگاه و رسیدن به مرحلۀ روشن‌بینی نسبت به وضع موجود، آرمانها و اهداف درست، مسیرها و الگوهای مناسب حل مسأله، ضوابط و ارزشهای پیمایش راه. ما برای رسیدن به تراز بلندی از این روشن‌بینی‌ها نیازمند جولان اندیشه و جستجو و مداقه‌های واقعی هستیم و به همین جهت باید آرای اندیشمندان مختلف را ببینیم و در آنها اندیشه کنیم و با یاری خدا حقیقت را بیابیم. • این رشد واجب است که دنیای جدیدی می سازد و همۀ ما را به حقیقت نزدیک می‌کند و لایق تراز انسانی راقی‌تری می‌نماید. به این چند آیه و حدیث توجه کنیم: ● وَ اَلَّذِينَ اِجْتَنَبُوا اَلطّٰاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهٰا وَ أَنٰابُوا إِلَى اَللّٰهِ لَهُمُ اَلْبُشْرىٰ فَبَشِّرْ عِبٰادِ ﴿الزمر، ١٧﴾ و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده! اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولٰئِكَ اَلَّذِينَ هَدٰاهُمُ اَللّٰهُ وَ أُولٰئِكَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبٰابِ ﴿الزمر، ١٨﴾ همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. ● قال الامام علی علیه اسلام : «مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَأ»؛ «آن كس که به پیشواز گونه های متنوع اندیشه برود، زمینه های خطا را خواهد شناخت»(نهج البلاغه، حکمت١٧٣) ● عنه عليه السلام : «اِضرِبُوا بعضَ الرأيِ ببعضٍ يَتَوَلَّدْ مِنهُ الصَّوابُ»؛ «رايزنى كنيد تا انديشه درست متولّد شود» بدین منظور پس از روزهای اول جنگ که باید به مردم روحیه داده می‌شد و تحلیلهای محکمی از پایگاه مکتب امام داده شد، به نظر می‌رسید می‌توان به تدریج رو به تحلیلهایی که از زاویۀ نگاه مألوف این کانال فاصله دارد، آورد و از میدان وسیعتری از نگاههای مطرح شده در جامعۀ عزیزمان و حتی ناظران بیرونی بهره‌مند شد. به همین جهت به تدریج تحلیلهایی در این کانال ارائه می‌شود که خواننده محترم را به تأمل بیشتر فرامی‌خواند تا در اثر حلاجی آن متن خود مطالعه‌کننده یک ارزیابی دربارۀ سخن صحیح داشته باشد. به نظر می رسد این فضایی که کمی هم زحمت‌آفرین است به رشد ما نزدیکتر است. پیشاپیش از مداقه‌ها و صبوریهای عزیزان در مسیر دریافت حقیقت تشکر می‌نماییم. 🌱 ..:: Fa_Farhang ::..
هدایت شده از آوند
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 خیابان‌ها؛ تنگه احد جنگ رمضان 🚩 مردم با به میدان آمدن دشمن را دوره کرده‌اند 👤 حاج حسین یکتا 📺 برنامه قرارگاه ‌👇 آوند در فضای مجازی: 🆔 ble.ir/avand98 🆔 Eitaa.com/avand98 🆔 https://jebhe.app/join/avand98 ____ 👇 نشانی اینترنتی: 🌐 www.avand98.ir
..:: ۲۰ ::.. ●|| پایان جنگ ||● 🖌 حجت‌الاسلام سعید خورشیدی • آیا ایران استراتژی مشخصی برای پایان جنگ دارد ؟ • جواب مواضع و استراتژی های یک کشور را باید در میان مواضع رهبران آن جستجو کرد. شاید تا پیش از اعلام رهبری سوم انقلاب اسلامی راهبرد ایران برای ادامه یا انتهای جنگ کمی مبهم به نظر می‌رسید. اما ایشان در پیامی که منتشر فرمودند خط راهبردی ایران برای پایان یا استمرار جنگ را مشخص نمودند. 🔹این جنگ‌ را ما آغاز نکردیم، همانطور که جنگ دوازده روزه و جنگ هشت ساله را هم ما آغاز نکرده بودیم. به کشور ما تهاجمی شده و این سبب شده تا وظایفی برای ما ملت ایران ایجاد شود که در سه پرونده قابل توضیح است : ۱. پرونده دفاع دفاع یعنی جلوگیری از ضرر زدن دشمن. بدیهی است که دفع ضرر الف با پذیرفتن ضرر ب، آنطور که آمریکایی ها از مذاکره انتظار دارند ) از انسان خردمند و قدرتمند سر نمی زند. پس باید ضمن صبر بر ضربات او، آنقدر به توانایی دشمن ضربه زد تا دیگر نتواند حملاتش به ما را ادامه بدهد. این ضربه ها شامل ضربات اقتصادی، سیاسی، تبلیغاتی و نظامی هستند. ۲. پرونده انتقام دشمن باید بابت ضرباتی که به ما وارد کرده مجازات شود. این هم شعبه ای از دفاع و بازدارندگی است. همانطور که رهبر انقلاب فرمودند ما بابت تک تک خون‌های ریخته شده و منابع و امکانات آسیب دیده باید از دشمن غرامت بگیریم و یا به میزان غرامت، بر آنان خسارت وارد کنیم. ۳. پرونده پایان جنگ در صورتی درگیری ما با کسی که چاقو بر گردن ما گذاشته پایان می یابد که سلاح خودش را به جیبش برگرداند. پایگاه های نظامی متعدد آمریکایی در نزدیکی مرزهای ایران یا باید تخلیه و به کشورهای همسایه تحویل داده شوند و یا دائما ناامنی و حملات موشکی را تحمل کنند. 🔻در نتیجه برای پایان جنگ معلوم است. ایران، ۱.حذف پایگاه های نظامی آمریکایی در همسایگی خود، ۲. توقف هجمه به ایران و ۳. پرداخت غرامت را میخواهد. خواسته هایی که نه تنها بر اساس مبانی اسلامی که حتی بر اساس رژیم حاکم بر حقوق بین الملل هم معقول و منطقی است. بیانات در نشست خبری دیروز هم روشن بود. ایشان تاکید کردند که مخالفت ما با آتش بس به معنای جنگ طلبی دائمی نیست. ما اتفاقا به دنبال و پایان دائمی این جنگ هستیم. این صلح پایدار نیز جز با حذف پایگاه های آمریکایی در منطقه و پرداخت غرامت جنگی ممکن نیست. البته ... در صورتی که طرف مقابل بخواهد با زور، خواسته های منطقی ملت ایران را پامال کند و مطامع جهان‌خوارانه خود را مطرح کند ما مقاومت خواهیم کرد. فلق / https://eitaa.com/AlFalaq ┄┅••،••┅┄ ..:: Fa_Farhang ::..
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
..:: ۲۱ ::.. ●|| هنر جنگ ||● • در مبارزه سخت آنچه عامل پیروزی است فقط امکانات نیست. هرچند جالب این است که ایران سال‌ها است پس از بررسی نقاط ضعف دشمن راه‌های ساده‌ای برای زدن ضربه‌های سخت و هزینه‌ساز به ماشین جنگی آمریکا و اسرائیل یافته است؛ یعنی چیزی که سال‌های طولانی است جهان اسلام جرأت فکر کردن به آن را هم نداشته است. یکی از آنها طراحی پهپاد شاهد است (آکسیوس: پهپادهای شاهد، جنگهای مدرن را دگرگون و قدرت های بزرگ را مستأصل کرده‌اند). ایران معدن ابتکار و سلحشوری در کنار ایمان و امید به خدا است. واقعاً همه اینها به کار آمده و الگوهای نوینی از جنگ را در برابر کشورهای مستکبر و بی‌رحم منطقه و جهان پدید آورده است. • طبعاً سیطره هوایی آمریکا و اسرائیل می‌توانست مایهٔ دلگرمی و جسارت در ایشان باشد. ایران بدون این که کمک مؤثری از کشورهای دیگر دریافت کند به سیستم پدافندی خود رسیدگی کرد تا کمی بهتر از قبل عمل کند و برای شلیک موشک‌ها راه امن‌تری پیدا کرد و برای متوقف کردن هواپیماهای قدرتمند دشمن به راهکار جالبی اندیشید. • این‌بار به همین منظور مهم‌تر از F35 را زد که برخی تعبیر کردند «امپراطوری هفتادساله آمریکا سقوط کرد» ایران برای انهدامِ تانکر سوخت‌رسان غول‌پیکر KC-135 نقشه ریخت این کلیپ زیبا به منظور کالبدشکافیِ یک سکته استراتژیک در ارتفاع ۳۰ هزار فوتی؛ توضیح می‌دهد که چرا انهدامِ این تانکر سوخت‌رسان، برای آمریکا سهمگین‌تر از سرنگونیِ جنگنده‌های مدرن است؟! ..:: Fa_Farhang ::..
هدایت شده از محسن قنبریان
🥀 بخاطر امیدی آنی، ایمانی باقی را فانی نکنیم! • شوک مصائب ناگهانی و بزرگ، برخی از جبهه حق را نگران می کند. «تقاضای امید آفرینی» که بالا می گیرد، از هرچیزی برای «خَلق امید» استفاده می شود؛ از ابجد و عدد تا تطبیق و توقیت؛ به روش اَخباری یا کشفی و ذوقی و حتی تفلسف و...! • در همین ۲۴ساعت گذشته از شهادت رهبر انقلاب، حجم زیادی از این امیدآفرینی ها با انگاره های «نزدیک شدن فرج و ظهور» تا باز تولید یا تعمیم برخی مفاهیم خاص (از ثارالله و باب الله تا نفس زکیه و...) شکل گرفته است! غافل از اینکه آن «ریزش امید» و «تقاضای کاذب»، خود محصول تطبیق ها و توقیت هایی که از این و آن و حتی برخی بزرگان نقل شده بود و این «انگاره» را در ذهن درصدی از مومنان تثبیت کرده بود که «پرچم توسط سیدعلی به امام زمان می رسد» ! حال که چیز دیگر رقم خورد، «حیرت» و «وحشت» در آن دلها افتاد و «تقاضای کاذب امید» به بازتولید آن چرخه واداشته است! شهادت سید حسن هم همین را برای درصد بالایی از نیروهای حزب الله _که چنین مصرفی در رژیم معنوی شان زیاد است_ پدید آورد، چون قطعی گرفته بودند: «با ایشان در بیت المقدس نماز می خوانند»! • روایات منعِ از «توقیت» (وقت گذاری برای فرج)، به خاطر همین «ایمان سوزی» هاست! حتی اگر آن کشفْ کامل و تطبیقْ بی نقص بوده باشد، «بداء»(تغییر تقدیر) در تدبیر الهیِ عالم، پر تکرار است و «خدا در هیچ چیز مثل بداء پرستش نمی شود»! با این حساب چرا بخاطر مصلحتی زودگذر بلکه تقاضایی کاذب، ایمانی مستمر از جامعه سوزانده شود؟! • منطقِ «أولَسْنٰا عَلَی الحق» (آیا ما برحق نیستیم؟!) ۱، منطق عاشوراست. مهم آن است که در جانب درست تاریخ باشی و به وظیفه ات عمل کنی؛ نه حتما قول و قراری از خداوند گرفته باشی! «اعتماد به وعده های کلیِ الهی» مثل سنت انتصار (إن تنصر الله ینصرکم) و... برای امید کافی نیست؟! حتما باید سروشی غیبی خبری از «نتیجه» بیاورد؟! • اساساً ایمان در ذات خودش «نوعی تعلیق» و پا در هوایی دارد! پایش روی «سنگ سفت علم و برهان» و «دستش آویزان آسمانِ امداد» است. مثلا صدقه، حتماً کامل (بلکه مضاعف) برمی گردد (یوف الیکم) اما کی و چگونه؟! معلومش نمی کند تا «ایمان» باشد، نه «ربا» و نه «قمار»! نصرت الهی حتما در صورت درستی عمل و نیت می رسد؛ اما بسا صدای مومنان به «متی نصرالله» (پس یاری کجاست؟!) بلند شود؟! اینجور جمع مومنان به «مُنِعتِ السماء»۲ (بسته شدن امداد آسمانی) توجه می کنند، «عمل» خود را بازبینی می کنند، «رخنه» و «خلل» در «نیت» یا «شکل عمل» را چک می کنند و «اضطرار» می یابند و «استغاثه» می کنند تا به «نتیجه» برسند! آن «دلْ قرص کردنهای کاذب» با «اِخبار قطعی» این «روح ایمان» را می گیرد. تقاضای کاذب در هر حادثه چرخه را بازتولید می کند و ایمان بیشتری می سوزاند! ...................... ۱. پاسخ علی اکبر(ع) به مکاشفه سیدالشهدا(ع) که صدای هاتفی شنید که می گوید: این کاروان را مرگ تعقیب می کند! و حضرت آیه استرجاع خواند و علی اکبر(ع) چنین عرضه داشت. ۲. فقره ای از استغاثه به امام زمان (ع) 🎧 در اینباره گوش دهید! ✍ محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۱۱ ☑️ @m_ghanbarian
هدایت شده از محسن قنبریان
🎯 این جنگِ «ایران» است؛ نه «آخرالزمان»❗️ قبلاً درباره مواجهه ناصواب با علائم آخرالزمان گفته و نوشته ام. اینجا سخن دیگری دارم. به حسب «ذهنیت و رویکردِ کنشگر» نه «آنچه در نهایت واقع خواهد شد»۱ به این سؤال پاسخ دهید: ❓این جنگِ «ایران» است یا «آخرالزمان»؟ می پرسی: مگر چه فرقی دارد؟! ✔️ اگر جنگ آخرالزمان و برای ظهور بپندارد: ۱. ذاتاً «ماهیتی ملّی» نخواهد داشت. مثلا در آن با هسته های شیعیِ غیر ایرانی، باید «متحد» و از گروه های مخالف ایرانی، باید «متفرق» شد! ۲. علی القاعده اکنون را «دوره تمحیص» و خالص سازی پنداشته، لذا به نظرش لازم نیست معطلِ مردودها و مرددین بمانیم! ۳. وظیفه «ربیّون» و هسته های پیشران را، روشنگریِ مواقف و بزنگاه های آن غایت (ظهور) و بسیج نیروهای حاضر در صحنه بدان سو می بیند؛ نه امور دیگر! در تجمعات خیابانی و رسانه ای بیشتر بر «در آستانه ظهور بودن» می دمد؛ ولو بسیاری از ایرانیان _به هر دلیل_ با این خط تبلیغی همراهی نکنند! ۴. این رویکرد، الزاماً ضد ایرانی و مخالف تمامیت ارضی و استقلال نیست؛ اما اگر به زعم خود ، حرکتی را آخرالزمانی دید (مثلا پندارِ تطبیقْ درباره لشکر خراسانی یا شعیب بن صالح یافت) و آن حرکت به نظرش «منطبق بر کل ایران» نبود، باکی نیست؛ همان، «اولویت» دارد؛ حتی اگر لازمه اش خروج از یکپارچگی سیاسی باشد! ✔️ اگر جنگ ایران بپندارد: ۱. ماهیت ملّی اش کاملا محفوظ است؛ ولو جنگ در «ائتلاف» با هسته های مقاومت، تدبیر شود (وحدت ساحات). ۲. منکر «سنّت تمحیص» و جدا سازی حق از باطل نمی شود؛ اما آنرا «فعل خداوند» می داند، «نه تکلیفِ خود» ؛ لذا معطل مرددها می ماند و تفرقه داخلی را زمینه تجزیه طلبی می شمارد. ۳. سهمی از هسته های فعال خود را به «کنشگری مرزی» با غیر همراهان، مرددین و حتی مخالفین قرار می دهد تا پیوند و انسجام ملی را حفظ کند و کل ایران را به نتیجه برساند. «متیقن ها» و «قدر مشترک ها» بین ایرانیان، ذیل هویت ملی را خط اصلی تبلیغی و ترویجی اش قرار می دهد. طبعاً «امید به ظهور»(نه خبر از آن) را هم زنده نگه می دارد. ۴. الزاماً مخالف «مقدمه سازی برای ظهور» نیست۲؛ اما «نتیجه موعود» و «غایت مطلوب» را یکی نمی گیرد. اوّلی، «حصولی» و دوّمی، «تحصیلی» به حساب می آید. «غایت»، تصویر روشنی است که در برنامه ریزی لحاظ می شود تا تحصیل شود؛ اما «نتیجه»، چیزی است که در «تقدیر فعل ما و خدا» حاصل میشود؛ ولو برنامه ریزی شده نباشد. 🔅 رویکرد دوم درست است! ۱. نه فقط بدان خاطر که علائم قطعی ظهور بر این جنگ منطبق نیست؛ بلکه بدین خاطر که نتایج رویکرد اوّل می تواند «طرح دشمن» برای تفرقه و جنگ داخلی و تجزیه ایران را رقم بزند. خط اصلی تبلیغی و ترویجی باید «اِخبار از این طرح» در کنار «انشاء (ایجاد) اضطرار به حجت و امید به فرج» باشد. بین «خبر دادن» و «امیدواری» تفاوت بسیار است. ۲. در «طرح کلی مقاومت» در بیانات رهبر شهید، ایران «تنها دولت مقاومت» و بقیه، «هسته های مقاومت» هستند که بدون دولت مقاومت به سرانجام ماموریت خود نمی رسند. «دولت»، بدون یکپارچگی سرزمینی و همراهی همه ملت، تصویر ندارد. رویکردهایی که از ایرانِ یکپارچه با «همه مردمش» و «یک دولت مرکزی» (دولت مقاومت)، تقلیل به «هسته مقاومت» (به هر اسم و تطبیق آخرالزمانی) نتیجه دهد، در این شرایط، «ناکار کردن طرح کلی مقاومت» است. ۳. آنچه در پیش روها «واقع» خواهد شد شاید چیزی غیر از این واقع بوده و احیاناً منطبق تر به علائم ظهور و... شود. بالتبع تکلیف دیگری هم طلب کند؛ لکن آن «تکلیفِ مؤول و آتی» نمی تواند الان واقعیت ما را دستخوش تغییر یا تأویل کند. به تعبیر دیگر «تکلیف و عناوین آن» بر «وضعیت ما» بار می شود نه بالعکس! ۴. صدها روایت از معصوم درباره علائم و نشانه های ظهور، فقط «استفاده تطبیق» (آن هم نوعاً ذوقی) ندارد؛ «استفاده راهبردی» پیش از پیدایش نشانه ها هم می تواند داشته باشد. دولت مقاومت سزاوار است در طرح های راهبردی خود این استفاده ها را با متد علمی دقیق انجام دهد.۲ اما انصراف ذهنی کنشگران از «طرح جامع مقاومت» به «تطبیق های موردی» و پنداری پشت خاکریز مواجهه با آمریکا و اسرائیل سزاوار نیست. ___________________ ۱. پرسش از «تصویر ذهنیِ» کنشگری است که همه رفتارش را مدیریت می کند و الا محال نیست همین حوادث به واقعه مبارک ظهور بیانجامد. ۲. در این باره سال۸۶ مقاله ای با عنوان «رویکرد استراتژیک به ظهور» نگاشته ام می توانید اینجا بخوانید. ✍🏻 محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۲۶ ☑️ @m_ghanbarian
✅ نسل یک و نیم انقلاب چند سالی است دارم راجع به تحول نسلی در انقلاب فکر می‌کنم. در همین فضای فکری یک کلمه هم برای خودم ساخته‌ام: «نسل یک و نیم انقلاب»! منظورم از این نسل همان‌هایی هستند که الان سن‌شان حدود هفتاد سال به بالاست و هنوز مملکت روی سرانگشت آن‌ها می‌گردد. مثل همین علی آقای لاریجانی! این‌ها پدران ما دهه‌شصتی‌ها هستند و ما رابطه عجیبی با این پدران داریم؛ رابطه‌ای پر از ابهام و احترام! وابستگی، نقد! می خواهیم باشند اما روش هایشان اصلا را دوست نداریم! اینها زمانی که 20 ساله بودند پدران انقلاب شهید شدند و اینها شانه زیر بار دادند. مثل بچه های خانواده ای که پدرشان به یکباره از دنیا می رود آنها به یکباره باید بزرگ شوند و روی پای خودشان بایستند! آنها هم مردانه قبول می کنند و ما حالا فرزندان آنها هستیم! پدر به سختی کار کرده و ما را مدرسه فرستاده و زندگی برایمان ساخته اما ما به آنچه ساخته خروار خروار نقد داریم! اما چرا به نقدهای مان خودمان عمل نمی کنیم؟ چون ما بلد نیستیم! ما نُنُر هستیم! ما مدرسته غیرانتفاعی درس خواندیم و لی لی با لالای ما گذاشته اند تا درس بخوانیم و دکتر شویم و مراقب بوده اند که چیزی کم و کسری نداشته باشیم! در طول روز با خواه برادرها مدام در حال غیبت شان هستیم. شدیداً منتقدشان هستیم و کلی برای این نقدها مطالعه کرده ایم! دوست داریم هرچه زودتر قانعشان کنیم که کارها را به نسل ما واگذار کنند. اما واقعیت این است که ما می دانیم بزرگتر خانواده شدن چقدر سخت است! آنها آدم‌هایی هستند بسیار پرکار و کم توقع و صبور و بزرگ‌تر از دنیا. نسل ما هنوز هم روی قوس سیبیل همین پدرها زندگی می‌گذراند و دستمان به نحوی در جیب آن‌هاست؛ چه در زندگی شخصی و چه در کار. صبح به مادر می سپارند که به ما زنگ بزند و ببیند از بچه داری تا ناهار و شام اروز را تدبیر کرده ایم یا نه؟ دعواهای خانه را از زیر زبانمان می‌کشند اما نه طرف ما را می گیرند نه خواهر برادرها را! صبور هستند! اما بیشتر شبیه استخوان لای زخم، کارها را اداره می کنند! می گویند دنیا همین است شما توقع بی جا از زندگی دارید! ما به این باباها نقد هم داریم. از نظر ما کارها را خیلی بد انجام می دهند! درست است که بالاخره انجام می دهد، اما خیلی خیلی بد! آینده واقعا در خطر است! همان آرمانهایی که آنها برایش انقلاب را دو دستی سفت چسبیده اند، با این دست فرمان در خطر است! سرمایه گذاری هایشان برای آینده اشتباه است. می خواهند انقلابی باشند، اما خانه را جوری اداره می کنند که نوه ها اصلا نمی فهمند انقلاب چه بوده! ما برای جانشینی آنها هم ضعیف هستیم و مقصر این وضعیت هم خودشان هستند! مدرسه‌های مزخرف و غیرمهارتی و در عین حال نُنُرپرور امروز ایران که اولین شاگردانش ما دهه‌شصتی‌ها بودیم را همین پدران ما ساختند. خودشان از نوجوانی استقلال و روی پای خود ایستادن را از پدران آموختند، درس می‌خواندند، اول جوانی ازدواج می‌کردند و سی سال نشده چند سر عائله داشتند و امورات پدرانشان را هم فتق و رتق می‌کردند؛ اما ما را لای زرورق بزرگ کردند! پس ضعف های امروز ما هم مقصرش آنها هستند! اصرار دارند ما را در کارهایشان شریک کنند تا یاد بگیریم! اما نصفه و نیمه و به عنوان شاگرد! ما خیلی از جزئیات کارشان را می‌دانیم و برای آنها مطالعه می کنیم و در کتابها دنبال راه حل های بهینه سازی آنها می گردیم، اما آنها کم حرف، به کار خودشان ادامه می دهند! کمتر از نسل ما خرج می‌کنند و چندین برابر کار می کنند، اما چون فرصت مطالعه نداشته اند و بیشتر کار کرده اند همه اش، غلط و غلوط! ما گیر کرده ایم! وقتی پدر می‌رود وحشت می‌کنیم که چطور زندگی را بگذرانیم و وقتی هستند مدام حرص می‌خوریم که این چه طرز زندگی و اداره کردن است. غر می‌زنیم که چرا کارها را به ما نمی‌سپارند، در حالی که خودمان هم می‌دانیم اگر دو کار به ما بدهند یکی را نصفه انجام می‌دهیم و دومی را فراموش می‌کنیم. مزیت نسل ما مطالعه و دقت و سواد است! سال‌ها فرصت تماشا کردن داشته ایم. برای همین حالا نظر زیاد داریم. ما را مدرسه‌های نظری فرستادند تا با سواد بشویم و حالا هم این چنین شده اما آن‌ها تن نمی‌دهند که این فکرها را عملی‌اش کنند. دلمان می‌خواهد آن‌ها بازوی ما باشند و ما فکر آن‌ها، اما پیرانه‌سر وقت عوض کردن ریل نیست و آن‌ها ریل ما را قبول نمی‌کنند. این جنگ شاید آخرین روزهای دیدار ما با این نسل باشد. می خواهند در آخرین پرده، خودشان کار را تمام کنند. به ما گفته اند زندگی کنید، ما خودمان کشته می شویم و کار را تمام می کنیم و به شما تحویل می دهیم. و چه لحظه ترسناکی است! ما با این روش آنها هم مخالفیم! اما انگار این هم از همان جاهایی است که آن‌ها قرار نیست با ما بحث کنند. حرفمان را می‌شنوند، اما کار خودشان را می‌کنند. ✍️ حسین مهدیزاده 🆔 @social_theory
هدایت شده از محسن قنبریان
🌹 تسلیتی برای همه شهادت های بعد از حضرت آقا❗️ • امیرالمومنین(ع) در فراق حضرت زهرا(س) ، کم شدن شکیبایی و از دست دادن طاقت خود را چنین تسلّی می دهد: «إلّا أنَّ فی التَّأَسِّی لی بعَظِیمِ فُرْقَتِکَ و فاٰدِحِ مُصِیبَتِکَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ: ولی مرا که غم بزرگ جدایی تو را دیده ام و رنج مصیبت تو را کشیده ام جای شکیبایی است» ! • بلاتشبیه ملت ایران با دیدن فراق و مصیبت رهبر شهید، برای شهادت فرماندهان و مسئولان و بلندپایگان دیگر در موضع شکیبایی است. گرچه هریک یک ایران ارزش دارند. • در موج جدید ترورها این حکمت علوی بین مردم می چرخد که: «بَقِیَّةُ السَّیْفِ أَبْقیٰ عَدَداً و أَکْثَرُ وَلَداً: باقیماندگان شمشیر شمارشان باقی تر و نسلشان بیشتر است». نکته مهم در «بقیة السیف» است، این تعبیر بدیع نه یعنی «بازماندگان شهداء» یعنی «بازماندگان شمشیر»! بین این دو فرق است. • بازماندگان شهداء الزاماً در میدان جنگ نبوده اند. به تعبیر قرآن مشمول «یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقوُا بِهِم» می شوند. یعنی خداوند درباره آنها، علی الدوام به شهداء بشارت و خبر خوش می دهد. لذا در بازماندگان شهداء، حتماً رهروانی خواهد بود تا بشارت الهی تأمین باشد. این همان است که می گوییم: شهادت، راه شهید را پر رهرو می کند. • اما «بقیة السیف»، بازماندگان شمشیرند؛ نه شهید! یعنی کسانی که زیر همان شمشیرها _که شهدا را کشتند_ بودند و زنده ماندند. درباره اینها وعده، «أبقی عدداً» است! عجیب تعبیری است. «شمارشان باقی تر» است؛ یعنی چه؟! وقتی آنها هم می میرند یا شهید می شوند! این از جنس همان تعبیر درباره علماست: «العلماء باقون ما بقی الدهر». یعنی بازماندگان شمشیر یک «بقای معنوی» می یابند. جنگ امروز در شهرها و زیر بمب هاست؛ پس همه ملت ایران بقیة السیف اند. این شهادت آنها را در «انقلابی گری باقی تر» می کند. «مثل خود را می سازند» (اکثر ولداً) چنانچه در جامعه غزه شاهدیم! غربی ها با این ترورها، ایران را انقلابی تر یا به تعبیر خودشان رادیکال تر می کنند نه رام تر و تسلیم! محسن قنبریان ☑️ @m_ghanbarian