eitaa logo
شبکه اصحاب اندیشه
367 دنبال‌کننده
717 عکس
158 ویدیو
122 فایل
مرجع اطلاع‌رسانی و محتوای دومین رویداد اصحاب اندیشه
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ماهنامۀ سوره
💠 راز سرزمین انبیاء شمارهٔ بیست‌ونهم «سورهٔ فتح» منتشر شد. در این شماره می‌خوانید: 🔸 راز سرزمین انبیاء ✒️ حجت‌الاسلام حسین مهدی‌زاده 🔸 آرامش خدایی 📝 🔸 خبر مرگ دردناکش ✒️ زهرا محسنی‌فر 🔸امارات، نمایندۀ صهیونیسم اسلامی است 📝 🔸 مرگی را که شایستۀ ماست برمی‌گزینیم 📝 سرودۀ تمیم البرغوثی؛ ترجمۀ مرتضی حیدری آل‌کثیر 📰 نسخهٔ مناسب چاپ 🆔 @Sourehmagazine
هدایت شده از ماهنامۀ سوره
روزنامه سوره فتح-۲۹ (1).pdf
حجم: 840.2K
◾️ راز سرزمین انبیاء • نسخهٔ الکترونیکی شمارهٔ بیست‌ونهم ویژه‌نامهٔ «سورهٔ فتح» (نسخه مناسب چاپ و توزیع در تجمعات و مساجد) 🆔 @Sourehmagazine
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از محمد امیری
حجت الاسلام امیری طیبی474_90280323961232.mp3
زمان: حجم: 14.9M
🎙 ⚔️ 📖صفحه ۱ الی 30 ●━━━━━━────── ⇆ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷  ↻ آنچه که در جلسه اول گذشت:1️⃣ مقدمه اول: فاصله گرفتن توده های مردم از خط اندیشه امام و ضرورت توجه و عمل به اندیشه رهبر شهید ‌ 2️⃣ مقدمه دوم؛ 🔸موضوع کتاب هندسه نبرد: پیدا کردن طرح مبارزه عینی ای که با آن مواجه هستیم 🔸ضرورت پرداختن به عقلانیت جنگ: جنگ زمانی که به درازا می‌کشد، اقتضایی که دارد این است که بعضی از رفتار های روبنایی و زود بازده تبدیل به روزمرگی های جنگ میشود؛ زیرا مباحث عقلانیت پشتیبان جنگ در اثر روزمرگی فراموش شده است. در نتیجه به راحتی با بعضی شبهات از بین می رود. ‌ 3️⃣ مدخل کتاب: 🔸اساسا چرا مبارزه؟ 🔸چرا اسلام ما امکان سازش با دنیای مترقی و پیشرفته را ندارد؟ 🔸پس کشور های اسلامی دیگر موحد نیستند؟ 🔸نقطه پایان مبارزه کجاست؟ در اندیشه توحیدی قهرا یک مبارزه شدید شکل می‌گیرد. ‌ 4️⃣ دشمن کیست؟ 🔸بیان گفتمانی در قرآن: 🔸بیان مصداقی در کتاب طرح کلی: ۱. طواغیت: نمرود، فرعون، امریکا ۲. ملأ: وابستگان طاغوت، اسرائیل، اطراف خلیج فارس، اروپا ۳. مترفین: ۴. اهبار و رهبان: ‌ 5️⃣ سوال چرا توهم توطئه نداریم و دشمن واقعا دشمن است؟ دو پاسخ رهبر شهید ‌ 6️⃣ سوال چرا در بعضی موارد دشمن تراشی کردید؟ مسئله فلسطین و صهیونیسم: پاسخ سه بخشی ••| @HeyatKHU
هدایت شده از اشارات
🌕 کنش جمعی و حضور اجتماعی چگونه قابلیت استمرار پیدا می‌کند؟ 🔷 گذار از یک تجربه تاریخی مقطعی، به یک الگوی پایدار و بازتولیدپذیر در جنگ رمضان 🔶 برگرفته از مصاحبه با دکتر محسن دنیوی، مدیر گروه سیاست‌گذاری پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی @esharat_57
هدایت شده از اشارات
🌕 کنش جمعی و حضور اجتماعی چگونه قابلیت استمرار پیدا می‌کند؟ گذار از یک تجربه تاریخی مقطعی، به یک الگوی پایدار و بازتولیدپذیر در جنگ رمضان 🔶 برگرفته از مصاحبه با دکتر محسن دنیوی، مدیر گروه سیاست‌گذاری پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی مسئله تداوم حضور و مشارکت اجتماعی مردم پس از پایان یک دوره بحرانی - به‌ویژه جنگ - از جمله پرسش‌های مهم در حوزه‌های علوم اجتماعی و سیاست‌گذاری عمومی است. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که شکل‌گیری کنش‌های جمعی گسترده در بزنگاه‌های خاص، اگرچه پدیده‌ای پیچیده و ارزشمند است، اما لزوماً به تداوم و نهادینه‌شدن این رفتارها در دوره‌های بعدی منجر نمی‌شود. به همین دلیل، تحلیل سازوکارهای تبدیل این حضور مقطعی به یک روند پایدار، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. در شرایط جنگی، یک هدف روشن و فوری - مانند دفاع از سرزمین یا حفظ انسجام ملی - به طور طبیعی به همگرایی اجتماعی دامن می‌زند. این همگرایی، با ایجاد نوعی انرژی جمعی، افراد را به مشارکت فعال در عرصه‌های مختلف سوق می‌دهد. با این حال، با کم‌رنگ‌شدن یا پایان این وضعیت، همان نیروی پیشران نیز تضعیف می‌شود و در نبود سازوکارهای جایگزین، مشارکت اجتماعی به‌تدریج فروکش می‌کند. بنابراین، تداوم این حضور نیازمند مداخله آگاهانه و طراحی اجتماعی در سطوح مختلف است. نخستین سطح، به نحوه پیوندخوردن تجربه جمعی با زیست فردی بازمی‌گردد. کنش‌های جمعی زمانی قابلیت استمرار پیدا می‌کنند که درونی شوند و به بخشی از هویت و عادت‌های روزمره افراد تبدیل گردند. در غیر این صورت، وابستگی صرف به فضای جمعی موجب می‌شود که با تضعیف آن فضا، انگیزه فردی نیز از میان برود. از این منظر، تقویت ابعاد فردی مشارکت - اعم از کنش‌های معنادار شخصی، تجربه‌های درونی و بازاندیشی فردی - می‌تواند به تثبیت این پیوند کمک کند و آن را از یک رفتار موقعیتی به یک رویه پایدار بدل سازد. سطح دوم، به سازمان‌یافتگی میان‌سطحی یا شکل‌گیری هسته‌های کوچک اجتماعی مربوط است. میان کنش فردی و حضور در توده‌های بزرگ، شکافی وجود دارد که می‌تواند از طریق گروه‌های کوچک و منسجم پر شود. این هسته‌ها، به دلیل مقیاس محدود و انسجام بیشتر، امکان کنش مؤثر، انعطاف‌پذیری و تداوم را افزایش می‌دهند. همچنین، تنوع کارکردی این گروه‌ها - بر اساس مهارت‌ها و علایق اعضا - به گسترش دامنه مشارکت اجتماعی کمک می‌کند. اهمیت این سطح در آن است که می‌تواند به‌عنوان پل ارتباطی میان تجربه‌های فردی و حرکت‌های کلان اجتماعی عمل کند و از فروپاشی شبکه‌های اجتماعی پس از پایان بحران جلوگیری نماید. سطح سوم، به بازتعریف افق و هدف مشترک در دوره پساجنگ مربوط می‌شود. در غیاب یک «مسئله مشترک»، انسجام اجتماعی به طور طبیعی دچار فرسایش می‌شود. از این رو، ضروری است که یک روایت جدید و یک خواسته جمعی فراگیر برای آینده شکل گیرد؛ روایتی که بتواند انرژی و سرمایه اجتماعی شکل‌گرفته در دوران جنگ را در مسیری تازه هدایت کند. این هدف می‌تواند در قالب مفاهیمی مانند توسعه ملی، پیشرفت همه‌جانبه یا ساخت آینده‌ای مطلوب تعریف شود و به‌عنوان امتداد معنایی تجربه جنگ، نقش انسجام‌بخش خود را ایفا کند. در مجموع، می‌توان گفت که تداوم حضور اجتماعی مردم در دوره پساجنگ، نه امری خودبه‌خودی، بلکه نیازمند یک چارچوب تحلیلی و طراحی چندلایه است. این طراحی باید به طور هم‌زمان سه بعد مکمل را در بر گیرد: درونی‌سازی فردی، سازمان‌یافتگی در قالب هسته‌های کوچک، و بازتعریف هدف جمعی در سطح کلان. تنها از خلال این ترکیب است که می‌توان از یک تجربه تاریخی مقطعی، به یک الگوی پایدار و بازتولیدپذیر در حیات اجتماعی دست یافت. @esharat_57
شبکه اصحاب اندیشه
🔰 بازتولید هژمونی در نظم جهانی و افق خودآگاهی جمعی ملت‌ها #ابراهیم_ابراهیمی #قسمت_دوم در این چارچ
تجلی خودآگاهی جمعی در افق توحید آنچه در ایران و محور مقاومت در حال شکل‌گیری است، فراتر از یک واکنش ضداستعماری صرف، پروژه‌ی تمدنیِ مبتنی بر خودآگاهیِ هستی‌شناختی است. این پروژه، دقیقا در حال گذار از «نفیِ سلطه» به «آفرینشِ جهانِ بدیل» می‌باشد. بازتعریفِ عقلانیت در افق توحید: شکاف میان روایت و واقعیت که در سطح جهانی رخ داد، در ایران به پرسشی بنیادین انجامید: «عقلانیتی که وابستگی را بازتولید می‌کند، نمی‌تواند آزادی‌بخش باشد». عقلانیتِ توحیدی، برخلاف عقلانیتِ سکولارِ غربی که خود را در نهادهای جداشده از معنا تعریف می‌کند، آزادی را نه در گسست از ارزش‌ها، بلکه در التزامِ آگاهانه به کرامتِ ذاتیِ انسان در نظامِ خلقت می‌داند. این عقلانیت، را نه یک خطای راهبردی، بلکه یک «بت‌پرستیِ مدرن» می‌شناسد که اراده‌ی جمعی را تسلیمِ منافعِ الیگارشیک می‌کند. بومی‌سازیِ دانش به‌مثابه رهایی از تله‌های شناختی: تمدن غرب از طریق «جهان‌شمولیِ کاذبِ دانش»، وابستگی را در عمیق‌ترین لایه—لایه‌ی معرفت‌شناختی—نهادینه کرد. بومی‌سازیِ دانش در گفتمانِ تمدن نوین اسلامی، نه یک عقب‌نشینی هویتی، بلکه بازپس‌گیریِ عاملیتِ روایی است. وقتی امنیت، اقتصاد و الگوی پیشرفت از دلِ زیست‌جهانِ بومی و با تکیه بر استعدادهای درونی بازتعریف می‌شوند، در واقع چرخه‌ی بازتولیدِ هژمونی در سطحِ «ادراک و معنا» شکسته می‌شود. اقتصادِ مردمی و زیستِ جمعیِ خودبنیان: هسته‌های مقاومت در ایران، باید تجربه‌ی زیسته‌ی خود را به نهادهایی بدیل تبدیل کنند: از اقتصادِ مقاومتی و تعاونی‌های مردمی گرفته تا شبکه‌های علمیِ مستقل و جبهه‌ی فرهنگیِ انقلاب بالمعنی الاعم... این نهادها، همان «زیست‌جهانِ جایگزین»ی هستند که به عنوان عقلانیت بدیلِ لیبرال دموکراسی تئوریزه می‌شوند. آنها نشان می‌دهند که گذار از سرمایه‌داریِ لیبرال، نه با شعار، بلکه با ساختنِ الگوهای عینیِ زیستِ عادلانه ممکن است. افقِ تمدنیِ فراملی: آنچه این پروژه را از یک جنبشِ ملی‌گرایانه صرف متمایز می‌کند، افقِ تمدنیِ توحیدیِ آن است. هم‌سرنوشتی با ملت‌های غربِ آسیا در یک «تصویرِ مشترکِ تمدنی»—که سه مؤلفه‌ی عقلانیت، آزادی و معنویت را در هم تنیده است—نشان‌دهنده‌ی شکل‌گیریِ بلوکِ تاریخیِ جدیدی است که در برابر نظمِ هژمونیک، نه یک جایگزینِ سیاسی، بلکه یک جایگزینِ تمدنی ارائه می‌دهد. به نظر می‌رسد تمدن نوین اسلامی، تجلیِ عینیِ همان «خودآگاهیِ جمعی» است. این پروژه، با عبور از سه سطحِ «بازتولیدِ معنا»، «نهادسازیِ مردمی» و «ائتلافِ تمدنی»، باید بتواند تا چرخه‌ی بازتولیدِ هژمونی را نه در شعار، بلکه در متنِ زندگیِ روزمره—از اقتصاد و دانش تا امنیت و فرهنگ—بشکند. افقِ آن، نه تقلید از الگوی توسعه‌ی غرب، بلکه تمدن‌سازیِ متکی بر استعدادِ درونی در چارچوبِ عقلانیتِ توحیدی است که آزادی را در التزام به کرامتِ انسانی و معنویت را در پیوند با عدالت تعریف می‌کند.