eitaa logo
اشعار حسینی و آموزش مداحی
6هزار دنبال‌کننده
273 عکس
204 ویدیو
44 فایل
کانال اشعار حسینی این کانال زیر مجموعه کانال مقتل ضامن اشک است. اشعار بر اساس مطالب مقتل است. http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af آی دی برای ارسال اشعار @Yaghoubian آی دی استاد @m_h_tabemanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
. نوشید چه عاشقانه از جام اَلست در آتش کینه چشم هایش را بست یک جمعه ی انتظار لبیک به لب روح ملکوتی اش به اعلی پیوست ........................ کشتند عزیز خانه را جانی‌ها خون شد به دل تک تک ایرانی‌ها هر چند که یک لاله‌ی ما پرپر شد می‌روید از این لاله سلیمانی‌ها 🇮🇷 ................................................................. کانال اشعار ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af گروه آموزش مقتل https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0 گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
. عطر زیارت‌نامه رفتی ولی چشمانِ ما پر بود از باران در زیر برفِ غربت و در فصل یخبندان مثل پدر بودی عزیز و مهربان یعنی با تو نمی‌شد کودکی بی‌تاب و سرگردان.. هر جا که مظلومی تو را می‌خواند، می‌رفتی تا سوریه، تا غزه، تا بغداد، تا لبنان در خاک غمگینی اگر پای تو وا می‌شد باران به باران عشق می‌بارید و الرحمان آن شب که آتش سوخت جان و پیکر ما را عطر شهادت داشت بغض و گریۀ ایران اما فراقت را چگونه تاب آوردیم؟ مایی که لبریزیم از داغت پس از طوفان بعد از تو حتی روزهای مهربانی رفت این دردها هرگز به آسانی نشد جبران عطر زیارت‌نامه از گلزار می‌آید حتما شهیدانند هر شب پیش تو مهمان ✍🏻 🏷 🇮🇷 .............................................................. کانال اشعار ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af گروه آموزش مقتل https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0 گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
. با یاد سردار شهید كويريم و بي تاب باران زهرا فقيريم و محتاج چشمان زهرا بگوييد ما را گدايان زهرا بخوانيد يكتا پرستان زهرا "مسلمان زهرا ، مسلمان زهرا" اگر مثل روديم ، دريا شناسيم به مجنون بگوييد ليلا شناسيم همه سرشناسيم اگر ناشناسيم على دوست هستيم و زهرا شناسيم "به حيدر رسيديم از احسان زهرا" ميان قنوتش دعا كرده زهرا على دوست ها را جدا كرده زهرا بدان يك به يك را صدا كرده زهرا نجف را سراسر بنا كرده زهرا "پس ايوان طلا هست ايوان زهرا" سبب می شود افتخار علی را زند پرچم اقتدار علی را که دنیا ببینند یار علی را بگرداند او ذوالفقار علی را "علی تکیه کرده به جولان زهرا" روا شد پس از فاطمه آرزوها شده بسته لبهاى آن ياوه گوها به كورى چشمان بى چشم و روها صدا زد پيمبر «فداها ابوها» "صدا زد كه بابا به قربان زهرا" سلام ودرود خدا بر خديجه كس بى كسى پيمبر خديجه به دامانش آورده كوثر خديجه همه ابتر و گشته مادر خديجه "شده خوش به لبهاى خندان زهرا" به ما داده ارث خروشانی اش را گرفتيم درس رجزخوانى اش را سپرده به ما موج طوفانی اش را ببينيد ، قاسم سليمانى اش را "که هستیم ما نسل سلمان زهرا" همين عشق را ادعا می كنيم اش فقيرانه ما التجا می کنیم اش همه جان خودرا فدا می كنيم اش چه خوب است مادر صدا می کنیم اش "نخوردیم جز آب و جز نان زهرا" دعا ميكنيم و اجابت گرفتيم در خانه او اقامت گرفتيم براى قيامت ضمانت گرفتيم حديث كسا خواندو حاجت گرفتيم "به آمين و لطف فراوان زهرا" به جز مهر زهرا ثوابی نداریم به جز فاطمه ما جوابی نداریم شب اول قبر عذابی نداریم ز حشر و حساب اضطرابی نداریم "قيامت بگيريم دامان زهرا " غم از ما گرفته اگر غم خریده بد و خوب را نیز ، درهم خریده همه هرچه هستیم باهم خریده برای حسین و محرم خریده "به قربان فرزند عطشان زهرا" قسم بر حسین بدون سپاهش به لب تشنه گوشه قتلگاهش قسم به بنيَّ بنيَّ به آهش به خون گريه زينب بى پناهش "بميريم از داغ طفلان زهرا" شاعر: ____________________ کانال اشعار ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af گروه آموزش مقتل https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0 گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
. ای آنکه سرداری و سر بر دار داری مانند میثم کوله ای پُربار داری قاسم سلیمانی! تو سلمان زاده هستی صدها مدال از حیدر کرار داری از مالک اشتر، شجاعت ارث بردی بر شانه ی خود بیرق عمار داری دستت علمدارِ علمدار حسین است بالی شبیه جعفر طیار داری از فکه و دهلاویه تا خان طومان از خون عشاق خودت طومار داری تشییع تو بر عالم و آدم نشان داد که عالمی سرباز پای کار داری تو مرد میدان بودی و نشناختیمت بعد از شهادت، جلوه ی بسیار داری حالا که دستت بازشد، ما را دعاکن چه انتظاری حاجی از انصار داری؟ قاسم سلیمانی، بگو تکلیف ما چیست؟ ای آنکه در دل، بغض استکبار داری این انتقام سخت را جدی گرفتیم تو بعد خود هم ملتی بیدار داری دشمن شناسی تو درس مکتب ماست رفتی، ولی هستی و استمرار داری به کوری چشم ایادی نفوذی در لشکرت، صد لشکر مختار داری ای ارباً اربا! شاهد نجوای رهبر! در کربلا حال خوشی با یار داری از بسکه سر دیدی بریده ...نامرتب... دیدیم هرشب دیده ی خونبار داری تو از احبّا هستی و شب های جمعه در کربلا با فاطمه دیدار داری رخت اسیری و سه ساله کم ندیدی با خار صحرا، درد دل انگار داری با آن سفرهایی که بین شام رفتی چه خاطراتی از غم بازار داری داغ دلت ایوان دکان بلند است اشک روان از روضه انظار داری **** غربت ببین! هم عمه سادات  آنجاست هم حرمله، هم خولی بد ذات آنجاست ✍ .
بنده ای که فقیر و ناچاری... نیمه شب در زدی گرفتاری... پرخطا و بد و گنهکاری... غم نخور، چون حسین را داری به غم سینه ات دوا برسان باز خود را به کربلا برسان ای که بر معصیت زدی دامن همه دورند از تو الاّ من گرچه کردی غریبگی با من می خرم روسیاهی ات را من با لباس سیاه نوکریَت شده ام با حسین، مشتریَت صبر کردم محرمش برسد باز دستت به پرچمش برسد از حسینیه ها دمش برسد توبه کن، اسم اعظمش برسد گرچه جرم تو بیش از آنهمه است خرجِ عفوت دعای فاطمه است پی هر چیز میروی آنی بطلب، چشم های گریانی خوش بحالت که با شهیدانی همدانی شو و سلیمانی با حسین عهد بستی عاشورا بنشین پای روضهء زهرا پسر تشنه اش دعا میکرد خنجر شمر، خون به پا میکرد بین گودال، سرصدا میکرد دهنش را به نیزه وا میکرد مگر آن بی حیا امان می داد زنده زنده حسین جان می داد از غم نیزه اش مسیحا سوخت با سرش در تنور، زهرا سوخت آن تن مُثله زیر گرما سوخت جگرش روی ریگ صحرا سوخت بدنی پاره پاره تر ز حصیر دفن شد آخرش میان مسیر .
گاهی هزاران برکت از کمتر شدن هاست یا دل بریدن، میوه ی دلبر شدن هاست پروانه را از شعله ی آتش نترسان چون که کمال او به خاکستر شدن هاست سردارهای ما سری افتاده دارند سر دادن ما اوّل سرور شدن هاست خاکِ لباس خاکی رزمنده هائیم خاکی شدن ها بهتر از گوهر شدن هاست آن جنگ تحمیلی، دفاعِ از حرم بود راه حسینی، راهی معبر شدن هاست دیگر نباید این علی تنها بماند وقت جهاد و موقع قنبر شدن هاست آری "شتر در خواب بیند پنبه دانه" خواب مشوّش، وارد کشور شدن هاست حس کن که جنگ است و در این خط مقدم همدل شدن ... معنی همسنگر شدن هاست در مکتب قاسم سلیمانی به والله نوکر شدن بالای سرلشکر شدن هاست ارباب، او را ارباً اربا پیش خود بُرد این جلوه ی مست علی اکبر شدن هاست مردم! در باغ شهادت باز، باز است در فتح خرمشهرها، پرپر شدن هاست جمهوری اسلامی زهراست ایران این رود، جریان همان کوثر شدن هاست زینب تماشا کرد، مادر بر زمین خورد آنچه حسن را کُشت، "میخِ در شدن" هاست اصحاب حیدر، پشت در کاری نکردند آن ترک فعل، آغاز بی مادر شدن هاست در بستر افتاد و علی تنها شد آخر بستر نه! ... این غم باعث لاغر شدن هاست در انتظار آخرین صبح ظهوریم بعضاً شروع بُرد، در آخر شدن هاست ✍ .
. سرزمین شیردلان نامت همیشه ورد زبان است قهرمان داغت هنوز در دل و جان است قهرمان دارد غم تو شهرۀ آفاق می‌شود ابلیس از همین نگران است قهرمان در قلب کفر، نام تو را جار می‌زنیم اینجا که میهن خودمان است قهرمان! نزدیک قلّه باج به دشمن نمی‌دهیم این سرزمین شیردلان است قهرمان تا مکتب و مرام تو چشم و چراغ ماست این مرز و بوم، امن و امان است قهرمان ما ملت امام حسینیم تا ابد کاری بزرگ در جریان است قهرمان ✍ 🏷 🇮🇷 ............ 🌷 سربلندِ سربه‌زیر مثل کارون سربلندی، مثل جیحون سربه‌زیری با تمام رودهای رو به دریا هم‌مسیری آرمان قدس می‌فهمد که بودی و چه کردی کربلای چار می‌داند چه بی‌باک و دلیری درنیاوردی چل‌و‌یک سال پوتین‌های خود را در رشادت بی‌همانندی، به غیرت بی‌نظیری دوستت دارند حتی دختران کم‌حجابی! که فقط عکس تو را دیدند، از بس دلپذیری پرچم لاسیفَ الّا ذوالفقار از پا نیفتد تا تو پرچمدار حقّی، تا تو سرباز غدیری ای جهانی که ترور کردی به وحشت عکس او را از شنیدن‌های نامش بیش از اینها ناگزیری... .
. ما اهل دل و سوز نهانیم همه پروانه ی آن یوسف جانیم همه جمعیم در اینجا که بدانیم همه در لشکر صاحب الزمانیم همه در سینه بجای قلب، باور داریم ما دست به ذوالفقار حیدر داریم پشت سر ما دعای مادر مانده شمشیر علی بر سر خیبر مانده مردانه حسین پای کشور مانده حق است که شد سیّدعلی فرمانده تا هیأت ما سپاه ایرانی هاست این لشکر ما پُر از سلیمانی هاست یکّی و دو تا علم ندارد اسلام سردار رشید، کم ندارد اسلام والله که قدّ خم ندارد اسلام با اهل جهاد غم ندارد اسلام ای غزه! رسیدن به هدف نزدیک است چون مسجدالاقصی به نجف نزدیک است ایمانِ دل قنبر و سلمان قویَ است طعم رطب میثم ما معنویَ است ایران پُرِ سید رضی موسویَ است ایران نه! دگر کلّ جهان مهدویَ است این نخل، پر از برگ و ثمر خواهد شد با خون شهید، زنده تر خواهد شد سوریه، یمن، عراق هم کشور ماست هرکس که حسین گفته همسنگر ماست در بازی زرگرانه دعوا سرِ ماست «آن دختر کم حجاب هم، دختر ماست» این تفرقه ها ریشه ویرانی هاست دعوا سر اتحاد ایرانی هاست در مکتب ما روضه ی رضوان، حرم است عطری که چشیده سیب لبنان، حرم است خورشید دل افروز خراسان، حرم است جمهوری اسلامی ایران، حرم است حتی سرِ ما اگر به غارت برود حاشا که دگر زینب اسارت برود من نوکرم و بنده ی دنیای علی از خاکم و گردم روی پاهای علی دل بسته ام امروز به فردای علی چون باز مرا خریده زهرای علی خیرات کثیر مصطفی فاطمه است هر پنج تن آل عبا فاطمه است ✍ .
. تقدیم به شهید والامقام باز در گوش عالم و آدم بانگ هل من معین طنین انداخت دست تکفیر با اشارۀ کفر شعله در خیمه‌گاه دین انداخت خیمه‌ها باز هم محاصره بود به حریم حرم جسارت شد شعله‌ها تا دم حرم آمد باز هم صحبت از اسارت شد در مسیر حسین جان دادن با شهیدان کربلا عشق است هر کجاییم کربلا برپاست راه ما اوست، مرز ما عشق است روز و شب دور خیمه‌های حسین هر قدم گرم جان‌سپاری بود اشک او پا به پای تسبیحش هر سحر دانه دانه جاری بود که در دل میدان غرش رعد و خشم طوفان بود وقت رحمت نسیم بود نسیم دست او بر سر یتیمان بود گوشه گوشه شنیده است این صحن خواهش و گریه و دعایش را این حرم می‌دهد شهادت که بارها دیده اشک‌هایش را بارها پا به صحن این مرقد با دلی شعله‌ور گذاشته بود بارها روی شانه‌های ضریح با دلی تنگ سر گذاشته بود مهربان بود مثل باد بهار سرو این خاک بید مجنون بود پاسدار حریم خون خدا جان‌نثار رقیه خاتون بود تن به مردن نداد و بی‌سر شد کشتۀ راه سیدالشهداست دستش افتاد روی خاک ولی حرم اهل‌بیت پابرجاست حجت‌الاسلام .
. علیه‌السلام 🔸أینَ المُنتَقِم🔸 امروز دلتنگم، نمی‌دانم چرا! شاید... این عمر با من راه می‌آید؟ نمی‌آید؟ اصلاً چقدر از راه مانده؟ من کجا هستم؟ کی اختیار لحظه‌هایم رفت از دستم؟ دلخوش به رفتن بودم اما راه گم کردم این راه روشن را چه شد ناگاه گم کردم حتی چراغ روشنی هم این طرف‌ها نیست در ازدحام ابرها، خورشید پیدا نیست فانوس دل، می‌خواهد ای خورشید، نور از تو خیری ندارد باقی این عمر دور از تو این نامه را با خود نسیم آورده، می‌خوانی؟ از عاشقی در راه مانده، او که می‌دانی عمری‌ست از تو بی‌خبر ماندم، خبر داری! مولا! خبر از حال قلب محتضر داری! می‌ترسم از این روزهای غربت دنیا می‌ترسم از دیروز، از امروز، از فردا این لحظه‌ها بی یاد تو دلگیر و دلتنگ‌اند این نغمه‌ها بی عطر نام تو بدآهنگ‌اند این روزها شاید تو دلتنگی که این‌گونه یک‌باره دیگرگون شده دنیای وارونه من خوب می‌دانم تو دلگیری از این دنیا دلگیری از روز و شب ما بی‌تفاوت‌ها بی‌تو تمام عمر ما غرق تماشاییم بار گرانی بر زمین... ما گرم حاشاییم دلگیری از بی‌رنگی این شادی و غم‌ها دلگیری از دنیای تکراری آدم‌ها هر صبح جمعه آمد و ما خواب می‌دیدیم دریای عشقت بود و... ما مرداب می‌دیدیم یک شب بیا بیدار کن ما را که برخیزیم از عشق خود سرشار کن ما را که برخیزیم «اَینَ استقرّت»... دل هواخواه نگاه توست! مولا کدامین جاده امشب سر به راه توست؟ ای کاش با یاد تو امشب همسفر بودم از روضۀ پنهانی تو با خبر بودم شاید که داری سر به روی تربت مادر ای روضه‌خوان کوچه‌های غربت مادر شاید رسیدی کربلا دیشب، شب جمعه آه از شب بی‌تابی زینب، شب جمعه شب‌های جمعه کربلا غوغاست، عاشوراست شور حسینی در جهان برپاست، عاشوراست در جان عالم محشری کرده به‌پا! او کیست؟ اصلاً شب جمعه، شب آرام ماندن نیست ما هم شب جمعه عزیز از دست دادیم، آه آه از شبی که رفت ماه ما به قربانگاه در جان ما آتشفشان داغ او زنده‌ست این داغ، این آتشفشان، هر شب گدازنده‌ست در هر رگ ما شور خون‌خواهی‌ به جوش آمد هنگام فریاد آمد و وقت خروش آمد آن انتقام سخت نزدیک است می‌دانیم با ذکر اَین المنتقم، ما مرد میدانیم او با سپاهی از شهیدان می‌رسد آری دارد سپاه او چه سردار و علمداری فردا که آفاق جهان یک‌دست بارانی‌ست آری علم دست سلیمانی‌ست! زیبا نیست؟ این رجعت عشق است، این عهد شهیدان است بیرق به دست حاج قاسم... بین میدان است شوق شهادت داشت، عمری بندگی می‌کرد یک عمر مانند شهیدان زندگی می‌کرد در خاطر یاران همیشه عین باران بود بر خصم توفنده چو دریایی خروشان بود دلتنگ بود و با یتیمان گریه سر می‌داد آغوش گرمش بوی آغوش پدر می‌داد باران شده وقت دفاع از هر ستم‌دیده مثل اسیری دم‌به‌دم بر خویش لرزیده «للظالمِ خصماً و للمظلومِ عونا» بود او عطر مولا داشت، خاک پای مولا بود او مرد میدان بود آری مرد میدان‌ها جا داشت در دل‌های سوری‌ها و افغان‌ها لبنان و سامرا، یمن، غزّه، گواه من خورشید شب‌های غریبان بود ماه من او از تمام ما یقیناً ندبه‌خوان‌تر بود یابن‌الحسن‌هایش ولی در بین سنگر بود او سالیانی صبح جمعه منتظر مانده در خط حمله، ندبه خوانده، اشک فرمانده او «لَيْتَ شِعْرِي» گفته با مولای خود اما در خط حمله در بیابان‌های سامرا «اَینَ استقرّت»... دل هواخواه نگاه توست! مولا کدامین جاده امشب سر به راه توست؟ دل‌ها اسیر سوز و سرمای زمستان است دنیای ما محتاج لبخند بهاران است گرمای دستان تو را کم دارد این شب‌ها لبخند زیبای تو را می‌خواهد این دنیا می‌آیی از فصل گل و لبخند می‌دانم در روزهای آخر اسفند... می‌دانم با تو بهار رفته، از تبعید می‌آید می‌آیی و آن روز با تو عید می‌آید عج .
. او خار دو چشـم دشمنان بود، بفهم سرباز رشیـد قهـرمان بود، بفهم آن مرد، همان که خواندی اش موی دماغ از لشکـر صاحب الزمان بود ، بفهم .
. ی می‌آید با سپاهی از شهیدان... ای دل بخوان تا اشک‌ها حاجت‌روا گردد باب نجات حق به روی خلق وا گردد دنیای ما دلخسته از هر ظلم و بیداد است ساکت نباش! امروز دیگر وقت فریاد است شد موسمِ با اشک‌ها طوفان به‌پا کردن از عمق جان موعود دل‌ها را صدا کردن می‌آید و بر شانۀ او پرچم نصر است می‌آید و با او سپاه قدس و وَالعَصر است با ذوالفقار عدل می‌آید به این میدان با خاک یکسان می‌شود کاخِ ستمکاران او با سپاهی از شهیدان می‌رسد آری دارد سپاه عشق، سردار و علمداری فردا که آفاق جهان یک‌دست بارانی‌ست این بیرق خون‌رنگ در دست سلیمانی‌ست! آن روز می‌پیچد نسیم صبح خوش‌عهدی از راه می‌آیند، نصرالله، ابومهدی ای کاش ما هم لایق دیدار او بودیم در عصر غربت، یاور او، یار او بودیم با حضرتش ما هم ملازم می‌شدیم ای کاش در یاری او، حاج قاسم می‌شدیم ای کاش | 🇮🇷