eitaa logo
اشعار حسینی و آموزش مداحی
6هزار دنبال‌کننده
273 عکس
204 ویدیو
44 فایل
کانال اشعار حسینی این کانال زیر مجموعه کانال مقتل ضامن اشک است. اشعار بر اساس مطالب مقتل است. http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af آی دی برای ارسال اشعار @Yaghoubian آی دی استاد @m_h_tabemanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
. زیر چنگال مرگ هر لحظه می زند سخت دست و پا غزه وسط روضه ی حسین(ع)کسی پا شد از جا و گفت یا غزه مرگ بر هرکه در برابر زور سر تعظیم را فرود آورد زنده باد آنکسی که غیرت داشت زنده کرد این شعار را غزه راه و رسم حسین،مردم چیست؟ شمر این قرن،اهل هئیت کیست؟ به امام رضا(ع) حسینی نیست هرکه امروز نیست با غزه صبح تا شب میان قحطی آب غرق باران بمب و سیل عذاب چشم دنیا به عمد رفته به خواب رفت از دست ای خدا غزه مرگ بر سازمان پوچ‌ ملل مرگ بر حاکمان هرز هَوَل مرگ بر نسل مستِ لایعقل با شعار کثیف لا غزه حاضر غائب از نظر الغوث همه جا را گرفته شر الغوث از بلای رژیم آل یهود مددی کن شود رها غزه زخم خورده ولی نیفتاده گرچه هر روز بال و پر داده باز در صحنه بوده آماده همه گفتند مرحبا غزه غزه امروز سنگ میزان است محک اعتقاد و ایمان است یاری اش امر و‌ حکم قرآن است پس نپرسید هی چرا غزه؟ غزه را غزه را وطن دریاب قبل قهر خدا و خلق عذاب تا قیامت نمی شود آزاد فقط از خواندن دعا غزه همتی استوار می خواهد دولتی پای کار می خواهد مردمی جان نثار می خواهد تا بگوییم یکصدا غزه بی خیال مذاکرات شوید بی خیال گروه لات شوید دست بردار مهملات شوید قبله قدس است و قلب ما غزه باطل از معرکه شود بیرون ریشه کن می شود شبی صهیون نام پیروز حق و باطل را بنویسید با طلا غزه .
. هر روز غم و تب و پریشانی هر روز بلا و مرگ و ویرانی در ماتم غزه منفعل هستیم نفرین خدا بر این مسلمانی... .
. یک لحظه نمانده تا نیست شدن درگیر مذاکرات پوچ است، وطن در روز سکوت تلخ و شرم آور ما رحمت به مرام شیر مردان یمن .
. به دست کوچکش مشکل گشایی می کند هردم بخوانش جای کودک بعد از این حوریه الاعظم شده آئینه ی حجب و حیای زینب کبری شده فخر تمام بانوان چون حضرت مریم کسی از سفره اش با دست خالی آمده!؟هرگز بخوانش بی بی مشکل گشا، حاتم تر از حاتم برای خلق، شادی آفرین بوده است با اینکه گره خورده به نامش غصه های عالم و آدم درون روضه اش والله باید مرد،شوخی نیست تحمل کردن این حجم از آوارِ غم در غم کسی که زخم از خار مغیلان دیده می فهمد غم شام غریبان در بیابان بلا را هم جواب گریه هایش را به شکلی داد این دنیا که کوه استقامت قامتش از داغ او شد خم چه رازی در میان ذکر نامت هست بی بی جان که بر چشم جهان با بردن آن می نشیند نم فقط فهمیده ام بازنده ی دنیاست هرکس که برای روضه ی بی بی سه ساله می گذارد کم .
. من آدمی که در دل جنت گناه کرد سودای دل همیشه مرا رو سیاه کرد جان کندنی که باعث ره توشه بود را در لحظه ای به خیره سری دل تباه کرد جز ندبه در بساط دل خود نداشتم شب را به گریه مردم چشمم پگاه کرد در اوج خشکسالی قلب شکسته ام باران گرفت و گوشه ی چشمی اله کرد من برکه ای که شوق تپیدن گرفته است از لحظه ای که ماه ،به قلبم نگاه کرد بی راهه رفته بودم اگر لطف او نبود یک ذکر یا حسین(ع)مرا رو به راه کرد .
. شد موسم اربعین و همراهی کن لطفی به منِ کبوتر چاهی کن در گاه رضا (ع) و غیر ممکن ...هرگز بی مُهر و گذر نامه مرا راهی کن ✍ .
. باز اربعین رسیده و عشاق صف به صف این گوشه من به گریه و دل رفته آن طرف یک رو سیاه غرق گناهم ولی خداااا دلتنگ کربلایم و دیوانه ی نجف .
. فانَّ حزبَ الله هم الغالبون عشق اندیشه ی مقاومت است وطنم بیشه ی مقاومت است سرو ماندن میان فتنه ی ظلم هنر و پیشه ی مقاومت است زخم های نشسته بر دل کفر اثر تیشه ی مقاومت است زیر باران سنگ ها دیدیم نشکن شیشه ی مقاومت است زنده هستیم تا شهید شدن در رگ و ریشه ی مقاومت است .
. صلوات الله علیه ای مایه ی خیر و برکت و حسن ختام بر تیرگی جهان شدی ماه تمام رحلت نه شهادتت گواهی داده بعد از تو یتیم شد محمد(ص)، اسلام .
. علیه السلام می خواست ذکر ما بکند یا «کریم» را بخشید هرچه داشت فقیر و یتیم را مظلوم و خاکی است و به نام حسن خدا شاید که آفریده چنین «یا کریم» را یکبار نه، دو‌مرتبه از هستی اش گذشت در سایه اش گرفت غریب و مقیم را اهل کرامتند همه، منتها حسن شد شهره سفره داری باب النعیم را بی خادم است گرد بقیع و خدا گذاشت جارو کش مزار شریفش نسیم را .
. صلوات الله علیه عمریست در مدار عنایات ایزدند آنان که در حریم تو در رفت و آمدند شمس الشموس هستی و اینجا فرشتگان خدمت گزار عالم آل محمدند .
. صلوات الله علیه گرفته صحن ها را عطر شب بوها و یاس اینجا شده مجذوب در نور و صفا ،هوش و حواس اینجا ملائک «ادخلوها به سلام آمنین»گویان گرفته از بهشت وعده ی حق، اقتباس اینجا پناه آورده اند اینجا کبوتر ها پریشان دل هیاهویی به پا کرده است اشک و التماس اینجا شکست چهره در آئینه بندان حرم یعنی که مرزی نیست بین ژنده پوش و باکلاس اینجا دل ما را خریدار است صاحبخانه، می پوشد تن اندوه بی پایان زائرها لباس اینجا برای ما که گاهی از خدا دوریم او دارد برای ارتباط و آشتی خط تماس اینجا زلال و دست پر برگشته از این آستان بیرون هرآنکه با غم و اندوه آمد آس و پاس اینجا .