eitaa logo
اشعار حسینی و آموزش مداحی
6هزار دنبال‌کننده
273 عکس
204 ویدیو
44 فایل
کانال اشعار حسینی این کانال زیر مجموعه کانال مقتل ضامن اشک است. اشعار بر اساس مطالب مقتل است. http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af آی دی برای ارسال اشعار @Yaghoubian آی دی استاد @m_h_tabemanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
. اگر بر آستان خوانی مرا، خاک درت گردم و گر از در برانی، خاک پای لشگرت گردم به دامانت غبار آسا نشستم، بر نمی‌خیزم وگر بفشانی‌ام، خیزم ولی گرد سرت گردم به دربارت اگر باری دهی بارم، زهی عزت ولیکن با چه رویی رو به رو با خواهرت گردم ببین از کرده خود سر به پیشم، سر بلندم کن مرا رخصت بده تا پیش‌مرگ اکبرت گردم اگر باشد به دستم اختیاری، بعد سر دادن سرم گیرم به دست و باز بر گرد سرت گردم وضو گیرم ز آب کوثر و نامش به لب آرم که شاید رستگار از فیض نام مادرت گردم اگر بر جان‌فشانی نیستم قابل اجازت بخش به خیمه مهدجنبان علیّ اصغرت گردم محرم .___________________________ کانال باب الحسین (ع) https://t.me/Babolhusein گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab کانال ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af
. ✍ جان حر اینجا میان برزخ است در دوراهیّ بهشت و دوزخ است گر چه دل، هر دم بیاید، دیر نیست کربلا را فرصت تأخیر نیست حرّم و شرمندگی آورده‌ام سر به قصد بندگی آورده‌ام گر چه خود راه سپاهت بسته‌ام این زمان دل در نگاهت بسته‌ام تا که گردم برخیِ جان شما اوّلین مرد رجزخوان شما پس برآورد از سپاه خصم، گَرد جان فدای دوست کرد، آزاده‌مرد گفت مولا: در وفا جان داده‌ای راست چون نام خودت، آزاده‌ای محرم .___________________________ کانال باب الحسین (ع) https://t.me/Babolhusein گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab کانال ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af
. ای کرمت کرامت مرتضی آمده‌ام که «یا سریع الرّضا» مرده من و تو برتر از مسیحی معنی «یا مَن سَتَرَالقَبیحی» بر کرم تو باشد اتکّایم به همرهم «سِلاحُهُ البُکایم» من آن فراری‌ام که برگشته‌ام آمده و حلقه به در گشته‌ام مرا ز در، چو حلقه بیرون مخواه ز خجلت کوهِ خجالت بِکاه راه بده بر آن که راه تو بست دل کبوتران قدسی شکست اگر دهی به باد، مثل گَردم خیزم و بر گِرد سرت بگردم اسیرم و آمده‌ام حرّ کُنی آب قلیلم ز کرم، کُر کُنی اسیرم و بهر فلاح آمدم امیرم و خلع سلاح آمدم بسته‌ام احرام، نه چون دیگران نیّت من نیّت حجّ قرآن آمده با آبروی ریخته دو چکمه، بر گردنم آویخته مُحرِمم و آمده‌ام بر مطاف تا که بگیرم از تو اذن طواف محرم .___________________________ کانال باب الحسین (ع) https://t.me/Babolhusein گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab کانال ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af
. یوسف زهرا! ز شما پُر شدم تا که اسیر تو شدم حُر شدم از دل دشمن به سویت پر زدم آمدم و حلقه بر این در زدم آمده‌ام تا که قبولم کنی خاک ره آل رسولم کنی حرّ پشیمان توام یا حسین دست به دامان توام یا حسین یک نگه افکن همه هستم بگیر ای پسر فاطمه دستم بگیر حُرّ اسیر آمده اعجاز کن گوشۀ چشمی به رویم باز کن تشنه لبم آب حیاتم بده سیّدی العفو نجاتم بده ای به فدای تو و آقائی‌ات خصم تو شرمندۀ سقائی‌ات کاش فلک خانه خرابم کند هُرم لب خشک تو آبم کند گر چه خود از شطّ فرات آمدم در طلب آب حیات آمدم نالۀ العفو بُوَد بر لبم تا صف محشر خجل از زینبم روی علی‌اکبر تو دیدنی است دست علمدار تو بوسیدنی است مهر تو کُلّ آبروی من است هستی من خون گلوی من است چه می‌شود کشتۀ راهت شوم؟ خاک قدم‌های سپاهت شوم؟ حرّ ریاحی به درت آمده فطرس بی بال و پرت آمده با نگه خویش کمالم بده وز کرم خود پر و بالم بده بال من از تیغۀ شمشیرهاست سینۀ تنگم سپر تیرهاست مقتل خون، اوج کمال من است تیر محبت پر و بال من است بال بده، فطرس دیگر شوم طوطی گهوارۀ اصغر شوم محرم .___________________________ کانال باب الحسین (ع) https://t.me/Babolhusein گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab کانال ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af
. ✍ گناهی از تمام کوه‌ها سنگین‌تر آوردم عزیز فاطمه! بر درگهِ عفوت؛ سر آوردم من آن حُرّم کز اوّل خویش را سدِّ رَهت کردم تو را در این زمین، بین هزاران لشکر آوردم به جای دسته‌گل ،با دست خالی آمدم امّا ‏دلی صد پاره‌تر از لاله‌های پرپر آوردم نشد تا از فرات آب آورم از بهر اطفالت ولی بر حنجر خشکیده‌ات چشم تر آوردم غبارم کن، به بادم ده مرا، دور سرت گردان ‏فدایم کن که در میدان ایثارت سر آوردم سرشک‌ِ خجلت ازچشمم ،چو باران بر زمین‌ریزد زبان عذر خواهی بر علیّ اکبر آوردم همین‌ساعت که برمن یک‌نظر از لطف افکندی ‏به خود بالیدم و مانند فطرس پر برآوردم بده اذنم که خم گردم، ببوسم دست عبّاست ‏که روی عجز بر آن یادگار حیدر آوردم چه‌غم گر جرم‌من از کوه سنگین‌تر بود "میثم" که سر بر آستان عترت پیغمبر آوردم .................................. هرکه می‌داند بگوید، من نمی‌دانم چه شد مست بودم مست، پیراهن نمی‌دانم چه شد من فقط یادم می‌آید گفت: وقت رفتن است دیگر از آنجا به بعد اصلاً نمی‌دانم چه شد آنچنان از شوق او سرتابه‌پا رفتن شدم در شتاب رفتنم توسن نمی‌دانم چه شد روبه‌روی خود نمی‌دیدم به جز آغوش دوست در میان دشمنان، دشمن نمی‌دانم چه شد سنگ‌باران بود و من یکسر رجز بودم، رجز ناله از من دور شد، شیون نمی‌دانم چه شد من نمی‌دانم چه می‌گویید، شاید بر تنم از خجالت آب شد جوشن، نمی‌دانم چه شد مرده بودم، بانگ هل من ناصرش اعجاز کرد ناگهان برخواستم، مردن نمی‌دانم چه شد پا به پای او سرم بر نیزه شد از اشتیاق دست و پا گم کرده بودم، تن نمی‌دانم چه شد ناگهان خاکستری شد روزگار آسمان در تنور آن چهرۀ روشن نمی‌دانم چه شد صورت من غرق خون بود و نمی‌دیدم درست خیزران در دست اهریمن نمی‌دانم چه شد وصف معراج جنونش کار شاعر نیست، نیست از خودش باید بپرسی، من نمی‌دانم چه شد محرم .___________________________ کانال باب الحسین (ع) https://t.me/Babolhusein گروه اشعار حسینی https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab کانال ایتا http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af