.
#یا_کاشف_الکرب_عن_وجه_الحسین_اکشف_کربی_بحق_اخیک_الحسین
#یا_ام_البنین اغیثینی
آب زلال چشمه ها پاکی ذاتش را
از فیض ناب ابر باران بر زمین دارد
عباس( ع) معیار ادب گشته است زیرا که
او تربیت از مادرش ام البنين (س) دارد
خود را کنیز بچه های فاطمه (س) می خواند
اندازه ی این رزق را تنها خدا داند
از دامنش عباس (ع) تا معراج بالا رفت
تا لحظه ای که فاطمه (س) او را پسر خوانَد
باید الفبای ادب آموخت از درسش
هر حرف او درس است درس است از الف تا یاء
از نام نیکِ فاطمه (س) او دست می شوید
تا با صدایی نشکند قلب بنی الزهراء
او گفت با مولا که این بنت کلابی ها
نامش اگر باشد کنیزت هم رضا دارد
ام البنین نامیده ای من را که می بالم
چون زوجه ات این کُنیه را از #مرتضی (ع) دارد
هرچند رفت از خانه زهرا (س) تا ابد اما
بر اهل خانه جلوه ی بی خاتمه دارد
آقا! کنیزت را به آوایی صدایش کن
بیت شما مولا فقط یک فاطمه (س) دارد
آقا حسینت را چو جانم دوست می دارم
من از خبرهای رسول الله (ص) خبر دارم
از بهر یاریِ حسینت (ع) روز عاشورا
ام البنینم دلخوشم چندین پسر دارم
در باغ، هر گل گر بروید باز کافی نیست
گلزار، عطر بوته ای از یاس می خواهد
همراه قاسم، با علی اکبر، علی اصغر (ع)
آقا حسینم لشکرش عباس (ع) می خواهد
ایام، طی شد روزها بعد از یکی دیگر
یک یک گذشت و ماه خونینِ محرم شد
بر کاروان لاله های گلشن حیدر (ع)
بگذشت عاشورا زمین لبریزِ ماتم شد
بعد از خزانِ کربلا، بعد از گذر از شام
#زینب (س) رسید و کوله باری از مصیبت ها
با کاروانی که ز سیمایش هویدا بود
داغ عزیزان، خون دل ها، درد غربت ها
وای از غم آن روز، از احوال امّی که
با روضه هایش از غم اولاد، دُر می سفت
ام البنینِ بی بنین بودن به جای خود
اما به قبرستان به اشک و آه و غم می گفت:
من در کنار صورت قبر پسرهایم
هر صبح و شب بهر حسینم اشک می ریزم
از غصه ی قدّی که در پیش ابالفضلم
خم گشت، بر صبر حسینم اشک می ریزم
هرچند می گویند عباسِ جوانمردم
پایان رسیده در کنار علقمه کارش
اما دمادم از غم این غصه می سوزم
از زینب (س) و بزم شراب و روز بازارش
-----------------
در بین ابیاتم اگرچه جای گفتن نیست
هرچند ناچیزم مرا دور سرت گردان
این نام شاعر جای خود اما بیا مولا
من خانه زادم پس مرا هم قنبرت گردان
#جواد_محمودآبادی ✍
#وفات_حضرت_ام_البنین
1403/09/24
.