آقای راننده اتوبوس خط تندروی ۳ که وقتی دیدی کارتم شارژ نداره گفتی اشکال نداره فردا بزن، خواستم بگم با اینکه وقتی گفتم "ممنون" بخاطر اینکه صدام اول صبحی گرفته بود اصلا نشنیدی ولی خیلی گلی، دمت گرم آقای راننده اتوبوس خط تندروی ۳.
سیستم ایمنی بدنم متشکل از یه گلبول سفید مظلومه که هردفعه شجاعانه تلاش میکنه در برابر ویروسها بجنگه و هردفعه شکست میخوره متاسفانه، بمیرم براش.
ببین عزیزدلم، خدایی که میگه "فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا" یعنی همه جوره حواسش بهت هست. چه دیروز، چه فردا، چه سالهای آینده. خدا داره میبینه. میدونی که؟
هدایت شده از متنِسبز!
لبخند
_چشمک بزن.
_چی؟!
_چشمک بزن. چشمک میزنی خیلی قشنگ میشی.
چشمک زدم. لبخندم هم زدم؛ چون نمیتوانم بدون لبخند چشمک بزنم.
_برای این گفتم چشمک بزنی که چال گونههات رو ببینم...
به شیشه اتوبوس نگاه کردم. نور روی صورتم افتاد. چادرم را جلوتر کشیدم. انگار آن صدای مغزم که تحقیر میکرد خواب بود و صدایی که تحسینم میکرد بیدار شده بود.
به ایستگاه رسیدیم. کولهام را برداشتم و سمت در رفتم.
_اسرا بپر.
همش به این صدا گوش میدهم. مجبورم کرد از اتوبوس بپرم.
کاش همیشه این بیدار باشد. کاش هیچ وقت آن صدای بدجنس و عصبانی بیدار نشود...
تقدیم به اسرا