سیستم ایمنی بدنم متشکل از یه گلبول سفید مظلومه که هردفعه شجاعانه تلاش میکنه در برابر ویروسها بجنگه و هردفعه شکست میخوره متاسفانه، بمیرم براش.
ببین عزیزدلم، خدایی که میگه "فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا" یعنی همه جوره حواسش بهت هست. چه دیروز، چه فردا، چه سالهای آینده. خدا داره میبینه. میدونی که؟
هدایت شده از متنِسبز!
لبخند
_چشمک بزن.
_چی؟!
_چشمک بزن. چشمک میزنی خیلی قشنگ میشی.
چشمک زدم. لبخندم هم زدم؛ چون نمیتوانم بدون لبخند چشمک بزنم.
_برای این گفتم چشمک بزنی که چال گونههات رو ببینم...
به شیشه اتوبوس نگاه کردم. نور روی صورتم افتاد. چادرم را جلوتر کشیدم. انگار آن صدای مغزم که تحقیر میکرد خواب بود و صدایی که تحسینم میکرد بیدار شده بود.
به ایستگاه رسیدیم. کولهام را برداشتم و سمت در رفتم.
_اسرا بپر.
همش به این صدا گوش میدهم. مجبورم کرد از اتوبوس بپرم.
کاش همیشه این بیدار باشد. کاش هیچ وقت آن صدای بدجنس و عصبانی بیدار نشود...
تقدیم به اسرا
اسرا.
لبخند _چشمک بزن. _چی؟! _چشمک بزن. چشمک میزنی خیلی قشنگ میشی. چشمک زدم. لبخندم هم زدم؛ چون نمیت
اسرا بپر
الای خانم متنت خیلی خودم بود و خوشحالم کرد، ممنونم ازت =).
منم خیلی دلم میخواد یه روز مثل آقای کاشانی بتونم از اعتقاداتم دفاع کنم. خداجونم این الان یه دعا بود. ممنون.