eitaa logo
اسرا.
602 دنبال‌کننده
631 عکس
131 ویدیو
2 فایل
. اینجا وقف امام زمان عزیزمه. _زادهٔ کاشی‌های فیروزه‌ای اصفهان/کشته مرده‌ی حضرت شاه نجف/در تلاش برای انسان بودن/سرباز کوچیک امام/هم‌خونه‌ی کلمات/خسته. کپی؟ نه عزیزم، از ذهن خودت خلق کن. ما، در بله: ble.ir/join/8PGEbEic8m .
مشاهده در ایتا
دانلود
چهارمی: تسلیت میگم به اون پسر بچه که درخواست موشک آبی داشت.
و پنجمی خطاب به برادران سپاه: من در حسرت موج ۱۱۰ موندم. مرسی‌.
ششمی خطاب به ادامین ایتایی: سلام عزیزم. ترو جان هر مقدساتی که قبول داری برای ما تحلیل نکن. تروخدا. عاح ما شکثط خوردح‌ایم و این چرت و پرتا هم نگو وقتی هنوز دیپلم هم نگرفتی. مرسی اه.
هدایت شده از رادیو محمدعلی
در دست داشتن عکس آقا مجتبی و شعارِ مرگ بر ضد ولایت فقیه دادن، آسان ترین کارِ ممکن است! اما در این لحظات سخت و دشوار، گوش به فرمان ولی فقیه بودن و جلوگیری از تفرقه، معیار و میزان ولایت پذیری ما را نشان می‌دهد...
عه راستی هفتمی: حداقل یکم دیگه آتش‌بس می‌کردید من بدبخت میخواستم فردا دوتا عکس درباره‌ی جنگ بذارم وا.
و هشتمی: من منتظر نشستم اونایی که می‌گفتن بهترش رو می‌سازیم شروع کنن به ساختن. یاالله عزیزان. یکی از اصلی‌تریناش حداقل دوسال زمان لازم داره که به بهره‌برداری برسه...
هدایت شده از «منِ‌فی‌الحال»
داشتم به رضا امیرخانی فکر می‌کردم. وقتی از کما بیاد بیرون سطح اطلاعاتش از اوضاع فعلی ایران با امیرکبیر می‌تونه برابری کنه. یک‌قرن رو باید مطالعه کنه. مونده برسه.
اسرا.
داشتم به رضا امیرخانی فکر می‌کردم. وقتی از کما بیاد بیرون سطح اطلاعاتش از اوضاع فعلی ایران با امیرکب
نمی‌دونم وقتی به هوش اومد چجوری میخوان بهش خبر بدن که دوباره نره تو کما.
نهمی: سلام به تندروهای انقلاب که تا قبل از شنیدن کمک قالیباف که نقش مهمی در آتش‌بس داشت، با توییت‌هاش حال می‌کردن.
اسرا.
بهبه به عکس محدثه
یادمه آبان پارسال یه متن نوشتم با عنوان اینکه "لحظات وطنند". خیلی هم متن خوب و جالبی نشد وگرنه قصد داشتم بذارم اینجا. جمله‌ای توش به کار بردم که "وطن آن وقتی بود که برای کسی که هرگز ندیده‌ام نگران بوده‌ام‌. برای اعضای خانواده‌ای به بزرگی این سرزمین." و حالا، میخوام اصلاحش کنم براتون. وطن می‌تونه خیلی بزرگتر از این گربه روی نقشه‌‌ی جغرافیایی باشه. وطن می‌تونه به وسعت ایران تا لبنان و غزه باشه، چیزی که این چند روز بهم اثبات شد. شماره‌ی "وطن" مدام رو که خوندم هم، نویسنده‌ی یکی از داستان‌هاش نوشته بود "وطن یعنی چیزی که برایش جان می‌دهیم." و من، حاضرم برای این مقاومت جون بدم.