eitaa logo
اسرا.
669 دنبال‌کننده
720 عکس
154 ویدیو
2 فایل
مائیم به دنبال حقیقت زیستن، میان روزمرگی‌های ساده. . _پرسه زن بین کاشی‌های فیروزه‌ای اصفهان/همزاد با درخت سپیدار/هم‌خونه‌ی کلمات/خسته/کشته مرده‌ی حضرت شاه نجف/سرباز کوچیک امام. کپی؟ نه عزیزم، از ذهن خودت خلق کن. ما، در بله: ble.ir/join/8PGEbEic8m .
مشاهده در ایتا
دانلود
بهترین جمله‌ای که خطاب به امام رضا شنیدم این بوده. تو علی هستی و مشهد نجف اشرف ماست...
اسرا.
بهترین جمله‌ای که خطاب به امام رضا شنیدم این بوده. تو علی هستی و مشهد نجف اشرف ماست...
خیلی وقت پیش، اونقدر پیش که حتی یادم نمیاد چندسال پیش بود، یه عکس دیدم از باب الرضا تو حرم امام علی'ع که کنارش با یه تایپوی خیلی قشنگ اینو نوشته بود، از اون‌موقع هروقت می‌رفتم مشهد یا نجف تو ذهنم بود و دی ماه که رفتم نجف، از اول قول دادم که یه عکس اون‌شکلی بگیرم که شد این عکس :).
کاش من امروز بین گل‌های نیلوفر گم می‌شدم و برنمی‌گشتم.
خلیج همیشه فارس. هرمز همیشه تنگ.
پیام حضرت آیت‌الله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت روز ملی خلیج فارس.pdf
حجم: 135K
📖 متن کامل پیام حضرت آیت‌الله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت روز ملی خلیج فارس 📲 @rahbar_enghelab_ir
هدایت شده از ɴᴇᴠᴇʀʟᴀɴᴅ
به یاد تمام اعضای نورلند و چنل های paradox و اسرا و ردا و mon abry و هی و Lara و Diary و سرباز و Moob photo و رویا خانه و Mind over matter و به من بگو لیلی و یک روز در آذر و مسکوت و همرازمن و لیما.
اسرا.
آقا شاید باورتون نشه من دقیقا وقتی گذاشت تو کانالش دیدم، گفتم بعد میام فوروارد میکنم کلا یادم رفت😭. قربون شما، ممنونم خیلی😭🌟.
بیاید یه چیزی رو به قطع بهتون بگم. اون‌موقع که مطمئنی امشب میزنن، بدون قطعا نمی‌زنن.
اسرا.
:))))
مثل آن شیشه که در همهمهٔ باد شکست؛ ناگهان باز دلم یاد تو افتاد و شکست...
پرواز اول اپیزود یک: عبا. جفتشان یک عمامه‌ی مشکی روی سر گذاشته‌اند و با فاصله‌ی یک صندلی، در پرواز نشسته‌اند. یکی‌شان، دارد از میان قاب فلزی پنجره به پس زمینه‌ی کوه و درختان سبز نگاه می‌کند و در دلش برای ایران "فالله خیر حافظا"‌ای می‌خواند. دیگری‌شان، مشغول تمیز کردن شیشه‌های عینکش است. هوا کمی سرد است، عبا را روی لباسش صاف می‌کند و سعی می‌کند به سرمایی که حالا به‌خاطر این طیاره‌ی فلزی، بیشتر شده غلبه کند. به نظرش برای او که فرزند اینجا بود و عمرش را در این تکه از خاک ایران گذرانده بود و با سرما و گرمایش بزرگ شده بود، این سرما بی‌معنی بود. تصمیم می‌گیرد از فرصت استفاده کند و زیر لب کمی ذکر بگوید... ادامه دارد