eitaa logo
جهاد تحول و تبیین
2.3هزار دنبال‌کننده
61.6هزار عکس
49.4هزار ویدیو
931 فایل
هدف ماسربازپروری برای امام زمان عج الله ونایب برحقش امام خامنه ای است. همراه ماباشید
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 تفاوت «حرام شرعی» با «حرام سیاسی» ▪️ وجه اشتراک‌شان اینست که هر دو «حرامِ فقهی» هستند؛ اما تفکیک‌شان بخاطر توجّه به «تعدّدِ جهت حرمت» است. بی‌حجابی از دو جهت حرام است: 1️⃣ جهت اوّل حرمتی که طبق ادلّه‌ی مسلّم قرآنی و حدیثی دارد؛ فارغ از وجود حکومت اسلامی و ابعاد سیاسی که ممکن است داشته باشد. 2️⃣ امّا جهت دوّم که معمولاً به آن توجّه نمی‌شود و رهبر انقلاب به آن اشاره فرمودند، حرمت مضاعفِ فقهی از جهت عنوان ثانیه‌ای است که بخاطر شرایط ویژه‌ی سیاسی و اجتماعی پیدا می‌کند. 🔹 اگر امروز حجاب به‌مثابه خطّ‌مقدّمِ جبهه‌ی دشمن برای «برهم‌زدنِ » و «جنگ با » است، پس همراهی کردن با این جریان توسّط مسلمانانی که درون جامعۀ اسلامی زندگی میکنند و تحت حاکمیّت اسلام هستند، نوعی جنگ با حکومت اسلامی و لذا حرام است. (اینکه دقیقاً موضوعِ کدام عنوان فقهی میشود بحث دیگری‎ست) 🔺از آنجا که این عنوان وجه سیاسیِ پررنگی دارد، رهبر انقلاب از آن به «حرام سیاسی» تعبیر کردند. 📌 پ.ن: با وجود چنین حرمت مضاعفی، مواجهۀ پدرانه‌ی رهبر انقلاب با همین افراد در همین بیانات و همچنین هوشمندی ایشان در پردازشِ مسئله بگونه‌ای که باعث دامن‌زدن به دوقطبیِ اجتماعی نشود، بسی مشعوف‌کننده است. 🇮🇷 کانال اساتید انقلابی و نخبگان علمی @asatid_enghelabi ایتا و سروش https://eitaa.com/asatid_enghelabi https://splus.ir/asatid_enghelabi
💠 دوگانه انحرافیِ «مدافعین وطن» و «مدافعین دین»!! 🔺پس از حمله رژیم صهیونی و شروع دفاع مقدس در مقابل آنها، یک «» و «» رخ داد که شاید جزو برجسته ترین آثار این دفاع مقدس بود. اخیرا دوگانه انحرافی ای مطرح شده که میخواهد بین «دفاع از وطن» و «دفاع از دین و اسلام» تفکیک کرده و دفاع از وطن را بی ارزش و دفاع از دین را با ارزش معرفی کند. اما آیا دفاع از وطن، امری بی ارزش است؟ 🔺به نظرم میرسد اصل مطرح کردن این دوگانه، امری غلط و انحرافی است، امری که خروجی آن چیزی جز از بین بردن آن انسجام و اتحاد را به دنبال نخواهد داشت. جدای از این مسئله، از منظر دینی هم دفاع از خانه، وطن و خاک، نه‌ تنها مذموم شمرده نشده، بلکه مورد تحسین و تأیید نیز قرار گرفته است. در ادامه کمی به این مسئله اشاره خواهد شد. 🔺از پیامبر اکرم اینگونه نقل شده است که فرمودند: خداوند، مردمى را كه دشمن به خانه و وطن آنها حمله کرده و آنها از خود دفاع نکرده و با دشمن به مبارزه نمیپردازند را دوست نداشته و دشمن میدارد. (إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُبْغِضُ رَجُلًا يُدْخَلُ عَلَيْهِ فِي بَيْتِهِ وَ لَا يُقَاتِلُ) [عیون اخبار الرضا، ج2، ص28] 🔺در آیات 9 ممتحنه و 246 بقره نیز اشاراتی به مسئله دفاع از وطن و ارزش آن شده است(بخوانید). در برخی روایات نیز اشاراتی به این مسئله شده است، مثلا: 1️⃣ پیامبر(ص): «حُبُّ الوَطَنِ مِن‌ الإيمان» [سفینة البحار، ج8، ص525؛ البته روایت منبع مشخص و معتبری ندارد] دوست داشتن وطن، جزئی از ایمان است. 2️⃣ امیرالمومنین(ع): «عُمِّرَتِ الْبُلْدَانُ بِحُبِّ الْأَوْطَان‏» [تحف العقول، ص207] بلاد و كشورها، با آباد شده‌اند. 3️⃣ امیرالمومنین(ع): «مِنْ كَرَمِ الْمَرْءِ... حَنِينُهُ إِلَى أَوْطَانِه‏» [كنز الفوائد، ج‏1، ص94] یکی از مصادیق بزرگوارى انسان، علاقه و دوست داشتن وطن و میهن است. 🔺بنابراین، دفاع از وطن، امری ارزشمند است. حال اگر این وطن شد وطن اسلامی، دیگر به طریق اولی دفاع از این وطن دارای ارزش میشود. ایران در طول قرن ها، ملتی دین دار بوده و اسلام تا عمق جان این ملت هم رسوخ کرده است لذا «» و «» امری جدا ناپذیر شده اند لذا امروزه نیز دامن زدن به تفکیک بین این دو مسئله، اساسا امری انحرافی است که نباید به آن دامن زد. 🔺البته بین این ارزش ها یک حالت وجود دارد، همه به یک اندازه مهم نیستند. آنکه صرفا برای وطن میجنگد یک درجه از ارزش دارد و آنکه برای حفظ اسلام میجنگد یک درجه از ارزش دارد. اما همه آنها دارند یک کار ارزشمند انجام میدهند. خصوصا امروز که «وطن» و «اسلام» در نقطه «» جمع شده و به هم گره خورده اند و حفظ هر کدام در گرو حفظ دیگری است. 🔺اساسا وطن، بستر و محل ، فرهنگ، دیانت و تعلق اجتماعی است. لذا دفاع از وطن، دفاع از بستر حیات دینی و فرهنگی جامعه است. به همین جهت ملیّت و دیانت در سنت اسلامی ایران نه در تقابل، بلکه در تعامل و امتزاجی سازنده قرار دارند. ایران، سرزمینی است که اسلام را پذیرفته و با آن آمیخته است؛ و اسلام، دینی است که به عزت و هویت این ملت معنا بخشیده است. اینجاست که «ایرانیت» و «اسلامیت»، دو ساحت از یک حقیقت می‌شوند. 🔺آیت الله خامنه ای نیز نیز با رد این دوگانه‌ی کاذب، بر پیوند ناگسستنی «وطن» و «دین» تأکید دارند: ▫️«از اوّل انقلاب، يك گروهى سعى ميكردند گرايش به ملّيّت را و نام ايران را و بزرگداشت ايران را در مقابل گرايش اسلامى و انقلابى قرار بدهند و تفكيك كنند بين مسئله‌ى «» و مسئله‌ى «». ▫️جنگ، دفاع مقدّس و شهداى عزيز ما اين وسوسه‌ى باطل را به طور واضح و به صورت عملى ابطال كردند. آن كسانى كه ادّعا ميكردند طرف‌دار ايران هستند، از ترس درون خانه‌هاى خودشان خزيدند و حاضر نشدند يك قدم براى دفاع از مرزهاى كشور بردارند، بعضى‌هايشان هم كه گذاشتند رفتند از كشور؛ همان كسانى كه مدّعى طرف‌دارى از ايران و ايرانيّت بودند! ▫️چه كسى از مرزها دفاع كرد؟ بچّه‌مسلمان‌ها، نمازشب‌خوان‌ها، چيت‌سازيان‌ها، سُلگى‌ها، لشكر انصارالحسين؛ اينها دفاع كردند، اسلام دفاع كرد از مرزهاى ايران. اسلاميّت و ايرانيّت دو قطب متضاد نيستند، . هر كسى طرف‌دار اسلام شد، هر كسى سرباز اسلام شد، از هر ارزشى -از جمله ارزش ميهن و وطن- به طور طبيعى دفاع ميكند. حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الايمَان ؛ اين از ايمان است.» 5/7/1402. 🔺لذا به‌ جای گرفتار شدن در دام دوگانه‌سازی‌های ویرانگر، باید به‌سوی هم‌افزاییِ وحدت‌آفرین، میان مفاهیم پیش رفت؛ جایی که عشق به وطن، بستری برای پاسداشت ایمان و کرامت انسانی باشد، و دینداری، ضامنی برای حفظ مرزهای عزت و استقلال ملی. 💢 آیات‌ و‌ روایات‌ اجتماعی
💠 «فرصت‌سوزی» یا «فرصت‌جویی»؟! 1️⃣ پرده اول: فرصت‌سوزی 🔺 بن عَدى که خود را به کربلا رسانده بود نقل میکند: با امام حسین(ع) وداع کردم و به ایشان گفتم: خدا شرّ جن و انس را از شما دور بگرداند. من از کوفه برای خانواده ام آذوقه ای خریداری کرده ام و خرجی آنها، پیش من است. من می روم و آذوقه آنها را می رسانم و بعد به سوی شما باز می گردم. وقتى آمدم، به خدا كه از جمله ياران شما خواهم بود. 🔺حضرت فرمود: اگر قصد یاری ما را داری، کن، خدا تو را رحمت کند! (قالَ‌: فَإِن كُنتَ فاعِلاً فَعَجِّل رَحِمَكَ اللّهُ‌!) طرماح میگوید: از این سخن امام دانستم که از کار آن افراد نگران است که به من میگوید شتاب کنم. وقتی نزد خانواده ام رسیدم و آذوقه شان را دادم، به آنها وصیت و سفارش هایی کردم. آنها گفتند: این بار رفتار تو با قبل، متفاوت است. هدف و قصدم را برای آنها بازگو کردم و از راه بنی ثُعَل حرکت کردم، اما وقتی به عُذَيب الهِجانات رسیدم، خبر حسین(ع) را شنیدم و از همانجا بازگشتم. ➕کامل گزارش + منابع 2️⃣ پرده دوم: فرصت‌جویی 🔺 بن مُهَنَّد، وقتی از قیام امام حسین(ع) آگاه شد، از بصره به سمت حضرت حرکت کرد اما زمانی به کربلا رسید که سیدالشهدا شهید شده و لشکر دشمن به سمت خیمه ها حمله ور شده و اموال خاندان پیامبر را به غارت میبرد. 🔺هفهاف وقتی با این صحنه مواجهه شد، شمشیر از نیام بیرون کشید و همچون شیر غرّان بر آنها یورش برد و دلیرانه جنگید و هر کس به او نزدیک میشد را از دم تیغ میگذراند تا آن که جمع زیادی از آنها را به هلاکت رساند و خودش مجروح شد. در نهایت نیز سپاه عمر بن سعد او را محاصره کرده و به شهادت رساندند. 🔺ماجرای نیز دقیقا همینگونه بود. کسی که هرچند دیر به سپاه حق پیوست، هرچند که فرصت هایی را سوزانده بود، اما در روز عاشورا به خود آمد و از خطای خود توبه کرده و از فرصت پیش آمده استفاده نمود و خود را به کاروان عاشوراییان ملحق کرد. ➕کامل گزارش + منابع 📌پ.ن: ▫️این دو روایت تاریخی، اگرچه در ظاهر، گزارشی متعلق به گذشته‌اند، اما در حقیقت، آیینه‌ای از دو گونه کنش انسانی‌ و نشان دهنده دو موقف انسانی و اجتماعی اند: ▫️یکی، انسان که در بزنگاه‌ها مسئولانه عمل می‌کند، و دیگری، انسان که به‌واسطه تردید، تعویق یا دل‌مشغولی‌های شخصی، از نقش‌آفرینی به لحظه، بازمی‌ماند. ▫️امیرالمومنین(ع) فرمود: «الفُرصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ‌، فانتَهِزُوا فُرَصَ الخَير» فرصت، چون ابر مى‌گذرد. پس، فرصت هاى خوب را غنيمت بشمريد. [نهج البلاغه، حکمت21] ▫️امام صادق(ع) فرمود: به هر كس فرصتى دست دهد و او به انتظار بدست آوردن ، آن را تأخير اندازد، روزگار همان فرصت را نيز از او بربايد؛ زيرا كار ايّام، ربودن است و شيوۀ زمان، از دست رفتن. (مَنِ انتَظَرَ بمُعاجَلَةِ الفُرصَةِ مُؤاجَلةَ الاستِقصاءِ سَلَبَتهُ الأيّامُ فُرصَتَهُ‌؛ لأنّ مِن شَأنِ الأيّامِ السَّلبَ‌، و سَبيلُ الزَّمَنِ الفَوت)[تحف العقول، ص381] ▫️جامعه‌ در بزنگاه‌های تاریخی، نیازمند کسانی است که بتوانند از عبور کرده و به تن دهند. ▫️طرماح، مردی آگاه و خوش‌نیت بود، اما در لحظه‌ای که باید تصمیم می‌گرفت، مسئله‌ای فرعی را بر مسئله‌ای مهم و تاریخ ساز ترجیح داده و از جبهه حق بازماند. ▫️در مقابل، حر دیر به سپاه حق ملحق شد، هفهاف دیر رسید، اما وقتی رسید، «خروج از انفعال» را انتخاب کرد. حر وقتی به سپاه حق پیوست که کار از کار گذشته بود، هفهاف حتی در زمانی رسید که پرچم قیام افتاده بود، اما به جای نشستن و حسرت خوردن، برخاست، شمشیر کشید و جان داد، اما آنها نشانه شدند؛ نشانه‌ای از اینکه تا دیر نشده، هنوز می‌توان بود، حتی آنگاه که در ظاهر همه چیز از دست رفته است. ▫️ایران امروز، پس از نبرد جانانه با رژیم صهیونی، وارد یکی از بی‌سابقه‌ترین مراحل «وحدت ملی» و «» شده است. در روزهایی که امنیت و عزت، نه در سخن که در میدان اثبات شده و این ملت گام به گام به یک هویت تمدنی نزدیک‌تر می‌شود. لذا باید از این استفاده کرد، نه اینکه با طرح مباحث فرعی، این سرمایه را آب کرد. ▫️امروز، جامعه ما بیش از همیشه نیازمند «»ها و «»‌هاست؛ ▫️اما اگر «» این فرصت را صرفاً به تماشا یا تعویق بسپاریم و یا حتی با دستان خود تخریب کنیم، ممکن است فردا حتی فرصتِ تماشا را نیز از کف داده باشیم.
«فرصت‌سوزی» یا «فرصت‌جویی»⁉️ 1️⃣ پرده اول: فرصت‌سوزی 🔻 بن عَدى که خود را به کربلا رسانده بود نقل میکند: با امام حسین(ع) وداع کردم و به ایشان گفتم: خدا شرّ جن و انس را از شما دور بگرداند. من از کوفه برای خانواده ام آذوقه ای خریداری کرده ام و خرجی آنها، پیش من است. من می روم و آذوقه آنها را می رسانم و بعد به سوی شما باز می گردم. وقتى آمدم، به خدا كه از جمله ياران شما خواهم بود. 🔻حضرت فرمود: اگر قصد یاری ما را داری، کن، خدا تو را رحمت کند! (قالَ‌: فَإِن كُنتَ فاعِلاً فَعَجِّل رَحِمَكَ اللّهُ‌!) طرماح میگوید: از این سخن امام دانستم که از کار آن افراد نگران است که به من میگوید شتاب کنم. وقتی نزد خانواده ام رسیدم و آذوقه شان را دادم، به آنها وصیت و سفارش هایی کردم. آنها گفتند: این بار رفتار تو با قبل، متفاوت است. هدف و قصدم را برای آنها بازگو کردم و از راه بنی ثُعَل حرکت کردم، اما وقتی به عُذَيب الهِجانات رسیدم، خبر حسین(ع) را شنیدم و از همانجا بازگشتم. 2️⃣ پرده دوم: فرصت‌جویی 🔻 بن مُهَنَّد، وقتی از قیام امام حسین(ع) آگاه شد، از بصره به سمت حضرت حرکت کرد اما زمانی به کربلا رسید که سیدالشهدا شهید شده و لشکر دشمن به سمت خیمه ها حمله ور شده و اموال خاندان پیامبر را به غارت میبرد. 🔻هفهاف وقتی با این صحنه مواجهه شد، شمشیر از نیام بیرون کشید و همچون شیر غرّان بر آنها یورش برد و دلیرانه جنگید و هر کس به او نزدیک میشد را از دم تیغ میگذراند تا آن که جمع زیادی از آنها را به هلاکت رساند و خودش مجروح شد. در نهایت نیز سپاه عمر بن سعد او را محاصره کرده و به شهادت رساندند. 🔻ماجرای نیز دقیقا همینگونه بود. کسی که هرچند دیر به سپاه حق پیوست، هرچند که فرصت هایی را سوزانده بود، اما در روز عاشورا به خود آمد و از خطای خود توبه کرده و از فرصت پیش آمده استفاده نمود و خود را به کاروان عاشوراییان ملحق کرد. 📌پ.ن: ⬅️ این دو روایت تاریخی، اگرچه در ظاهر، گزارشی متعلق به گذشته‌اند، اما در حقیقت، آیینه‌ای از دو گونه کنش انسانی‌ و نشان دهنده دو موقف انسانی و اجتماعی اند: ⬅️ یکی، انسان که در بزنگاه‌ها مسئولانه عمل می‌کند، و دیگری، انسان که به‌واسطه تردید، تعویق یا دل‌مشغولی‌های شخصی، از نقش‌آفرینی به لحظه، بازمی‌ماند. 🟢 امیرالمومنین(ع) فرمود: «الفُرصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ‌، فانتَهِزُوا فُرَصَ الخَير» فرصت، چون ابر مى‌گذرد. پس، فرصت هاى خوب را غنيمت بشمريد. [نهج البلاغه، حکمت21] 🟢 امام صادق(ع) فرمود: به هر كس فرصتى دست دهد و او به انتظار بدست آوردن ، آن را تأخير اندازد، روزگار همان فرصت را نيز از او بربايد؛ زيرا كار ايّام، ربودن است و شيوۀ زمان، از دست رفتن. (مَنِ انتَظَرَ بمُعاجَلَةِ الفُرصَةِ مُؤاجَلةَ الاستِقصاءِ سَلَبَتهُ الأيّامُ فُرصَتَهُ‌؛ لأنّ مِن شَأنِ الأيّامِ السَّلبَ‌، و سَبيلُ الزَّمَنِ الفَوت)[تحف العقول، ص381] ⬅️ جامعه‌ در بزنگاه‌های تاریخی، نیازمند کسانی است که بتوانند از عبور کرده و به تن دهند. ⬅️ طرماح، مردی آگاه و خوش‌نیت بود، اما در لحظه‌ای که باید تصمیم می‌گرفت، مسئله‌ای فرعی را بر مسئله‌ای مهم و تاریخ ساز ترجیح داده و از جبهه حق بازماند. ⬅️ در مقابل، حر دیر به سپاه حق ملحق شد، هفهاف دیر رسید، اما وقتی رسید، «خروج از انفعال» را انتخاب کرد. حر وقتی به سپاه حق پیوست که کار از کار گذشته بود، هفهاف حتی در زمانی رسید که پرچم قیام افتاده بود، اما به جای نشستن و حسرت خوردن، برخاست، شمشیر کشید و جان داد، اما آنها نشانه شدند؛ نشانه‌ای از اینکه تا دیر نشده، هنوز می‌توان بود، حتی آنگاه که در ظاهر همه چیز از دست رفته است. ⬅️ ایران امروز، پس از نبرد جانانه با رژیم صهیونی، وارد یکی از بی‌سابقه‌ترین مراحل «وحدت ملی» و «» شده است. در روزهایی که امنیت و عزت، نه در سخن که در میدان اثبات شده و این ملت گام به گام به یک هویت تمدنی نزدیک‌تر می‌شود. لذا باید از این استفاده کرد، نه اینکه با طرح مباحث فرعی، این سرمایه را آب کرد. ⬅️ امروز، جامعه ما بیش از همیشه نیازمند «»ها و «»‌هاست؛ ⬅️ اما اگر «» این فرصت را صرفاً به تماشا یا تعویق بسپاریم و یا حتی با دستان خود تخریب کنیم، ممکن است فردا حتی فرصتِ تماشا را نیز از کف داده باشیم. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌