هدایت شده از رادیو پیام
🔰 مجموعه صوتی «نبرد سرنوشت»؛ پیرامون جنگ رمضان
📌 شماره چهاردهم: آنسوی خیابان (ضرورت جلب مشارکت از بدنه خاموش جامعه)
@radio_paiam
@paiamenehzat
هدایت شده از راه جبهه تهران
🔰 #محتوا| متن مختصر ۷ خطابه ویژه میدانداری تجمعات🎙
(با بهرهمندی از آیات، روایات، سخنان شهدا و... به قلم حجت الاسلام حمید انصاری)
🔻۱. خطاب به مردم آزاده ایران و جهان:
https://eitaa.com/rahejebhe/45
🔻۲. خطاب به معترضین داخلی:
https://eitaa.com/rahejebhe/46
🔻۳.خطاب به همه مسلمانان:
https://eitaa.com/rahejebhe/47
🔻۴. خطاب به شیعیانی که هنوز خود را آماده نبرد نکردهاند:
https://eitaa.com/rahejebhe/48
🔻۵.خطاب به همه مبارزان جبهه مقاومت:
https://eitaa.com/rahejebhe/49
🔻۶.خطاب به دشمنان از زبان مسئولین:
https://eitaa.com/rahejebhe/50
🔻۷.خطاب به صهیونیزم و شرکا:
https://eitaa.com/rahejebhe/52
#نصرنامه
🔸به کانال راه جبهه | راهبردی جبهه تهران بپیوندید👇
https://eitaa.com/rahejebhe
هدایت شده از شبکه اصحاب اندیشه
راهکارهای در صحنه ماندن مردم.pdf
حجم:
4.1M
🔰صورتبندی نشست مجازی شبکه اصحاب اندیشه
🔹با محوریت :
راهکارهای در صحنه نگهداشتن مردم
🔶 و تبادل نظرات اصحاب اندیشه
🔶 یکشنبه مورخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
#جنگ_وجودی
#اصحاب_اندیشه
#جریان_فکر_و_اندیشه
#میدان
#لبیک_یا_خامنهای
دبیرخانه شبکه راهبردی و اندیشهورزی
هدایت شده از اشارات
🌕 نبرد ایران و آمریکا: فروپاشی روایتهای هژمونیک و آشکارگی تلههای اندیشه
#مهدی_حسینزاده_یزدی
متن یادداشت در لینک زیر
https://eitaa.com/esharat_57/270
#حقوق_بشر
#روایت
#توسعه
➕ @esharat_57
هدایت شده از اشارات
🌕 نبرد ایران و آمریکا: فروپاشی روایتهای هژمونیک و آشکارگی تلههای اندیشه
#مهدی_حسینزاده_یزدی
مواجهۀ ما با جهان در عرصهها و حوزههای گوناگون از دریچه مفاهیم است. این مفاهیم غالباً خنثی و بیطرف نیستند؛ بلکه به تعبیر فیلسوفان علم از نظریهها، ارزشها، پارادایمها و ... باردارند. مفهوم، هر چند در ظاهر، تصوری بیش نیست که حکم و اذعانی به همراه ندارد، اما در باطن خود گاه گزارههای بیشماری را یدک میکشد. مثال دمدستی آن، مفهوم «آب» است که فهم آن به ساختار شیمیاییِ دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن، پذیرش تمام جدول تناوبی عناصر شیمیایی را در خود نهان دارد. به عبارتی، تا این جدول اذعان نشود، فهم آب به این عناصر، بیمعناست یا به عبارتی، توجیهی ندارد. اگر این جدول فروبپاشد، این فهم نیز از هم میگسلد. میتوان این جدول و نظریاتی را که پیرامون آن سامان میگیرد، روایتی دانست که در رویارویی ما با اشیاء مادی، هژمونیک است. این مجموعه معرفت، شامل جدول تناوبی و نظریههای مرتبط با آن را میتوان به مثابه یک «روایت» مسلط در نظر گرفت. این روایت، نحوه مواجهۀ ما با اشیاء مادی و درک ما از آنها را سامان میدهد و بر آنها «هژمونی» مییابد؛ به عبارتی، بر درک ما از جهان مادی تسلط پیدا میکند و تعیین میکند که چگونه واقعیت را ببینیم و تفسیر کنیم. این روایتها، که غالباً ناخودآگاه پذیرفته شدهاند، چارچوبی را برای شناخت ما فراهم میکنند و بر نحوۀ درک ما از پدیدههای پیرامونی تأثیر عمیقی میگذارند.
با این توضیح، میتوان گفت رویارویی ما با پیچیدگیهای روابط بینالملل و نظم کنونی جهان در سیطره روایتهای غالبی است که فهم و تفسیر ما را جهت میدهند. این روابط و نظم در قالب این روایتها فهم میشود، اما نه به شکلی عینی و مستقل، بلکه از درون این چارچوبهای روایی. اما باید توجه داشت، این روایتها مصون از خطا و تردید نیستند؛ آنها نیز مانند هر دستاورد بشری دیگری، باید در محکمه نقد حاضر شوند و از درستی خود دفاع کنند. جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران، فرصتی بینظیر را فراهم آورده است، برای به چالش کشیدن برخی از این روایتهای هژمونیکی که در قالب مفاهیمی آشنا صورتبندی میشود. قبل از این جنگ برخی از این مفاهیم محل نزاع و اختلاف بودند، اما در سایه این جنگ تحمیلی، میتوان به طور کاملاً ملموس و به مثابۀ سوژهای کنشگر و درگیر، به این روایتهای مسلط نگریست و از خود پرسید که آیا آنها واقعاً منعکسکننده حقیقت هستند یا صرفاً افسانهها، تلهها، فریبها و ابزارهایی برای حفظ منافع قدرتهای خاص. بر این باورم که تأمل در این مفاهیم، توصیفگری و روایتگریشان را زیر سوال میرود و آنها را به عنوان «تله»هایی برای اندیشه و اندیشیدن میشناساند. این تلهها سبب میشود، واقعیت واژگون به تصویر درآید. در اینجا و در مسیر گشودن روزنهای به بحثهایی ژرف، برخی از این مفاهیم را که در پس پشت خود روایتی هژمونیک را باردارند، ذکر میکنم و توضیح و تفصیل آن را به مجال دیگری وامیگذارم:
۱. تلۀ جهان آزاد و بدون سانسور؛ ۲. تلۀ علمِ خنثی و بیطرف؛ ۳. تلۀ توسعه پایدار؛ ۴. تلۀ مسئولیت اخلاقی دولتها؛ ۵. تلۀ حقوق بشر؛ ۶. تلۀ حقوق کودکان؛ ۷. تلۀ آزادی زنان و حقوق آنان ؛ ۸. تلۀ دموکراسی؛ ۹. تلۀ سکولاریسم؛ ۱۰. تلۀ نظمِ آمریکامحور جهان؛ ۱۱. تلۀ فرهنگ و تمدن برتر غربی؛ ۱۲. تلۀ مدرنیته نجاتبخش؛ ۱۳. تلۀ امنیت داده و حریم خصوصی؛ ۱۴. تلۀ دینگریزی و دینستیزی مردم؛ ۱۵. تلۀ جهانی شدن؛ ۱۶. تلۀ برابری نژادی؛ ۱۷. تلۀ شفافیت سیاسی؛ ۱۸. تلۀ اقتصاد آزاد و بازار رقابتی؛ ۱۹. تلۀ فردگرایی؛ ۲۰. تلۀ پایان استعمار؛ ۲۱. تلۀ انزوای کشورهایی غیرهمپیمان با غرب؛ ۲۲. تلۀ شرق عقبمانده؛ ۲۳. تلۀ خودبسندگی غرب؛ ۲۴. تلۀ سازمان ملل و قوانین بینالمللی؛ ۲۵. تلۀ دولتهای قانونمدار غربی.
#حقوق_بشر
#روایت
#توسعه
➕ @esharat_57
*مردم، خیابان و خودآگاهی تاریخی:*
*نقدی بر توهمات روشنفکری در شناخت جامعه ایرانی*
پرسش از اینکه «مردم کیستند؟»، یکی از بنیادینترین مناقشات فکری و اجتماعی است. مواقعی، جریانهای روشنفکری با پیشفرض قرار دادن یک شکاف و تضاد ذاتی میان «دولت و ملت»، مردم را صرفا در نقطه مقابل حاکمیت تعریف میکنند. این تقلیلگرایی مفهومی، به یک مغالطه آشکار منجر میشود: اگر بخش مهمی از جامعه، دولت را نماینده اراده خود بدانند و با آن همراهی کنند، طبق این پیشفرض، از دایره «مردم بودن» اخراج میشوند. برای شناخت دقیق جامعه ایرانی و نقد نگاههای تقلیلگرایانه، باید از سطح مشاهدات محدود و موردیِ شخصی فراتر رفت و به لایههای عمیقتر هویتی، فرهنگی و تاریخی توجه کرد.
در تعریف یک پدیده، یا باید به ویژگیهای ذاتی آن ارجاع داد و یا آن را در مقایسه با «دیگری» (آنچه که نیست) بازشناخت. تعریف مردم در تقابل مطلق با دولت، یک خطای شناختی است. در ایران، دولتِ برآمده از انقلاب، حاصل اراده جمعی بوده و از قضا قرار است نماینده مردم باشد. در شرایطی که انقلاب 57 و حاکمیت برآمده از آن مورد تهدید مستقیم و علنیِ خارجی قرار گرفته، کسانی که این روزها در سراسر ایران، در میدانها و خیابانها حضور دارند و تجلی عینی ارادهای جمعی هستند، با هیچ معیاری از دایره مردم خارج نیستند.
*مغالطه روششناختی*
تقلیل مفهومیِ کلانواژهی «مردم» به مشاهدات خرد، حاشیهای و ایزوله، از منظر جامعهشناختی فاقد اعتبار تحلیلی است. جامعهشناسانی که با تعمیم چند مشاهدهی محدود از کنشگرانِ مستقر بر پشتبامها (نظیر فردی با دوربین یا در حال رقص در سایهی بمباران) به کلیت جامعه، دچار یک خطای آشکارِ «تقلیلگرایی روششناختی» میشود. پرسش بنیادین در اینجا ناظر بر سیاستِ طرد و شمول در «بازنمایی» است: با چه منطق و معیار علمی، یک تحلیلگر به خود حق میدهد مشاهدات خُرد و مطلوبِ خود را به عنوان نمادِ «مردم» برساخت کند، اما عاملیت و حضورِ متراکمِ جمعیت حاضر در خیابانها را -که حاملِ اراده و مفصلبندیِ هویتی متفاوتی هستند- از دایرهی مفهومیِ ملت خط بزند؟ این رویکرد، که در آن بخشِ خاصی از جریان روشنفکری، نادیدهانگاری عامدانهی صدای جامعه و تطهیرِ شادمانی از تجاوز خارجی را برمیگزیند، نمایانگر استمرارِ سنتِ مطلقگرایی، انحصارطلبی در بازنمایی واقعیت، و مسئولیتگریزیِ ساختاری در این جریان است.
*تعلیق مسئولیت*
این امتناع از پذیرش مسئولیت، در مواجههی این جریان با تاریخ و «دیگریِ» خود (حاکمیت) به شکلی رادیکالتر بروز مییابد. زمانی که نویسنده برای توجیه استدلالِ خود به واقعهی تاریخیِ «سقوط اصفهان» استناد میکند، با اتخاذ یک خوانشِ یکسویه، تمامیتِ بارِ تقصیر و فروپاشی را منحصراً به ساختار حاکمیت تقلیل میدهد. این منطق، در عمل به «سلبِ عاملیت اخلاقی و تاریخی» از کنشگران منجر میشود؛ یعنی کسانی که با تشخیصِ غلط، فقدان خودآگاهی یا همسویی با نیروی متخاصم، به اردوگاه دشمن میپیوندند، از هرگونه پاسخگویی مبرا میشوند. در واقع، این مفصلبندیِ معیوب، نوعی تئوریِ «تعلیقِ مسئولیت شهروندی» را صورتبندی میکند؛ گویی فرضِ فساد یا ناکارآمدیِ حاکمیت، به مثابهی یک مجوزِ مطلق عمل میکند که به افراد حق میدهد خود را از هرگونه تعهدِ ملی آزاد دانسته و همدستی با متجاوزِ خارجی را به عنوان کنشی مجاز و فاقدِ عقوبتِ تاریخی اعمال کنند.
امروز جامعه ایران در برابر یک استعمار عریان جهانی قرار دارد که به دنبال تسلیم بیقید و شرط اوست. در چنین شرایطی، اقلیت پشتبامنشینی که از حمله نیروی متخاصم خارجی ابراز خرسندی میکنند، نه مردمانی در حاشیه قدرت بلکه در سمت قدرت سلطهگر و هژمونیک جهانی ایستادهاند.
در ایران رقابتی تاریخی میان جریان روشنفکری و حاکمیت بر سر «نمایندگی مردم» به چشم میخورد. جریان روشنفکری در ایران، اغلب به دلیل ناتوانی در دیدن واقعیت میدان، دچار نوعی غفلت تاریخی بوده و نتوانسته است صدای مردمی باشد که ممکن است متفاوت از ایدههای او بیندیشند؛ چرا که نگاه تاریخی و تقلیلگرای آنها تنها بر ظاهر برخی کنشهای گزینششده و هنجارهای مورد علاقهشان تکیه دارد و از درک آرمانهای زیربنایی و عمیق فرهنگی مردم ایران عاجز است.
*سیاست معنویت و لایههای پنهان هویت جمعی*
برای فهم دقیق اینکه مردم کیستند، نمیتوان صرفا به مفهوم «عاملیت» در معنای سکولار آن بسنده کرد. شناخت دقیق از مردم، نیازمند تسلط بر لایههای پنهان، ناخودآگاه و عمیقِ بینشی و گرایشی است. این لایههای هویتی، همواره در سطح خودآگاهِ افراد حضور ندارند و ممکن است در زندگی روزمره منجر به بروز تناقضات رفتاری شوند، اما در بزنگاههای تاریخی و موقعیتهای خطیر، ناگهان ظاهر شده و مسیر کنش جمعی را تعیین میکنند.
نند.
دکتر الهام ربیعی
#جنگرمضان
#ترامپ
#مردم
#روشنفکری