eitaa logo
شبکه اصحاب اندیشه
367 دنبال‌کننده
690 عکس
158 ویدیو
121 فایل
مرجع اطلاع‌رسانی و محتوای دومین رویداد اصحاب اندیشه
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از پیام نهضت
هدایت شده از رادیو پیام
🔰 مجموعه صوتی «نبرد سرنوشت»؛ پیرامون جنگ رمضان 📌 شماره چهاردهم: آنسوی خیابان (ضرورت جلب مشارکت از بدنه خاموش جامعه) @radio_paiam @paiamenehzat
راهکارهای در صحنه ماندن مردم.pdf
حجم: 4.1M
🔰صورت‌بندی نشست مجازی شبکه اصحاب اندیشه 🔹با محوریت : راهکارهای در صحنه نگه‌داشتن مردم 🔶 و تبادل نظرات اصحاب اندیشه 🔶 یکشنبه مورخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ دبیرخانه شبکه راهبردی و اندیشه‌ورزی
هدایت شده از اشارات
🌕 نبرد ایران و آمریکا: فروپاشی روایت‌های هژمونیک و آشکارگی تله‌های اندیشه متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/270 @esharat_57
هدایت شده از اشارات
🌕 نبرد ایران و آمریکا: فروپاشی روایت‌های هژمونیک و آشکارگی تله‌های اندیشه مواجهۀ ما با جهان در عرصه‌ها و حوزه‌های گوناگون از دریچه مفاهیم است. این مفاهیم غالباً خنثی و بی‌طرف نیستند؛‌ بلکه به تعبیر فیلسوفان علم از نظریه‌ها، ارزش‌ها، پارادایم‌ها و ... باردارند. مفهوم، هر چند در ظاهر، تصوری بیش نیست که حکم و اذعانی به همراه ندارد، اما در باطن خود گاه گزاره‌های بیشماری را یدک می‌کشد. مثال دم‌دستی آن، مفهوم «آب» است که فهم آن به ساختار شیمیاییِ دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن، پذیرش تمام جدول تناوبی عناصر شیمیایی را در خود نهان دارد. به عبارتی، تا این جدول اذعان نشود، فهم آب به این عناصر، بی‌معناست یا به عبارتی، توجیهی ندارد. اگر این جدول فروبپاشد، این فهم نیز از هم می‌گسلد. می‌توان این جدول و نظریاتی را که پیرامون آن سامان می‌گیرد، روایتی دانست که در رویارویی ما با اشیاء مادی، هژمونیک است. این مجموعه معرفت، شامل جدول تناوبی و نظریه‌های مرتبط با آن را می‌توان به مثابه یک «روایت» مسلط در نظر گرفت. این روایت، نحوه مواجهۀ‌ ما با اشیاء مادی و درک ما از آن‌ها را سامان می‌دهد و بر آن‌ها «هژمونی» می‌یابد؛ به عبارتی، بر درک ما از جهان مادی تسلط پیدا می‌کند و تعیین می‌کند که چگونه واقعیت را ببینیم و تفسیر کنیم. این روایت‌ها، که غالباً ناخودآگاه پذیرفته شده‌اند، چارچوبی را برای شناخت ما فراهم می‌کنند و بر نحوۀ درک ما از پدیده‌های پیرامونی تأثیر عمیقی می‌گذارند. با این توضیح، می‌توان گفت رویارویی ما با پیچیدگی‌های روابط بین‌الملل و نظم کنونی جهان در سیطره روایت‌های غالبی است که فهم و تفسیر ما را جهت می‌دهند. این روابط و نظم در قالب این روایت‌ها فهم می‌شود، اما نه به شکلی عینی و مستقل، بلکه از درون این چارچوب‌های روایی. اما باید توجه داشت، این روایت‌ها مصون از خطا و تردید نیستند؛ آن‌ها نیز مانند هر دستاورد بشری دیگری، باید در محکمه نقد حاضر شوند و از درستی خود دفاع کنند. جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران، فرصتی بی‌نظیر را فراهم آورده است، برای به چالش کشیدن برخی از این روایت‌های هژمونیکی که در قالب مفاهیمی آشنا صورتبندی می‌شود. قبل از این جنگ برخی از این مفاهیم محل نزاع و اختلاف بودند، اما در سایه این جنگ تحمیلی، می‌توان به طور کاملاً ملموس و به مثابۀ سوژه‌ای کنشگر و درگیر، به این روایت‌های مسلط نگریست و از خود پرسید که آیا آن‌ها واقعاً منعکس‌کننده حقیقت هستند یا صرفاً افسانه‌ها، تله‌ها، فریب‌ها و ابزارهایی برای حفظ منافع قدرت‌های خاص. بر این باورم که تأمل در این مفاهیم، توصیف‌گری و روایت‌گری‌شان را زیر سوال می‌رود و آنها را به عنوان «تله»‌هایی برای اندیشه و اندیشیدن می‌شناساند. این تله‌ها سبب می‌شود، واقعیت واژگون به تصویر درآید. در اینجا و در مسیر گشودن روزنه‌ای به بحث‌هایی ژرف، برخی از این مفاهیم را که در پس پشت خود روایتی هژمونیک را باردارند، ذکر می‌کنم و توضیح و تفصیل آن را به مجال دیگری وامی‌گذارم: ۱. تلۀ جهان آزاد و بدون سانسور؛ ۲. تلۀ علمِ خنثی و بی‌طرف؛ ۳. تلۀ توسعه پایدار؛ ۴. تلۀ مسئولیت اخلاقی دولت‌ها؛ ۵. تلۀ حقوق بشر؛ ۶. تلۀ حقوق کودکان؛ ۷. تلۀ آزادی زنان و حقوق آنان ؛ ۸. تلۀ دموکراسی؛ ۹. تلۀ سکولاریسم؛ ۱۰. تلۀ نظمِ آمریکامحور جهان؛ ۱۱. تلۀ فرهنگ و تمدن برتر غربی؛ ۱۲. تلۀ مدرنیته‌ نجات‌بخش؛ ۱۳. تلۀ امنیت داده و حریم خصوصی؛ ۱۴. تلۀ دین‌گریزی و دین‌ستیزی مردم؛ ۱۵. تلۀ جهانی شدن؛ ۱۶. تلۀ برابری نژادی؛ ۱۷. تلۀ شفافیت سیاسی؛ ۱۸. تلۀ اقتصاد آزاد و بازار رقابتی؛ ۱۹. تلۀ فردگرایی؛ ۲۰. تلۀ پایان استعمار؛ ۲۱. تلۀ انزوای کشورهایی غیرهم‌پیمان با غرب؛ ۲۲. تلۀ شرق عقب‌مانده؛ ۲۳. تلۀ خودبسندگی غرب؛ ۲۴. تلۀ سازمان ملل و قوانین بین‌المللی؛ ۲۵. تلۀ دولت‌های قانون‌مدار غربی. @esharat_57
هدایت شده از آوند
*مردم، خیابان و خودآگاهی تاریخی:* *نقدی بر توهمات روشنفکری در شناخت جامعه ایرانی* پرسش از اینکه «مردم کیستند؟»، یکی از بنیادین‌ترین مناقشات فکری و اجتماعی است. مواقعی، جریان‌های روشنفکری با پیش‌فرض قرار دادن یک شکاف و تضاد ذاتی میان «دولت و ملت»، مردم را صرفا در نقطه مقابل حاکمیت تعریف می‌کنند. این تقلیل‌گرایی مفهومی، به یک مغالطه آشکار منجر می‌شود: اگر بخش مهمی از جامعه، دولت را نماینده اراده خود بدانند و با آن همراهی کنند، طبق این پیش‌فرض، از دایره «مردم بودن» اخراج می‌شوند. برای شناخت دقیق جامعه ایرانی و نقد نگاه‌های تقلیل‌گرایانه، باید از سطح مشاهدات محدود و موردیِ شخصی فراتر رفت و به لایه‌های عمیق‌تر هویتی، فرهنگی و تاریخی توجه کرد. در تعریف یک پدیده، یا باید به ویژگی‌های ذاتی آن ارجاع داد و یا آن را در مقایسه با «دیگری» (آنچه که نیست) بازشناخت. تعریف مردم در تقابل مطلق با دولت، یک خطای شناختی است. در ایران، دولتِ برآمده از انقلاب، حاصل اراده جمعی بوده و از قضا قرار است نماینده مردم باشد. در شرایطی که انقلاب 57 و حاکمیت برآمده از آن مورد تهدید مستقیم و علنیِ خارجی قرار گرفته، کسانی که این روزها در سراسر ایران، در میدان‌ها و خیابان‌ها حضور دارند و تجلی عینی اراده‌ای جمعی هستند، با هیچ معیاری از دایره مردم خارج نیستند. *مغالطه روش‌شناختی* تقلیل مفهومیِ کلان‌واژه‌ی «مردم» به مشاهدات خرد، حاشیه‌ای و ایزوله، از منظر جامعه‌شناختی فاقد اعتبار تحلیلی است. جامعه‌شناسانی که با تعمیم چند مشاهده‌ی محدود از کنشگرانِ مستقر بر پشت‌بام‌ها (نظیر فردی با دوربین یا در حال رقص در سایه‌ی بمباران) به کلیت جامعه، دچار یک خطای آشکارِ «تقلیل‌گرایی روش‌شناختی» می‌شود. پرسش بنیادین در اینجا ناظر بر سیاستِ طرد و شمول در «بازنمایی» است: با چه منطق و معیار علمی، یک تحلیل‌گر به خود حق می‌دهد مشاهدات خُرد و مطلوبِ خود را به عنوان نمادِ «مردم» برساخت کند، اما عاملیت و حضورِ متراکمِ جمعیت حاضر در خیابان‌ها را -که حاملِ اراده و مفصل‌بندیِ هویتی متفاوتی هستند- از دایره‌ی مفهومیِ ملت خط بزند؟ این رویکرد، که در آن بخشِ خاصی از جریان روشنفکری، نادیده‌انگاری عامدانه‌ی صدای جامعه و تطهیرِ شادمانی از تجاوز خارجی را برمی‌گزیند، نمایانگر استمرارِ سنتِ مطلق‌گرایی، انحصارطلبی در بازنمایی واقعیت، و مسئولیت‌گریزیِ ساختاری در این جریان است. *تعلیق مسئولیت* این امتناع از پذیرش مسئولیت، در مواجهه‌ی این جریان با تاریخ و «دیگریِ» خود (حاکمیت) به شکلی رادیکال‌تر بروز می‌یابد. زمانی که نویسنده برای توجیه استدلالِ خود به واقعه‌ی تاریخیِ «سقوط اصفهان» استناد می‌کند، با اتخاذ یک خوانشِ یک‌سویه، تمامیتِ بارِ تقصیر و فروپاشی را منحصراً به ساختار حاکمیت تقلیل می‌دهد. این منطق، در عمل به «سلبِ عاملیت اخلاقی و تاریخی» از کنشگران منجر می‌شود؛ یعنی کسانی که با تشخیصِ غلط، فقدان خودآگاهی یا هم‌سویی با نیروی متخاصم، به اردوگاه دشمن می‌پیوندند، از هرگونه پاسخگویی مبرا می‌شوند. در واقع، این مفصل‌بندیِ معیوب، نوعی تئوریِ «تعلیقِ مسئولیت شهروندی» را صورت‌بندی می‌کند؛ گویی فرضِ فساد یا ناکارآمدیِ حاکمیت، به مثابه‌ی یک مجوزِ مطلق عمل می‌کند که به افراد حق می‌دهد خود را از هرگونه تعهدِ ملی آزاد دانسته و هم‌دستی با متجاوزِ خارجی را به عنوان کنشی مجاز و فاقدِ عقوبتِ تاریخی اعمال کنند. امروز جامعه ایران در برابر یک استعمار عریان جهانی قرار دارد که به دنبال تسلیم بی‌قید و شرط اوست. در چنین شرایطی، اقلیت پشت‌بام‌نشینی که از حمله نیروی متخاصم خارجی ابراز خرسندی می‌کنند، نه مردمانی در حاشیه قدرت بلکه در سمت قدرت سلطه‌گر و هژمونیک جهانی ایستاده‌اند. در ایران رقابتی تاریخی میان جریان روشنفکری و حاکمیت بر سر «نمایندگی مردم» به چشم می‌خورد. جریان روشنفکری در ایران، اغلب به دلیل ناتوانی در دیدن واقعیت میدان، دچار نوعی غفلت تاریخی بوده و نتوانسته است صدای مردمی باشد که ممکن است متفاوت از ایده‌های او بیندیشند؛ چرا که نگاه تاریخی و تقلیل‌گرای آن‌ها تنها بر ظاهر برخی کنش‌های گزینش‌شده و هنجارهای مورد علاقه‌شان تکیه دارد و از درک آرمان‌های زیربنایی و عمیق فرهنگی مردم ایران عاجز است. *سیاست معنویت و لایه‌های پنهان هویت جمعی* برای فهم دقیق اینکه مردم کیستند، نمی‌توان صرفا به مفهوم «عاملیت» در معنای سکولار آن بسنده کرد. شناخت دقیق از مردم، نیازمند تسلط بر لایه‌های پنهان، ناخودآگاه و عمیقِ بینشی و گرایشی است. این لایه‌های هویتی، همواره در سطح خودآگاهِ افراد حضور ندارند و ممکن است در زندگی روزمره منجر به بروز تناقضات رفتاری شوند، اما در بزنگاه‌های تاریخی و موقعیت‌های خطیر، ناگهان ظاهر شده و مسیر کنش جمعی را تعیین می‌کنند. نند. دکتر الهام ربیعی
38.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
..:: ::.. ●|| جنگ را تا کی باید ادامه دهیم؟ ||● 🔸بیانات حجه الاسلام والمسلمین فلاح شیروانی پیرامون جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل 🔻بخش سوم ◀️ تکلیف ما در وضعیت های پایان یا آتش بس جنگ چیست؟ ▫️چه زمانی باید صلح کرد؟ ❗️از لحاظ قرآنی دو وضعیت در پیش روی ما برای آتش وجود دارد: 1⃣ زمانی که با دشمن در جنگ هستیم، هر زمان دشمن پایان جنگ‌ را اعلام کرد باید آتش بس کنیم. 2⃣ جنگ را زمانی پایان می‌دهیم که ثمره ای ملموس از آن جنگ داشته باشیم. ◽️قرآن این پند را می‌دهد که برای غلبه بر دشمن تمام توان خود را به کار بگیرید 🔻حتی اگر فتنه ها ریشه کن نشد، باید تا حدی پیش برویم که دشمن از جنگ با ما بترسد❗️ ✊با توجه به شناختی که ما از دشمن داریم، باید تا زمانی که امکان کار جنگی در مقابل جهان اسلام نداشته باشند با آن ها مبارزه کنیم. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ::.. ●|| حربۀ آخر||● • شاید این حربۀ آخر دشمن باشد؛ این که مزدوران وحشی خود را به میدان بیاورند و در شلوغ‌بازار بچه‌گانۀ «چهارشنبه‌سوری» شهر را به هم بریزند و ضربۀ بزرگی به نظام و ملّت ایران بزنند. طبعاً مردم رشید ایران می‌پرسند باید چه کنیم؟ این مسلّم است که نیروهای امنیّتی ما زودتر از همۀ ما این موضوع را حدس زده بودند و حتی تذکرهایی را نیز منتشر کردند و حتماً تدابیری برای زمین‌گیر کردن این گرگهای وحشی خواهند نمود. منتظر اعلام رسمی این نهادها هستیم تا بدانیم وظیفه ما چیست. ولی چنان که به نظر می‌رسد نهادهای امنیتی برای آن که به خوبی بتوانند دشمن را هدف بگیرند نیاز به خیابانهای خلوت دارند. گویا جمع‌بندیها به این طرف می رود که حضور مردم در میادین و مکانهای تعیین شده باید پرشورتر از قبل باشد، ولی محله‌ها را نسبتاً خلوت نگهدارند که اگر بنا بر عملیات دفاعی از طرف نیروهای انتظامی و امنیتی بود نگران صدمه دیدن به مردم معمولی محله نباشد. تدابیر کافی برای شکار این موجودات پست اندیشیده شده است و اگر به صحنه بیایند بعید است جان سالم به در ببرند. برای امنیّت اجتماعات میادین هم فکرهای جدی شده است. لذا لازم است این دوگانه حفظ شود؛ حضور پرشور در محلهای تعیین شده و محدود کردن حضور در محله‌ها. باید هر مورد مشکوکی که مشاهده شد به سرعت اطلاع داده شود. این یادداشت موقت برای خارج شدن از سرگردانی و نگرانی بود، ولی در هر صورت منتظر اعلام رسمی نهادهای مسؤول خواهیم بود. «النصرُ للإسلام» ..:: Fa_Farhang ::..
هدایت شده از اشارات
🌕 هابرماس و ایران:‌ دنیای گفتمان‌ها یا موشک‌ها؟ یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/272 @esharat_57
هدایت شده از اشارات
🌕 هابرماس و ایران:‌ دنیای گفتمان‌ها یا موشک‌ها؟ یورگن هابرماس فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی-آمریکایی درگذشت اما نباید از تاثیرات عمده آن بر جریان اندیشه در ایران غفلت کرد. او از معدود فیلسوفان و جامعه‌شناسان مطرح جهانی بود که اردیبهشت ۱۳۸۱ و با دعوت دولت اصلاحات به ایران سفر کرده‌بود و البته خوانش خاصی از آثارش پیش و بعد از این سفر نقش مهمی در شکل‌گیری نگاه فانتزی و خوش‌باورانه به غرب در میان روشنفکران، اصحاب علوم انسانی و فعالان سیاسی ایرانی در سه دهه گذشته بر جای گذاشته است. نظریه اصلی هابرماس به خصوص در کتاب معروفش «دگرگونی‌ ساختاری حوزه عمومی» ناظر به ترسیم روندی تاریخی در اندیشه و تمدن اروپایی بود که در آن غرب به شکل نهادی در حال تکامل و گذار به «عقلانیت گفتگویی» بوده است. در واقع خوانش آثار هابرماس در ایران یک تلقی صلح‌محورانه و گفتگو مدارانه از تکامل غرب ایجاد کرده است و شاید از همین رو بود که رئیس جمهور اسبق‌مان گفته بود «دنیای فردا، دنیای گفتمان‌هاست نه دنیای موشک‌ها». این تلقی فراموش می‌کرد که غرب چهره‌ای ژانوسی دارد و همزمان که در آن علم و فلسفه و گفتگو به طور جدی در جریان بوده به وفور از ابزار جنگ و خشونت و زور و استثمار و استعمار برای توسعه و تکامل خود بهره برده است. در واقع این کلیشه‌ها نادیده می‌گرفت که مواجهه با غرب صرفا از مسیر کتاب و دانشگاه و آزمایشگاه و میز مذاکره نیست بلکه همزمان با پیگیری تعامل یا مواجهه انتقادی با روندهای فکری و علمی با غرب باید در مسیر تدارک قدرت نظامی و دفاعی نیز کوشید. در واقع این تلقی و تفسیر ساده‌دلانه و یک‌سویه از غرب در چند دهه گذشته به کرات فراموش می‌کرده است که روی دیگر توسعه غربی بر استعمار و استثمار و انضباط نظامی مبتنی بوده است و زیر آن دستکش مخملی دستی چدنی قرار دارد که هرگاه نتواند در عرصه‌های جهانی از مسیر «زور نرم» همچون علم، سیاست و حقوق منویاتش را به پیش ببرد با توسل به «زور سخت» همچون جنگ و تحریم و ترور ایده‌آل‌هایش را در بقیه جهان محقق کرده است. این نوع خوانش‌های تک بعدی از غرب البته معطوف به هابرماس نمی‌شود بلکه مثلا حتی در ترجمه و خوانش آثار کسانی چون ماکس وبر نیز چنین گزینش‌گری دیده می‌شود. در حالیکه وبر به عنوان یکی از نظریه‌پردازان مدرنیته تلاش می‌کرد بر چهره ژانوسی غرب تاکید کند اما ترجمه و خوانش گزینشی از آثار وبر در گفتمان مسلط علوم اجتماعی در ایران مانع از آن شده است که دیدگاه‌های انتقادی وبر درباره ساختارمند شدن جنگ و خشونت در ماهیت تمدن غربی مورد توجه قرار گیرد؛ آنجا که وبر «انضباط نظامی» را مادر همه انضباط‌های مدرن از سرمایه‌داری تا بروکراسی می‌داند و حتی دولت مدرن را نیز بر همین اساس «اقتدار و انحصار اعمال خشونت در یک قلمرو سرزمینی»‌ تعریف می‌کند. از همین جهت تاریخ مدرن غرب با خشونت‌ سازمان یافته و ساختاری چه در درون و چه در مواجهه با بیرون خود گره خورده است. در عوض وبر بیشتر با قرائتی هگلی-پارسونزی معرفی شده که بر اساس آن غرب در یک مسیر تکامل تک‌خطی از بدویت و عقلانیت سنتی و ارزشی به سمت یک عقلانیت عام و جهانشمول مدرن در حال گذار است و همه صورت‌های عقلانی دیگر غیر از عقلانیت ابزاری و جهانشمول مدرن را باید به تاریخ سپرد. کلیشه‌شدن چنین تفاسیر و خوانش‌های یک سویه و ساده انگارانه در میان نخبگان ایرانی باعث شده که در مواجهات چالش برانگیز با غرب به جای توجه به چهره‌های گوناگون غرب و اتخاذ رویکردی انتقادی برای فهم رفتارها و نهادهای آن در تعامل با جهان غیر غربی، همیشه به «سرزنش قربانی» بپردازند. یکی از تجلیات این مساله تاکید این اقشار بر شعار «مرگ بر آمریکا» به عنوان عامل اصلی برقرار نشدن ارتباط ایران و غرب بوده است. بر این اساس با حذف این شعار و مثلا لبخند زدن در میز مذاکره دشمنی و خصومت غرب و آمریکا از دولت و مردم ایران نیز رخت برخواهد بست چرا که «دنیای فردا دنیای گفتمان‌هاست نه دنیای موشک‌ها» و از این رو رفع مخاصمه و تحریم غربی‌ها نه با قدرت‌مند شدن بلکه با معاهده و قراردادهای سیاسی با غرب زیر سایه نهادهای حقوقی و سیاسی بین المللی ممکن خواهد شد. کلیشه‌هایی که اینک بخشی از تبعات سخت آن را در قالب دو جنگ سخت در کمتر از ۸ ماه در حال تجربه هستیم. @esharat_57
..:: ::.. ●|| آزاداندیشی امروز ||● • بارها طی پستهای پیشین به یک ضرورت مورد نیاز امروز انقلاب اشاره گردید و آن ضرورت توسعۀ نگاه و رسیدن به مرحلۀ روشن‌بینی نسبت به وضع موجود، آرمانها و اهداف درست، مسیرها و الگوهای مناسب حل مسأله، ضوابط و ارزشهای پیمایش راه. ما برای رسیدن به تراز بلندی از این روشن‌بینی‌ها نیازمند جولان اندیشه و جستجو و مداقه‌های واقعی هستیم و به همین جهت باید آرای اندیشمندان مختلف را ببینیم و در آنها اندیشه کنیم و با یاری خدا حقیقت را بیابیم. • این رشد واجب است که دنیای جدیدی می سازد و همۀ ما را به حقیقت نزدیک می‌کند و لایق تراز انسانی راقی‌تری می‌نماید. به این چند آیه و حدیث توجه کنیم: ● وَ اَلَّذِينَ اِجْتَنَبُوا اَلطّٰاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهٰا وَ أَنٰابُوا إِلَى اَللّٰهِ لَهُمُ اَلْبُشْرىٰ فَبَشِّرْ عِبٰادِ ﴿الزمر، ١٧﴾ و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده! اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولٰئِكَ اَلَّذِينَ هَدٰاهُمُ اَللّٰهُ وَ أُولٰئِكَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبٰابِ ﴿الزمر، ١٨﴾ همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. ● قال الامام علی علیه اسلام : «مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَأ»؛ «آن كس که به پیشواز گونه های متنوع اندیشه برود، زمینه های خطا را خواهد شناخت»(نهج البلاغه، حکمت١٧٣) ● عنه عليه السلام : «اِضرِبُوا بعضَ الرأيِ ببعضٍ يَتَوَلَّدْ مِنهُ الصَّوابُ»؛ «رايزنى كنيد تا انديشه درست متولّد شود» بدین منظور پس از روزهای اول جنگ که باید به مردم روحیه داده می‌شد و تحلیلهای محکمی از پایگاه مکتب امام داده شد، به نظر می‌رسید می‌توان به تدریج رو به تحلیلهایی که از زاویۀ نگاه مألوف این کانال فاصله دارد، آورد و از میدان وسیعتری از نگاههای مطرح شده در جامعۀ عزیزمان و حتی ناظران بیرونی بهره‌مند شد. به همین جهت به تدریج تحلیلهایی در این کانال ارائه می‌شود که خواننده محترم را به تأمل بیشتر فرامی‌خواند تا در اثر حلاجی آن متن خود مطالعه‌کننده یک ارزیابی دربارۀ سخن صحیح داشته باشد. به نظر می رسد این فضایی که کمی هم زحمت‌آفرین است به رشد ما نزدیکتر است. پیشاپیش از مداقه‌ها و صبوریهای عزیزان در مسیر دریافت حقیقت تشکر می‌نماییم. 🌱 ..:: Fa_Farhang ::..