. کنج خیال .
ماه . آبی . بی کلیشه . غریب . تن ! ...
با دلی پر شده از زخم، نمک میخوردیم
دوش وقت سحر از غصه ترک میخوردیم.
. کنج خیال .
گِلِ ما را با گِلِ "علی(ع)" سرشتند...
تنها کاری که تونستم برای غدیر انجام بدم همین یه کار بود...
باید بیشتر از این توانمو میذاشتم برای محتوا ولی خب ، نشد.
صرفا میون دعاهاتون برای منهم یه دعای کوچیک در نظر بگیرید 🤍.
هدایت شده از
تو که رفتی همهی خاطرهها ریخت به هم
در قوانین دلم، فلسفهها ریخت به هم
تو که رفتی دل من دلخوشیاش را گم کرد،
با همان رفتن تو، رابطهها ریخت به هم
به گمانم که جدایی سبب دوری نیست
رفتی و قاعدهی فاصلهها ریخت به هم
در کنارت همه دم حس عمیقی داشتم
تو که رفتی همهی جاذبهها ریخت به هم
من به در خیره شدم تا که بیایی روزی
برنگشتی... همهی محکمهها ریخت به هم .
https://eitaa.com/avanj41
ــ ـ ☁️