eitaa logo
آوای ققنوس
7.4هزار دنبال‌کننده
4.5هزار عکس
716 ویدیو
31 فایل
حال خوب با شعر و ادبیات 🌺 ⛔️ لطفا پست‌ها رو برای تولید محتوا کپی نکنید. راضی نیستم ⛔️ ادمین: @m_ava_82 تبلیغات مجموعه آفتاب 👇 https://eitaa.com/M_TABLIGHAT_AFTAB تبلیغات آوای ققنوس👇 https://eitaa.com/joinchat/1281950438C0351ad088a
مشاهده در ایتا
دانلود
دانش چو گوهریست که عمرش بود بَها باید گِران خرید که ارزان نمی‌شود @avayeqoqnus
* خرم آن کس که در این مِحنت‌گاه خاطری را سببِ تَسکین است @avayeqoqnus
🌸 از مِهر دوستان ریاکار خوشتر است دشنامِ دشمنی که چو آیینه راستگوست @avayeqoqnus
. جوانی چنین گفت روزی به پیری که چون است با پیریت زندگانی بگفت اندرین نامه حرفی است مبهم که معنیش جز وقت پیری ندانی تو، به کز توانایی خویش گویی چه می‌پرسی از دوره‌ی ناتوانی جوانی نکودار، کاین مرغ زیبا نماند در این خانه‌ی استخوانی مَتاعی که من رایگان دادم از کف تو گر می‌توانی، مده رایگانی هر آن سَرگِرانی که من کردم اول جهان کرد از آن بیشتر، سرگرانی چو سرمایه‌ام سوخت، از کار ماندم که بازی است، بی‌مایه بازارگانی از آن برد گنج مرا، دزد گیتی که در خواب بودم گَهِ پاسبانی @avayeqoqnus
* چون شانه، عیب خلق مکن مو به مو عیان در پشت سر نهند کسی را که عیب‌جوست @avayeqoqnus
* جوانی نکو دار که این مرغ زیبا نماند در این خانه‌ی استخوانی @avayeqoqnus
سختی کِشی ز دهر، چو سختی دهی به خلق در کیفرِ فَلَک، غلط و اشتباه نیست @avayeqoqnus
هدایت شده از آوای ققنوس
اشک یتیم... 🥲 روزی گذشت پادشهی از گذرگهی فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست پرسید زان میانه یکی کودک یتیم کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست پیداست آنقدر که مَتاعی گرانبهاست نزدیک رفت پیرزنی گوژپُشت و گفت این اشک دیده‌ی من و خون دل شماست ما را به رَخت و چوب شبانی فریفته است این گرگ سال‌هاست که با گله آشناست آن پارسا که دِه خَرَد و مِلک، رهزن است آن پادشا که مال رعیت خورَد گداست بر قطره‌ی سِرِشک یتیمان نظاره کن تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست @avayeqoqnus
* خیالِ کَژ به کار کژ گواهی است سیاهی هر کجا باشد، سیاهی است @avayeqoqnus
. 🧅 مکالمه سیر و پیاز ! 🧄 🧄 سیر یک روز طعنه زد به پیاز 🧅 که تو مِسکین چقدر بدبویی 🧄 گفت از عیب خویش بی‌خبری 🧅 زان ره از خلق، عیب می‌جویی 🧄 گفتن از زشتروییِ دگران 🧅 نشود باعث نکورویی 🧄 تو گمان می‌کنی که شاخِ گلی 🧅 به صف سرو و لاله می‌رویی 🧄 یا که همبوی مُشک تاتاری 🧅 یا ز اَزهار باغِ مینویی 🧄 خویشتن بی‌سبب بزرگ مکن 🧅 تو هم از ساکنان این کویی 🧄 ره ما گر کج است و ناهموار 🧅 تو خود این ره چگونه می‌پویی 🧄 در خود آن بِه که نیک‌تر نگری 🧅 اول آن بِه که عیب خود گویی 🧄 ما زبونیم و شوخ‌جامه و پست 🧅 تو چرا شوخِ تن نمی‌شویی @avayeqoqnus
* دانش چو گوهری‌ست که عمرش بود بها باید گران خرید که ارزان نمی‌شود @avayeqoqnus