وصیت نامه شهید عبدالله میثمی
و خدایا تو گواهی در این لحظه كه در خدمت مقام وحدانیت، این كلمات را می نویسم بسی شرمنده و شرمسارم، چرا كه بندگان تو را می بینم كه در جبهه های حق بر علیه باطل می جنگند و در سنگرهای خود وصیتنامه های شهید وارانه می نویسند. خدایا دلم می سوزد كه چرا به زمین چسبیدم.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلوة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین
و اما بعد از حمد خدای تبارك و تعالی و درود به پیغمبر و اهل بیتشان علیهم السلام خداوند توفیق عنایت فرمود كه در شب شانزدهم اسفندماه سال هزار و سیصد و شصت شمسی مطابق با جمادی الاول در ایام وفات فاطمه زهرا سلام الله علیها وصیتنامه ای بنویسم. و خدایا تو گواهی در این لحظه كه در خدمت مقام وحدانیت، این كلمات را می نویسم بسی شرمنده و شرمسارم، چرا كه بندگان تو را می بینم كه در جبهه های حق بر علیه باطل می جنگند و در سنگرهای خود وصیتنامه های شهید وارانه می نویسند. خدایا دلم می سوزد كه چرا به زمین چسبیدم. خدایا اگر من بیچاره در این لحظه بمیرم فردا در مقابل این جوانانی كه از لذت و عیش و نوش دنیا بریدند و رو به تو آوردند سرافكنده خواهم بود.
اشهد ان لااله الاالله وحده لاشریك له و اشهدان محمدا صلی الله علیه و آله عبده و رسوله و ان علیا امیرالمؤمنین و حسن بن علی المجتبی و حسین بن علی السیدالشهدا و علی بن الحسین زین العابدین و محمدبن علی باقر علم النبین و جعفربن محمد الصادق و موسی بن جعفر الكاظم و علی بن موسی الرضا و محمدبن علی التقی و علی بن محمدالنقی والحسن بن علی العسگری و حجة بن الحسن المهدی صلواتك علیهم اجمعین ائمتی و سادتی بهم اتولی و من اعدائهم اتبری و ان ما جاز به النبی حق و ان الله بعث من فی القبور.
ای پدر بزرگوار و مادر مهربانم و ای خواهران و برادران و ای همه كسانی كه با شما در دنیا مانوس بودم از شما عاجزانه می خواهم كه پیوسته از برایم طلب مغفرت كنید چرا كه با رویی سیاه از دنیا می روم. شما نمی دانید خدا چقدر لطف كرده گناهان مرا از شما پوشانده.
آنچه در دوران زندگیم بیش از همه چیز مرا رنج داد و باعث خون دل خوردن من شد، اخلاص نداشتنم بود و الان نمی دانم در مقابل خدای بزرگ چه عملی را همراه خود ببرم؟
دومین مسئله ای كه مرا در زندگی عقب انداخت كه موفق نشوم از فیض های بزرگتری بهره مندتر گردم، بی نظمی و بز صفتی من بود كه جسته گریخته كار می كردم و به هر كشتزاری دهانی می زدم. این است كه دستم از حسنات تهی است.
و سومین چیزی كه گوشت بدنم را آب كرد و در دنیا مرا سوزاند تا قیامت چه بر سرم آورند غیبت بخصوص غیبت علما بود. خدا كند که با دعای شما ، پروردگار همه کسانی را که بر گردن ما حق دارند از دست ما راضی گرداند ...
فراموش نمی کنم وقتی که آمدید پشت میله های زندان قصر و گفتید :
خدایا من از این فرزند راضی هستم تو هم راضی باش و من چقدر آسوده شدم ....
ای مادرم ! شما آن مادری هستید که در اولین برخورد هنگام ملاقات در زندان حماسه ای همچون حضرت زینب آفریدید . همان جا که گفتید فرزندم ناراحت نباش ، تو سرباز امام زمان (عج) هستی ، درس هایت را بخوان . و مرا از آن گرداب هولناک به ساحل اطمینان خاطر آوردید . و اگر این فرزند کوچک شما فاتحانه و پیروزمندانه با چهره سفید از دنیا رفت ، بدانید همان دعای شماست که در اولین سال عروسی خود جهت فرزندی صالح کردید مستجاب گشته و خدا این فرزند صالح را از شما پذیرفته است .
ای خواهرانم ! طاهره خانم و اکرم خانم ! شما از یادتان نرود که شما از پستانی پاک شیر خورده اید و باید با پستانی پاک به فرزندانتان شیر بدهید . فرزندانتان را با حب اهل بیت بار بیاورید ؛ آنها را آشنا با ولایت فقیه کنید . مگر نمی دانید که پیغمبر خدا ما را به دست اهل بیتش سپرد و امام زمان ، ما را به دست فقها سپردند ؟ مبادا در راهی بجز راه مرجع تقلید قدمی بردارید که در این صورت در مقابل خدای تبارک و تعالی هیچ حجتی ندارید .
برادران عزیزم ! ای رحمت خدا و ای امین خدا و ای عطاء خدا ! شما سربازی امام زمان (عج) را فراموش نکنید . برادرتان که لیاقت نداشت اما امیدوارم شما جزء انصار و یاران امام زمان (عج) باشید .
بکوشید با تقوای الهی از منبع اهل بیت بهره مند شوید ، نکند خدای ناکرده در دسته بندی ها و جبهه بندی های مذهبی بیفتید که معنویت روحانیت از شما گرفته می شود . که ناگهان می بینید از روحانیت بجز لباسش برایتان نمانده است . به این طرف و آن طرف ننگرید ، فقط نگاه کنید به نائب امام زمان تان تا فریب نخورید . در گرداب غیبت ها و تهمت ها نیفتید ؛ خدا گواه است که این بدگویی ها ایمان را می خورد و انسان را از روحانیت اخراج می کند . لذت مناجات با خدا را از بین می برد .
و شما به بچه های خواهرانتان بیشتر سر بزنید ؛ مخصوصاً فرزندان طاهره خانم که سید هستند ، باید جزء رهروان راه حسینی باشند .
من از همه رفقایم التماس دعا دارم ، فقط دو نفر از دوستانم را بگویید به سر قبرم بیشتر بیایند : یکی آقا مصطفی ردانی پور و یکی هم سید مرتضی صاحب فصول و از جانب من بر سر قبر سید احمد حجازی بروید و شبهای جمعه قبر مرحوم مجلسی را فراموش نکنید .
زیارت قبر آقای مطهری علم و حکمت و زیارت آقای مدنی تقوی و زهد و زیارت قبر آقای بهشتی سوز و گداز به انسان می دهد ؛ زیارت این قبور را فراموش نکنید .
و با اجازه پدر بزرگوارم اخوی رحمت الله را به عنوان قیم انتخاب کردم ، باشد که بدهی های مرا بدهد ....
خدایا ما را جزو یاران امام زمان محسوب بدار .
خدایا رهبر کبیر انقلاب امام خمینی را در پناه خودت از همه بلاها مصون و محفوظ بدار.
خدایا رزمندگان ما را در جبهه های حق بر علیه باطل بر دشمنان شان فاتح و پیروز بگردان .
خدایا ما را به شهدا ملحق بگردان .
پروردگارا عاقبت امر ما را ختم به خیر بگردان .
خدایا پدر و مادر ما را از دست ما راضی و خشنود بگردان .
پروردگارا مهر و محبت اهل بیت را از ما و فرزندان ما مگیر .
افسوس که عمری پی اغیار دویدیم
از یار بریدیم و به مقصد نرسیدیم
سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم
جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم
والسلام
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
#عاشقانه_های_شهدا❤️
خدیجه و مصطفی 💜
هنوز هم وقتی می خواهد مصطفایش را روایت کند انگار چیزی شبیه ذوق و بغض🥲 با هم وجودش را بهم می ریزد
می گوید از قبل ازدواج به خاطر فعالیت ها و علاقه ای که به شهدا داشتم، دوستانم به شوخی می گفتند: خدیجه تو آخرش همسر شهید می شوی!😅
و من هیچگاه در تصوراتم چنین چیزی را برای خودم تصور نمی کردم. اما تقدیر اینگونه بود که شوخی دوستانم با من یک روز واقعیت پیدا کند💚
خدیجه صفر پور همسر مدافع حرم مصطفی زال نژاد است که ۲۶ بهمن ۹۵ همسرش در منطقه درعا سوریه به شهادت رسید و دیدارشان به بهشت افتاد.
🔹️زجر و سختی می کشم اما پشیمان نیستم💚
دلبسته آقا مصطفی شده بودم و نمی خواستم از من دور شود. نگاه خاصی به شهادت داشتم. علاقه و حسی که بین ما به وجود آمده بود باعث شده بود که نخواهیم هیچ وقت از هم دور شویم🥲
حتی لحظه ای فکر نمی کردم مصطفی را از دست بدهم. اما کم کم داشتم خودم را آماده می کردم. مصطفی از علاقه اش گذشت و ایثار کرد، من هم. واقعا یک موضوع دو طرفه بود. بعد از شهادتش زجر و سختی می کشم اما پشیمان نیستم
البته در شهادت او خدا گویی هر دوی ما را آماده کرد🫀
وقت هایی که یک زن دوست دارد همسرش کنارش باشد او نبود
مصطفی خیلی مأموریت می رفت اما من زنی نبودم که از نبودش غر بزنم و گله کنم چرا نیست. اما یکبار سال ۹۴ که تازه از سوریه آمده بود روحم خسته بود او اول آذر رفته بود و آخر بهمن آمده بود🍂
وقتی آمد گفتم: آقا مصطفی خیلی دوست دارم برای عید برویم راهیان نور. هستی برویم🤔؟ گفت: بله هماهنگ کن
خب اغلب مناسبت ها و عیدها او کنار ما نبود. وقت هایی که یک زن دوست دارد همسرش کنارش باشد او نبود.🥲
برای همین من زود پیگیر شدم و قرار شد ۲۸ اسفند با کاروانی برویم راهیان نور😍
چند روز قبلش دیدم مصطفی ساکش را می بندد. با تعجب پرسیدم آقا مصطفی کجا؟ گفت: باید بروم. با دلخوری گفتم: ای بابا مگر قرار نبود با هم برویم جنوب؟ خیلی ناراحت شدم که می خواهد برود و حالم خراب شد برای همین وقت رفتنش خداحافظی خوبی هم نکردم. معمولا وقت خداحافظی خیلی گرم راهی اش می کردم. هرچند از رفتنش دلم آشوب بود.🌹
وقتی رفت در راه پیام داد چطور دلت آمد خداحافظی نکنی؟ رسید سوریه هم تماس گرفت گفت: من الان حرم حضرت زینب(س) هستم و برایت نماز خواندم و دعا کردم. می خواست دلم را به دست بیاورد😍
خلاصه آشتی کردیم. هر زمانی که با رضایت کامل من می رفت در کارش کاملا موفق بود اما چند باری که خیلی هم کم بود من ناراحت می شدم کارش گیر می کرد و در نامه هایش برایم می نوشت. آن دفعه هم رفتنش با گیر مواجه شد، گفتم: آقا مصطفی کارت گیر من است و وقتی دلم راضی شد کارش درست شد.🥰
*احساسی که قابل وصف نیست🥲🌹🍂
دل کندن از عزیزترین آدم زندگی ات خیلی سخت است. او راهی می رفت که برگشتی نداشت. ما زنان مدافع حرم هر بار که شوهرانمان را بدرقه می کردیم در ذهنمان شهیدشان می کردیم تا برگردند و دوباره زنده شوند. از بس فکرو خیال و استرس به وجود می آید. بسیار سخت است و قابل وصف نیست.💚
*شوخی در معرکه جنگ😅😅
مصطفی سعی می کرد سیستم مخابراتی را ببرد در دل دشمن که بچه ها می جنگیدن تا تلفن را وصل کند. می گفت: گناه دارند، بگذار بچه ها بتوانند راحت با خانواده هایشان تماس بگیرند تا هم روحیه شان بالا رود هم آنها نگران نشوند. هرجا هم تلفن وصل می کرد زنگ می زد با من تست کند. موقع تست تلفن زنگ می زد با لهجه عربی می گفت: ابوسدیک یعنی ببوسمت. من هم عربی ام خوب بود می گفتم السّلام و علیکم یا بعلی و با هم کلی شوخی می کردیم.😂😂
معمولا یک روز درمیان زنگ می زد. روزهای آخر انگار به او الهام شده بود. بیشتر تماس می گرفت و بیشتر ابراز دلتنگی می کرد. ما معمولا صحبت های تلفنی مان خیلی طول نمی کشید. نهایت یک ربع اما شب آخر ۴۰ دقیقه صحبت کرد. از اول زندگی گفت، از عاشقانه ها گفت، اینکه اگر من اینجا هستم بیشتر ثوابش برای شماست. درد دل کرد و تماس تصویری هم گرفت. مصطفی ۱۱ سال همسرم بود اما تا به حال چهره اش را اینقدر نورانی ندیده بودم. حتی مادرم را صدا کردم بیا ببین چقدر مصطفی نورانی شده.🥲🥲
می گفت دیگر طاقت دلتنگی شما را ندارم. باید بیایید سوریه نزدیکم. زهرا برای پدرش نقاشی کرد و برایش توضیح داد. آخر شبش دوباره تماس گرفت اما نتوانست خیلی صحبت کند. گفت دوباره تماس می گیرم. فردا صبحش من رفته بودم همایشی کلاس داشتم. ساعت ۱۱ شهید شد و من همان لحظه انگار دلم تکان خورد. ایام فاطمیه بود و به دوستم گفتم حالم اصلا خوب نیست نگران مصطفام. رفتم وضو بگیرم دوستم کلیپ «این نامه را لیلا باید بخونه» گذاشت و من های های گریه کردم.😔😔
#ادامه_دارد...
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
#پرسش_اعضا 🌻🍃
سلام ببخشید لطفا سوال من هم در گروه بذارید
دخترم ۲۱ سالشه خیلی جوش میزد بردمش دکتر قرص دادن خوب شدن ولی روی گونه هاش فرو رفتگیها یاهمون اسکارزیادی داره اونقدر که خجالت میکشه جایی بره هر دارو یی که گفتن استفاده کرده حتی لیزر فکشینال ومیکرونیدلینگ هم پیش متخصص پوست انجام داده ولی اصلا فرق نکرده لطفا اگه کسی میتونه یا تجربه ای داشته وخوب شده راهنمایی کنه خیلی ناراحتشم اجرتون با خدا
❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓
سلام دوستان من پوستتم مرغی چکار کنم پوست صاف بشه
❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓
سلام به همه دوستای عزیزم و مخصوصا حبیبه خانم گل که زحمت همه ما به عهده ایشونه خدا اجرتون بده من تاندون انگشتم جراحی شده فیزیوتراپی میرم ولی اصلا انگشتم خوب تا نمیشه و درد داره ورم هم داره از دوستان کسی میدونه چیکار کنم انگشتم زودتر راه بیفته الان جلسه سیزدهم فیزیوتراپی رو هم رفتم ولی اینطور که دکتر میگه مراحل بهبودی سریع پیش نمیره ممنون میشم اگه راهنمایی بفرمایید برای سلامتی و ظهور آقا و برآورده شدن حاجت هامون صلوات
❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓
سلام وقتتون به خیر ،ایا کسی از پودرجلبک سبز استفاده کرده ؟راضی بودین ؟ برای پوست ومو ولاغری مفید بوده ؟ممنون می شوم راهنمایی کنید
❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓
سلام به همه دوستان وحبیبه جان
من میخوام برم کربلا. ان شاءلله اگر خدا بخواهد ولی مشکل من اینه که وقتی پرید میشم خیلی طولانی میشه پارسال ماه رمضان ۱۳ روزه را خوردم ،من همیشه سه روز اول لکه بعد ۳یا ۵روز بعد تازه شدید میشه دوباره بعد از چند روز دوباره لکه بینی دارم بعد تر از این قبل پریودی سردرد های شدید میگیرم تا پریودیم تمام بشه قرص نگید که بیشتر میترسم بخورم حالا دوست دارم حداقل ۶ یا ۷ روزه پاک بشم وبه زیارت هم برسم دوستان اگر راه کار دارید لطفاً به من هم بگید خدا خیرتون بگه
❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓
سلام و خداقوت خدمت حبیبه خانوم عزیز ممنون از کانال عالیتون خدا خیرتون بده. لطفا سوال منو توکانال بذارید انشاالله که هرچه زودتر دوستان جواب بدن .من یه خانوم ۳۹ ساله هستم که خیلی بی انرژی و کسلم خدا نکنه که یه مقدار گردگیری کنم یا کاری انجام بدم خیلی زود خسته میشم و نای بلند شدن ندارم ۲تا بچه هم دارم اصلا دوست ندارم اینقدر بی حال باشم ناگفته نمونه که چربیم خیلی بالایه ۴۰۰ هست و قرص چربی هرشب یکی میخورم. چی مصرف کنم که همیشه سرحال و پرانرژی باشم. درضمن روزی یه فنجون کوچیک قهوه میخورم صبح بعد از صبحانه
❓❓❓❓❓❓❓❓❓
سلام خدا قوت حبیبه خانوم ودوستان گلم عزیرانلطفا منو راهنمایی کنید ی جوری گیر کردم که کم مونده روانی بشم شایدم شدم م ۲۷ سالمه دو سال پیش همسرم بهم خیانت کرد فهمیدم و فقط وفقط بخواتر بچه هام موندم ،الان نمیتونم خیانتشو فراموش کنم از چشم افتاده دیگه نمیتونم بهش اعتماد کنم همش چکش میکنم با هر خانومی میگه میخنده روانی میشم پولی از کارتش برمیداره میگم حتما داره خرج ی زنه دیگه میکنه میدونم فقط دارم به خودم آسیب میزنم گاهی شده که دلم خواسته خود کشی کنم باز بخواتر بچه هامنتونستم دوساله تو خونم جنگ و دعوا س همیشه هم شوهرم منو ی روانی خطاب میکنه با این که فهمیدم خیانت کرده ولی بازم میگه نکردم میگه که دیونه شدی خانوم های عزیز لطفا اگه میدونید ی آیه ای ذکری بگین بخونم کم تر فکرو خیال کنم خواهش میکنم اسمم باشه مامان آرام
#ایدی_ادمین 👇🌻🌻🌻
@adminam1400
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
#یک_نکته_از_هزاران 🌱
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
مرحوم آية الله العظمى مرعشى نجفى فرمودند: شبى توسل پيدا كردم تا يكى از اولياى خدا را در خواب ببينم ، آن شب در عالم رؤ يا مشاهده كردم در زاويه مسجد كوفه نشسته ام و امير مؤ منان على (ع ) با جمعى حضور دارند، حضرت فرمودند: شعراى اهل بيت ما را بياوريد، ديدم چند تن از شعراى عرب را آوردند، افزود: شعراى فارسى زبان را هم بياوريد، آن گاه ((محتشم كاشانى )) و چند تن از شعراى فارسى زبان آمدند، فرمودند: ((محمد حسين شهريار)) را بياوريد! وى آمد، حضرت خطاب به شهريار گفتند: شعرت را بخوان ، او اين سروده را خواند:
على اى هماى رحمت تو چه آيتى خدا را
كه به ما سوا فكندى همه سايه هما را
دل اگر خداشناسى همه در رخ على بين
به على شناختم من به خدا قسم خدا را
به خدا كه در دو عالم اثر از فنا نماند
چو على گرفته باشد سر چشمه بقا را
مگر اى سحاب رحمت تو ببارى ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را
برو اى گداى مسكين در خانه على زن
كه نگين پادشاهى دهد از كرم گدا را
به جز از على كه آرد پسرى ابوالعجائب
كه علم كند به عالم شهداى كربلا را
چو به دوست عهد بندد ز ميان پاكبازان
چو على كه مى تواند كه به سر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت
متحيرم چه نامم شه ملك لافتى را
به دو چشم خون فشانم هله اى نسيم رحمت
كه زكوى او غبارى به من آر، توتيا را
به اميد آن كه شايد برسد به خاك پايت
چه پيام ها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تويى قضاى گردان ، به دعاى مستمندان
كه زجان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چو ناى هر دم ز نواى شوق او دم
كه لسان غيب خوش تر بنوازد اين نوا را
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهى
به پيام آشنايى بنوازد آشنا را
ز نواى مرغ يا حق بشنو كه در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است ((شهريارا))
حضرت آية الله مرعشى نجفى فرمودند: وقتى شعر شهريار به پايان رسيد، از خواب بيدار شدم ، چون اين شاعر را نديده بودم ، فرداى آن روز پرسيدم كه شهريار شاعر، چه كسى است ؟ پاسخ دادند: در تبريز زندگى مى كند. گفتم از جانب من او را دعوت كنيد كه به قم بيايد. چند روز بعد شهريار آمد، ديدم همان كسى است كه او را در عالم رؤ يا آن هم در حضور حضرت على (ع ) ديده ام . از او پرسيدم : اين شعر ((على اى هماى رحمت )) را كى ساخته اى ؟ شهريار با شگفتى گفت : شما از كجا خبر داريد كه من اين شعر را ساخته ام ، چون آن را نه به كسى داده ام و نه در موردش با كسى صحبت كرده ام و هيچ كس از مضمون آن آگاهى ندارد.
بعد حضرت آية الله مرعشى ماجراى رؤ ياى راستين خويش را براى وى باز گفت . در اين حال شهريار منقلب مى شود و مى گويد: در فلان شبى اين شعر را سروده ام و همان گونه كه عرض كردم كسى از آن باخبر نمى باشد.
مرحوم آية الله مرعشى افزوده بودند: وقتى شهريار تاريخ و ساعت سرودن شعر را گفت ، مشخص شد درست مقارن ساعتى كه وى آخرين مصرع شعر خود را به پايان رسانيده ، من آن رؤ يا را ديده ام .
آقاى شجاعى خاطرنشان نموده اند: آنهايى كه تا سال 1357 ه -ق به نجف مشرف شده اند، اين شعر را كه با خطى خوش در داخل قابى بالاى ضريح مطهر حضرت على (ع ) قرار دارد، مشاهده كرده اند و من آن را ديده ام ، ولى نمى دانم چه كسى اين شعر را به آن جا انتقال داده و كى بالاى ضريح نهاده است ؟!
روزى در محضر آية الله بهاءالدينى از شعر و شاعرى سخن به ميان آمد، ايشان با جمله اى كوتاه فرمود: بنده اشعار زيادى درباره اهل بيت ، خصوصا حضرت على (ع ) شنيده ام ، ولى هيچ كدام برايم چون شعر شهريار جذابيت نداشته است ، به همين جهت او را دعا كردم . بعدا برزخ را از او برداشتند!
❌❌مهم حتما بخونید لطفا❌❌❌
سلام خدمت دوستان عزیز و اعضای بزرگوار کانال
ایام به کام
دوستان گلم به دلیل حجم بالای پاسخ اعضا و محدودیت در ارسال روزانه یه تصمیمی گرفتیم 👇
پاسخ هایی که شما به سوالات میدین ممکنه چند روز طول بکشه که در کانال ارسال بشه چون باید به جز پاسخ اعضا مطالب دیگه ای هم در کانال بزاریم
و به این خاطر که اعضای محترممون زودتر به پاسخشون برسن
تصمیم گرفتیم یه کانال دیگه اختصاص بدیم به این قضیه
یعنی اونجا فقط مختص پاسخ اعضا باشه
پاسخ هایی که توی کانال اصلیمون جا نداریم بزاریم رو اونجا قرار میدیم
یعنی یه بخشیش در همین کانال و تعدادی دیگه ش در کانال دیگه ای قرار میگیره
فقط دقت کنید عزیزان هردو کانال رو چک کنید حتما ❌❌❌👆👆چون در هر دوکانال پاسخها تکراری نیستند
ممنون میشم همگی اون کانال هم عضو باشید برای دسترسی بهتر به پاسخها✅✅✅👇👇👇👇
در ضمن اینجا مخزن میشه برای دسترسی بهتر به مطالبی که میخواید بعدا پیداشون کنید😍✅
https://eitaa.com/joinchat/3518169438Cd5294f4139
عضو بشید همگی🙏👆
کانال خصوصیه دوستان و مختص اعضای خودمونه🌸
#ارادتمند🙏🌸
#حبیبه
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
عباس و مریم❤️
همه تو محضر منتظر ما بودند .. با ورودمون همه کل کشیدند..
عاقد خطبه ی عقد رو خواند و ما بعد از امضای عقدنامه ، رسما زن و شوهر شدیم ..
بعد از تموم شدن امضاها عباس نفس بلندی کشید و کنار گوشم گفت دیگه هیچ کس نمیتونه ما رو از هم جدا کنه ...
بعد از محضر همگی شام خونه ی ما دعوت بودند .. خانمها طبقه ی بالا بودند و مشغول رقص و پایکوبی شدند ..
موقع شام من و عباس به اتاق من رفتیم تا اولین شام زندگیمون رو تنهایی بخوریم ..
آبجی فاطمه سینی غذا رو زمین گذاشت و گفت خوردید صدا بزن بیام ببرم .. رفت و در رو بست .. عباس پشت سرش در رو قفل کرد و برگشت با شیطنت نگاهم کرد و گفت بیا که از گشنگی دارم میمیرم ..
گفتم منم و خواستم بشینم که عباس ....👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3033399661Cce36688bbf
طفلک دختره😢👆🙈
این داستان ایتارو ترکونده 😳
⛔️دعای جلوگیری از کارهای غیرشرعی
همسرتان⛔️
**اگر همسر یا برادر و پدرتان در دام شیطان افتاده
و کارهای غیر شرعی انجام میدهد
مثلا: روابط حرام ،بی نمازی
یا نیامدن شب تا صبح به منزل و رفیق بازی و
به ناراحتی شما از این موضوع اهمیت
نمیدهد ،تنها یک دعا هست که باید هرشب هفتاد مرتبه بخوانید و به طرف فرد مورد نظر فوت کنید ،به اذن الهی مطیع شما میشود**....👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1319240024C241ce5aee0
**خیلیا ازش حاجت گرفتن**👆😍
#درد_دل_اعضا❤️🍃
سلام وقت بخیر
من یک خانم هستم بیشتر حرفم با خانم های گروهه بعد آقایون
منم مثل بیشتر شما خانم ها از شوهرم خیانت دیدم نه یه بار نه دوبار ،زیاد خیانت دیدم، حتی من قبلا خانومه رو آوردم خونمون، درصورتی که نمیدونستم چ نقشه ایی با شوهرم داشتن ،صیغه ی شوهرم شد ،باهم از شهر به شهر گشتن ،استان به استان گشتن، مدام در حال خوش گذرونی و خرید برای خانم ،تموم پولهاشو خرج اون میکرد با دختر گنده هش که ۲۲ ساله ش بود،و مارو رها کرد و رفت پی خوش گذرونی (بعضی شبا برای خواب میومد خونه اونم دعواشون میشده میومدو بعد اینارو فهمیدم )در عوض من و دوتا بچه با وضعیت شدیدمالی ، زیر فشار واقعا به معنای کامل فقر برد من حتی برای پول نون از دختر خواهرم که دانشگاه تربیت معلم قبول شده بودو یه مقداری حقوق بهش میدادن قرض میگرفتم، تا این حد به ما خرجی نمیداد.شوهرم از لحاظ قیافه نه چندان جالب ،قد و هیکل زاغارت و لاغر و پکیده مثل چوب خشک شده بسیار بداخلاق وعصبی ،گوشی باز، زن بازبسیااااررررقهااااررر،کمبود احساسات و عقده ایی برای دیده شدن،بی قید به زن ،زندگی ،فرزند و.... بر عکس من خوشکل بسیاز زیبا سفید به قول اطرافیانم دماغ عملی خدا،لب و دهان غنچه ایی،حجاب کامل چادری،تا تو کوچه خیابون میام نگاه میخکوب همه و جلب توجه همه بهم کاملا مشخص میکنه کار نداریم ،یکی از خیانتهاشو که اینم خواهر اون زنه زنگ زد بهم و خبرداد چون دوتا خواهر زده بودن به تیپ هم ،خییییییلللللییی داغون شدم ،گریه میکردم چ قدر این مردکثیف،که از بس ثانیه به ثانیه از من برای اون زنه و خواهراش میگفته از مسائل خصوصی من از اندام من و ایراداتش،اولش باورم نشد وقتی بامدرک خواهر زنه بهم میگفت از خجالت آب شدم ،تازه اینام از خانواده هایی بی آبرو و بی حیایی بودن که کف دست یه مرد از فامیل شوهرمم گذاشته بودن ،فقط اشک و غم وغصه م این بود که کثافت رفتی هرزگی چی کار داشتی از من به آب و تاب براشون بگی خدا لعنتش کنه واگذارش کردم به خدا ،مدام دعواباهاش میکردم بحث میکردم گم شو بیرون از زندگی من ،بچهام داغون شدن هرکدوم یه گوشه یه دختر ششم ابتدایی و یه پسر چهارمی ،بی صدا اشک میریختن ،جواب دونه دونه اشکای دخترم که میدیدمش جگرم آتیش میگرفت رو خدا از ذره ذره وجود شوهرم و اون زنه بگیره تا دنیا به پاس این دنیا پس بدن اون دنیا هم همین جور،خلاصه دلم به حال بچهام سوخت دیدم این مرد کثیف که حتی زنداشش رو به من ترجیح میده ،زنی که سیاه چرده ،زشت و بد حرف زن، بدهیکل رو میگه خیلی دوسش دارم ولی کاش قیافه تو روی هیکلش بود دوتا باهم خیلی جورن هم زن داداشش هم خودش باهم همه جا میرن ،همدیگه رو صدا میزنن چ خونه ی مادرشوهرم چ خونه ی خودش باهم بشینن سر سفره ،غذا بخورن ،بهتره بزارمش کنار عین یه غده ی سرطانی بهش نگاکنم و روی خودم کار کنم ،مدام رفت سراغ این زن و اون زن منم فقط گریه نه برای اینکه میخواستمش نه، برای بچهام برای نابودی جوونی م که نه سر کار میرفت نه تلاشی میکرد گشنش میشد میرفت خونه مادرش ناهار یاشام میخورد و میومد منم هیچی بابامم دستش خالی روم نمیشد برم سر سفره ش ولی بابای خوبم میفهمید از قیافه م از چشمام با اونکه محتاج یه ریال بود بهم از لحاظ مالی و خوردو خوراک کمک میکرد قربونش برم خدا هزاران سال دیگه برام نگه ش داره به حق ابوالفضل،دیگه نذاشتم بابا بفهمه دستم خالیه مشکلاتم چیه هرچند از چشام میفهمید، دست انداختم تو دامن خدا التماسش کردم دست انداختم تو دامن خانم حضرت فاطمه التماسش کردم منم مثل شما یه زن هستم کمک کن دل بکنم ازش کمک کن ،سرد بشم ازش و شروع میکردم روی خودم کار میکردم،مدام تا فکرش میومد توذهنم لعنت برشیطون میفرستادم و خودمو تو خلوت خودم صدا میزدم میگفتم به توچه ،کارای شوهرت به توچه ،وقتی خداهس تو چی کاره ایی.
فکر اعمال خودت باش سرتو از تو پرونده ی شوهرت بکش بیرون گناهان خودت بیشتر از شوهرته،تو پرونده ت از شوهرت جداس خدا جدا جدا رسیدگی میکنه،به توچه که زن بازی میکنه ،خودت دل چن نفرو تا حالا شکوندی ؟؟؟یادت هس؟؟؟ حلالت میکنن، ازکیا قرض گرفتی پس دادی؟؟سرت تو پرونده ی خودت باشه ،با چنتا نامحرم گفتی و خندیدی ،اینا رو مدام ثانیه به ثانیه باخودم تکرار کردم تا خدا را هزاران بار شکر دعاهام مستجاب شدو کاملا بی تفاوت و بی نهایت نسبت به کاراش سرد شدم و بعداز چندین ماه تونستم قد علم کنم ،به قول معروف از تولاک خودم اومدم بیرون تونستم افسردگی شدیدمو، خودم با کمک خدا بعدحضرت فاطمه و ۱۴ معصوم درمون کنم،دست بزنم به زانوی خودم و بلندبشم فقط با خودم تکرار میکردم فلانی پشت سرت نگاه نکن برو جلو ،پشت سرت اگر نگاه کردی خاطرات تلختو میبینی رد شو گذشت،وای نستا برو ،برو جلو،ن ایست،پرونده بازه خدا داره هم تو رو میبینه هم شوهرتو ،از کارای هر دوتاتون داره فیلم میگیره ضبط میکنه ،ثبت میکنه،برو جلو...
#ادامه_دارد...
#درد_دل_اعضا ❤️🍃
ادامه
شوهری که حتی رحم به زن همسایه هم نمیکنه از دوربین کار کردن و از سوراخ کردن دیواره اندازه چشم که دید داشته باشه و همه جارو نگاکنه ،ببینین دارم میبینم ولی به روی خودم نمیارم چون پرونده ش و پروندم زیر دست خداس
اینم بگم که من عروس عزیزه ی پدر شوهرم هستم 😁😁😁😆
بهترین عروس چه تو خانواده ی مادرشوهرم و چه تو خانواده ی پدر شوهرم هستم ،زیباترین عروس خانواده ی شوهرم هستم ، تو همسایه ها هم زیباترین و خوش اخلاق ترین و خوشکل ترین عروس خانواده ی شوهرم هستم.۵ تا جاری هستیم ،جاری بزرگه و جاری کوچیکه خیلی بهم حسادت میکنن
اگر کسی از خانوادهی شوهرم بخصوص مادرشوهرم پشت سرم حرف بزنن جلوی پدرشوهرم ،پدرشوهرم مثل یه بابا ازم بی نهایت دفاع میکنه و باهاش برخورد جدی میکنه، بیشتر وقتا سر سفره که نشستن چ بچها باشن چ مهمون حتمن حتمن پدر شوهرم از سر سفره برام غذا بر میداره😊😊
تموم فامیل پدری شوهرم و تموم فامیل مادریش همه و همه میدونن پدرشوهرم خیلی دوسم داره و عروس عزیزش هستم😁😊
خلاصه خبر از زنه میرسید ازبس شوک واردشده بود به خودش و دخترش که الانم نامزد کرده ،دخترش دست به خودکشی زده بود، تو حمام رگ دستشو زده بود و رسیده بودن نجاتش داده بودن ،فهمیدم اونی که اون بالانشسته الکی ننشسته،فهمیدم که سر خودش وقتی ازدواج دائم یا صیغه بشه میره و فهمیدم مهمتراز همه که حتمن حتمن سر دخترش میره ،بازییهایی که سر منو بچهام آورد
مردا فک میکنن البته ۷۰ درصدشون اگه رفتن سراغ یه زن دیگه و قایم کردن زنه و بچه نمیفهمن و راحت میتونن کلی خرج زنه بکنن خوش بگذرونن پس این دختری که رفتی اوردیش تو خونه و زندگیت چی که با تموم گشنگیات گشنگی کشید ،با تموم قرضات ساخت با تموم بد بختیات ساخت، تا برسه به اون لحظه ایی که باهم برسین به رفاه ،ولی اینا انگاری خودشونو زدن به اون درا که خداهس مدام زیر ذربین خداهستن و خدا بالاخره اگر توبه نکرد به بهترین نحو فاش میکنه و آبروش به بدترین شکل خواهد برد
این جمله م برای خانم هایی مثل خودم که :شوهرت هرکاری میخواد بکنه دل بکن ازش سخته میدونم ولی باخودت تکرار کن من دارم میبینم اعمالشو،کار هاشو حرص میخورم، آخه به من چه،پس کی باید برای اعمال من و کارهای من حرص بخوره ،
من پول که نداشتم برم باشگاه و درسمو ادامه بدم
رفتم خودمو سرگرم کردم تو کارای شهر فعالیتم رو شروع کردم رفتم توبسبج تو تموم که چه عرض کنم تو بیشتر کارای بسیج شرکت کردم رفتم تو مدارس با همکاری فرمانده بسیج ،الان اونقدر سرم شلوغه و کار دارم البته فی سبیل الله،وقت فک کردن به شوهرم وکاراشو به هیچ عنوان ندارم اعصابم آروم، وقت سر خاروندن که بعضی وقتا اصلا ندارم
شماهم که مثل من هستی راه منو برو تو میتونی،کافیه بخوای ،من ۲۰ سااال زندگیمو تو ۲۰ تا خط نوشتم اگر بخوام بگم یه کتابه،
و تو آقای محترم ،به دختر مردم که الان همسر شماس ،با تمام عیبهاش و خوبیهاش که صد در صد توام عیبهاو خوبیهایی داری به دید دختر مردم نگاه نکن ، فک کن ایشون اون خواهر نازنینته که زیر دست پسر مردمه ،دوس داری چقدر خواهرتون راضی ببینی از دست شوهرش ،چه توقعی داری از پسر مردم برای خواهرت ،همون توقع و انتظارو هم بدون که دختر مردم از تو داره
اون بالا بالاهااا تا عرش خدا برین خودتی و زنتون برعکس اون
پایین پایین ترا تا فرش خدا بری بااااز خودتی و زنت
هیچ کس از خواهر و برادر و پدرمادرخودت یاخانمت نمیتونن بیان شونه به شونه ی شما تو تمام مسائل زندگیتون باشن
یه جایی رو نگه دارین که وقتی زمین خوردی باید رو شونه ی زنت حساب کنی
فرقی نداره برای خانمها هم همین جوره
کوچکترین صفحه از ملیاردهاصفحه ی زندگیمو برای شماها گفتم تا بدونین میخ نشین روی همدیگه ،همه مون پرونده داریم داره همه ش ثبت میشه از اندازه ش که یک هزارم ارزن هس تا اون بزرگه ش که اندازه ی کوهه
همه ی ما مهمان امروز و فردای دنیا هستیم پس بهتره تو کارای خودمون برای اطرافیانمون بهترین باشیم که وقتی روبروی خدا ایستادیم دست پر باشیم
به امید آخر و عاقبت بخیری همه مون و روسفید بودنمون اول جلو خدا بعد ۱۴ معصوم
انشاءالله 🤲🤲🤲
دست حق روی سر همه ی شما عزیزان
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
شاید برای شما هم اتفاق بیفتد♨️🚫
#پرسش_اعضا 🌻🍃 سلام ببخشید لطفا سوال من هم در گروه بذارید دخترم ۲۱ سالشه خیلی جوش میزد بردمش دکتر
#پاسخ_اعضا ❤️🍃
سلام
خانمی که گفتن چشم آقاپسرشون پردش نازک شده
بیمارستان نور تهران ۲۴ساعته نوبت میدن
پزشکاشون عالین
۰۲۱۸۲۴۰۰
به منشی بگن مشکلو خیلی خوب راهنمایی میکنن مطمئن باشید جواب میگیرید
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
سلام خدمت مامان محمد
خوش بسعادتتون زیارت قبول
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
سلام خانمی که گفتن شوهرشون بسیار خوب وباعاطفه هست وخودشون خجالتی
عزیزمن به این فکر کن که همسرتون محرم ترین نفر دنیابه شماست
اشکال نداره اولایل خجالت میکشی مهم نباشه براتون ۰ شما کار وانجام بده هر جوری دست داری عشوه بیا ونازکن با خجالت باشه مهم نیست کم کم عادت میکنی
خوشبخت بشی
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
سلام
خدمت همگی
لطفا خواهشا خانمی که گفته بودن به اصرار دختر یکی از اقوام رو برا پسرشون رفتن برا خواستگاری ونمیدونم تا کجا پیش رفتن بعد ی آقا اومدن عکس عقدشون با اون خانم نشون دادن
میشه خواهش کنم بگید از کدوم شهر بودید
خواهش میکنم
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
سلام خانمی که گفتن پلاکت خونشون پایینه
بذرشبدر بکار جوونه بزنه مصرف کنید خیلی عالیه برا بالابردن پلاکت
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
سلام خدمت همه ومدیر گرامی
وای وای خدایا ستاره جون ی کم دیگه از خودت تعریف میکردی
شما و همسرتون که حوری وحوریه بهشتید روی زمین چکار میکنید
چرااز نظر شماهمه بدن؟
چرا هیچ کس خوبیی نداره ؟
شما خیلی عالی هستید؟
من خیلی مطالعه رو دوست دارم به حدی که اگه سبزی بخرم اول روزنامشو میخونم تا به حال همچین چیزی نخوندم وبا همچین نفری روبرو نشدم
نکته دیگه اینکه زندگیتون با بانو فاطمه زهرا مقایسه کردید وای خدای من ما کجا واون بزرگوارها کجا؟
از اول از متنتون خوشم نیومد ولی گفتم ببینم تهش چی میشه دیدم خدا به برکت
کمی روی خودتون کار کنید خیلی .....
دوباره با خودم فکر کردم شاید شما از آمال وآرزوهاتون گفتید شاید...
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
سلام خدمت دختر خانمی که ۴سال عقده وهمسرش بایک دختر......
دختر گلم عزیزدلم چرا اینقدر خودتو کوچیک میخوای بکنی ما خانمها خدای نکرده حتی اگه کوچکترین کوچکترین خطا رو بکنیم دیگه باید فاتحه همه چیزو بتونیم وتا آخرعمر سرکوفت و عذاب
ابن به اصطلاح همسرتون توی بهترین لحظات. زندگیتون نه ی روز نه ی ماه ۴ سال عذابتون داده میخواید ببخشید ش آخر چرا کمی به خودتون بیاید
این نفر اگه که برگرده هم فایده نداره
دیگه مزه هرزگی زیر. دندونش رفته
خواهشا ولش کن برو دنبال بخت خودت گول احترام وادبشو نخور
اگه آدم بود براخانمش احترام قائل بود توی بهترین دوران زندگی
چشاتو باز کن به پدرومادر نگاه کن چه زجری میکشن
اینکار ونکن ولش کن آدم که قطع نیست
دلت خوشه معتاد نیست ودست بزن نداره
آدم شوهرش آدم باشه براخانواده باشه بهترین حاله
خوشبخت بشید
الهی
ی روز دوستانتون بخونیم که خوشبخت شدید
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🗯به عنوان یک زن جواب بده؟👇
🗯 فکر کن به عنوان یک زن آیا حاضری فقط نود و نه درصد توجه همسرت به تو باشه و یک درصدش به یکی دیگه؟ 🧐
🗯وقتی یه خانوم بیحجاب میاد، به نوعی یعنی حواس شوهر یکی دیگه به من باشه. 😅
🗯واقعیت اینه حجاب نه از اصول دینه و نه از فروع، بلکه یک حکم اجتماعیه. 🤌
🗯بیایید بحثهامون رو از یه جای دیگه شروع کنیم و نشون بدیم که حجاب یعنی انتخابی محترمانه و با معنی. 🌟
᯽────❁────᯽
@azsargozashteha 📚🖌
᯽────❁────᯽