eitaa logo
رفاقت با شهدا
3.8هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
677 ویدیو
15 فایل
بِســـمِ الله الرّحمـــنِ الرّحیـــم أُوْلَئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهـمْ لِلتَّقـوَی آن‌ها کســانی‌اند که خدا قلب‌هاشان را برای تقـــوا امتحان کرده🕊 تأسیس1399/2/25
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹 🌸می گفت « دوسـت دارم شهـــادتم در حالـی باشد ڪـــه در سجـــده هستم » یڪـی از دوستانش می گفت : ✳️در حال عڪـس📷 گرفتن بودم ڪه دیدم یڪ نفر به حالت سجـده پیشانــی به خاڪـ گذاشته است . فکر کردم نمــاز می خواند ؛ اما دیدم هوا ڪاملاَ روشـن است و وقت نماز گذشته ، هـمه تجهــیزات نـظامـی را هم با خـــودش داشــت . 🌸جلو رفتم تا عڪسـی📸 در همین حالت از او بگیرم . دستم را که روی ڪتف او گذاشــتم ، به پـهلــو افتــاد . دیدم گلولــه‌ای از پشت به او اصــابت ڪرده و به قلبــش رسیده ، آرام بود انگــار در این دنیا دیگــر ڪاری نداشت. ✳️صورتــش را ڪه دیدم زانوهایــم سسـت شـد به زمین نشـستـم . با خودم گفتـم : «این که یوســفـــــ شریفــــ است ». 💚 🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹 🕊 @baShoohada 🕊
⁩🔸  در محضـــر شهیـــــد .... می گفت « دوست دارم شهـادتـم در حالی باشد که در سجـده هستم » یکی از دوستانش می گفت : در حال عڪس گرفتن بودم ڪه دیدم یڪ نفر به حالت سجده پیشانی به خاڪ گذاشته است . فڪر ڪردم نماز می خواند ؛ اما دیدم هوا ڪاملاَ روشن است و وقت نماز گذشته ، هـمه تجهــیزات نـظامی را هم با خـــودش داشــت . جلو رفتم تا عڪسی در همین حالت از او بگیرم . دستم را ڪه روی کتف او گذاشــتم ، به پـهلــو افتــاد . دیدم گلوله‌ای از پشت به او اصابت ڪرده و به قلبش رسیده ، آرام بود انگار در این دنیا دیگر کاری نداشت. صورتش را ڪه دیدم زانوهایم سسـت شـد به زمین نشـستم . با خودم گفتم : «این ڪه یوسف شریف ا ست ».🕊 :۶۴/۱۱/۲۱عملیات والفجر۸ 🥀🕊@baShoohada 🥀🕊
🌹 🌸می گفت « دوسـت دارم شهـــادتم در حالـی باشد ڪـــه در سجـــده هستم » یڪـی از دوستانش می گفت : ✳️در حال عڪـس📷 گرفتن بودم ڪه دیدم یڪ نفر به حالت سجـده پیشانــی به خاڪـ گذاشته است . فکر کردم نمــاز می خواند ؛ اما دیدم هوا ڪاملاَ روشـن است و وقت نماز گذشته ، هـمه تجهــیزات نـظامـی را هم با خـــودش داشــت . 🌸جلو رفتم تا عڪسـی📸 در همین حالت از او بگیرم . دستم را که روی ڪتف او گذاشــتم ، به پـهلــو افتــاد . دیدم گلولــه‌ای از پشت به او اصــابت ڪرده و به قلبــش رسیده ، آرام بود انگــار در این دنیا دیگــر ڪاری نداشت. ✳️صورتــش را ڪه دیدم زانوهایــم سسـت شـد به زمین نشـستـم . با خودم گفتـم : «این که یوســفـــــ شریفــــ است ». 🥀🕊 @baShoohada 🕊
یڪ سجده تا بهشتــــ🕊️ 🌷شهید یوسف شریف *🌷همرزم← در هور گرما بیشتر از 50 درجه بود☀️آن‌ها که در هور بودند می‌دانند فقط عاشقان تحمل ماندن در آنجا را دارند🍂یکی از بچه‌های مخابرات آنجا گفت: تا بحال چند بار به برادر شریف اصرار کرده‌اند که برای تجدید روحیه از اینجا برود🥀اما او گفته حداقل یک ماه به من فرصت بدهید تا روزه‌ام را بگیرم🌙او ۳۰ روز در گرمای شدید هور روزه گرفت🌙میگفت:« دوست دارم شهادتم در حالی باشد که در سجده هستم»📿همرزم← در حال عکس گرفتن بودم📷 که دیدم یک نفر به حالت سجده پیشانی به خاک گذاشته است، فکر کردم نماز می‌خواند📿اما دیدم هوا کاملاَ روشن است و وقت نماز گذشته🥀جلو رفتم تا عکسی در همین حالت از او بگیرم📷 دستم را که روی کتف او گذاشتم به پهلو افتاد🥀دیدم گلوله‌ای از پشت به او اصابت کرده و به قلبش رسیده🥀صورتش که دیدم زانوهایم سست شد گفتم اینکه یوسف است🥀۱۵ روز بعد از شهادتش خودم را روی سینه اش انداختم، بوی عطر و گلاب میداد🌙مردم التماس میکردند که صورت نورانی‌اش را ببینند🌙او با گلوله‌ای بر سینه‌اش🥀برخاک سجده کرد تا به آسمان برسد و چه زیبا به آرزویش رسید*🕊️🕋 🥀🕊 @baShoohada 🕊