#رمان_داستانی_مزد_خون
#بر_اساس_واقعیت
#قسمت_پانزدهم
فکرش رو هم نمی کردم با کلی مخالفت رو به رو بشه!
اون هم مسئله بر پایی مراسم عروسی و مهریه بود و آداب و رسومی که نمیدونم از کجا وحی شدن!!!
که جز سنگ انداختن جلوی پای جووونها فایده ی دیگه ای ندارن!
البته من برام خیلی مهم بود که نظر خود فاطمه خانم چیه؟! که خوب با توجه به اینکه معرفشون سید هادی بودن مواضع شخصی ایشون تا حدودی برام قابل پیش بینی بود...
اما با این حال به صورت شخصی ازشون پرسیدم و از اونجایی که میدونستم خانم ها ظرافت طبع دارند به خودم گفتم تا جایی که برام مقدور باشه، براشون کم نگذارم...
ایشون هم از نوع پیگیری من ابراز خرسندی کرد منتها به لطف خدا هم عقیده با من بودند، در نهایت طبق نظر من و فاطمه خانم که با هم هماهنگ بودیم با یه مراسم ساده که یه جور قبح شکنی برای هر دو خانواده محسوب میشد ما رفتیم سر زندگیمون...
بعد از ازدواجم سر همین قضیه رفت و آمد ما با خانوادم خیلی کمتر شده بود، هرچند که بابام چند وقتی یکبار زنگ میزد که کم و کسری نداشته باشم که کمکم کنه، ولی وجدان من اجازه نمیداد قبول کنم و عملا در یک شرایط اقتصادی افتضااااح در حال سپری کردن دوران ناب اوایل ازدواج بودم!!!!
فاطمه خانم، همسرم هم با این حال که بزرگوارانه من رو همراهی میکرد و چیزی نمی گفت، ولی بالاخره من در مقابلش احساس مسئولیت میکردم که چنین شروع رویایی رو برای زندگیش رقم زدم!!!
بعضی وقتها از شدت فشار مالی با خودم میگفتم شاید باید صبر میکردم...
شاید نباید یه نفر دیگه رو اینطوری اسیر خودم میکردم....
وسط همین بحران زندگیه تازه شروع شده بودم که یه روز گوشیم زنگ خورد...
شیخ مهدی بود که جویای احوالم شده بود...
دعوتمون کرد برای آخر هفته که با خانمم بریم منزلشون...
حقیقتا خیلی خوشحال شدم، پیشنهاد رد نشدنی بود، کمترین اثرش این بود که با دیدن مهدی از حجم فشار روحیم کم میشه...
روز مهمونی، خانمم یه کیک درست کرد که دست خالی نباشیم و راه افتادیم سمت خونه ی شیخ مهدی...
جلوی در خونه ای که آدرسش را داده بود رسیدیم زنگ رو که زدیم مهدی خودش درب رو باز کرد و با روی خوش ازمون استقبال کرد ...
خونه ی ساده و صمیمی داشت...
خانم ها سریع با هم صمیمی شدن و رفتن توی آشپزخونه و مشغول صحبت با هم بودن...
منم گوشه اتاق آروم نشسته بودم که شیخ مهدی گفت: چیه آقا مرتضی چی شده توی فکری؟
چرا کشتیات غرق شده؟!
نفس عمیقی کشیدم و حرف دلم رو که چند ماه بود ذهنم رو حسابی درگیر کرده بود را زدم و گفتم: شیخ مهدی درسته فقه و اصول لازمه، لمعه و عقاید خوبه و باید باشه، اما مگه دین برای همه ی ابعاد زندگی آدم نیست!!!!
مگه ما طلبه ها که ادعای دین داریم و میگیم دین برنامه ی کاملیه برای تمام ابعاد زندگی هست، واقعا چرا نقشی توی اقتصاد نداریم؟! توی روانشناسی نداریم؟! توی فلسفه خیلی کم رنگ وارد شدیم! سیاستم که دیگه هیچی نگم بالکل از دین جدا کردیم!!!!
مگه غیر از اینه که امام علی علیهالسلام که جونم فداش، ثروتمندترین شخص زمان خودش بود، اصلا همون فدک بی بی حضرت زهرا سلام الله علیها قیمت اون زمانش میلیاردها تومان بود که به داد دل فقرا می رسید یا اصلا از اصل پیامبرمون بعد از نبوتش تشکیل حکومت اسلامی داد مگه این غیر از کار سیاسیه...
خوب چرا باید ما که ادعای راه اونها رو داریم اینقدر لنگ بزنیم؟! چرا باید اینقدر محدود باشیم؟!
خصوصا توی وضعیت خراب اقتصادی_ سیاسی الان ما! اصلا چرااااااا نباید توی تیم مذاکره کننده ی ما دو تا طلبه ی کاربلد سیاسی باشه که رو دست نخوریم!!!!!
ادامه دارد...
نویسنده:# سیده_زهرا_بهادر
ادامهی داستان در کانال به دنبال ستاره ها 👇
https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
#قدرت_تمرکز قسمت دوم
سلام عزیزان طاعاتتون مقبول انشاالله 🌹🙏
به این جمله دقت کنید😊👇
لِلعادَةِ عَلى كُلِّ إنسانٍ سُلطانٌ .
عادت، بر هر انسانى سلطه دارد .غرر الحكم: ۷۳۲۷
یعنی چی عادت بر هر انسانی سلطه داره؟!🧐
ببینید ما همه متاثر عادتهامون هستیم وواقعا عادتهای ما هستن که جهت زندگی ما رو مشخص می کنن👌
مثلا وقتی کسی عادت کرده هر روز از یه مسیر مشخص از خونه بره سرکار، اگر همسرش برای خرید چیزی سفارش بده که توی مسیر تکراری هر روز این آقا نیست خیلی طبیعیه که فراموش کنه چرااااا❗️❗️❗️
چون ذهن این آقا متمرکز هر روز یه مسیر ثابت رو ثبت کرده و طبق همون برنامه رو اجرا میکنه🙂
➕حالا در نظر بگیرید ما روی چه رفتارهایی عادت کردیم و متمرکز شدیم بعد قدرت تمرکز رو برای چه رفتارهایی میخوایم؟!
مثلا طرف عادت کرده صبح ها دیر از خواب بیدار بشه، خوب این عادت هم سلطان شده دیگه😌 به همه ی سیستم بدن دستور میده همین حکم رو اجرا کنن 😎
بعد از اون طرف میخواید صبح ها زود بیدار بشه چکار باید بکنه!
دقیقا همون کاری که برای برکناری یه سلطان ما باید انجام بدیم
دو تا حالت داره❗️
❌حالت اول اینکه شورش کنیم علیه اش! که خوب معمولا اون رفتار بعد از چند روز با تمام ارتش قدرت تمرکز قبلیش که براساس عادت شکل گرفته علیه ما عمل میکنه با چهار تا اسپریه ی نا امیدی و یاس که روی مغزمون می پاشه به این نتیجه می رسیم نمی تونیم و نمیشه بعد به همین راحتی ما نابود میشیم نه اون رفتار! که خوب فاجعه است😫😫😫😫
❌حالت دوم اینکه در مقابل این سلطان کاملا با سیاست پیش بریم😎
یادتونه راجع به نظم ذهنی صحبت کردیم اینجا کاربرد داره، آهسته و پیوسته👌
یادمون باشه حرکت عجولانه به سمت اهدافمون ما رو بهشون نمیرسونه برای اینکه برسیم باید متمرکز بشیم و برای اینکه متمرکز بشیم باید عادتهامون مناسب رسیدن به هدف مد نظرمون باشه
اگر تا حالا به هدف مد نظرتون نرسیدید به این نکته دقت کنید👇
اگر به انجام دادن کاری که همواره انجام می داده اید ادامه دهید 👈آنچه را همیشه به دست می آورده اید بدست می آورید نه آنچه هدفتان هست👌
https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
ارسال مطلب با لینک کانال✅
هر کسی می تونه به اهدافش برسه تنها با تغییر دادن عادتهایش👌
یادمون باشه😊👇
افراد موفق عادات نتیجه بخش دارند
مردم ناموفق چنین عاداتی ندارند!
نگو نمیشه ❌
نمی تونم❗️
آقامون امام علی(ع) می فرمایند:
الخَيرُ عادَةٌ
خوبى، يك عادت است . کنز العمال ۴۴۱۲۸
فقط بستگی داره خودمون رو به چه چیزی عادت دادیم و قدرت تمرکزمون کجا خرج میشه🙃
عاداتمون رو بشناسیم ...
ادامه دارد....
https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
ارسال مطلب با لینک کانال✅
#قدرت_تمرکز قسمت سوم
با هشیاری انتخاب کنیم
👈عادات ما کیفیت زندگیمان را معین می کند
اما
برای اینکه هر رفتاری تبدیل به عادت بشه سه هفته یا همون ۲۱ روز نیاز به تکرار داره تا ذهن ما به صورت متمرکز اون رفتار رو بپذیره( ماه مبارک یه فرصت ویژه است👍)
خوب حالا چه جوری🤔🤔🤔
آقایی تعریف میکرد:
به یاد دارم، پی در پی،کلیدهام را گم میکردم😫. در پایان روز خودرو را در پارکینگ می گذاشتم،قدم زنان به خانه می رفتم و کلیدها را،هر جا فرود می آمد، می انداختم😎.
بعد هنگامی که قرار بود برای کاری بیرون برم،بدیهی بود که نمی تونستم کلیدها رو پیدا کنم.😫 وقتی عملیات گنج یابی در مورد کلیدها را انجام می دادم،فشار عصبی ام تا حد چشم گیری افزایش می یافت😡
یه روزی قطعه چوبی را با میخ به دیوار روبه روی در کوبیدم.
این قطعه دو قلاب داشت و یک برچسب، که روی اون نوشته شده بود_ جای کلیدها_👏
عصر روز بعد به خونه اومدم، از کنار محل جدیدی که برای کلیدها در نظر گرفته بودم رد شدم و کلیدها را به گوشه ایی انداختم😳.
چراااااا؟
چون این کاری بود که همیشه انجام داده بودم و برام عادت شده بود😒
تقریبا سی روز طول کشید تا خودم را مجبور کنم کلیدها رو به تکه چوب نصب شده آویزان کنم که مغزم پیام را گرفت👍
اما حالا دارم کاری متفاوت انجام می دهم.و سرانجام عادتی جدید شکل گرفت.👌
دیگه هرگز کلیدهایم را گم نمی کنم🙂
و تنها نیرویی از من صرف شد تا خودم را تربیت کردم.😊
قدرت تمرکز اینجوریاست👇👇👇
امام على عليه السلام :
كَفى بِفِعلِ الخَيرِ حُسنُ عادَةٍ
.
براى انجام كار نيك همين بس كه به عادتى نيكو تبديل مى شود .غرر الحكم : ۷۰۴۳
https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
ارسال مطلب با لینک کانال ✅
نزدیک به ۹۰ درصد از رفتارهای عادی ما بر پایه عادات استوار هستند.
رفتار عادی روزانه ما با نتایج زندگی مون ارتباط بسیار زیاد دارند.
اگر از این نتایج خشنود نیستیم، چیزی باید تغییر کنه.😊
به ترک عادات بد عادت کنیم👍
حواسمون باشه همونطور قبلا گفتیم یکدفعه نمی تونیم کلا خودمون رو تغییر بدیم دونه ، دونه رفتارها رو تغییر میدیم انشاالله با یادگیری قدرت تمرکز...
اولین گام شناخت عادتها👌
ادامه دارد....
https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
ارسال مطلب با لینک کانال ✅
سلام عزیزان طاعاتتون قبول🌿
➕میگم اولین شب جمعه ی ماه مبارک...
خیلی ها محتاج دعا هستن خیلیا...
از برکت فضای مجازی یکیش اینه که در هر کجای عالم می تونیم برای همدیگه دعا کنیم...
با اینکه همدیگه رو ندیدم ولی قلبهایمان نسبت بهم رئوف باشه و برای هم دعا کنیم...
خدا رحیمانه به این راَفت نگاه میکنه....
خصوصا این شب و روزها...
.
.
یکے از اعمال مخصوص شبهاے ماه رمضان که خیلے سفارش شدھ:
-دعا واسه منه!🙃
که متأسفانه توے مفاتيح نیامدھ!
خواهشاً یادتون نرھ🙏
التماس_دعا...
#ارسالی_دوستان