eitaa logo
به دنبال ستاره ها...
4.3هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
769 ویدیو
20 فایل
🌿 اینجا رمان های واقعی رو نه تنها بخونید که زندگی کنید #اعترافات_یک_زن_از_جهاد_نکاح... #ناخواسته_بود... #مثل_یک_مرد #چهارشنبه_ها... #رابطه #مزد_خون #پازل #سم_مهلک انتشار رمان ها بدون دستکاری متن بلامانع🌹🌹🌹 آیدی_ نویسنده🔻 @sadat_bahador
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد از تثبیت یه ویژگی در رفتارمون وقتشه دیگه وابسته تقویت کننده ها نباشیم یعنی عادتمون بشه 👌 چه جوری؟؟؟🤔 استفاده از تقویت کننده های متناوب یعنی بعد از چند بار تکرار کردن رفتار، تقویت کننده استفاده کنیم نه فوری و همیشه البته بعد از تثبیت تدریجا وابستگی را کم کنیم 👌 مثلا بچه بعد از عادت کردن به نماز خوندن یا نظافت کردن اتاقش که دیگه تثبیت شده براش بگیم جایزه داری😎😍 ولی بعد از یه هفته که نمازت را خوندی یا یه هفته اتاقت را تمیز نگه داشتی حالا یه هفته،سه روز، یه ماه .... قطعا جایزه و تقویت کنند باید باشه فقط کم کم وابستگیش را کم می کنیم تا خودکار اون فعل را انجام بدیم یا بده😊👌 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
اینجوری کم کم استقلال رفتاری در خودمون یا همسرمون یا فرزندمون شکل میگیره که فقط به خاطر جایزه و تقویت کننده کار نکنیم👌 البته تاکید می کنم باید حتما اول رفتار تثبیت بشه بعد قدم ششم 😊 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
🍃•°•|•°•|•°•🍃 چیزی که سرنوشت انسان را می سازد استعدادهایش نیست، بلکه انتخاب هایش است ... 🍃 •°• |•°•| •°•🍃 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
👓 ‏گاهی یک ماسک زدن ساده ممکن است بشود آزمون ولایت مداری!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک رمان جذاب و پر از چالش... پر از نکته... پر از واقعیت های زندگی... https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
اول رفتم دنبال سجاد ... آماده بود مثل همیشه برای هر کاری! کوله ی همیشگیش را برداشت و سوار شد... گفت: رضا مشکلی براش پیش اومده نمی تونه بیاد بریم دنبال امیر... بدون اینکه چیزی بگم مسیر خونه ی امیر را پیش گرفتم سجاد هم ساکت بود شاید بهتر از هرکسی حالم را می فهمید... برای اینکه این سکوت زجر آور تموم بشه ضبط ماشین را روشن کرد... و صدایی که از ته دل من می خوند... چه در دلِ مــن… چه در ســرِ تـــو♪♫ من از تو؛ رسیدم، به باورِ تـــو♪♫ تو بودی و من؛ به گریه نشستم، برابرِ تو…♪♫ به خاطرِ تو؛ به گریه نشستم…♪♫ بگو؛ چه کنم؟♪♫ با تـو؛ شـوری در جــان…♪♫ بی تو؛ جانـی ویــران♪♫ از این زخمِ پنهــان، می میرم♪♫ نامت؛ در من باران!♪♫ یادت، در دلِ طوفان♪ کنترل فرمان ماشین از دستم خارج شد و صدای هق هق گریه ام بلند ! مهم نبود سجاد می بیننه حالم بد بود! بد! ضبط را خاموش کرد و گفت: بزن کنار مهرداد بزن کنار! ایستادم از ماشین پیاده شدم و بلند بلند مثل دیونه ها گریه میکردم داد میزدم خدایا چرا...چرا ... هرم نفس های گرم سجاد که از پشت سر مدام صدام میزد متوقفم کرد گوشه ی خیابون کنار جدول نشستم دستهایم بهم قفل شدن و پناهی برای سرم ... دستش را گذاشت روی شونم ... گفت: مهرداد یعنی هیچ کاری نمیشه کرد؟ سرم را آوردم بالا با حالت عصبی گفتم: سجاد ما شش نفریم چطوری کمش کنم! از کدومشون بزنم؟ اصلا می تونم! طرف داره میگه دختره من تک فرزنده ! تو عمرش برا خودش غذا درست نکرده حالا چه جوری از پس خانواده شما بر بیاد! هر چقدر هم گفتم: من که دخترتون را برا پخت و پز و این حرفها نمی خوام! برا مهمونی هم خداروشکر رستوران زیاده... برگشت گفت: نه! اینطوری مسئله حل نمیشه .... و کلی از این دست حرفها... حالا خودت بگو به نظرت راهی هست! و دوباره دستهاش شدن پناهی برای اشک‌های صورتش.. سجاد نفس عمیقی کشید و گفت: نمی دونم چی بگم! کاش ماجرای امروز را به خانم شمس می گفتی! حداقل اینجوری فکر نمی کرد جا زدی! بعد ادامه داد: _ البته آدم باید توی موقعیتش باشه شاید منم اگر جای آقای شمس بودم.... با نگاهم، سجاد بقیه ی حرفش را خورد و گفت: حالا بلند شو بریم امیر منتظره... نویسنده: هر گونه کپی برداری شرعا و قانونا جایز نیست. https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام خوب هستید ان شا الله😊 ایامتون پر ازخیر و برکت🙏🌹
قضاوت با خودتون! بماند اینکه یه عده سلبریتی همصدا با ترامپ شدن و هر روز یه چیزی بزک می کنن 😒 ولی خدایش دقیق نگاه میکنم می بینم آقا تقصیر خودمونه😔 بله تعجب نکنید اصلا مقصر ماییم😒 چراااااا🙄🙄🙄 چون نرفتیم توی حوزه ی رسانه کار کنیم که امروز نذاریم چند نفر بی....🤭 اینجوری جو سازی کنن😶 چند نفرمون به حوزه ی بازیگری، تدوین کار گردانی و... وارد شدیم که جایی برای امثال این آدم ها نباشه😐😐😐 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
حسین...