🪴
یازدهمین کتاب صفرسه
۱۱ از ۶۰
⏳#تاریخ_خوانی
#اندیشه_سبز_زندگی_سرخ
#علی_ابوالحسنی
#موسسه_مطالعات_تاریخ_معاصر_ایران
🌱و همچنان شیخ فضلالله نوری
#چند_از_چند
#معرفی_کتاب
۲۹/اردیبهشت/۱۴۰۳
🔰 @baahaarnaranj
|بهارنارنج|
🪴 فردا بیست و هفتمین روز از بهشت است و مثل هر سال به خودم میگویم آخرش یک روز کتابی مینویسم که «چه
🪴
#الوعده_وفا :)
این دو بزرگوار میزبان دو کتابِ باهارنارنجی هستند🌱
حالا ما هیچ
به دلِ آقا سید علی رحم کنید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ
هدایت شده از مدرسه نویسندگی مبنا
تو در جنگلهای ورزقان، در نقطه صفر مرزی چه کار میکنی مرد؟
صندلی نهاد ریاست جمهوری خار داشت که پشت آن ننشستی تا این شب عیدی، پیام تبریک برای این و آن ارسال کنی؟
میخواستی مثلا بگویی مردمی هستی؟
خب سوار تویوتا لندکروز ضدگلوله میشدی و چند نفر آدم را پیدا میکردی و از بینشان ردی میشدی و صدای شاتر دوربینها و تمام.
به جهنم که پیرمرد روستای دیزج ملک از زمان رضاخان تا الان، یک فرماندار را از هم نزدیک ندیده.
به جهنم که روستای کهنهلو به ورزقان یک جاده درست و حسابی ندارد.
به جهنم که روستای کیغول یک درمانگاه ندارد و همین ماه پیش زن جوانی، قبل از رسیدن به زایشگاه شهرستان، بچهاش سقط شد.
اقلا یک جای نزدیک با دسترسی هموار میرفتی سید!
عدل رفتی سراغ نقطهای که کل مملکت بسیج شدهاند برای پیدا کردنت؟
انصافت را شکر.
میگویند آنجا باران گرفته.
زیر باران دعا مستجاب است.
دعا کن برای خودت
دعا کن برای ما؛
پیرمرد روستای کهنهلو را که یادت نرفته؟
همان که هنوز یک فرماندار را هم از نزدیک ندیده؟
دعا کن سید!
شب عید است...
📝@nevisandegi_mabna
🪴
دنیا دیوانه شده. جلسه توجیهی گذاشتهاند برای بایدن. آخر این خدازده توجیه شدنی نیست، چه اصراری دارید. حالا شب میآید میگوید خبر گم شدن پادشاه ویتنام در حادثه غرق زیردریایی، ما را و دنیا را تکان داد.
علیاف (حیف اسم) پیام داده به شدت نگران شدم کمکی اگر هست بگویید. یارو تا دیروز با نتانیاهو دست میداد و روبوسی میکرد حالا فاز غم برداشته.
شبکه خبر دارد دوتا امدادگر را نشان میدهد که به ترکی با هم حرف میزنند. ترکی نمیفهمم ولی نگرانی توی صدا را چرا.
اینهـــــــمه مـِه آخر؟ خدایا مذهبت را شکر. تلویزیون شده مثل مفاتیحالجنان. یک شبکه امینالله میخواند، آن یکی توسل. یکی حدیث کسا پخش میکند، آن یکی صلوات خاصه... صلوات خاصه؟ راستی فردا ولادت آقای ایران است. مجری با بغض تبریک میگوید. دنیا دیوانه شده است. آدم که با بغض ولادت رضای جان (ع) را تبریک نمیگوید. رضای جان؟ الهی رِضاً بِقَضائِكَ.
شدهام مثل زمان حاجی. هی راه میروم. هی تلویزیون را روشن میکنم. هی خاموشش میکنم. هی گوشی را میگیرم دستم. هی پرتش میکنم یک گوشه.
هی میروم سال ۶۰ و فکر میکنم مردم چطور با نبودن شهید رجایی کنار آمدند؟ لا الله الا الله، بابا بیخیال هنوز که چیزی نشده.
دنبال یکدستی متن میگردید؟! نگردید. متنم یکدست نیست. مثل دلم، آشوب است.
۳۰/اردیبهشت/۱۴۰۳
🔰 @baahaarnaranj
بعضی وقتها خدا حوصلهاش از دست ما سر میرود، صبرش تمام میشود. خدا حوصلهاش از دست ما سر رفت، صبرش تمام شد، سید رفت...
آخرین روزِ بهشتِ ۱۴۰۳
هدایت شده از گاه گدار
برای آدمهایی که در مختصات معادلاتشان «خدا» نقشگردان ماجراهاست، سختترین اتفاقات هم ریشه در لطف خدا دارد.
ایران بدون رییسجمهور جهادیاش، روزهای سختی را خواهد گذراند، اما روزهای سختی که قویتر و بزرگ و همدلترش خواهد کرد.
مرگ در میدان، آرزوی مردهای بزرگ است، خدا انشاءالله مرگ ما را هم آن زمانی رقم بزند که درگیر کاریم، داریم برای آرامش و رشد کشور تلاش میکنیم و عرق میریزیم.
خدا صحنهگردان این دنیاست و من به صحنهگردانی خیرخواهانهاش ایمان دارم.
.
«محمدرضا جوان آراسته»
zil.ink/mrarasteh
|بهارنارنج|
🪴
ما آدمهای توی جمع گریه کنی هستیم. برای همین است که جشن را با دو نفر هم میشود برگزار کرد اما عزا را نه. مثلا نمیشود برویم یک گوشه بنشینیم و تنها توی سر خودمان بزنیم. یعنی میشود ها، اما چیزی از بار غممان کم نمیکند. غم را باید توی صورت همدگیر ببینیم و بغض را باید توی صدای همدیگر بشنویم تا بتوانیم باورش کنیم. تنها که باشیم هی به خودمان میگوییم توهم است و خیال است و اصلا از کجا معلوم.
برای همین است وقتی داغ بزرگ میآید سراغمان توی خانه بند نمیشویم. میریزیم توی خیابان بلکه یکی را پیدا کنیم تا بهمان بگوید دروغ است. مثل وقتی رجایی را زدند و بهشتی را کشتند و امام رفت و حاج قاسم پر کشید. امروز هم همین بود. بعد از یک شب تا صبح نخوابیدن و راه رفتن و تسبیح چرخاندن، صبح گفتند که خاک بر سرمان شده. و حالا دیگر مگر میشد توی خانه نشست؟! تا ریحان بیدار شود و صبحانه بخورد و ناهار را بار بگذارم تلویزیون روشن بود. زندگینامه میگفت و ذکر مصیبت میکرد و رواق امام خمینی (ره) را -با پسزمینه صدای ضجههای زنانه- نشان میداد و من هی میگفتم حالا میآیند تکذیب میکنند.
ما آدمهای توی جمع گریه کنی هستیم. مثلا باید با چشم خودمان ببینیم روز ولادت امام رضا (ع) توی حرم شاهچراغ (ع) دارند ریسههای جشن را جمع میکنند و پرچم گنبد را مشکی کردهاند و دور ضریح کتیبه عزا میبندند. آن وقت راحتتر به سینه میکوبیم و میگوییم جناب حضرت شیراز (ع)، آقای پسر موسی بن جعفر (ع)، قرار بود برای عرض تبریک داداش کوچیکهتان بیاییم که، پس چه شد؟!
ما علاوه بر اینکه آدمهای توی جمع گریه کنی هستیم، ویژگی دیگری هم داریم؛ ما تنها ملتی هستیم که اینقدر داغ دیده و اینقدر سرجایش محکم ایستاده.
ما آدمهای توی جمع گریه کنِ داغِ عزیزْ زیاد دیدهی مقاومی هستیم. جوری که انگار خدا «فَاستَقِم كَما أُمِرتَ» را فقط برای ما نازل کرده است.
۳۱/اردیبهشت/۱۴۰۳
🔰 @baahaarnaranj
🪴
سلام آقای رئیسی و همراهان او؛
بچههای ما، بچههای دبستانی ما، شهادت را و وطن را میفهمند.
پن:
برادرزادهی جان، به پویش شبکه پویا پیام فرستاده. بدون اینکه به کسی بگوید...
۱/خرداد/۱۴۰۳
🔰 @baahaarnaranj