🪴
برگه رای را از متصدی گرفتم و گذاشتمش روی میز. دقیقا جلوی قاب عکس آقای رئیسی. کنار قرآن. چشمانش برق میزد. گفتم «دست من که به حضرت زهرا (س) نمیرسد. خودت کاری کن. ریش گرو بگذار. بگو مردم قدر من را ندانستند، ازشان گذشتم. شما هم ببخششان. نخواه خفت و ذلتشان را دنیا ببیند. نخواه دوباره نکبتِ قبلیها دامنگیرشان شود.»
وقتی برگشتم خانه، خانم «الف» این پیام را گذاشته بود توی گروه. «رئیسی عزیز خستگی نمیشناخت» پیچید توی سرم. راستش را بخواهید رئیسی عزیز هنوز هم خستگی نمیشناسد! دارد خیر میرساند از آن بالا.
فردا هم نتیجه هرچه میخواهد باشد. من با جرات میگویم:
«برنده قطعی این انتخابات با نسبت آرا بسیار زیاد، شهید سید ابراهیم رئیسی است.»
۱۵/تیر/۱۴۰۳
🔰 @baahaarnaranj
www.aviny.com_farahmand72_joshan_saghir_farahmand.mp3
زمان:
حجم:
9.7M
🪴
🍃دلآشوب بودم دلآرامم شد.
🎙دعای جوشن صغیر، صوت استاد فرهمند
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🪴
این نماهنگ را ببینید. چند بار ببینید و ذخیرهاش کنید. چهار سالِ سختِ پیشِرو زیاد سراغش خواهیم رفت.
۱۶/تیر/۱۴۰۳
🔰 @baahaarnaranj
|بهارنارنج|
🪴 ما و قبیلهی «نمیگذارند کار کنیم»ها👇🏻 🔰 @baahaarnaranj
🪴
ما و قبیلهی «نمیگذارند کار کنیم»ها
۱۲ساعت بیشتر میگذرد از اعلام نتایج. صبح از گروه انتخاب اصلح آمدم بیرون. کاری نداشتم دیگر. خانم «میم» که توی شخصی پرسید «چی شد چرا رفتی خواهر؟» گفتم خستگی این چند روز هیچ، خستگی ۴سالِ پیش رو هوار شد رویم.
کار زمین مانده زیاد بود. از این به بعد زیادتر هم خواهد شد. هروقت قبیلهی «نمیگذارند کار کنیم»ها و «تا آمریکا اذن ندهد خورشید طلوع نمیکند»ها میآیند روی کار، فرمانِ آتش به اختیار صادر میشود برایمان و کار ما زیادتر میشود. کار ما مثلا حلقه میانیها.
باید جور حضرات را هم بکشیم آخر. جور کارهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و جهادیِ نکردهشان را.
دیگر حوصله غصه خوردن هم ندارم. اصلا بعضی وقتها باید مراحل سوگ را یکپله دوپله پرید. وقت کم است و کار زیاد و کارشِکـَن بیشمار. لیستی از کارهای مانده را نوشتم و شروع کردم.
به خانم «سین» گفته بودم نکات جلسه آموزش مرورنویسی آقای آبنوس را آماده میکنم برای ارائه به بچههای ناداستان.
به خانم «واو» گفتهام خیالش بابت تولید محتوای کانال سرزمین نور راحت باشد.
هفته دیگر ورودیهای جدید باشگاه نویسندگی میآیند و هزار کار و برنامه داریم.
منتظر اعلام نتیجه فراخوان تاریخشفاهی هستم. اگر اسمم دربیاید باید چمدان ببندم برای مصاحبه تکمیلی با سوژه.
کلاس عکاسی مسجد قرار شد آنلاین باشد، باید به هنرجوها خبر بدهم.
دوره طراحی کاراکتر خانم «جیم» پسفردا شروع میشود و گفته است برای انجام تمرینها با کسی شوخی ندارد.
تمرینهای کارگاه داستان کودک خانم «الف» مانده و خوانش دو داستان جلسهی موشکافی هم.
هفته قبل دوره نگارش متون کودک شروع شده و تا آخر آذر باید برایش بدوم. بدوم هم یعنی هفتهای ۱۲ساعت کلاس با تمرین و آزمونهای پایانیاش.
لیست را چند بار مرور میکنم. چقدر باید فشرده کار کنم. بدون توقف، بدون خستگی، بدون غر زدن، بدون ناامیدی...
#حالا_خودمونیم_گاندو_تا_چند_بره_خوبه؟
#اصلا_بیخیال
#غم_حسین_که_میاد_وسط_غمهای_دیگه_رو_میشوره_میبره
#پاشم_برم_پرچم_سیاههامون_رو_اتو_کنم
۱۶/تیر/۱۴۰۳
🔰 @baahaarnaranj
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🪴
شروع شد، دوباره شروع شد...
🔰 @baahaarnaranj
🪴
«خدایا!
اینان از من خستهاند و من از آنان خسته. آنان از من به ستوهاند و من از آنان دلشکسته. پس بهتر از آنان را مونس من دار، و بدتر از مرا بر آنان بگمار.»
اینها را مولا علی (ع) گفته است توی مسجد. و شاید آقا سید ابراهیم توی آن بالگرد لعنتی...
🔰@baahaarnaranj