#امام_حسن_عسکری علیهالسلام
#مربع_ترکیب
🔹أفضل الاعمال🔹
دوباره عشق سمت آسمان انداخت راهم را
نگاهی باز میگیرد سر راه نگاهم را
کدام آغوش بین خویش جا دادهست ماهم را
که برگردانده امشب سوی دیگر قبلهگاهم را
من امشب حاجی این قبله، این قبلهنما هستم
من امشب بنده مولای «سُرَّ مَن رَءا» هستم
وزیده از پگاه شهر پیغمبر نسیمی که...
...رسیده سالهایی قبل همراه شمیمی که...
...تمام شهر را پر کرد آن فیض عظیمی که...
...خبر دادهست باز از جلوه دست کریمی که...
...همان خُلق و همان خو در جمالش منجلی باشد
وَ مثل آن حسن آرام جان یک علی باشد
نگاهت چون مسیحاییست که بر مردهها جان است
که گاهی لرزه بر اندام مأموران زندان است
و یا ابریست که در آسمان هم حکم باران است
بگو این چشم انسان است یا از آن یزدان است
تو هم جسمی و هم جانی، تو هم ابری و بارانی
صفاتت گفت یزدانی، خدایی یا که انسانی؟
رکاب سامرا را گنبد زرد تو مروارید
حریمت کعبه آمال، قبرت قبله امید
گدایان! هرکجا هستید، امشب هرچه میخواهید
دخیل عشق بندید از همان جا بر در خورشید
اگر که سائل شهر مدینه، مجتبی دارد
کسی چون عسکری را هم گدای سامرا دارد
میآیی و برای مهدیات دلداده میسازی
هزاران عاشق در دام عشق افتاده میسازی
ز اشک دیده چشم انتظاران جاده میسازی
برای امر غیبت شیعه را آماده میسازی
میان پرده، اسرار خدا را بیصدا گفتی
برای شیعیانت «أفضل الاعمال» را گفتی
تو آن معنای پروازی که بیتو هیچ بالی نیست
زلال جاری باران لطفت را زوالی نیست
به جز درد فراق مهدیات آقا ملالی نیست
یقیناً در کنار ماست امشب جاش خالی نیست
دعا کن تا که من هم جمکرانی باشم آقاجان
دعا کن تا ابد صاحب زمانی باشم آقاجان
شعر مدح و روضه امام حسن عسکری علیه السلام
وقت بیماری و غم ذکر حسن می گیرم
وسط روضه و دم ذکر حسن می گیرم
همه جا زیر علم ذکر حسن می گیرم
به خدا بین حرم ذکر حسن می گیرم
سامرا، ذکر حسن، بین حرم می چسبد
جمعِ نامِ تو شدن، زیر علم می چسبد
ما نشستیم سر سفره ی شاهانه ی تو
به فدای تو و آن لطف کریمانه ی تو
عرشیان صف زده پشت در کاشانه ی تو
خیر دیدیم چقدر از در این خانه ی تو
پاسبان حرمت خیل ملائک هستند
جیره خوار کرمت خیل ملائک هستند
خلق حیران تو و روی ملیحت آقا
به فدای تو و آن لحن فصیحت آقا
ماجرایی است عجب، دست مسیحت آقا
دست ما را برسان تا به ضریحت آقا
به فدای تو و آن گنبد و گلدسته ی تو
کس نخورده است در عالم، به در بسته ی تو
شور رویای شب ماست فقط خواب حرم
دل ما هست همان گوشه ی سرداب حرم
قسمت ما بشود کاش دم ناب حرم
تا بنوشیم فقط جرعه ای از آب حرم
هر چه می خواهد از این باب، گدا می گیرد
لطف بی حد شما، دست مرا می گیرد
می رود سمت جنان گریه کنت با زهرا
می شود چشم ترم در غم تو چون دریا
اثر زهر شده در رخت آقا پیدا
اولین روضه ی تو عمر کمت بود اما
لااقل خم نشدی، چشم شما تار نشد
قسمت سینه ی تو تیزی مسمار نشد
دست و پا می زنی و بال و پرت می آید
مهدی فاطمه بالای سرت می آید
اثر زهر جفا بر جگرت می آید
روضه ی ظهر دهم در نظرت می آید
همه سیراب ولی تشنه، عزیز زهراست
زیر کندیِ سر دشنه، عزیز زهراست
روی این خاک بگو، آه... تنت می ماند؟
زیر مرکب مگر آقا بدنت می ماند؟
غصه ای نیست... به تن پیرهنت می ماند
بین انگشت، عقیق یمنت می ماند
پسر فاطمه بالای سرش غوغا بود
سر عمامه ی آقای همه دعوا بود
وحید محمدی
#امام_حسن_عسکری
@babollharam
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
#نوحه_سنتی
#امام_حسن_عسکری(ع)
#اشک_یتیمی_میچکد_ازدیده_های
#جدید
🔘🔘🔘124🔘🔘🔘
بند1⃣
اشک یتیمی میچکد از دیده های
یگانه منجی بشر بقیه الله آه و واویلا
میگرید و می نالد از این داغ عظما
کنار بالین پدر بقیه الله آه و واویلا
.....
گوشه ی حجره
غریب و تنها
عزا گرفته
عزیز زهرا
آه و واویلا آه و واویلا
•┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈•
بند2⃣
بابا کنارِ پسرش میسوزه چون شمع
پروانه یِ گلزارِ دین در تب و تابه، آه و واویلا
جونش رسیده بر لب و با گریه میگفت
همچون حسین بن علی تشنه یِ آبه، آه و واویلا
روضه یِ عطشان
میخونه آقا
عزا گرفته
عزیزِ زهرا
ذآه و واویلا آه و وایلا
•┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈•
بند3⃣
همراه صاحب الزمان به سمتِ قبله
یادِ مصائب حسین، گریه کن امشب، آه و واویلا
یادِ لبِ خشکیده یِ علیِ اصغر
به یادِ ناله یِ رباب و عمه زینب، آه و واویلا
میونِ گودال
با صد تا لشکر
حسین صدا زد
اَدرِکنی مادر
آه و واویلا آه و واویلا
💠💠💠1⃣2⃣4⃣💠💠💠
•┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈•
شعرای مشترک
#سید_ناصر_اسماعیل_نسب
#علیرضا_عباس_بیگی
نوحه امام حسن عسکری علیه السلام..mp3
زمان:
حجم:
1.42M
.
#نوحه_سنتی
#شهادت_امام_عسکری علیه السلام
سامرا شد دوباره غرق آه و نوا
مهدی فاطمه، گردیده صاحب عزا
در غم عسکری
کرده نوحه گری
آه و واویلا(۴)
مظهر مجتبی در سامرا کشته شد
دست ظلم و ستم بر خونش آغشته شد
شد غمش بی بدیل
راوی اش جبرئيل
آه و واویلا(۴)
زهرِ کاری زده ، بر جان آقا شرر
همدم او شده، در وقت مرگش پسر
نزد او جان دهد
جان به جانان دهد
آه و واویلا(۴)
از عطش سوخته است، پا تا سرت وای من
تشنه لب کِی شدی، آن لحظه آقای من؟
تشنه لب یاحسین
بر حسن نور عین
آه و واویلا(۴)
پیکرت لرزد از، بی حالیِ تو چرا؟
غرق خون شد دگر، دندان تو ای آقا
غرق تاب و تبی
زار و جان بر لبی
آه و واویلا(۴)
شد کفن عاقبت، با دست مهدی تنت
کی دگر پاره شد، در معرکه پیرهنت؟
گفتی ای نور عین
گریه کن بر حسین
آه و واویلا(۴)
تو حسن هستی اما قاتلت زن نشد
پیکر تو هدفِ تیر دشمن نشد
جان فدای حسن
آن غریب وطن
آه و واویلا(۴)
سامرای تو چون کرببلا حاجتم
در ظهورْ طوف قبرت ای شها حاجتم
مهديا كن نظر
سامرایم ببر
آه و واویلا(۴)
#مجتبی_دسترنج_ملتمس ✍
#نوحه #امام_حسن_عسکری
#شهادت_امام_حسن_عسکری
#شهادت
#امام_حسن_عسکری عليه السلام
#رضا_قاسمی
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
سلام ای نور، ای محصور، ای دور از رهاییها
غریببنغریبِ وادی ناآشناییها
تویی که مرزهای نقشهها را خطّ بُطلانی
سلام ای هستیِ اَعراب، فخر آریاییها
سلامِ دورِ ما جان داد در راه علیکِ تو
کمی نزدیک کن ما را شبیه سامراییها
کمی هم کاسههای چشممان را پر کن از دیدار
که با دینار کاری نیست ما را در گداییها
طوافِ کعبه دور قبلهاش قسمت نشد آخر
به حقّ عاشق و معشوق ظلم است این جداییها
زمان ای کاش برمیگشت ما را با خودش میبرد
که شاید پیشمرگت میشدند از ما فداییها
حسن یعنی فقط زخم از نمکنشناسها خوردن
گره خوردن به غم در پاسخ مشکلگشاییها
سکوت خستهات یک حنجره فریاد میخواهد
صدایت زخم خورد از خنجر بیهمصداییها
تو را غربت، تو را زندان، تو را دیوارها کشتند
برای زهر گفتی از جفا، از بیوفاییها
به دستت کاسهی آب و به چشمت کاسهی اشک است
لبت سیراب شد با روضههای کربلاییها
.
@babollharam
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
#امام_حسن_عسکری
تسلیت ای حجّت ثانی عشر یابن الحسن
زود بود از بهر تو داغ پدر یابن الحسن
قلب بابت از شرار زهر دشمن آب شد
سوخت جسم و جانش از پا تا به سر یابن الحسن
کودک شش ساله بودی بر پدر خواندی نماز
ریختی از چشم خود خون جگر یابن الحسن
زود گرد بی کسی بر ماه رخسارت نشست
زود کردی جامۀ ماتم به بر یابن الحسن
قرن ها چشم تو گریان است بر جدّت حسین
لحظه لحظه ریختی اشک بصر یابن الحسن
طفل بودی پیش چشمت چشم بابا بسته شد
تو نگه کردی و او زد بال و پر یابن الحسن
مخفی از چشم همه، چشم تو بر بابا گریست
سوختی چون شمع سوزان تا سحر یابن الحسن
قرن ها فریاد زهرا مادرت آید به گوش
از مدینه بین آن دیوار و در یابن الحسن
یوسف زهرا بیا با ما بگو آخر چرا
تربت زهراست مخفی از نظر یابن الحسن
ای سرشک چارده معصوم از چشمت روان
ای زده هجر تو بر دل ها شرر یابن الحسن
روز«میثم» تیره تر می باشد از شام فراق
تا شود خورشید رویت جلوه گر یابن الحسن
استاد حاج غلامرضا سازگار
@babollharam
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم
#امام_حسن_عسکری
بیا و سر به روی سینهام بگذار، مهدیجان
شرر زد بر درونم زهـر آتشبار، مهدیجان
بیا تا سیر بینم وقت رفتن، ماه رویت را
که میباشد مرا این آخرین دیدار، مهدیجان
در ایام جوانی سیر گردیدم ز جان خود
ز بس بر من رسید از دشمنان آزار، مهدیجان
از آن ترسم که بعد از من، تو در تنهایی و غربت
به موج غم گذاری چهره بر دیوار، مهدیجان
تو در ایام طفلی بیپدر گشتی، عزیزِ دل
مرا شد در جوانی پاره قلب زار، مهدیجان
از آن میسوزم ای نور دو چشم خود، که میبینم
تو بهر گریه کردن هم نداری یار، مهدیجان
غم تو بیشتر باشد ز غمهای پدر، آری
اگر چه دیدهام من محنت بسیار، مهدیجان
تو باید قرنها در پرده غیبت کنی گریه
بُود هر روز روزت مثل شامِ تار، مهدیجان
تو باید قرنها چون جد مظلومت علی باشی
به حلقت استخوان باشد، به چشمت خار، مهدیجان
بگیر از مرحمت، فردای محشر، دست «میثم» را
که بر جرم و گناه خود کند اقرار، مهدیجان
استاد سازگار
@babollharam
#کانال_سبک_شعر_باب_الحرم