eitaa logo
کتیبه و پرچم باب الحرم
10.4هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
91 ویدیو
568 فایل
فروشگاه باب الحرم↶ @babolharam_shop ثبت سفارش👇 @babolharam_shop_admin شماره تماس: ☎️ 02155970902 ☎️ 02155970903 📞09052226697 آدرس:شهرری خیابان آستانه نبش کوچه شهید رجبی سایت فروشگاه↶ 🌐 shop.babolharam.net زیر نظر کانال متن روضه👇 @babolharam_net
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5810032132243852434.m4a
زمان: حجم: 770.9K
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم نوحه‌یِ واحد_چهارم محرّم_دو شیر پسر عمّه‌یِ سادات_ سبک دل من مست مست مسته..... تب و تابِ زینبیون یاحسین یامولانِ رجزِ رزمِ حیدریون یاحسین یا مولانِ دو تا بچّه شیر زینبن یاحسین یامولانِ که می‌خونن وسط میدون یاحسین یامولان من غم و مِهر حسین با شیر از مادرم گرفتم روز اوّل کامدم دستورُ تا آخر گرفتم بر مشامِ جان زدم یک قطره از عطرِ حسینی سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم یاحسین یا مولانِ ۴ خصلتشون دلاوریه یاحسین یامولانِ ضربه‌هاشون حیدریه یاحسین یامولانِ اگه هر دو شدن حسینی یا حسین یامولانِ اثرِ شیرِ مادریه یاحسین یامولانِ در بند بندِ پیکر دو پسرم خونِ حیدر است فریاد اَمیری حسین بر لبِ اولادِ جعفر است رجزِ عون و محمّد نحن ابناءالزینب آخرین مرحله‌یِ عشق سر سپردن به دلبر است یا حسین...... @babollharam
4_5810032132243852446.m4a
زمان: حجم: 1.17M
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم شور حضرت زینب و امام حسین علیهم‌السلام -سبک من دوستت دارم....‌ یا زینب یا ..... کعبةُالرزایا نائبةالزهرا ملیکةالنساء (۲) یا زینب یا .... جبلُ‌الصّبرُ یا.... عقیلة الهدی بانوی کربلا(۲) روی‌ِ شونه‌یِ تو پرچمِ مکتبه تب و تابِ تو حسین و این مذهبه هرکسی که عاشقِ حسینه فقط... تحت عنایتُ و رایتِ زینبه یا مولاتی عقیلةالعرب(۴) حیَّ علیٰ... گریه برایِ حسین ندبه برایِ حسین کرب‌وبلایِ حسین ۲ حیَّ علی... به عشقِ خونِ خدا همراهِ سینه زنا کرب‌و‌بلای حسین ۲ مگه کسی رو‌ به‌جز تو دارم حسین صورتمو رو ضریح می‌زارم حسین منی که از اوّلش غلامت شدم تا آخرش از غمت می‌بارم حسین یا ثارالله سیدالشّهدا ۴ @babollharam
اگر آتش به دلت هست  اگر حالِ مُشَوَش داری و اگر تب داری یا شکایت زِ خود و از همه بر لب داری یا اگر از غم و اندوه و بلا سینه لبالب داری و اگر زندگیِ سرد و پُر از درد و دل آشوب  مرتب داری،  یا پریشانیِ روز و دل آتش زده  هرشب داری روز و شب تب داری چاره‌اش نور علی نور ، دعای نور است بسم رَبِ نور است گرچه او مستور است چاره‌اش زمزمه‌ی نور  دعای زهراست چاره‌اش یک مدد از چادر بانوی خداست نور خورشید نه ، مهتاب نه ، اینها همه هیچ نور می‌خواهی از آن چادر مشکی دریاب ، نور آن عصمت ناب نور از ریشه‌ی آن چادر قدسی است که قدیسه‌ی صدیقه به سر داشت که بر افلاک گذر داشت که از او نور ، سحر داشت همه شب یا همه روز نور می‌تابد از آن چادر مشکی تا ماه نور می‌گیرد از آن نور سرِ صبح ، پگاه نور می‌جوشد از این چادرِ پُر وصله‌ی خاتون علی ، سِرِ مکنون علی چادری که نه به هر ریشه فقط  معجزه پنهان کرده عرش از حسرت آن پاره گریبان کرده چادری که در آن جمع اسماء خدا است و خدا در دلش فاطمه پنهان کرده چادری که همه افلاک پریشان کرده زخم کتمان کرده درد درمان کرده جمعِ هفتاد یهودی همه یک روز مسلمان کرده در دل این گرداب سیره‌اش را  دریاب ریشه‌اش را دریاب چادر ارث زهراست این سلاحِ تقواست رنگی از نورِ خداست هرکه دارد ، به سرش سایه‌ی رحمت دارد حسِ آرامشی از باغِ نجابت دارد عفّت و عاطفه و لطف و محبت دارد عطرِ عصمت دارد چادرِ مشکیِ او ریشه‌ی غیرت دارد  آی عزت دارد چادرت را دریاب چیست آن پوشش بیت الله است مشکی اما به به دلش جوشش بیت الله است چیست چادر  صدف گوهرهاست حرم دخترهاست  حافظ باورهاست چادر مشکی تو شهپر توست خواهرم سنگر توست دست زهراست که روی سر توست وارث نور حجاب  چادرت را دریاب  حاضری  در همه جا  ولی از پلکِ هوس‌هایی دور مثل قرآن کریم فی کتابٍ مکنون فی حجابٍ مَستور چادر آرامشِ یاس از اثر طوفانهاست سِتر ناموس خداست چادر آسودگی لاله از اندیشه‌ی باد چادر آسایش گلبرگ از احساس نظر بازی‌هاست خیمه‌ی عاشوراست صاحبش با زهراست چادرِ مادرمان دست مرا می‌گیرد  با همان انوارش با همان اسرارش با همان حِسِ صمیمیتِ خود با همان غیرتِ خود بِینِ راه و بیراه بِینِ گاه و بیگاه ... تا که لب باز نکرده است دعا می‌گیرد با همان مادریش فکر من است روز وشب روضه‌ی او ذکر من است نه فقط دست من و تو   به پرش هست دخیل همه از نوح و خلیل فطرس و جبرائیل  دودمان آدم سالها هست که حاجات از آن می‌گیرند از همان مقنعه جان می‌گیرند ناتوانند و  توان می‌گیرند قرن‌ها هست زبان می‌گیرند: چادرت را بتکان لطف خدا را بفرست چادرت را بتکان روزی ما را بفرست و خدا نیز از آن نور مباهات کند فخر بر مادر سادات کند محورِ اهلِ کسا معنی آل عبا پنج دفعه به علی جلوه به میقات کند چادری که به پَرَش بوسه‌ی ، احمد دارد روی هر ریشه‌ی آن بوی محمد دارد چقدر چشم کشیده است علی بر رویش چادرِ بانویش نورِ سرمد دارد   ولی افسوس که  یک روضه‌ی پر غُصه‌ی بی حد دارد روضه‌ای بد دارد ای مدینه ای داد  دادها از بیداد از نگاهی سنگین آه این چادر پُر نور زمین خورد زمین چه شده ، طعمه‌ی بی باکی شد یک نفرکاش بگوید که چرا خاکی شد پشت در بود که آتش سر زد یک نفر شعله‌ای آورد و به جانِ در زد  در آتش زده را وای که بر مادر زد زینب اُفتاد  حسن  بر سر زد دید در کَنده نشد ضربه‌ی دیگر خورد   وای که محکمتر زد ... (قنفذ از راه از آن لحظه که آمد می‌زد تازه می کرد نفس را مجدد می‌زد وای از دست مغیره چقدر بد می‌زد جای هرکس که در آن روز نمی‌زد می‌زد) .... کربلا چادرِ زهرا به سرِ زینب بود سپرِ زینب بود لشکری دور و بر زینب بود  در میان گودال جگر زینب بود آنطرف‌تر حرمِ شعله‌ورِ زینب بود اینطرف بر سرِ نِی همسفرِ زینب بود گرچه زینب از غم غیر خوناب  نخورد گرچه مانند دلش جگری چاک نشد زیر لب گفت ولی «مادر آب ببین که  پسرت آب نخورد پدرِ خاک بیا که   پسرت خاک نشد» چادرش را دو گره بست ، قدم را برداشت کوهِ غم را برداشت بی حسین و عباس دو عَلَم را برداشت یک تنه بارِ حرم را برداشت نعره‌اش کاخ ستم را برداشت..‌
مرثیه شب امشب برای گریه زمان کم میاوریم در مقتل تو کاش که جان کم نیاوریم امشب مسیر روضه به مقتل رسیده است اشک خدا به صفحه ی مقتل چکیده است کار غریب روضه به گودال می کشد ما را برای روضه به دنبال می کشد امشب چقدر غم زده در راهی ای حسین از خوار پشت خیمه چه میخواهی ای حسین با زینبت ز مجلس نامحرمان نگو از شمرها و حرمله ها و سنان نگو فردا بگو که از سر تو خون نمی چکد از بند بند پیکر تو خون نمی چکد پای سنان بگو به حرم وا نمی شود هرگز سرت به نیزه هویدا نمی شود فردا سرت بگو که ز جسم تو دور نیست با من بگو که جای سرت در تنور نیست امشب که با تو حال دلم خوب می شود فردا غروب بی تو در آشوب می شود فردا کسی به نیزه زمین می زند تو را مانند روز کوچه کمین می زند تو را
روضه خوانی نشست بر منبر گفت هرگز نمیرود از یاد اهل روضه مرا حلال کنید دَخَلَت زَینَبٌ عَلَی بنَ زِیاد روضه خوان گفت روضه ای را که بکند آب سینه ی فولاد کاش این جمله جعل بود و دروغ دَخَلَت زَینَبٌ عَلَی بنَ زِیاد از زمین و زمان صدا خیزد جبرئیل است میزند فریاد غیرتی ها همه به هوش به هوش دَخَلَت زَینَبٌ عَلَی بنَ زِیاد روضه خوان گفت و مادرش غش کرد گفت در کربلا چه ها رخ داد ناگهان صیحه ای زد و گفتا دَخَلَت زَینَبٌ عَلَی بنَ زِیاد زینب و مجلس شراب کجا معجرش دستِ کوفیان افتاد ای امام زمان ، ببخش مرا دَخَلَت زَینَبٌ عَلَی بنَ زِیاد کوفه دام بلای زینب شد روبرویش جماعتی صَیّاد چه گذشته به حال او وقتی ... دَخَلَت زَینَبٌ عَلَی بنَ زِیاد دل زینب پر از غم و درد است دور او مردمان تماماً شاد کوفیان گرم هلهله وقتی ... دَخَلَت زَینَبٌ عَلَی بنَ زِیاد #
✔️‌بنداول بانوی مرتضوی تباره نطقش شبیه ذوالفقاره عباس برای بی بی زینب سینه سپر و جانثاره جبل الصبر عمه جانه رقیه ذکر رو لب عمه جانه رقیه مشق هر شب عمه جانه رقیه یازینب عالی مقامی همچون امامی در کوفه بی بی کردی قیامی ✔️بنددوم توی عالم نظیری نداره دشمنش توی فکره فراره وقتی اسکتو گفت عقیله یزیدو به زیره پا میاره یا عقیله دختره ابوتراب ، ماه و کوکب دختره ابوتراب ، من واست کلب دختره ابوتراب ، یا زینب یا زینب ختم‌کلامی بنت الامامی کوریه دشمنات ذکر مدامی ✔بند سوم زینبی و از تبار یاسی روی نام علمدار حساسی زینبی وحلال مشکلات زینبی وخواهر عباسی جَبَلُ الصَبر خطبه خوانِ کربلا بنت الحیدر دُختر شیر خدا بنت الحیدر اوج ایثارو وَفا یا زینب بنت الجلالی زهرا خصالی مانند حیدر تو بی مِثالی 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ❌شعر و سبک : (اصفهان) (زنجان) (تهران)
شِکوِه دارم ای برادر از تمام مردمان بر مصیبت های من خون گریه کرده آسمان امنیت دارند اینجا هم مسلمان هم یهود دختر حیدر چرا اینجا نبوده در امان؟! کار دنیا را ببین! من سفره دار عالمم... پیش من انداخته پیرزنی یک تکه نان در مدینه سایه ام را هم ندیده هیچکس می روم حالا میان خولی و شمر و سنان وضع ما را دیده ای از روی نیزه تا به حال؟! مسخره کردند ما را یک به یک، پیر و جوان به اسیران، "خارجی" گفتند؛ "بَر خورده" به من خواهشاً با صوت داوودی خود قرآن بخوان بچه ها اینجا همیشه "سنگ بازی" می کنند من که دیدم دستشان بوده فقط تیر و کمان... ...پس مراقب باش از نیزه نیفتی بر زمین کاش با تو مهربان تر " تا کند " این ساربان وضع لبهای تو بدجوری به هم خورده حسین بس که بوسیده لبانت را، لبان خیزران قدر یکصد سال غم دیدم در این شهر بلا شد بهار عمر من در شام یکباره خزان 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
زینب میدوید ناله یِ مادرو از؛ گودال میشنید زینب میدوید بی حیا به حنجرش؛ خنجر میکشید زینب میدوید تُویِ قتلگاه اومد؛ امّا دیر رسید زینب میدوید از قفا شمرِ لعین؛ سر رو می بُرید زینب میدوید تَهِ گودالِ بلا؛ حسین شد شهید زینب میدوید از زمین و آسمون؛ خونابه چکید میبینم شمر و، با بغض و کینه به رویِ سینه یِ حسین میشینه دوازده ضربه؛ میزد با خنجر نگفت مادرش اینجاست و میبینه چه غوغایی شد؛ میونِ گودال سَرو می بُرید به سمتِ مدینه 🖤 حسین وا اُمّاه(۲) حسین (وا اُماه)۳ 🖤 برگشتم داداش این چهل روزه دوری،آخر سر رسید برگشتم داداش که بگم زینب چه،حرفا که شنید برگشتم داداش قِسمتِ رقیه بود،باباشو ندید برگشتم داداش که بگم چی شنیدم ، تو بزم شراب برگشتم داداش که بگم چی کشیدم همراه رباب برگشتم داداش نمیدونم خواب بود یا اینکه سراب سپر شد جونم،تو راهه بازار کتک خوردم که نایی نیست تو جونم رقیه دق کرد که میگفت عمه بدون بابام دیگه نمیتونم صدام میلرزه ، تنم آتیشه چطور آخه بی تو برگردم خونم 🖤 حسین وا اُمّاه(۲) حسین (وا اُماه)۳ 🖤 ✍✍ شعر و سبک: کربلایی کربلایی
از مَن، بِجُز کَبود شُده پِیکری نماند از تو، بِجُز شِکسته و خونین سَری نماند از من حُسین، چادُرِ مادر نمانده اَست از تو حُسین، پیرُهَنِ مادَری نماند تا کوفه که، سَرِ تو روی نِیزه بَند بود اینجا که آمَدیم، تو را حَنجَری نماند این کوچه های شام، شَبیهِ جَهنّم اَست جُز جای شُعله بَر سَرِ هَر دُختَری نماند مِیدانِ شَهر، پُر شُده اَز کینه های بَدر دَر شَهرِ شام، سَنگزَنِ دیگَری نماند اَز بَس که سَنگ خورد به پیشانی اَت حُسِین دیگَر نِشانِ بوسه ی پِیغَمبَری نماند اَنگُشتَرَت به دَستِ سَنان بَرق می زَنَد دیگَر مَپُرس اَز چه مَرا مَعجَری نماند سوغاتِ مَکّه ای که خَریدی رُبوده شُد اینجا به گوشِ دُخترِ تو زیوَری نماند
─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌┅─ مظــهر صبــر وصـلابـت، معنـی عــشق و وفا عصـمت اللهِ مجســــم، گوهـــــر بحــــــر ولا دُخـت خورشـــید ولایت، نور چشــمان بتول در فـضـائل بی گــمان آییــــنه ی زهـــــرا نما زیـــــنت دامـــان حـــیدر ، دُرِّ دریای شـــرف نسخــه ی ثانـی زهـــرا، در ســــوا و ماســوا آفتاب از شرم رویش، درحجاب خجلت است بحر عفــــت قطـــره ای، در پیش آن کنز حیا ســینه اش گنجیــــنه ی علم وکمال ومعرفت عالمه بی زحمــت تحصیل ، همچــــــون انبیا مَحـــــــرم اســـــرار، در خلوتگـــه بزم شـهود راز دار سِـــرّ حـق همچــــون تمــــام اوصــیا نام زینب بی گمان ، تفسیر صبر است و یقین بر تـــــمام صـــــــابران اهل عـــــــالم مقــتدا نهضــــت ســـرخ حسـینی وامدار زینب است تا قــیامـــت نام زینــب هـــست شـــرح کربلا کوه غم بر دوش دارد،دل پرازجوش وخروش لیک آن قامـــت نگشــــته، جــز برای حق دوتا خطبه هایش در اسـارت ، ذولفقار حیدر است کرده طوفان با کلامــش، کــوفــه وشــــام بلا چشم امیـــد ( شقایق) بر عـطای زیــنب است دارد از بی بی تــمنا ، گوشـــه چشمی، در جزا
حاج امیر عباسی1_2198559564.mp3
زمان: حجم: 352.2K
ذکر ملائک شده قدر و تبارک ولادت عمه ی سادات مبارک دختر مولا آمد،ثانیِ زهرا آمد خواهر سلطانِ عشق،زینب کبریٰ آمد صلّی علیٰ محمد،دخت علی خوش آمد صلّی علیٰ محمد،زینب کبری آمد عصمت حقّ و گلِ گلشن احمد دلبر شاه عالمین آمد خوش آمد جلوه ی نورِ خدای حیّ سرمد خواهرِ اربابم حسین آمد خوش آمد به چشم آل عبا،گریه شادی آمد گلِ بهشتِ حق در،ماهِ جمادی آمد صلّی علیٰ محمد،دخت علی خوش آمد صلّی علیٰ محمد،زینب کبری آمد ازین توسّل،به زیر عَلَمِ تو فیض ببرن مدافعان حرم تو یا زینب از این،عطا و کرم تو فیض ببرن مدافعان حرم تو فیض ببرن شهدا،همّت و باکری ها آتش نشان ها و هم،عبداللهْ باقری ها صلّی علیٰ محمد،دخت علی خوش آمد صلّی علیٰ محمد،زینب کبری آمد @babollharam
1_2162493737.mp3
زمان: حجم: 304.6K
به روی دست علیس،دخت بی قرینه از تلالؤ اون نگاش ، روشنه مدینه زینب کبریٰ اومد زینت مولا اومد وارث صبر علی مرجع عظمیٰ اومد زینب کبری مدد....... هم ملیکه ی عرش وهم ،ماه عالمینه مفتخره که تا ابد ، یاور حسینه ذوالفقار حیدره کوثری از کوثره خواهرودخت امام شوکت پیغمبره زینب کبری مدد... بر علی و بر فاطمه ،نور هر دو عینه آرامش چشم ترش،دیده ی حسینه فاطمه رو ،مه جبین دختر ِ حِصن ِحَصین یک نخی از معجرش رشته ی حبل المتین زینب کبری مدد...... @babollharam