4_5843906453408057696.mp3
16.41M
|⇦•از همان روز ازل..
#روضه و توسل ویژۀ ورود خاندان آل الله به سرزمین کربلا اجرا شده شبِ دوم محرم ۹۹به نفس استاد حاج منصور ارضی •ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
داداش جان
داریم برا امام حسین عزاداری میکنیم
نه عشقای مجازی و مادی !!
گفتم در جریان باشی ...
#ادبیات_سخیف
🆔 @babolharam_net
🖥 www.babolharam.net
┈•꧁بٰابُ༼﷽༽الْحَرَم꧂•┈
|⇦•ما را برای بزم عزا ..
#روضه و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شب سوم محرم 99 به نفس استاد حاج منصور ارضی •ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
اَلسَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا مَوْلاَتِی یا فاطمةُ الزَّهرَاءُ
روی منو تو حضرت زهرا حساب کرد
ما را برای بزم عزا انتخاب کرد
باز این چه شورش است که در خلقِ عالم است
نام حسین بار دگر انقلاب کرد
دلشوره داشتم که نبینم مُحرمت
یک سال این فراق دلم را عذاب کرد
توبه شکسته ها همه گویند یاحسین
ربُ الحسین هرچه دعا مستجاب کرد
از کودکی حسینیه دار محرمم
این رو سیاه را خودش عالیجناب کرد
هر کس که ذره ذره به پایِ حسین سوخت
او را خدا به وصل خودش کامیاب کرد
گریه غبار سینه ی من داده شستشو
این قلبِ خاک خورده چنان دُر ناب کرد
تفسیرِ دستگیری او از رسول ترک
کار هزار منبر و صد ها کتاب کرد
سینه برهنه ها همه از نسل عابس اند
او کربلا طریقه ی این وصل باب کرد
هر کس شنید ناله ی حی علی العزا
تا خویش را به روضه رساند شتاب کرد
آید به گوش ناله ی محزون فاطمه
مادر به گریه یک یک ما را خطاب کرد
ماهِ محرم آمدُ و پیچید بویِ سیب
صلی علی الحُسین و صلی علی الغَریب
شاعر: #قاسم_نعمتی
نمیدونم شبِ سوم چی جوری روضه م رو بخوانم ، همین قدر بگم یه کاری کرد این دختر، ختم جنایت شد .. با یه ناله ش همه چی رو بهم ریخت .. قربونِ دستای کوچیکش برم .. سال ها روضه حضرت رقیه شنیدید تمام بدنِ این بچه کبود شده بود .. هر کاری کرد دشمن که این بجه دیگه نگه بابا .. بزارید زبانِ حال بگم؛ بابا وقتی تو بیابون زجر منو گرفت بهش سلام کردم ، چنان لگد بهم زد .. همه این خانواده تاسی دارند به بی بی دو عالم .. بابا تو کوچه هم بی بی سلام کرد به دشمنش اون طوری زدش .. گفتبابا من زود دستمُ گذاشتم رو صورتش سلام دادم یه مرتبه اون دستِ بزرگش که تمام صورتمُ میگرفت .. طوری زد بابا اگه میبینی لکنتِ زبان دارم برا اون شبِ .. بابا تا دندونِ شکسته ت رو دیدم دیگه از دندونِ شکستم چیزی نگفتم .. آه ....
پنهان نخواهم کرد این عشقِ عیان را
من عاشقم هرگز ندارم بیم جان را
چون کوه پیش روی دشمن ایستادم
از پا در آوردم همه گردنکشان را
گفتند ساکت باش! گفتم حق حسین است
پای دفاع از تو نمی بندم دهان را
کوچه به کوچه از ولی الله گفتم
تا خلق بشناسند زهرایِ زمان را
بی آبرویش می کنم هر جا موذن
بی ”اَشهَدُ اَنّ علی” گوید اذان را
بابابزرگم واجبُ التعظیم دهر است
از نام او پُر می کنم کل جهان را
ویران شود کاخی که در آن میزبانش
پایین مجلس می نشاند میهمان را
بالای مجلس حرمله شأنی ندارد
زیبا نخواهد کرد کرکس آسمان را
در کاخ شام و کوفه سرداری ندیدم
من روی نی دیدم اجلاس سران را
تو جان من بودی و ما ناباورانه
دیدیم زیر سمّ سبان جانمان را
نفرین نکردم زجر را اما به جایش
بسیار نفرین کرده ام شمر و سنان را
می خواستم انگشترت را پس بگیرم
گشتم ولی پیدا نکردم ساربان را
خارِ مغیلان را حلالش کردم اما
هرگز نمی بخشم پدر جان خیزران را
بعد از عمو عباس من جایِ النگو
دارم به دور دست ردّ ریسمان را
حالا که دیگر حرمله تیری ندارد
با حرص می کوبد به من چوب کمان را
انسیه الحورایی ام جسمم لطیف است
با ضربه ای راحت شکستند استخوان را
ازتو چه پنهان دخترت خیلی گرسنه ست
جز سفره ی تو پس زدم هر آب و نان را
بابا شنیدم خواهرم ای وای ای وای
افشا نخواهم کرد این راز نهان را
*فهمیدی چی گفتم ؟!!.. بابا امروز تو مجلس یکی پا شد رو به خواهرم کرد گفت این کنیزُ به من بده .. هرچی پول بخوای میدم ...*
بابا چه گفتی با خدا که پر کشیدی!
یادم بده تا با خدا گویم همان را
کنجِ خرابه شد عرشِ اعلا
خوش آمدی ای عزیزِ بابا
ای قرارِ من چشمم شده روشن
سرت را بگذارم آهسته بر دامن
ای شاهِ تنها، ای بابا ای بابا ..
کردم نوازش با گریه مویت
چیزی نمانده از ماهِ رویت
شکل هلالی دارم یک سوالی
بدونِ گوشواره گوشم شده خالی
یا ذبیح الله، یا اباعبدالله ..
گم شدم آن شب تا در بیابان
گفتم یا زهرا با چشم گریان
دیدم یک بانو دستش رویِ پهلو
مرا بغل میکرد با ورم بازو
ای شاهِ تنها، ای بابا ای بابا ..
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
ــــــــــــــــــ
‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال #جایز نبوده و مصداق بارز #حق_الناس می باشد.
#hardrevenge
#انتقام_سخت
#مرگ_بر_آمریکا
#روضه_حضرت_رقیه_سلام_الله
#استاد_حاج_منصور_ارضی
#شب_سوم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://sapp.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
✓اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam__net
4_5843906453408057697.mp3
13.7M
|⇦•ما را برای بزم عزا ..
#روضه و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شب سوم محرم 99 به نفس استاد حاج منصور ارضی •ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
مومن؛
اگه #نماز نخونی
همه #روضه هایی که رفتی رو
تو کیسه سوراخ ریختی !!!
یه وقت نگی کسی بهم نگفت !!!!
#نماز_اصله
🆔 @babolharam_net
🖥 www.babolharam.net
┈•꧁بٰابُ༼﷽༽الْحَرَم꧂•┈
|⇦•هرچه سروده محتشم..
#روضه و توسل به طفلان حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده شب چهارم محرم ۹۹ به نفس استاد حاج منصور ارضی •ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
اَلسَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا مَوْلاَتِی یا فاطمةُ الزَّهرَاءُ
«السَّلَامُ عَلَى مَحَالِ مَعْرِفَةِ اللَّهِ وَ مَسَاكِنِ بَرَكَةِ اللَّهِ»
هرچه سروده محتشم زینب و حسین
دریافت کرده از قلم زینب و حسین
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
در زیر سایه ی علم زینب و حسین
سرهایِ قدسیان همه بر زانویِ غم است
هر شب به یادِ قد خم زینب و حسین
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
در روضه های دم به دم زینب و حسین
دیدند هر دو داغ دو فرزند را ولی
لغزش نبود در قدم زینب و حسین
ذرات، کائنات، محالات، ممکنات
بستند چشم بر کَرَم زینب و حسین
حتی نوشته اند ز امر ظهور هم
وا می کند گره قسم زینب و حسین
حسرت همیشه میخورم ای کاش میشدم
من هم مدافعِ حرم زینب و حسین
سوگند میخورم که شهید است زنده است
هرکس که جان دهد زِ غم زینب و حسین
زهرا نبی علی حسن آنجا نبوده اند
خوردند سنگ جای همه زینب و حسین
بر امیرِ غریبِ این لشکر
سخت شد کار بی علی اکبر
قامتش را غمش مورب کرد
روزگار حسین را شب کرد
بر روی خاکِ بادیه خسته
اشک می ریخت زار و پیوسته
غیرتِ خواهرش به جوش آمد
زینب از خیمه با خروش آمد
گفت باید که روبراه شوی
من نمردم که بی پناه شوی
صبر کن تا کفن به تن بکنم
رزم و پیکار چون حسن بکنم
اشک تو قاتلم شده بس کن
عقده ای بر دلم شده بس کن
نذر عشق است نذرِ خواهر تو
پسرانم فدای اکبر تو
*بچه هاشُ آماده کرد ، گفت برید پیش دایی تون .. شمشیر براشون حمایل کرد سلام کردن بر دایی عزیزشون ، افتادن رو پاهای حسین ..*
از دلیریِ این دو رزمنده
دشمنت می شود سرافکنده
رویِ اشکت عجیب حساسند
این دو شاگردهایِ عباسند
اشک از دیده شاه افشاند و
اِذن میدان نداد بر آن دو
قسمش داد زینبِ کبری
به علی و به عصمت زهرا
گریه می کرد گریه با اصرار
تا که بُرد از دلِ حسین قرار
عاقبت از حسین اجازه گرفت
رفت در خیمه جانِ تازه گرفت
تا نبیند حسین را محزون
دیگر از خیمه اش نشد بیرون
دل ز عون و محمدش کنده
که نباشد حسین شرمنده
ناگهان هر دو نعره سر دادند
اهل کوفه به لرزه افتادند
بچه هایِ عقیله آمده اند
شیرهایِ قبیله آمده اند
لشگرِ در فرار بسیارند
نوه هایِ علی چه کرارند
رزم کردند و حیدری کردند
کربلا را چه محشری کردند
کارِ دشمن مصیبت و غم بود
ضربه هاشان مکمل هم بود
زیر خورشید، غرق تب گشتند
خسته از جنگ و تشنه لب گشتند
دوره کردند این دو را آخر
ریخت بر خاک باده ی کوثر
خورد ناگه، در اوجِ غربتشان
سنگ از هر طرف به صورتشان
بعد باران سنگ و نیزه و تیر
زخم شان می زدند با شمشیر
نیزه خوردند و یاد مسمارند
بس که غیرت به فاطمه دارند
عشق را بر جهان، نشان دادند
پای دایی حسین، جان دادند
خوب شد هر دو روسپید شدند
خوب شد هر دوتا شهید شدند
غرقِ در خون غروبِ عاشورا
خوب شد پر زدند سوی خدا
چشم هاشان ندید آن شب را
بین زنجیر دستِ زینب را ..
شاعر: #محمد_جواد_شیرازی
دو بچه شیر از اولادِ جعفر
قربانی هایِ دخترِ حیدر
این دو رزمنده دل زِ عالم کنده
تا نشود مادر یک لحظه شرمنده
یا ذبیح الله یا اباعبدالله ..
بر دوشِ اینها کرده حمایل
شمشیری مادر با ابوفاضل
آبرو دارن، چون حیدر تبارن
جایِ زینب اینها راهی پیکارن
یا ذبیح الله یا اباعبدالله ..
زمیدان آمد تا حسین دلخون
زینب نیامد از خیمه بیرون
یعنی برادر گریه نکن دیگر
این دو جوانِ من قربانیِ اکبر
یا ذبیح الله یا اباعبدالله ..
شنیدستم سلیمانی زِ یک مور
قبولِ تحفه کرد ای مرتضی پور
من آن مورِ ضعيف و ناتوانم
که طفلانم برایت هدیه دارم
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
ــــــــــــــــــ
‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال #جایز نبوده و مصداق بارز #حق_الناس می باشد.
#hardrevenge
#انتقام_سخت
#مرگ_بر_آمریکا
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#روضه_دوطفلان_حضرت_زینب
#استاد_حاج_منصور_ارضی
#شب_چهارم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://sapp.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
✓اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam__net
4_5843906453408057698.mp3
10.03M
|⇦•هرچه سروده محتشم..
#روضه و توسل به طفلان حضرت زینب سلام الله علیها اجرا شده شب چهارم محرم ۹۹ به نفس استاد حاج منصور ارضی •ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
تو مجلس
دنبال مستمع نگرد؛
اول گریه کن خودِ حضرت زهراست ..
محتوا و مطلب رو قوی کن !!
#شعر_و_سبک_مناسب
🆔 @babolharam_net
🖥 www.babolharam.net
|⇦•ادب نموده و شکر خدا..
#روضه و توسل به ابن الکریم حضرت عبدالله ابن الحسن علیه السلام اجرا شده شب پنجم محرم ۹۹ به نفس استاد حاج منصور ارضی •ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
اَلسَّلاَمُ عَلَیْکِ یَا مَوْلاَتِی یا فاطمةُ الزَّهرَاءُ
«وَ بِمُوَالاتِكُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ وَ لَكُمُ الْمَوَدَّةُ الْوَاجِبَةُ»
ادب نموده و شکر خدا کنیم همه
به گریه حق نمک را ادا کنیم همه
به شکر اینکه رسیدیم بر عزای حسین
به گریه محشر کبری به پا کنیم همه
همه حسینیه ها تحتِ قبه یار است
رسیده وقتِ اجابت دعا کنیم همه
به نام، یک یک ما را صدا زده زهرا
به اذنِ او پسرش را صدا کنیم همه
دوباره فاطمه در عرش مو پریشان شد
ز سینه عقده ی یک ساله وا کنیم همه
حسین کشته اشک استُ ما حبیبِ حسین
به اشک، زخم تنِ او دوا کنیم همه
خدا به عشقِ حسینش گناهِ ما بخشید
از این به بعد زِ آقا حیا کنیم همه
قسم به عشق، محرم بهار مُردن ماست
تمام زندگی خود فدا کنیم همه
حلال تیغ هلالت خون سینه زنان
حرام باد که چون و چرا کنیم همه
قسم به نام خمینی و غیرتِ شهدا
در این مسیر به او اقتدا کنیم همه
به یک سلام از این راهِ دور بر ارباب
دلِ شکسته ی خود کربلا کنیم همه
تنی بدونِ کفن روی خاک صحرا بود
همیشه گریه بر آن بوریا کنیم همه
سلام بر بدن بی سری که عریان شد
دوباره فاطمه در عرش مو پریشان شد
*شبِ عاشورا شنیدید تا حضرت فرمود همه تون برید اینا با من کار دارن، ظهیر بلند شد عرضه داشت آقا ما تازه شما رو پیدا کردیم کجا بریم !! بعد یک یک شروع کردن خطبه خواندن آقامون حضرتِ اباالفضل اتمام کننده کلام بود .. این بچه هی تو دامنِ عمو بی قرار میکرد اشکای عمو رو پاک میکرد هی میگفت قربونت برم بابا .. تو دلش گفت فردا کاری میکنم آبرویِ بابامو حفظ کنم .. اگه اون نتونست سپر بشه من میشم .. اگه اون نتونست دستشو بیاره گوشواره ی مادرمون افتاد ولی من انجام میدم ..
ای آبرویِ حسن آبرو بخر ..
از اولِ صبح هنوز کسی میدان نرفته، گفت زینب جان خیلی حواست به یادگارِ حسنم باشه دستای این بچه رو با طنابی به دستِ عقیله بستن .. از صبح همه چیزُ دیده عبدالله .. یه وقت دید عمو رو دوره کردن .. شمشیرا بالا و پایین میشه .. دست عمه رو رها کرد زد به دلِ میدان .. تا رسید به ابی عبدالله یه نگاه به قاتل کرد، صدا زد « ویلک یابن الخبیثة اتقتل عمی »؟! .. تا دید شمشیر داره فرود میاد دستشُ حائل کرد ..
گرچه تنهاست عموجانُ سراپا خشمم
عمه جان هرچه بگویی تو به رویِ چشمم
به شهیدان حرم، دلهره دارم نرسم
دست من را تو گرفتی که به یارم نرسم؟!
ای که عزت همه اش در نظر رحمت توست
آن چه خیر است برایم به خدا حکمت توست
خودت ای عمۀ سادات بگو تا چه کنم؟!
بغض پنهان شده در بین گلو را چه کنم؟!
عمویم روی تراب است، به خود می پیچد
جگرش تشنۀ آب است، به خود می پیچد
بنشینم ز تنش پیرهنش را بدرند
رمق آخر مانده به تنش را ببرند
گرگ ها دور تن محتضرش ریخته اند
چند تایی ته گودال، سرش ریخته اند
آه عمامه ی جدش ز سرش افتاده
شمر با خنجرِ کندش شده است آماده
به پرستوی زمینگیر و اسیر اذن بده
دست خود را کمی آرام بگیر اذن بده
من نمُردم که کسی سنگ به سویش بزند
نانجیبی برسد، دست به مویش بزند
منم عبدالله و مجنونِ اباعبدالله
قتلگه پر شده از خون اباعبدالله
حرمله، شمر، سنان، خولی و اخنس، همه را
دور سازم، برهانم پسر فاطمه را
دست خود را جلوی تیغ سپر می سازم
سر خود را به فدای سر او می بازم
عمه جان، تاب ندارم که بمانم دیگر
می زنم مثل اباالفضل به قلب لشگر
جد من شیر اُحد حیدر خیبر شکن است
ذکر طوفانی من ذکر أنا ابن الحسن است
رفتم و در دل گودال دلیری کردم
بین روبه صفتان یک تنه شیری کردم
تا که خنجر نخورد بر بدن ثارالله
قطع شد دست من و ناله زدم وا اماه
ایستادم به روی پنجه روی پاهایم
حرمله دوخت تنم را به تن مولایم
نام بابا حسنم بین گلو .. جان دادم
چه یتیمانه روی پای عمو جان دادم
آه عمه بنگر، روضه چه مبسوط شده
خون من با پسر فاطمه مخلوط شده
شاعر : #محمدجواد_شیرازی
عبدالله من، ابنُ الکریمم
بِسم الله الرَحمن الرحیمم
من بی قرارم، ارثِ جمل دارم
ده ساله ام اما حیدرِ کرارم
جانم حسن جانم ..
بودم اسیرِ دستانِ عمه
سویِ گودال است چشمانِ عمه
دستم کشیدم سوی تو دویدم
گیسویت را دستِ یک بی حیا دیدم
یا ذبیح الله یا اباعبدالله ..
دستم سپر شد بر حنجرِ تو
افتادم بی دست بر پیکر تو
گشتم در غوغا، دست و پا گیر اینجا
از تو جدا کردن با نیزه جسمم را
یا ذبیح الله یا اباعبدالله
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
ــــــــــــــــــ
#مرگ_بر_آمریکا
#روضه_حضرت_عبدالله_ابن_حسن
#استاد_حاج_منصور_ارضی
#شب_پنجم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://sapp.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
4_5843906453408057699.mp3
13.93M
|⇦•ادب نموده و شکر خدا..
#روضه و توسل به ابن الکریم حضرت عبدالله ابن الحسن علیه السلام اجرا شده شب پنجم محرم ۹۹ به نفس استاد حاج منصور ارضی •ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
مسئول محترم ایستگاه صلواتی!
با توجه به شرایط کرونا،
رعایت مسائل بهداشتی از جمله
#ماسک ، #دستکش و #قند_بستهای
برا برپایی ایستگاه الزامی می باشد ..
هیئتی نمادِ #عقلانیت و #بصیرت هست
#شعور_حسینی
#رعایت_پروتکل
🆔 @babolharam_net
🖥 www.babolharam.net
|⇦•با حق بگو از نوکران..
#روضه و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام شب ششم محرم ۹۹ به نفس استاد حاج منصور ارضی•ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
السلام علیک یا مولاتی یا فاطمه الزهرا
با حق بگو از نوکران غم را نگیرد
دار و ندار ماست، ماتم را نگیرد
ماه حسین آمد بخواه از مادر او
از ما گنهکاران محرم را نگیرد
از چشم های گریه کن های حسینش
ارث به جا مانده از آدم را نگیرد
دلبستگی ها را بگیرد، صحبتی نیست
اما فقط ذکر حسینم را نگیرد
پرچم بماند بر زمین و زنده باشد؟!
حاشا بر آن نوکر که پرچم را نگیرد
گمراه خواهد شد یقینا هرکسی که
دامان او، این حبل محکم را نگیرد
یک عمر با هم در عزایش گریه کردیم
از ما خدا این اشک باهم را نگیرد
ای کاش شمشیر و سنان و خنجر و تیر
جسم ولی الله اعظم را نگیرد
حداقل ای کاش در گودال، قاتل
در پنجه، موی شاه عالم را نگیرد
کس نیست تا با ساربان او بگوید
این گونه از انگشت، خاتم را نگیرد
شاعر : #محمد_جواد_شیرازی
وقتی عمو اجازه نداد بره، گریه کنان اومد تو خیمۀنجمه خانم، مادر .. عمو اجازه نداده، میگه من هر وقت دلم برا حسنم تنگ میشه به اون صورتِ قشنگت نگاه میکنم .. مادر همه رفتن، علی اکبر رفت، دیگران رفتن .. مادر یه لبخندِ تلخی زد گفت عزیزم صبر کن .. تو خیمه یه ساروق بسته ای داشت باز کرد پارچۀ سبزی درآورد گفت ببر اینو بده عمو اذنِ میدان رو میده .. اومد پیشِ ابی عبدالله .. ای عزیزِ دلم ای همه کسم .. پارچه رو به حضرت داد حضرت ساروق بسته رو باز کرد دید یه کاغذی داخلشِ .. باز کرد دید دست خطِ حسنِ .. انقدر ابی عبدالله گریه کرد .. قاسمُ بغل کرد .. راوی میگه انقدر با هم دوتایی گریه کردن تا هر دو رو زمین افتادن .. نوشته بود حسین جان، بچه های من میان کربلا .. اجازه بده برات جون بدم .. انقدر این آقازاده خوشحال شد ..
صورت قاسمُ پوشاند وارد میدان شد طلب کرد مبارز .. یکی گفت این بچه س دیگری گفت اگه بچه ست برو میدان باهاش بجنگ .. ازرق یکی از پسراشُ فرستاد، به سرعت آقا نابودش کرد .. دومین پسر، سومین پسر، چهارمی .. یکی گفت ازرق تو میترسی در مقابلِ این بچه جلو بری و بجنگی! گفت من مبارزه میکنم با هزار سوار. گفت برو میدان، اومد .. گفت چیجوری بکشمت ؟! گفت به من میگی چیجوری بکشمت؟! تو که عرضه نداشتی بندِ پوتینتُ ببندی اومدی با من بجنگی!! ازرق تا سرشُ انداخت پایین چنان با شمشیر زد .. قربونت برم .. یه وقت دیدن از تو خیمه زن ها صدای تکبیر بلند شد ماشالله ابنُ الحسن .. خوشحالی زنها طول نکشید .. یهو دورش کردن .. همه قدیمیا فیض ببرن اول کاری که کردن با نیزه بهش زدن، بدنُ از رو اسب آوردن پایین شروع کردن لگد کوب کردن ..
دوش در خیمه اش از قصه نجاتم دادند
تا فدایش بشوم برگ براتم دادند
از عسل حرف زدم شاخه نباتم دادند
یا حسن گفتمُ فوراً حسناتم دادند
بی خیال همه ام حضرت او را عشق است
پدرم یاد به من داد عمو را عشق است
قاسمم من که به یل هایِ عرب هم زده ام
با همین سن کمم مُرشد این میکده ام
با زره کار ندارم به کفن آمده ام
من سر ازرق چندین پسرش را زده ام
اَشهدُ اَن حسین ابن علی ثارالله
وقت جنگم همه گفتند که ما شاءالله
ولی الآن بدنم بینِ بیابان مانده
به تنِ من اثر سم ستوران مانده
عمو از دیدن من خم شده حیران مانده
روی لبهام فقط ذکر حسن جان مانده
سنگ ها بوسه گرفتند همه از رویم
پیچ خورده است به یک نیزه کوفی مویم
لگدی خورده به رویِ پر اُفتادۀ من
کج شده زیرِ لگدها سر اُفتادۀ من
خم شده از چند جهت پیکر افتادۀ من
وای بر حال دل مادر افتادۀ من
خبرم را ببر ای باد برای زهرا
پهلویم درد گرفت است فدای زهرا
ای عمو پُر شده در هر گذر آوازۀ من
مثل یک ظرف عسل ریخته شیرازۀ من
کیف کن کیف کن الآن ز قد تازه من
زره جنگِ ابالفضل شد اندازۀ من
وقتی سوارِ اسبش کردن، پاهاش به رکاب نمیرسید .. وقتی ابی عبدالله سینه ش رو گذاشت به سینۀقاسم بلندش کرد، همه دیدن پاهایِ قاسم به زمین کشیده میشه ..
ماهِ حرم شد از خیمه عازم
سقا صدا زد جانم به قاسم
بت شکن آمد، کفن به تن آمد
با سربنده سبزِ جانم حسن آمد
جانم حسن جان، ای جانم حسن جان
نقشِ بازویش ذکرِ جاء الحق
با یک ضربه زد گردن ازرق
بر پا شد طوفان شد فاتح میدان
نعره کشید عباس ایولله عمو جان
جانم حسن جان، ای جانم حسن جان
قاسمم شورِ جمل را به تنت میبینم
از تو آقایی بابا حسنت میبینم
مرگ در ذائقه ات مثل عسل شیرین است
روح توحید میان سخنت میبینم
جای بابای تو امروز کنارت عباس
بچه شیر حسن آقا شدنت میبینم
روی لبهای تو با سنگ نوشتند حسن
خط کوفی به عقیق یمنت میبینم
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
ــــــــــــــــــ
#مرگ_بر_آمریکا
#روضه_حضرت_قاسم_علیه_السلام
#استاد_حاج_منصور_ارضی
#شب_ششم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
✓ سروش ↶
http://sapp.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
4_5859367163147586325.mp3
9.71M
|⇦•با حق بگو از نوکران..
#روضه و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام شب ششم محرم ۹۹ به نفس استاد حاج منصور ارضی•ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
مجلسی که تهش
به قهوه خونه و .. ختم شه
مجلس روضه نیست، یه مهمونیه !!
گریه کنِ امام حسین؛
دنباله این بساط و بازیا نمیره ..
#الگو
🆔 @babolharam_net
🖥 www.babolharam.net
┈•꧁بٰابُ༼﷽༽الْحَرَم꧂•┈
|⇦•سلام میدهم از دل به..
#روضه و توسل به حضرت علی اصغر علیه السلام اجرا شده شب هفتم محرم ۹۹ به نفس استاد حاج منصور ارضی •ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
السَّلامُ عَلَيْكُمْ يا أهلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ
سلام میدهم از دل به ساحتِ ارباب
ز راه دور روَم بر زیارتِ ارباب
صدای شور حسین و قیام سینه زنان
چه دیدنیست محرم قیامت ارباب
رسیده ماهِ محرم حسینیان آیید
به پا شده است دوباره ضیافت ارباب
به دستِ حضرت زهرا خدا سوایم کرد
شدم ز روز ازل عبد حضرت ارباب
به هرکجا که علم گشت بیرق ماتم
به روی شانه کشیدم علامت ارباب
به اشک دیده بشویم لبان خود شاید
اجازه ای بدهندم به صحبت ارباب
به ترک یک گنه و چند قطره گوهرِ ناب
چه عاشقانه شود حفظ حرمت ارباب
شود به رویِ دعایم درِ اجابت باز
دمی که سجده نمایم به تربت ارباب
چه کرده این پسرِ بوتراب که دشمن
نموده در همه جا مدح شوکت ارباب
امیر عشق حسین و خدای عشق حسین
خوشم شدم سر این سفره رعیت ارباب
یقین کنید شفا دست سید الشهداست
پناه هر دو جهان است هیئت ارباب
اگر اراده کند اربعین حرم هستیم
خدایی است به والله قدرت ارباب
حصیر هم دل شب همرَه دهاتی ها
زبان گرفت بمیرم ز غربت ارباب
رفتُ داغِ دوری اش دامانِ مادر را گرفت
از دم خیمه سر و سامانِ لشکر را گرفت
*همچنین که آوردش وسطِ میدان همه گفتن ما دیگه با این بچه جنگ نداریم ..*
تیر با چه سرعتی آمد بماند قصه اش
آن چنان آمد که آقا جای تن سر را گرفت
*بارها شنید گوش تا گوش، یعنی سر جدا شده بود به یه پوست فقط آویزان بود ..*
تیر با یک شعبه هم کار خودش را می کند
با سه شعبه جوری آمد کل حنجر را گرفت
خطبه اش با گریه بود افسوس لشکر خنده کرد
چند لحظه بعد آن خون کل منبر را گرفت
باغبان چه خون دلها خورد باغش سبز شد
با کمان آمد کسی و سیبِ نوبر را گرفت
خون او گر بر زمین میریخت محشر می رسید
این چه خونی بود داغش کل محشر را گرفت
پشت خیمه نیزه ها رفتند پیدایش کنند
نیزه ای در خاک شد جسم محقر را گرفت
آنقدر از این و از آن سیلی و شلاق خورد
تا رُباب از حرمله قنداقِ اصغر را گرفت
*بمیرم برات حسین .. روضه م همین باشه : راوی میگه وقتی این بچه خودشُ انداخت رو زمین همه بغلش کردن، زن ها دست به دست مگه آروممیشد .. تا دستِ رقیه دادن .. همه صورتشُ میبوسیدن .. صدایِ گریه که بلند شد ابی عبدالله از میدان برگشت فرمود: گفته بودم آرام گریه کنید .. آقاجان این بچه همه رو ریخته بهم .. تا بغلش کرد آرام شد .. ای مشکل گشا، امشب یه واسطه ای شو بینِ ما و ابی عبدالله .. آه .. سکینه خانم میگه وقتی تیر خورد من ایستاده بودم دیدم بابای عزیزم عبا رو کشید رویِ بچه به سمت خیمه ها که اومد، دیدم رفت پشتِ خیمه ها دویدم گفتم رباب بیا ببین ..*
شش ماهه یارِ نازک گلویم
خونِ گلویت شد آبرویم
ای علی جانم میلرزد دستانم
آهسته برایت لالایی میخوانم
لالا علی جان لالایی علی جان ..
یکی دو تا نیست این لحظه دردم
با چه رویی من خیمه برگردم
در خیمه مادر منتظر اصغر
روی سینه من پاره شده حنجر
لالا علی جان لالایی علی جان ..
آماده کردم یک قبر کوچک
میاید از راه مادر کودک
تو سر بلندی حق داری میخندی
مهلت نشد بابا چشمت را ببندی
لالا علی جان لالایی علی جان ..
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
ــــــــــــــــــ
‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال #جایز نبوده و مصداق بارز #حق_الناس می باشد.
#hardrevenge
#انتقام_سخت
#مرگ_بر_آمریکا
#روضه_حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
#استاد_حاج_منصور_ارضی
#شب_هفتم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://sapp.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
✓اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam__net
4_5859367163147586327.mp3
9.28M
|⇦•سلام میدهم از دل به..
#روضه و توسل به حضرت علی اصغر علیه السلام اجرا شده شب هفتم محرم ۹۹ به نفس استاد حاج منصور ارضی •ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
#احساس_مسئولیت
در سپاه حسین(ع)،
از #شش_ماهگی
شروع میشود!
#علی_اصغر
🆔 @babolharam_net
🖥 www.babolharam.net
|⇦•به دل دوباره هوای..
#روضه و توسل به حضرت علی اکبر سلام الله علیه اجرا شده شب هشتم محرم ۹۹ به نفس استاد حاج منصور ارضی •ೋ
●•┄༻↷◈↶༺┄•●
السلام علیک یا مولاتی با فاطمه الزهرا
به دل دوباره هوای حسین را دارم
هوایِ کربُبَلایِ حسین را دارم
چه غم که پشتِ سرم در تمام سختی ها
تمام عمر ، دعایِ حسین را دارم
نگاهِ رحمت و لطفش خداپرستم کرد
حسین خواست خدای حسین را دارم
حرارتِ دل نوکر، عطایِ فاطمه است
به سینه، داغ عزای حسین را دارم
گدایِ رحمت و لطف قدیم الاحسانم
هزار شکر عطایِ حسین را دارم
رضای غیر نخواهم که ترک روضه کنم
میان روضه ، رضایِ حسین را دارم
چه حاجت است به تسنیمُ سلسبیلُ بهشت
منی که مزه ی چایِ حسین را دارم
خدا کند وسط روضه پر کشم سویش
عجیب شوقِ لقای حسین را دارم
چقدر در شب هشتم میان سینه، غمِ
گرفتگیِ صدای حسین را دارم ..
*همه دیدن ابی عبدالله چنان ناله میزد .. چنان فزع میکرد .. هی میگفت ولدی ..*
به دل مصیبت آن پیکری که چیده شده
میانِ سطح عبای حسین را دارم
شاعر: #محمد_جواد_شیرازی
واردِ مدینه شد، آرزویِ دیدارِ پیغمبرُ داره، نمیدونه پیغمبر از دنیا رفته" منافقین مدینه مسخره ش کردن، عربِ ناراحت شد یکی گفت این قبرِ پیغمبرِ .. کم کم داشت میرفت، سلمان دیدش صدا زد بیا .. آوردش دم خانۀ ابی عبدالله گفت اینجا برو به مقصدت میرسی ..
وارد خانۀابی عبدالله شدن ابی عبدالله فرمود دوست داری پیغمبرُ ببینی؟! عرضه داشت بله آقا.
صدا زد علی جان بیا .. جوانِ خوش سیما وارد حجره شد، فرمود یه مقدار راه برو بابا .. گفت ای عرب اگه میخوای جمالِ پیغمبرُ ببینی أشبه الناس خَلقاً، خُلقاً و منطقاً برسول.. یعنی حرف میزد همه اونایی که پیغمبرُ دیده بودن میگفتن این خودِ پیغمبرِ .. راه رفتُ و عربِ نگاهش کرد یه وقت ابی عبدالله سوال کرد آی مردِ عرب، حاضری یه خار تو پایِ این بچه بره؟!.. زد زیرِ گریه .. گفت ان شالله خدا اون خارُ تو چشمِ من کنه ولی به بدنِ این بچه آسیب نرسه ..
میوۀ عمرِ پدر شعله نزن بر جگرم
پا نکش روی زمین، درد نکش ای پسرم
مثل قرآنِ بهم ریخته، درهم شده ای
آه ای خیر کثیرم چقدر کم شده ای
به برم بودی و این قافله پیغمبر داشت
پدرت حالِ خوشی داشت، علی اکبر داشت
خواستم بارِ دگر تا که بگویی چیزی
لخته ی خون به روی دامن من می ریزی؟!
*یه وقت دیدن ابی عبدالله انگشت انداخت در دهانِ علی اکبر .. خونُ درآورد بچه یه نفس کشید کار تموم شد .. همه گفتن حسین جان داده ..*
تنم افتاده کنارت، مددی می گویم
ولدی یا ولدی یا ولدی می گویم
ارباً اربا شدنت، داد جزایم را حیف
خُرد کردند سر پیری عصایم را حیف
سوختم تا که غریبی مرا حس بکنی
نیست انصاف ببینم که تو خس خس بکنی
چه شد اینگونه بهم ریختنت؟! حرف بزن
یوسفم، پس چه شده پیرهنت؟! حرف بزن
نگذار این همه غم در دلم آکنده شود
أشهدُ أنّ عَلی گو پدرت زنده شود
هرچه کردم به خدا جمع نشد، جمع نشد
بدنت بین عبا جمع نشد، جمع نشد
مثل یک دشتِ پر از لاله و گلگون شده ای
بس که نیزه به تنت خورده، دگرگون شده ای
سینه ات، سوخته انگار به چشمم آمد
ماجرایِ نوک مسمار به چشمم آمد
عمه ات آمده از خیمه برایش برخیز
دست بر معجر خود برده، به پایش برخیز
بر دلم آتش این داغ مدام است مدام
بعد تو صحبت لبخند حرام است حرام
"ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی"
رفتی و خون به دل مضطر لیلا کردی
شاعر :#محمد_جواد_شیرازی
*داشت با بچه ش حرف میزد، دید یه صدای آشنایی صدا میزنه حسینم داداشم .. نگاه کرد دید عمۀ ساداتِ .. زیرِ بغلای ابی عبدالله رو گرفتن .. جوان های بنی هاشم آمدن بدنُ گذاشتن میانِ عبا .. به خدا بدنُ جمع کردن .. وقتی زد به قلبِ لشکر، یه مرتبه دورَش کردن .. اول کاری که کردن عمودی به سرش زدن .. سر شکافته شد مثلِ علی .. اسب یه حیوانِ تربیت شده س، دست انداخت گردنِ اسب که بر گرده .. اما خون جلو چشمِ این اسبُ گرفت اشتباهی جای اینکه بیاد به سمتِ خیمه ها برد وسط لشکر، ارباً اربا*
با چه وقاری مانندِ حیدر
رو به میدان علی اکبر
ای همه هستم محاسن بر دستم
حرزِ یازهرا بر بازویِ تو بستم
یا علی اکبر، جانم علی اکبر ..
تا ناله کردی خود را رساندم
بهتر بگویم خود را کشاندم
بگو کجایی تو بخشِ صحرایی
پیشِ نگاهِ من تو ارباً اربایی
یا علی اکبر، جانم علی اکبر ..
نیزه کشیدم از پهلوی تو
افتاده بودم بی جان رویِ تو
ای نامرتب جانم شده بر لب
از تو جدایم کرد گریه کنان زینب
یا علی اکبر، جانم علی اکبر ..
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
ــــــــــــــــــ
#مرگ_بر_آمریکا
#روضه_حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
#استاد_حاج_منصور_ارضی
#شب_هشتم_محرم
#ویژه_ایام_محرم
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜ وب سایت↶
www.babolharam.net
✓ سروش ↶
http://sapp.ir/babolharam_net
✓ ایتا ↶
https://eitaa.com/babolharam_net
✓ تلگرام ↶
https://t.me/babolharam_net
✓اینستاگرام↶
http://instagram.com/babolharam__net