بادماراخواهدبرد
If my eyes are so pretty, why are you always making them cry?
من کی هستم بدونِ سنتورم، چای، فلسفه، ژاکت صورتیم، موسیقی، کتاب، عشق ورزیدن، گل و گیاهام، گربه ها، دوستام و خانوادم، کومان و میا، دیس کردن دوستام، گریه های زیاد، جوراب، آلستار، فیلم و سریالام، غرغر کردن، دفترعزیزم، شمع، فروغفرخزاد، طبیعت، پیژامه هام، نوشتن تا سرحد مرگ، لاکهای قشنگم، آهنگ خوندن، خواننده ها و آهنگهای قدیمی و یاکریمی که تو حیاطمون لونه کرده .
بادماراخواهدبرد
نمیدونم چرا پنجرهها انقدر بهم احساس خوبی میدن،پنجرهها تو زندگیم نقش مؤثری داشتن درست وقتی کاری از دستم برنمیاومد به پنجره نگاه میکردم نمیدونم چرا ولی باعث میشه یه لحظه نخوام فکر کنم و فقط به بیرون خیره بشم،
یه پنجره با ستاره ای که همیشه نمایانه تو اتاقمه که گهگاهی ماه درست در کنار اون ستاره قرار میگیره و باعث میشه دلم بخواد تا ابد نگاهشون کنم؛
یا اون پنجره کلاسمون با دوتا درخت کاج خشک و گنجشکهای روی شاخههاش؛
یا پنجره خونمون که ازش میشه آسمون رو دید و اون لونهای که یه یاکریم روی چراغ توی حیاط ساخته؛
میبینی؟ پنجرهها همه جا دنبالِ من میان خونه،مدرسه و اتاقم.🪟
غم غم غم ،چرا فقط غم را در دلم احساس میکنم؟غم ایکاش سرازیر میشدی از چشمانم و انقدر بغض نبودی،غم عزیزم که در انتهای شب و در ابتدای روز تنها تورا میبینم،تورا بو میکنم،تورا میبوسم،گاهی فراق هم لازم است برای دو عاشق اما چرا من و تو همیشه در وصالیم؟
غم،اکنون تورا دوباره در قلبم احساس میکنم دقیقا وسط قفسه سینهام وقتی استخوان هارا کنار بزنم در ته ته آن عضو قرمز و خونین رنگ بدنم تورا میابم،تورا در چشمان دوستانم،در دستان پدرم،در لب های مادرم میبینم،تورا در کوچه پس کوچه های این خاک غم زده میبینم،تورا در صدای خنده ها میشنوم،چگونه است که انقدر آدم هارا دوست داری؟
من عاشق غم خود شدهام؟
غم،غم،غم؛از من بگریز،به اندازه نوشیدن یک چای از من بگریز.
غم،غم،غم؛ سرازیر شو از چشمان خشک شده ام آنقدر سرازیر شو تا با اشک چشمانم این مردم را سیراب کنم.
غم،غم،غم؛هرچه از تو نوشتم تمام نشدی پس بیا و بنشین تا شروع کنیم این محفل غمگینِ غمزده را؛زیرا که در برابر چشمان دوستانم،دستان پدرم،لب های مادرم و کوچه پس کوچه های این شهر با کسی بجز تو نمیتوانم هم داستان شوم.
غم،غم،غم؛چای مینوشی؟بیا در من لانه کن و مرا آتش بزن که دیگر نمیتوانم در برابر این کشور، بی پروا موهایم را در هوا تکان بدهم زیرا که "باددیگرآنهارانخواهدبرد".