صداها؟ من عاشق صدای های ساده و روزمره ام،
مثل صدای چایی وقتی ریخته میشه تو فنجون، صدای ورق زدن کتاب، صدای رقصیدن خودکار روی کاغذ، صدای کفشهام موقع راه رفتن، صدای بهم خوردن سنگ ها، صدای گنجشک ها، صدای تپش قلب و هزاران صدای دیگه که بهشون بی توجهی شده.
بادماراخواهدبرد
شاخه ی تکیده
گل ارکیده
با چشمای خسته لب های بسته
غم توی چشماش آروم نشسته
شکوفه ی شادیش از هم گسسته.