baghdad0120
✨️🇮🇷 🔸کارآفرینان، تولیدکنندگان و دانش بنیانها با رهبر انقلاب دیدار کردند 🔹جمع زیادی از #کارآفرین
✨️🇮🇷
#رهبر_انقلاب پس از پایان گزارش مدعوین دیدار #کارآفرینان، #تولیدکنندگان و #دانش بنیانها خطاب به #مسئولان: این گلایهها و توقعاتی که مطرح شد، همهاش درست است؛ برای حل آن کارگروه با مباشرت خود این افراد تشکیل دهید
🔹 یک مطلب کوتاه میخواهم به مسئولین محترمی که اینجا نشستهاند، بخصوص معاون اوّل محترم، که اینجا هستند، بگویم. این مطالبی را که این دوستان گفتند، با دقّت به خاطر بسپارید. اینها صرفاً #گزارش نبود؛ گزارش بود، همراه گزارش، گلایه هم بود. و این گلایههایی که اینجا کردند، تقریباً همهاش، به نظر من درست است. همهی آنچه که گفتند، بهعنوان توقّعاتی که از #دولت و از مسئولین و از شخص بنده دارند، توقّعات درستی است.
🔹 برای همهی این چیزهایی که این دوستان گفتند، کارگروه تشکیل بدهید؛
در این کارگروه حتماً بایست از نیروهای مباشرِ کار استفاده بشود، حضور داشته باشند، همینهایی که اینجا صحبت کردند، این آقایان، و دیگرانی که هستند، نظرات آنها گرفته بشود و پیگیری بشود.
#لبیک_یا_خامنه_ای #رهبر_بصیر_جهان_اسلام #دولت_انقلابی #دولت_و_ملت_همدلی_و_همزبانی #جهاد_تبیین #قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
✨️🇮🇷
حمله سایبری به کارخانههای مواد شیمیایی در اراضی اشغالی
🔹پایگاه خبری فلسطینی #سما : یک گروه هکری موسوم به #نیروی_سایبری_قدس با #حمله_سایبری به کارخانههای #مواد_شیمیایی در #اراضی_اشغالی برای کارکنان آنها پیام هشدارآمیز ارسال کرده است.
🔹در این #حمله_سایبری کارکنان کارخانهها #تهدید شدهاند با ارتکاب هر #جنایت علیه فلسطینیان، بدنشان با مواد شیمیایی ذوب خواهد شد.
#لبیک_یا_خامنه_ای #اسرائیل_پر #انتقام_سخت #قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
5.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨🇮🇷
یک مرد جنگی، به از صد هزار✌️
#شهيد_علقم_خيری که عملیات شجاعانه قدس را رقم زد.
ساعاتی قبل از عملیات ، شهید علقم خیری که در تشیع پیکر شهدا آن هم با تمام تجهیزات برای نبرد با صهیونیست ها آماده شده بود
#مقاومت #فلسطین #ظهور_نزدیک_است #اسرائیل_پر #اسرائیل_رو_به_زوال_است #لبیک_یا_خامنه_ای #قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨🌸
صبح بخیر تنها دلیل حال خوبم توی این روزا...
🤚سلام مهربان پدرم مهدی جان ❤️
#امام_زمان
#لبیک_یا_مهدی عج...
#ظهور_نزدیک_است
#قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
✨🇮🇷
#کلام_شهید
«ای به ظاهر زندگان! آگاه باشيد كه قافلهی مرگ، همچنان به مقصد نيستی در حركت است؛ شما نيز امور دنيوی را كنار گذاشته و بدان ملحق شويد. سعی كنيد اين مرگ را با چشمان باز و جسورانه انتخاب نماييد. قبل از آنكه در چنگال مخوفش گرفتار شويد، دل از دنيا بركنيد و پا در عرصهی ميدان بگذاريد و بر عليه دشمنان اسلام برزميد كه در اين نبرد، چه كشته شويد و چه بكشيد، پيروزيد».
#سردار_شهید_نادر_مهدوی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
✨🇮🇷
🔻 رهبر انقلاب در مرقد امام خمینی(ره) و گلزار شهدا حضور یافتند
🔹 #رهبر_انقلاب در نخستین ساعات صبح امروز و در آستانه چهل و چهارمین سالگرد #پیروزی_انقلاب_اسلامی، در حرم مطهر بنیانگذار #جمهوری_اسلامی_ایران حاضر شدند و یاد و خاطره امام عظیمالشأن ملت ایران را گرامی داشتند.
#۲۲_بهمن #دهه_فجر #انقلاب_اسلامی #شهدا #رهبر_انقلاب #لبیک_یا_خامنه_ای #قاسم_بن_الحسن
@Baghdad0120
✨🇮🇷
🔻شکایت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت انقلابی از #رائفی_پور به دلیل توهین به هنرمندان!
🔹یک سوال از وزیر فرهنگ: احیانا قصد شکایت از #هنرمندان شایعه پراکن و همسو با جنبش دین ستیز فواحش را ندارید؟! هنرمندان ملاعبه جنسی کننده در ملاعام چه؟! هنرمندان اهانت کننده به #مدافع_حرم قطع نخایی چه؟! هنرمندان #کشف_حجاب کننده در خانه هنرمندان چه؟!
⚠️بار دیگر ثابت شد هر چهقدر #انقلابی ها بخواهند با #صورتی بازی، برای #سلبریتی ها خودشیرینی کنند، باز هم توسط آن جماعت پس زده خواهند شد ...
#خبر۰۱۲۰
#حجاب #روشنگری
#لبیک_یا_خامنه_ای
#قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
✨️🇮🇷
📸 صبح امروز؛ حضور رهبر انقلاب بر مزار شهید آرمان علیوردی
#رهبر_انقلاب #شهید_آرمان_علی_وردی #امام_زمان #شهدا #دهه_فجر #لبیک_یا_خامنه_ای #قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
✨️🇮🇷
♦️عاقبت #تمدّن_غرب بعد از نزدیک به ۴ قرن #استعمار دنیا و جنگها و جنایاتی با صدها میلیون کشته در جهان امروز به این انحطاط کشیده شده که برای خوردن #حشرات دستورالعمل قانونی صادر میکنند!
⚠️تا چند دهه قبل، غربیها مردم #آفریقا را در قفس در #باغ_وحشهای خود نمایش میدادند و خود را برتر میدانستند!
#غرب_بدون_روتوش #روشنگری
#لبیک_یا_خامنه_ای #قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
baghdad0120
#دمشق_شهر_عشق #قسمت_بیست_و_پنجم 🔹 منتظر پاسخم حتی لحظهای صبر نکرد، در را پشت سرش آهسته بست و همه
#دمشق_شهر_عشق
#قسمت_بیست_و_ششم
🔹 بیهیچ حرفی از مصطفی گذشتم و وارد صحن شدم که گنبد و ستونهای #حرم آغوشش را برای قلبم گشود و من پس از اینهمه سال جدایی و بیوفایی از در و دیوار حرم خجالت میکشیدم که قدمهایم روی زمین کشیده میشد و بیخبر از اطرافم ضجه میزدم.
از شرم روزی که اسم زینب را پس زدم، از شبی که #چادرم را از سرم کشیدم، از ساعتی که از نماز و روزه و همه مقدسات بریدم و حالا میدیدم #حضرت_زینب (علیهاالسلام) دوباره آغوشش را برایم گشوده که با دستانم، دامن ضریحش را گرفته و به پای محبتش زار میزدم بلکه این زینب را ببخشد.
🔹 گرمای نوازشش را روی سرم حس میکردم که دانهدانه گناهانم را گریه میکردم، او اشکهایم را میخرید و من #ضریحش را غرق بوسه میکردم و هر چه میبوسیدم عطشم برای #عشقش بیشتر میشد.
با چند متر فاصله از ضریح پای یکی از ستونها زانو زده بودم، میدانستم باید از محبت مصطفی بگذرم و راهی #ایران شوم که تمنا میکردم گره این دلبستگی را از دلم بگشاید و نمیدانستم با پدر و مادرم چه کنم که دو سال پیش رهایشان کرده و حالا روی برگشتن برایم نمانده بود.
🔹 حساب زمان از دستم رفته بود، مصطفی منتظرم مانده و دل کندن از حضور #حضرت_زینب (علیهاالسلام) راحت نبود که قلب نگاهم پیش ضریح جا ماند و از حرم بیرون رفتم.
گره گریه تار و پود مژگانم را به هم بسته و با همین چشم پُر از اشکم در #صحن دنبال مصطفی میگشتم که نگاهم از نفس افتاد. چشمان مشکی و کشیدهاش روی صورتم مانده و صورت گندمگونش گل انداخته بود.
🔹 با قامت ظریفش به سمتم آمد، مثل من باورش نمیشد که تنها نگاهم میکرد و دیگر به یک قدمیام رسیده بود که رنگ از رخش رفت و بیصدا زمزمه کرد :«تو اینجا چیکار میکنی زینب؟»
نفسم به سختی از سینه رد میشد، قلبم از تپش افتاده و همه وجودم سراپا چشم شده بود تا بهتر او را ببینم. صورت زیبایش را آخرین بار دو سال پیش دیده بودم و زیر محاسن کم پشت مشکیاش به قدری زیبا بود که دلم برایش رفت و به نفسنفس افتادم.
🔹 باورم نمیشد او را در این حرم ببینم و نمیدانستم به چه هوایی به #سوریه آمده که نگاهم محو چشمانش مانده و پلکی هم نمیزدم.
در این مانتوی بلند مشکی #عربی و شال شیری رنگی که به سرم پیچیده بودم، ناباورانه #حجابم را تماشا میکرد و دیگر صبرش تمام شده بود که با هر دو دستش در آغوشم کشید و زیر گوشم اسمم را #عاشقانه صدا میزد.
🔹 عطر همیشگیاش مستم کرده بود، تپش قلبش را حس میکردم و دیگر حال و هوا از این بهتر نمیشد که بین بازوان #برادرانهاش مصیبت دو سال تنهایی و تاریکی سرنوشتم را گریه میکردم و او با نفسهایش نازم را میکشید که بدنش به شدت تکان خورد و از آغوشم کنده شد.
مصطفی با تمام قدرت بازویش را کشید تا از من دورش کند، ابوالفضل غافلگیر شده بود، قدمی کشیده شد و بلافاصله با هر دو دستش دستان مصطفی را قفل کرد.
🔹 هنوز در هیجان دیدار برادرم مانده و از برخورد مصطفی زبانم بند آمده بود که خودم را به سمتشان کشیدم و تنها یک کلمه جیغ زدم :«برادرمه!»
دستان مصطفی سُست شد، نگاهش ناباورانه بین من و ابوالفضل میچرخید و هنوز از ترس مرد غریبهای که در آغوشم کشیده بود، نبض نفسهایش به تندی میزد.
🔹 ابوالفضل سعد را ندیده بود و مصطفی را به جای او گرفت که با تنفر دستانش را رها کرد، دوباره به سمت من برگشت و دیدن این سعد خیالی خاطرش را به هم ریخته بود که به رویم تشر زد :«برا چی تو این موقعیت تو رو کشونده #سوریه؟»
در سرخی غروب آفتاب، چشمان روشن مصطفی میدرخشید، پیشانیاش خیس عرق شده و از سرعت عمل حریفش شک کرده بود که به سمتمان آمد و بیمقدمه از ابوالفضل پرسید :«شما از نیروهای #ایرانی هستید؟»
🔹 از صراحت سوالش ابوالفضل به سمتش چرخید و به جای جواب با همان زبان عربی توبیخش کرد :«دو سال پیش خواهرم به خاطر تو قید همه ما رو زد، حالا انقدر #غیرت نداشتی که ناموست رو نکشونی وسط این معرکه؟»
نگاه #نجیب مصطفی به سمت چشمانم کشیده شد، از همین یک جمله فهمید چرا از بیکسیام در ایران گریه میکردم و من تازه برادرم را پیدا کرده بودم که با هر دو دستم دستش را گرفتم تا حرفی بزنم و مصطفی امانم نداد :«من جا شما بودم همین الان دست خواهرم رو میگرفتم و از این کشور میبردم!»
🔹 در برابر نگاه خیره ابوالفضل، بلیطم را از جیب کاپشنش بیرون کشید و به رفتنم راضی شده بود که صدایش لرزید :«تا اینجا من مراقبش بودم، از الان با شما!»...
#ادامه_دارد
✍️نویسنده: #فاطمه_ولی_نژاد
✨🦋
@baghdad0120