eitaa logo
بام هنر ایران
135 دنبال‌کننده
7هزار عکس
2.3هزار ویدیو
35 فایل
ارتباط با ادمین کانال @setayesh120 شماره تماس ادمین ۰۹۱۳۲۷۱۷۱۶۵ لطفاً آثار هنری ،ادبی و... و همچنین نظرات و پیشنهادات و انتقادات خود را با این شماره به اشتراک بگذارید
مشاهده در ایتا
دانلود
با بال وپر مـی گیرد این چشمان ما سویت تــــوهماننـــدی به اقیانــــــوس وما قویت مارفیـــــق کوچه های گـــــرم خورشیـدیم مست ِمستیــــم از شعاع چشـــم جادویت بر گلــــــومان،حلقـــه ها زد پیچک عشقت مرگْ یک ســو،ســـوی دیگر حسرت رویت شهــرهٔ شهــری به عشـــــق ودلبـــــری امّا بخت مـا ناساز ،مـــارا رانــــده از کـــویت عمــــر ما طــی شد ،نشد مثل نسیم صبح جــــان بـــرافشانیــم پـای تار گیســـویت https://eitaa.com/bamehonar313
یوسف گم گشته درکنعان وما درعیش مصریم از گُنـــه توبـه نکردیــــم ونیفتـــادیــــم در بیم چشم خود بر آبروی او وَخودبستیم ،افسوس زخمهای قلب او هرگــــز نخواهد گشت ترمیم
میلاد حضرت عشق علیه السلام مبارک باد چه پیمبر شدی ای حضرت مــاه الکَعبین حرم العشق شدی نورُ علی نـــــور العِین روی ماهت چه گل انداختـه سبحان الله که خدا هم به تو دلباختــــه سبحان الله پسر شاه دو چشم قمــرت را عشق است شور وشوق‌وهیجان‌پدرت‌ را عشق است می کُشی با مژه بر هم زدن ای جان مارا هم به واللـــه قسم زینب و هم لیــــلا را عـروةُ الزُلف تو خورده گره بر تسبیحات شـــده آیــات نگاهت، غــــزل تلميحــات ذوالفقـار تـو به رقص آمــــده ماشاءالله بی هـــوا بر صف دشمــن زده ماشاءالله باز هم شوق رجزخوانــی تو گـــل کرده همه ی شیـــر یلان را به ســـرور آورده برده ای ارث ز حیــــدر هنــــر رزمـی را مثـل عبـاس زره پـــوش شـــــده ای آقا ترسم این کوردلان چشم زنندت ای ماه وای محشـــر شــــده ای یابن اباعبدالله
شـــــده از درد بخوانی ونیاید معشوق؟ چشـــم بـــــر راه بمانی و نیایدمعشوق؟ شده با ندبـه و یا مرثیـــــــه‌ای طولانی سالهــــا را گــــــــذرانی ونیاید معشوق؟ شده در وقت سحـــــــــر نالهٔ تنهایی را گوش‌ معشوق‌‌ رسانی و نیاید معشوق؟ بزنــــی در وسط نقطـــهٔ دلتنگـــــی ها خیمهٔ سبـــز /_نهانی _/ونیایدمعشوق نیمه شب در ملکوتی که دعـا می بارد خون زِهَر دیده‌فشانی ونیاید معشوق؟ پشت این پنجــــرهٔ شهــرِ پر از تاریکی اوج گیـــــرد نـگرانـی ونیاید معشوق؟ آه ِخود از دل ِپر درد، کجــــا باید بُرد؟ سینـــه را داغ نشانی ونیاید معشوق و خداونـــــد کـرم‌کاش نخواهد هرگز طی کنـــی دورجوانی ونیاید معشوق ترسم اینبار دلـــــم سخت ترک بدارد مژده‌چشمان به‌ تَرانی‌ونیاید معشوق؟ شعر✍ 💖 https://eitaa.com/bamehonar313
از تو گله دارم گلــــــه‌ دارم گلـه بسیار افتاده میان من و تــــو فاصلــه بسیار تقدیرمن وتو شده این فاصله،هرچنـد اشکم‌شده پیش‌و پس ِهرنافلـه بسیار در زیر پر وبال‌تو ابر و مَه وخورشید در پای من ِ خسته ولی سلسله بسیار می بینمت آیا که تو برگشته‌ای و باز برخاستــه دور و بر ِ من وِلوله بسیار؟؟ فریاد من از چاه به جایــــی نرسیده هر چند بر آن می گـذرد قافله بسیار بربغض‌من‌آرام‌نشست‌ازلب‌ِمن‌خواند با تار دلــم مرثیـــه را چلچله ،بسیار از زخم ترک‌خوردهٔ‌ درسینه نوشتم یک عمر براین کاغذک ِ باطله بسیار اصلأ تو به تنهایی ِ من فکـر نکـن تا جمعند بَرم مردم بی‌حوصلــه بسیار
زخم دارد زخم هایی تازه‌ و بسیـار، غزه مانده زیر تلــی از خاکستـــر و آوار، غزه ای مسلمانان صدای غــزّه را دارید یا نه؟ باز دارد قِصه ای پر غُصه و خونبار غزه ناله‌هـای کودکان بـی پنــاه ای وای غزه آه کو سیـد حسن کو حضرت سنوار غزه ؟ بالهایت کو پرت کو، آنهمه زیبایی‌ات کو؟ چه بلایی بر سرت آورده اند اشرار، غزه؟ مرگ‌برصهیون غاصب‌مرگ برکودک‌کشانِ آمریکایی که دارنـــد عـادت کشتـار ،غـزه آه‌غزه شرم داریم‌ازسکوت ای‌کاش میشد از برایت با سر و با جان کنیم ایثار غزه رفتی‌و گستاخ تر،از قبل،اسرائیل‌شدوای با سپاهی از شهیدانت بیا ســردار ، غزه #
ماه در حجره ٔ ویران شده با سرافتاد چه خبـــر شـــد ز لب بام کبوتر افتاد حرمله ای وسط روز چنان هلهله کرد که عطش از ســر آن لعل معطر افتاد پیکراو که نه،اماجگرش ریخت به‌هم خون لخته شده از حلـق ، مکرر افتاد دمِ‌آخرجگرش سخت درآتش میسوخت ولی می گفت که از تشنگی اصغر افتاد حسنــــی شد جگــــرش با اثر زهر ولی تشت خون‌بود که از داخل آن سر افتاد کم‌کم از حجره دلت...وای‌چه عاشوراییست مرکبـــی شد هدف نیــــزه و اکبر افتاد سه‌شب و روز تنی در تَفِ صحرا،ای وای بی جهت نیست از این حادثه مادر افتاد ماه بغــــــداد ،غریبــــــانه در این تکرار ِ زهــر و انگــور ،ببین از نفس آخر افتاد کاش‌بر هم نخورد طرح تنت‌چون خورشید بر تن وجان تو چون تیغه ی خنجر افتاد ✍شعر
ما نخـل‌های سربلنــدیـم و نمی میریم ما ایستــاده انتقام از کفـــر می گیریم در خـــون سردارانمان ریشـه دوانیدیم بر گردن‌ صهیون‌ غاصب تیغ شمشیریم شعر https://eitaa.com/bamehonar313
تیغ علـی با اهـــل خیبـــــر کــار دارد با کفـر،با خصـــم مُـــــزور کــار دارد خونی‌که جاری شد در‌این عید مبارک با صهیــــون غاصب مکــرر کــار دارد ما را مترسان از شهـادت ، آی صهیون مرگی چنین باچون تو ابتــــر کار دارد راه گریـــز از انتقــــام سخت ما نیست با قـــــومِ غاصب نسـل حیــدر کار دارد سِرّی است در خون شهیدان و خدا هم با جانیــــــانِ جنــــگ گُستــــر کار دارد غافــل مَشـــو از ذوالفقـــار حیدریون این تیغ با قــــــوم ستمگــــر کار دارد «مصرع اول تضمین از شاعر دیگری است» ✍شعر https://eitaa.com/bamehonar313
محـــو اسرائیلیان امـــر محالی نیست شخم خواهدخورد حیفا هم،خیالی‌نیست ایستاده در کمین مرصـــاد و سجـیل و رعد و خیبر ، قدر ، فتــاح و ابابیل و آی اسرائیل عمــرت رو به پایـان است فاتح این جنگ میدانی که ایــران است ای حریفت لشکــر خونخــــــــواه ثارالله ما همه طــوفان الاقصـاییم در ایـن راه رهـــــروان راهِ بر حـــق را متـرسانید وارثان بــدر و خنــدق را متـرسانید جانیـان ِ نسلْ کش ، در غــزه ی مظلوم آی نام و نسـلتان ملعون ونحـس و شوم از فلسطین از یمــن از ســوریه لبنــان مـی رسد فریادهای زنــده باد ایـران راه سرخ حاج قـاسم تا ابـد برجاست گویی از خاکسترش ققنـوسها برخاست حاج قـاسم های دوران زنــده تر گشتند گویی ابراهیم و اسماعیــــل بر گشتند وقت آنـکه دشمن از وحشت بلــرزد شد امپـــــــــــراطــــوری ایـــران محمـد شد حضرت سیـد حـسن داری صـدامان را التـهاب و التـماس چشمهــــامان را ای تو تفسر اَشِدّاءُ علـى الكفــار وارث ِ عمـار ، یاسر، میثــم تمــار داغتان سوزانده هم ما را و هم یــم را قطره ای بر مــا بنوشانیــد زمــزم را موسم امر فـرج بسیـار نزدیک است وعده ی نابـودی کفـــــار نزدیک است ما ظفرمندانی از دیـروز و امروزیم با دعای خیرتان در جنگ پیروزیم شعر ✍
دریا به دریا در دلـــــم حسرت بریز ارباب می آیم آخـــــر کربلایت سینه خیز ارباب ما جامهٔ احراممان مشکیست خوشحالیم دور تــــو می گردیـم روز رستـخیز ارباب باید که جان می‌دادم از غیـرت که افتاده این قافله در دست ناپاکانِ هیــــــز ارباب باید شبیه حــاج قاســـم در مسیـــــر تــو از جان گذشت‌وبی‌هوا شد ریزریــز ارباب می رفت بر سر نیزه هاسرها وَ می بارید خون‌از دوچشم زینب‌ازچشم تو نیزارباب؟ آنجا که زهـــــــرا گاه بــر تشت طلا گاهی بر تشت پُـر خون ِحسن می زدگریز ارباب یا فاطمه گفتیم مــــا در روضـــــه ٔ عباس تا هفت نسل‌از قبل‌ما شد مستفیض‌ارباب در زیر لب زینب مکـــرر یا اَخــا می گفت کرببلایی بــــــود آن یـا رستخیــــز ارباب دشمن هجوم آورده‌است‌ازهرطرف‌امروز تنهای تنهائیــم پشت خاکــریــــــــز ارباب در انتظار موعودیم تا بشکنــــد دست ستـم را آن عزیز ارباب https://eitaa.com/bamehonar313
در چهل منـزل شامات شهیدم کردند طعنه گفتند وبه کرات شهیدم کردند چشمهایم لب گودال سیاهی رفت و بی هوا وقت ملاقات شهیـدم کردند تااشاره به سرت‌کردم وگفتم‌ اینست پسر هِلْیُـون تورات، شهیـــدم کردند ضجه‌ها بود ومـن وشام غریبانهٔ‌من پای هفتادو دومشکاة شهیـدم‌کردند هرکه‌خونخواه‌جمل‌بودصف‌آرایی‌کرد با چنان شور و مباهات، شهیدم کردند شامیان سنگ زدند آیه ی لبهایت را رو به دروازه ی ساعات شهیدم کردند پای پر آبله ی دختـــرکانت...!! ای آقا در چهل منزل شامات شهیـدم کردند در مِنای تو به دنبال تو میگشتیم آه تا رسیدیم به میقات ، شهیدم کردند زیر نعل سمِ اسبان، تنت از هم پاشید آنهمه زخم و جراحات ،شهیدم کردند سنگ کفر خودشان را به سرم کوبیدند آخر این مردم بد ذات شهیـــدم کردند نه به یک بار،چهل بار ،حرامیهـــــا در کوچه،بازارو محلات شهیـــدم کردند این منِ چله نشین سایه گرفتـم زیر ِ نیزه در وقت مناجات، شهیدم کردند چله ای را گذراندم که در آن هر لحظه اشکها نیز به کــــرات شهیـــدم کردند https://eitaa.com/bamehonar313