eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
357 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وقتی تو را برتر از آدم آفریدند یعنی فراتر از دو عالم آفریدند نامت که آمد روی لب‌های موذن بر گونه‌های صبح، شبنم آفریدند انگشتر خلقت نگینی چون تو می‌خواست نام تو را در قلب خاتم آفریدند وقتی تو را دردانه‌ی عرش خداوند وقتی دلت را فارج الهم آفریدند حبل المتینی، سِرّ اسما خدایی نام تو را از اسم اعظم آفریدند آن روز اسماعیل، حتما «یا علی» گفت آن روز... آن روزی که زمزم آفریدند کعبه ترک دارد هنوز از اشتیاقت دیوار آن را گر چه محکم آفریدند دنباله‌ی ذکرت صراط‌المستقیم است راه تو را راه مسلم آفریدند وصفت نمی‌گنجد میان بیت‌هایم واژه برای وصف تو کم آفریدند
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. دویدم با چه شوقی کوله‌بار عشق را بستم قدم برداشتم..، دیدم میان مشهدت هستم! دل تاریک من دارد به سوی ماه می آید فقیری لابه‌لای زائران شاه می آید به یاد قبله‌گاه مرقدت بستم صلاةم را دم بابُ الجَواد از یاد بُردم مشکلاتم را عجب حال خوشی! ، دارم امین الله می خوانم نشستم روبه رویت " آمدم ای شاه " می خوانم بزرگ کشور ما ، آبروی مُلک ایرانی! رعیّت دور تو جمع اند ، سلطان خراسانی! سکوتم در هیاهو می دَوَد دنبال لَحن تو تویی فرزند موسیٰ! کوه طور ماست صحن تو شب از "وَالشَّمسِ" رویِ تو به پستو می رود هر روز کنار گنبدت خورشید از رو می رود هر روز کبوترزاده ام ، دلواپس گندم شدم آقا من آن طفلم که بین صحن هایت گم شدم آقا حواسِ پرتِ من را این سه‌شب غرق زیارت کن بیا ای ضامن آهو! گدایت را ضمانت کن مرا از چنگِ پابندِ گرفتاری رها کردی گره های مرا با پنجره فولاد وا کردی خودت شور جوانی را به من دادی سرِ پیری دلم را مثل کفش کهنه ای تحویل می گیری در این آئینه ها تکرار شد فریاد ایمانم : رضا جانم ، رضا جانم ، رضا جانم ، رضا جانم در آغوش تو جا خوش کرده این بی دست و پا انگار ضریحت را بغل کردم ، بغل کردی مرا انگار چه می خواهد شهیدی که ببیند همجوار توست چه خوشبخت است آنکس که مزارش در کنار توست رها کردی پرش را از اسارت ، گفتی آزادی پس از یک عُمر خدمت ، مُزد نوکر را چه خوش دادی! سپردی دست خادم‌ها سیاهی های پرچم را تمام حاجتم این است..، باشم این مُحَرَّم را دم فوّاره ها از مشک سقّا آب می نوشم لباس مشکی ماه عزا را با تو میپوشم همین که ناله ی یَابْن‌َالشَّبیبَت راه می افتد تَصَوُّر می کنم از روی مرکب ، شاه می افتد ▪️ نوک سرنیزه با دندان او برخورد خواهد کرد سُم مرکب تمام پیکرش را خُرد خواهد کرد ✍
هدایت شده از پیام کاشان
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی تو را برتر از آدم آفریدند یعنی فراتر از دو عالم آفریدند نامت که آمد روی لب‌های موذن بر گونه‌های صبح، شبنم آفریدند انگشتر خلقت نگینی چون تو می‌خواست نام تو را در قلب خاتم آفریدند وقتی تو را دردانه‌ی عرش خداوند وقتی دلت را کاشف‌الهم آفریدند حبل المتینی، سِرّ اسما خدایی نام تو را از اسم اعظم آفریدند آن روز اسماعیل، حتما «یا علی» گفت آن روز... آن روزی که زمزم آفریدند کعبه ترک دارد هنوز از اشتیاقت دیوار آن را گر چه محکم آفریدند دنباله‌ی ذکرت صراط‌المستقیم است راه تو را راه مسلم آفریدند وصفت نمی‌گنجد میان بیت‌هایم واژه برای وصف تو کم آفریدند سه شنبه ۸ آبان۱۴۰۳ اینجا است👇 https://eitaa.com/joinchat/3907518475C490c3d9ea9
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قرعه به نام کینه‌ی قابیل افتاده اشک خدا از چشم جبراییل افتاده شیرازه‌ی تاریخ از هم واشده، آنوقت یک تکه‌اش در عهد عام‌الفیل افتاده هر بار یک یوسف به قعر چاه‌های درد با دست فرزندان اسرائیل افتاده تصویر صدها مریم و صدها صلیب امروز روی خطوط زخمی انجیل افتاده دیشب ملائک قدس را با اشک‌شان شستند بر گنبدش پرهای دردائیل افتاده بیدار می‌مانیم، شاید مژده آوردند: فرعون یک بار دگر در نیل افتاده
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا