چای نبات روضه ات را هر که نوشیده
از کوثر و زمزم یقینا چشم پوشیده
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#اصلا_حسین_جنس_غمش_فرق_میکند
هدایت شده از دوبیتی و رباعی آیینی حسینیه
#برای_جامانده_ها ی #زیارت_اربعین
نام تو به لب بُردم و این نام به لب ماند
دل در تَبِ رؤیای حریمت همهشب ماند
هرسال به خود گفتهام امسال... ، ولی حیف
دل باز از این قافلهی عشق، عقب ماند
✍ #اعظم_کلیابی
@dobeity_robaey
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
تو از آسیه و حوّا و مریم سرتری زینب
که داری بر همه عالم مقامِ سروری زینب
برایت آتش غمهای بی پایان گلستان بود
که در موج بلا و خون ، خلیل دیگری زینب
عجب صبری عجب شوری عجب ایمان و ایثاری
تویی زینب ترین زهرا تو روح کوثری زینب
زبانِ خطبه هایت مثل شمشیرِ علی برّان
میانِ کفر و دین کردی به خوبی داوری زینب
به زیرِ گام هایت شام را ویرانه خواهی کرد
رسالت دارِ عاشوراییِ پیغمبری زینب
شجاعت می زند زانو، زبانِ خطبه هایت را
نشان دادی قیامت را ، شُکوهِ محشری زینب
شکسته خطبه هایت قامتِ لات و هُبل ها را
بلاغت در بیان داری ، شبیهِ حیدری زینب
دلت خون بود اما غیرِ زیبایی نمی دیدی
در آن ساعت که می دیدی سرِ بی پیکری زینب
در اوج بی پناهی ها پناه کاروان بودی
میانِ کاروانی که خودت بی یاوری زینب
برادر را روی نیزه ... چگونه تاب آوردی ؟
چگونه تاب آوردی تویی که خواهری زینب
اگر امِّ ابیها فاطمه بوده است پس بی شک
برای شاهِ دین هم خواهری هم مادری زینب
نه تنها زینِ اَب بودی و زینت دادهای او را
که حتی بر برادر هم شکوه و زیوری زینب
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
عاشقت را غم این کرب بلا خواهد کشت
یا همین زمزمه و شور و نوا خواهد کشت
نذر کردم که پیاده بروم محضر عشق
عاقبت حسرت این عشق مرا خواهد کشت
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هفتاد و دو لالهی به خون غلطیده
داغیست که باغبان به چشمش دیده
در علقمه گل کاشته ساقی حرم
کز عطر گلش بوی خدا پیچیده
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
استخوانی اگر از آن بدنِ بی سر ماند
بس دواندند به اسبان زجفا روی تنش
خُرد کردند همان سنگدلان کوفه ـ
بدنی را که نماندهست برآن پیرهنش
#بانوی_کاشانی