هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
بار دیگر. رحمت حق بر زمین اعجاز،شد
فاطمه آمد دوباره علت این راز شد
اوست دریای ولا را گوهر صدق و صفا
زینت آرای پدر گنجینه ی حجب و حیا
عصمت وکنزحیا را در جهان منظومه اوست
نور در نور است بانو فاطمه معصومه اوست
عالمه چون فاطمه سرچشمه علم ویقین
وارث دین محمد خطبه خوانی راستین
او طبیب حاذق ومرهم گذار هر غم است
در کرامت رشته حبل المتینی محکم است
از ازل تقدیر او چون حق تعالی می سرشت
نام او را با کرامت چون برادر می نوشت
مرقد و صحن وسرایش حامل عرش برین
فاطمه است و عالمه است و منشا علم ویقین
مرقد او معدن اسرار و راز خلقت است
مهد فقه و علم وایمان و یقین و حکمت است
آبرو داده به خاک شوره زار این دیار
با حضور سبز او حتی خزانش شد بهار
شهر قم با بودن معصومه شد فخر زمین
خاک اینجا میزند طعنه به فردوس برین
یا کریم خانه اش هم پادشاهی میکند
با نسیم و نور و گندم عشق بازی میکند
بر غریب و زائر خسته پناه است این حرم
زائرش حتما نصیبش میشود فضل وکرم
صد گره از کار خلق این فاطمه وا میکند
درد ها را او دوا همچون مسیحا میکند
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#فاطمه_معصومه
ساده نباش جانم!
قرار نیست هرکس که به تو لبخند زد ، از سرِ مهربانی باشد ،
یا هرکس حرف هایِ قشنگ تحویلت داد ، از سرِ صداقت و یکرنگی...
این مردم عادت کرده اند ، برایِ روزهایِ سردشان ، کلاهِ همدیگر را بردارند ...
"هوا بس ناجوانمردانه سرد است" جانم...
کلاهت را محکم بچسب!
حواست باشد؛
ساده باشی ، سرما را خورده ای،
آن هم به وحشتناک ترین صورتِ ممکن!!!
حواست باشد!!!
«ویبقي مکانك فارغاً و فراغك أجمل ألحاضرین!.»
_جایت خالی میماند؛
و جاي خاليت از همه ي حاضرین زيباتر است.
دلتنگ توام خط بزن این فاصله هارا
دنبال تو گشتم همه ی قافله هارا
زخمی که به دل دارم از این فاصله قدری ست
کز یاد بِبُردم همه ی آبله هارا
ازچلچله ها بسکه سراغ تو گرفتم
مجنون تو کردم همه ی چلچله هارا
با سلسله ی موی تو شاعر شده ام من
تا وصف کنم حال همه سلسله ها
را
آوازه ی تنهایی من شهره ی شهر است
برگرد.فراموش کنیم آن گله ها را
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
به استقبال غزل استاد محمدعلی بهمنی
گفتم بدوم تا تو همه فاصلهها را
تا زودتر از واقعه گویم گلهها را...
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
به ذکرت مدام مشغولم کن _اعظم _کلیابی 4_5983424841066219100.mp3
زمان:
حجم:
2.3M
اعظم کلیابی ( بانوی کاشانی )