eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
357 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
. دلتنگی یعنی تو نیستی و غروب شده است و من باز  به جای تو به تماشای غروب نشسته ام https://eitaa.com/sahdser
وقتی قراره دوتایی را(ه) بریم قنج می‌ره دلِ کتونیامون پرنده‌های خونه از ذوقشون چن تا خیابونو میان باهامون حرف که می‌زنی بهاری می‌شم حرف که می‌زنی نفس می‌گیرم آرزوای رفته از یادمو دوباره از زندگی پس می‌گیرم بزار یه وقتا که دلم می‌گیره قهر کنم، چای برات نریزم بزار ببینم چقد آشفته‌ای! تا بدونم چقد برات عزیزم! پنجره‌ی خونه‌ی من روز و شب پر از هوای دلِ صاف توئه گاهی بهم بگو که دیوونه‌می دلخوشی من اعتراف توئه یخ زده دستم که یه روزی اونو میون دستات بگیری، ها کنی که زیرِ عطرِ پالتو بلندت شونه‌های سرد منم جا کنی شاید یه شب غرورتو یادت رفت کلّ خیابونو دویدی با من حجب و وقار و سنّ و سالو ول کن! شاید به آسمون رسیدی با من بپوش جلیقه‌تو مبادا یه وقت خدا نکرده سینه‌پهلو کنی چراغ خونه‌ی امید منی دق می‌کنم شبی که سو‌سو کنی ۲۸ آذرماه ۹۹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دود این شهر مرا از نفس انداخته است به هوای حَرمِ کربُبَلا محتاجم...
جمعه‌ها، همیشه برایم شبیه به یک سالن تئاترِ خالی است؛ جایی که قرار بود در آن زندگی را به تماشا بنشینم از هر ثانیه‌اش لذت ببرم، اما... فقط سکوت مانده و صندلی‌هایی که ردیف به ردیف جای خالی‌ات را فریاد می‌زنند. ​این روز، نه به خاطر غروبش، بلکه به خاطر آن سکوت بی‌رحمانه دلگیر است؛ آنجا که تمام جهان ایستاده تا من با تمام وجود، حسرتِ روزهای پر تکاپویی را بخورم که تو در میانشان نبودی. ​جمعه، تنها روزی‌ست که خستگی‌ام از نداشتنت از خستگیِ تمامِ هفته بیشتر ست . و من در این خلوت، تنهاترین تماشاگرِ نمایشِ دلتنگیِ خودم هستم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آقای آدینه های انتظار !!!! سالها ست ساعت دلواپسی را کوک میکنیم به وقت آدینه. تمام دلخوشی ما همین آدینه است. که بخوانیم تو را با ندبه ای ، با دعایی... أَیْنَ الْخِیَرَهُ بَعْدَ الْخِیَرَهِ ؟ أَیْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَهُ عمری ست چشم به راهت هستیم... عصرهای آدینه دلگیر اند با سوز،سمات همراه می‌شویم وَبِمَشِييَّتِكَ الَّتِى دَانَ لَهَا الْعالَمُونَ؛ و می‌خوانمت به اراده‌ات که جهانیان در برابرش مطیع‌اند اما هنوز نسیم آمدنت وزیدن نگرفته است میترسم انتظارت ابدی شود . حالمان روبه راه نیست. حضورت ضروری ست . آمدنت واجب است. بی دینی بیداد میکند . زمین پا بند زمان است . تا چشم کار می‌کند کویر است آسمان نگاهمان نمی‌کند خورشید هم.... ابو جهل ها دم از اسلام می‌زنند نقاب بر چهره ها انداخته اند ماه را تبعید کرده اند آفتاب گردان روی بر گردانده به خورشید سلام‌ هم نمی‌دهد بید مجنون شده گیسو به دست باد سپرده. سرو آزاده نیست آزاد است. و در عریانی غنچه ها اصالت خود را فراموش کرده تمام تن زمین درد می‌کند . دغدغه ی دستان زمین عطش استجابت است . آه انتظار بی پایان ... کی می‌رسد روزی که از این سفر طولانی باز،گردی و بگویی: "منم آقایِ انتظار!"
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ماه تبعید شده آفتاب گردان رو بر می‌گرداند از خورشید... سرو خم شده بید مجنون گشته، گیسو به دست باد سپرده. قاصدک رها در آسمان می‌چرخد. وبه عریانی گلبرگ ها بی اعتناست. تمام تن زمین درد می‌کند. و سپید سال دستانش عطش استجابت دارد با کدام نسیم از راه می‌رسی!!!! بیا و در گوش دنیا زمزمه کن. آمدنت را