هدایت شده از هنرمندان کشور دوست🇮🇷
36.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬شعری تقدیم به ساحت مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها🖤🏴
🎤شاعرتوانمندبانواعظم کلیابی
#بانوی_کاشانی
#انجمن_شاعران_نویسندگان
#بسیج_هنرمندان_کاشان
💠 با ما همرا باشید ◇●•
💠 @b_h_kashan
هدایت شده از مجمعالذاکرین🎤
مقام مادری
در شفاعت برتری دارد به هر پیغمبری
بر تمام اولیا دارد مقام مادری
کوثر است و چشمه جوشان پاک زمزم است
عصمت داور تجلی صفات اعظم است
سوره قدر است عالم بسته بر تقدیر او
شیعیان روز قیامت بنده ی تدبیر او
فاطمه جان پیمبر نور چشمان علی ست
روشنای کهکشان و بر دوعالم منجلی ست
ذکر تسبیح الهی زینت سجاده اش
سایبان شیعیان چادر سیاه ساده اش
فاطمه را فاطمه تنها نمی باید نوشت
فاطمه نور است، دل را می برد سمت بهشت
مهربانویی که با مِهرش دل خاتم ربود
غیر زهرا هیچ بانویی که انسیه نبود
تا خدا مهر علی را بر دل زهرا سرشت
علت خلق علی را حضرت زهرا نوشت
او قرار بی قراری های مولا میشود
با نفس های نجیبش چون مسیحا میشود
آتش وپروانه و چادر نماز خاکی اش
هیچ کس آگه نشد از مرقد افلاکی اش
مرقدش «بانو» ! اگر پنهان شده از چشمها
نیست غم زیرا که میباشد نهان در قلب ما
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
@Maddahankhomein
هدایت شده از در انتظار مقدم نور
قدری بمان ای سوره قدرم که قدر تو
جاری ست چون آیات قرآن روی لبهایم
ای روشنای کهکشان شان نزول نور
ای لیله الاسرا بمان مهتاب شبهایم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
در سایهسار سرو تو دارم سعادتی
سرمایه شفاعت صبح قیامتی
شان نزول قدری و با تو مقدر است
از سوی حق اگر شده بر ما عنایتی
امّ الائمه ، همسر مولای شیعیان
هم کوثر کثیری و دخت رسالتی
بوی بهشت میوزد آنجا که ذکر توست
حتی بهشت دارد از،عطرت حلاوتی
انسیه ای که عرش خدا زیر پای توست
حوریه ای که گوهر عرش کرامتی
ریحانه ی رسولی و نامت شده بتول
دریایی از نجابت و در اجابتی
چون کوه استواری و چون قله سرفراز
زینب گرفته از تو چه درس صلابتی
همچون خلیل در دل آتش قدم زدی
اما نکردی. از تب شعله شکایتی
لبریز عطر تو شد ه باغ محمدی
گل با گلاب ناب تو دارد قرابتی
تا که علی زمین نخورد ، خورده ای زمین
حامی حیدری و خودت بی حمایتی
#_اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
@darentezarmaghdamnoor
دلم تنگ شده است…
مثل ماهی برای دریا ...
مثل پرنده برای پرواز..
تنگ تر از باغچه که به باران می اندیشد
عشق تو،
مثل نفسِ گرمی است
که در حنجره ی یخزدهٔ صبح جاری میشود.
کاش میآمدی…
من و تو،
دو نقطه بودیم در یک سطر بلند…
حالا فاصله،
خطی کشیده است به درازای تمام نقشهها.
اما هنوز،
در سکوتِ دیوارهای این اتاق،
تصویر قامتِ تو
و
لبخند زیبایت
روی دیوارِدلم روشن است…
مثل مهتابی که هرگز غروب نمیکند.
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
باز،
در این دوریِ همیشگی،
روزها نو میشوند…
هر ثانیه،
برگی است که از تقویم دل کنده میشود
و باد،
آن را به کویر میبرد.
راه،
ریسمانی سرد است
به گردنِ روزهای تکراری.
تو نبودی…
و من،
در ایستگاههای خلوتِ ،
ساعتها
قطارهای سوختهی خاطرات را
تماشا میکردم.
کاش باد،
پیکِ رازهایم باشد
و این دلتنگیهای سنگین را
به آسمان شهرت ببرد.
اما تو دوری…
دوری،
و من
پرندهای که آوازش را
در گلو خفه کرده اند
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
شب،
از قابِ پنجره آغاز میشود،
جایی میانِ سکوتِ دیوارها
و نفسِ آهستهی زمان....
ماه، روی شانهی من خم شده است،
و رازِ ماندن را
در گوشِ سایهها نجوا می کند.
پراز بال و پرم...
از گون تا گندم...
از یاس تا یاسین..
صدای دوری میآید،
از جایی که چراغها خواب میبینند
و خیابان، زیرِ قدمهای عابران
بهتی دوباره را به خاطر می سپارند..
همراه خش خش برگها
دستهایم ستاره میچینند از دشت شب...
برای دلی که هنوز
به روشنی ایمان دارد....
چه عرفان نابی است
جاری است از کرانه ها...
در،سکوت شب،
درامتداد خیابان ،
در سرود درختان ،
در انزوای برکه وماه ...
تپش قلب تهمینه
رستم را می خواهد ، آعوشی گرم
.
من بوی سیب ممنوعه را
در عطر شب بوها حس کرده ام
در لابه لای اطلسی ها.
در آواز زنجره ها.
من حسرت آه و مهتاب را
دمنوشی از بخور اساطیر می نوشم
وه که چه زیباست کوچه های شور و جنون..
من در متن عرفان جاری ام
و دلی که ایمان دارد به بودن تو...
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی