گفتی چه خبر بی خبرم از همه دنیا
جز بی خبری نیست در اندیشه ی فردا
وقتی که زمان در تب وتاب وخفقان است
باید که بمیریم دراین گوشه ی دنیا
از حال خوش،و خنده ی جمعه خبری نیست
خشکیده به لب واژه و مُردند غزل ها
افسوس که دنیا شده دنیای خیالی
در حسرت سیب اند هنوز آدم و حوا
حالا که ردیف است غم و نیست رهایی
باید بسرایم غزل رفتن خود را
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
پنجشنبه،
حلقۀ گمشدهی زنجیرِ روزهاست؛
دستی که باید میگرفت..
و نگرفت،
نفسی که باید میآمده در هوای خانه
و نیامد…
پنجشنبه
یادگاریِ مرمرینِ غروب است
روی میزِ خالیِ ابدیت.
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
روزها میآیند
و میروند
با همان موجِ ملایمِ حسرت
که بر ساحلِ تنهایی مینشیند
و صدفهای خالی را پر میکند
از آوای دریاهای دور…
و من
در سکوتِ این ساحل،
گوش میسپارم
تا شاید
در هیاهوی امواج،
آوازِ آرامِ بازگشتِ تو را
بشنوم…
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#دلتنگی
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«عانقني قليلًا، أريد أن أشعر أن العالم أقلّ وحشةً.»
_مرا کمي در آغوش بگیر،
ميخواهم حس کنم دنیا کمي کمتر وحشتناك است.
باز تاریخ جهان شاهد یک تکرار است
بر گلوگاه زمین پنجه ی استکبار است
ابرهه گر چه تو آغاز گر آشوبی
عاقبت بارش سجیل سرت آوار است
بیمی از یورش صهیون به دل ما نَبُوَد
تا که فرزند علی رهبر وپرچم دار است
هرگز این خاک سزاوار رجز خوانی نیست
سرِ هر فتنهگرِ بی شرفی بر دار است
پای نامردی اگر باز شود بر وطنم
پاسخاش سیلی دندان شکن کرّار است
ترس ما نیست زطوفان حوادث هرگز
هر کجا فتنه بود ملت ما هشیار است
سخن رهبر فرزانه که فرمود چنین:
گر که ما را بکشی ملت ما بیداراست
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#جنگ
#جهاد_تبین