eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
357 دنبال‌کننده
707 عکس
466 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
دمیده از دل ماه خدا ماه دل آرایی از این پس شام یثرب می‌شود با او تماشایی فدک در خود نمیگنجد فلک در شادی وشور است زمین با شوق میگردد به دور چشم شهلایی تمام شهر را عطر گلاب ناب پر کرده ست بهاری با خود آورده ست پیغام شکوفایی به روی دست می گیرد نبی آن حُسن یوسف را شبیهش را ندیده در زمین چشم زلیخایی دل از اهل دو عالم می‌رباید صورت ماهش که او تکرار احمد بوده در تمثال زهرایی در امواج بلا، دریا، بلا گردان او بوده‌ست ندیده هیچکس دریا بگردد دور دریایی بغل وا کرد در آغوش خود جا داد دریا را گرفته باز هم‌مریم در آغوشش مسیحایی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زندگی جاری ست مرگ اجباری ست گاه باید سوخت گاه باید ساخت این تعامل نیست خویشتن داری ست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دمیده از دل ماه خدا ماه دل آرایی از این پس شام یثرب می‌شود با او تماشایی فلک در خود نمیگنجد فدک در شادی وشور است زمین با شوق میگردد به دور چشم شهلایی تمام شهر را عطر گلاب ناب پر کرده ست بهاری با خود آورده ست پیغام شکوفایی به روی دست می گیرد نبی آن حُسن یوسف را شبیهش را ندیده در زمین چشم زلیخایی دل از اهل دو عالم می‌رباید صورت ماهش که او تکرار احمد بوده در تمثال زهرایی در امواج بلا، دریا، بلا گردان او بوده‌ست ندیده هیچکس دریا بگردد دور دریایی بغل وا کرد در آغوش خود جا داد دریا را گرفته باز هم‌مریم در آغوشش مسیحایی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آخر سال است و باید خانه ی دل را تکاند جای غم عشق وامید تازه ای درآن نشاند. بر لب ایوان دل گلهای داودی گذاشت روی لبها بذر خنده غنچه امید کاشت تُنگ دل راخالی از گرد و غبار وکینه کرد.. با محبت سینه را روشن‌تر از آئینه کرد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای وجودت وسعت دریای عشق باتو من آموختم معنای عشق گرچه لیلایم ولی شوق جنون پای بندم کرده در صحرای عشق سحر گفتارت مرا کم کم کشید تا جهان روشن و زیبای عشق دوست دارم سر نهم بر دامنت کودکانه بشنوم نجوای عشق گوش جانم تشنه ی آوای توست سر بده در گوش جان آوای عشق
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هرکجا خواهی برو ای دل ولی آزاده باش در هوای عاشقی پاک و زلال و ساده باش دور باش از خودپسندی و دو رنگی وریا درمیان اهل معنا واقعا افتاده باش گر که با ساقی نشستی حرمت ساقی بدار گر روی میخانه آنجا هم نشین باده باش سجده کن بر چشمه ی مهر خدای مهربان سائل درگاه عشق و مونس سجاده باش سینه ی بی کینه را خالی کن از افکار پوچ کم کن از ناز وتکبر عاشقی دلداده باش عاقبت روزی به پایان می رسد این روزگار فارغ از دلبستگی وقت سفر آماده باش