eitaa logo
دلنوشته های بانوی کاشانی
358 دنبال‌کننده
719 عکس
469 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
شدم زائر سفر آغاز کردم به سوی مشهدت پرواز کردم کنارم گندم است و آب و روضه نشستم روزه ام را باز کردم ۶
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از دست تو آب و دانه میگیرد دل در سایه ات آشیانه می گیرد دل ازبس که رئوف و مهربانی آقا آغوش تو را بهانه می گیرد دل ۷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گنبدت سهم کبوترهاست میدانم ولی دانه ی گندم شدن در زیر پایت بهتر است ۸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ساعت دقیقا هشت با باران رسیدم قطره به قطره آسمانت را دویدم مثل کبوترهات گشتم دور گنبد خورشید را هم خادم صحن تو دیدم تا کم شود. بار گناه از،روی دوشم از چشم های خویش منت می‌کشیدم لبریز ، از عطر حرم شد جانمازم در سجده ام طعم اجابت را چشیدم آهو شدم تا ضامنم باشی تو آقا دل از همه جز،دامن مهرت بریدم یک زائر بارانی از قلب کویرم یک آسمان اندوهم و کوه امیدم هرچند دعبل نیستم پیش تو اما با خط خطی های سیاهم روسپیدم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در دلم حسرت گندم شدنی بوده وهست دانه ام منتظر معجزه ی بارانم.....
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از همان روز ازل ذکر تو شد درمانم بر سر کوی تو عمری‌ست که سرگردانم آن کویرم که به لطف تو گلستان شده است میوزد رایحه ی عشق تو در بستانم در دلم حسرت گندم‌ شدنی بوده و هست دانه‌ام منتظر معجزه‌ی بارانم تا کبوتر شدنم راه زیادی‌ست ولی هرکجا هم بروم جلد همین ایوانم قول دادم به جز از بام تو جایی نپرم تا نفس هست وفادار به این پیمانم غم فردا نخورد هرکه شود زائر تو تا سبکبال شوم در طلبت می‌مانم همه جا سفره‌ی لطف تو مهیاست رضا همه‌ی عمر سر سفره‌ی تو مهمانم غزلی ساخته ام از برکات حرمت نیستم دعبل و در شهر. سخن حیرانم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا