تاوان بدی های تو را من دادم
با پای خودم به بند غم افتادم
دور از نفس گرم تو ای ماه انگار
من ساکن روستای زجرآبادم
#بانوی_کاشانی
#اعظم_کلیابی
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نام او که سه ساله ست و باب حاجات است
دو دست کوچک بی بی پر از کرامات است
قسم به زلف سیاهی که سوخت از آتش
نخی ز چادر او رشته ی عنایات است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#رقیه_بنت_الحسین
خادم شدم در مجلس تو افتخاری
ارث پدر بوده که مانده یادگاری
در روضه کارم استکان شویی ست آقا
حتما هوای کوچکت را خوب داری
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#محرم
#چایخانه
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
نخی از چادر تو چاره ی درد بشر است
فاطمه شان ومقامت زهمه بیشتر است
ای که تکیه زده در دامن تو عرش خدا
تکیه ها با نمک روضه ی تو معتبر است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
از سفره ی فاطمه نمک گیر شدیم
با دوستی آل علی پیر شدیم
جز بر در خانه ی تو هر جا رفتیم
باور بکن ای ماه که تحقیر شدیم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
837.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خودت برات سفر را برایم امضا کن
تمام دلخوشی ام کربلا و مهران است
دلم بهانه و دلتنگی اش فراوان است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#سه_گانی
#دلتنگی