چراغ را روشن میگذارم
برای کسی که
پشت در نیست.
شبهایم را
کوک میکنم
روی موجی که نمیآید...
ساعت زمان را نشان می دهد اما عقربه ها خسته اند از تکرار...
آخرین برگ تقویم را ورق می زنم هیچ روز دیگری برای من بعد تو نیست .
#اعظم_کلیابی
#متن_دلتنگی
باز این دل، بی قرار روضهٔ مادر شده
باز حرف صورت و سیلی و میخ در شده
باز هم آتش به جان ما رسیده از دری
کز غم سوزاندنش چشم دو عالم، تر شده
حرف، حرف بغض و کینه از علی بوده ست وبس
آتشی از کینه پنهان زیر خاکستر شده
فاطمیه شد ، مرور خاطرات درد و داغ
فاتح بدر و حُنین، تنها و بی یاور شده
فاطمیه شد که دل بر منبر اندوه و اشک
روضه خوان مادر و تنهایی حیدر شده
بین آتش سوخت زهرا تا بماند مرتضی
اینچنین کوثر فدای ساقی کوثر شده
یا علی ای کاش چشمت مثل دستت بسته بود
تا نمی دیدی چگونه غنچه ات پر پر شده
غیر تو مظلوم و غیر فاطمه مظلوم تر
نیست در عالم، غمت از هر غم افزون تر شده
کی به پایان می رسد شبهای بی مهتاب تو
وعده ی دیدارتان درعالم دیگر شده
دوستت دارم اگرچه روسیاهم از گناه
لطفت امید من شرمنده در محشر شده
#_اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#فاطمه_زهرا
#فاطمیه
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
«صافيالنيّةتصفالهألدُنيا.»
_آنکنیتشپاکباشددنیابرایشهموارمیشود
.https://eitaa.com/banoo096
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
در باد می پیچد صدای آشنایت.
پیچیده امشب عطر نرگس در هوایت
در پچ پچ شب با گل شب بوشنیدم
بوسه زده شبنم به چال گونه هایت
باران دوباره می زند حالم عجیب است!!
شاید خبر دارد خودش از ماجرایت
مضمون تازه می سراید اشک چشمم
با مطلع ای کاش ، می مُردم برایت...
تا از تو بنویسد قلم واژه به واژه
هی اشک می ریزد ردیف رد پایت.
نازک تر از گل در غزل حرفی نگفتم؟
از واژه ها پیداست هستم مبتلایت!!!
گفتند آغوش خدا باز است امشب
حتما اجابت می شود بانو ! دعایت...
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
.سرم سنگین شده از درد سرهای پریشانی
که مثل ارگ بم من را کشد در کام ویرانی
شبیه خانه ای خاموش و ویرانم که میریزد.
همیشه از در و دیوار آن غمهای پنهانی
زنی ساده زنی ایینه گون از نسل بارانم
درونم گنج هایی خفته از منشور ایرانی
ندارم باک اگر با طعنهها کافر مرا خوانند
قضاوت میشوم از دید چشم نامسلمانی
اصالت دار بودم گم نکردم تا کنم پیدا
نخواهم داد هرگز تن به هر افکار شیطانی
جهان در انتظار مقدم نور است و میدانم
کسی خواهد رسید از راه با فانوس نورانی
زمان حل میکند بی شک حدیث این جدایی را
و پایان میپذیرد قصهی این راهِ طولانی
صبوری میکنم ،با داغ و میدانم که میآید
صبوری میکنم می آید او یک عصر بارانی
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی