اعظم کلیابی بانوی کاشانیاعظم کلیابی بانوی کاشانی - Bi Kalam Ghamgin .mp3
زمان:
حجم:
6.7M
من که میدانم دلت خوش روزگارت عالی است
در کنار من ولی جایت همیشه خالی است
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#کانال_شهد_شیرین
می گویند باید کسی باشد که آدم را بفهمد ...
اما من می گویم ؛
اول خودت ، خودت را بفهم ،
آن وقت تصمیم بگیر ؛
می خواهی کَسی باشد که با تو کنار بیاید ؟
یا کَسی باشی که با خودش کنار می آید ؟
اگر خودت با خودت کنار بیآیی ؛
دیگر منتظرِ کسی نیستی که به او تکیه کنی
و با جا خالی دادنِ ناگهانیَش زمین بخوری ،
آن قدر قوی می شوی که به خودت تکیه کنی ، همان کَسی که تا اَبَد کنارت است ؛
" خودت "وقتی کَسی باشی ...
که خودش را می فهمد ...
خوشحال تری ...
وبی منت و بی توقع زندگیِ آرام را ...
به خودت می بخشی ...
#کانال_شهد_شیرین
هدایت شده از دلنوشته های بانوی کاشانی
من از آتش که افتاده دراین گلزار بیزارم
ز هر چه میدهد این خلق را آزار بیزارم
ز حرف یاوه گویان و دغلبازان و انانی
که دین را عرضه میدارند در بازار بیزارم
ازاین مجنون صفت های پریشان حال درمانده
که لیلی را نهان خواهند از دیدار بیزارم
از آن زاهد که میپوشد دروغین جامهٔ تقوا
ولی با زهد و با تقوا ندارد کار بیزارم
از آن کس که کتاب عدل را پیوسته میخواند
و آنگه بی گنه را میکشد بر دار بیزارم
سوار کشتی دزدان شدند این ناخدا مردم
من ازاین ناخدایان خدا پندار بیزارم
طواف کعبه ی دل را به سنگی سخت بخشیدند
از این قربان نکرده نفس افسونکار بیزارم
پریشان خاطرم بانو و بغضی در گلو دارم
ازاین آیین کذب و سستی ی افکار بیزارم
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
وقتی پدر خسته میآمد سمت خانه
وقتی که شاکی بود از جور زمانه
وقتی به دستش بار سنگین داشت، مادر ـ
یک "یا علی" میگفت از دل ، عاشقانه
عطر خوش نامت که میپیچید در باد
در سجده میافتاد گل هم بی بهانه
دست پر از مهرت همیشه بر سرم بود
وقت دعا ، ای بعد پیغمبر یگانه
نام تو را از کودکی دارم به خاطر
ای نام زیبای تو ، شعر جاودانه
ذکر تو را هر وقت خواندم باز دیدم
تسبیح ، میخواند تو را دانه به دانه
مادربزرگم تا گره بر دار میزد
با تار وپودت عشق را میکرد شانه
نام تو را میبافت میلرزید دستش
نام "علی" از هر گلش میزد جوانه
در " اشهدٌ اَنّ علیاً " میشنیدم
وقت اذان ، نام عزیزی دلبرانه
با تار و پودم دوست دارم "یاعلی" را
در خاطراتم خوش نشسته این ترانه
یک پیرزن نادعلی میخواند ومیگفت
وا میکند بغض دلت را بی بهانه...
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
21.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"آغوش خود را باز،کن فصل زمستان است"
در اوج سرما آرزویم عشق سوزان است
یعنی که باید گرم باشیم از،تنور عشق
آب وهوای شهر وقتی برف وبوران است
بین من و تو که نباید فاصله باشد
وقتی میان قلب ما امید مهمان است
بر گیسوی یلداییام شانه بزن با عشق
یلدا شروع عاشقی های فراوان است
ما در دو پیکر مثل یک روحیم باور کن
یعنی نفسهایت برای جسم من جان است
وقتی هوا بس ناجوانمردانه سرداست. آه!
آغوش گرم و مطمئنی چاره ی آن است
فرقی ندارد که زمستان است یا پاییز
با تو تمام فصل ها رنگ بهاران است.
#اعظم_کلیابی
#بانوی_کاشانی
#کانال_شهد_شیرین
#فیلم_بانوی_کاشانی
جایی برای قدم زدن درشهر نیست برای من... وقتی هرجا پا میگذارم رد پایی از،عابری ست که با خاطراتش از آنجا عبور کرده ...ومن با تردید راه میروم نکند خاطر کسی آزرده شود ...رد پاهای مانده در برف گواه است ...
#بانوی_کاشانی
#کانال_شهد_شیرین