eitaa logo
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
4.8هزار دنبال‌کننده
416 عکس
403 ویدیو
11 فایل
کانال رسمی آثارخانم طاهره سادات حسینی #رمان هایی که نظیرش رو نخوندید #کپی برداری فقط با نام نویسنده مجاز است، بدون ذکر نام نویسنده حرام است تأسیس 26 خرداد ماه 1400 پاسخ به سؤالات...فقط در گروه کانال https://eitaa.com/joinchat/1023410324C1b4d441aed
مشاهده در ایتا
دانلود
Iran-Election-1403.mp3
زمان: حجم: 5.7M
✅ صحبت های استاد امینی خواه و راوی مستند صوتی شنود درباره انتخابات، بازگویی ماجرای حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و رونمایی از نام دیپلمات ایرانی که با آقا صادق دست به یقه شده بود چقدر گفتیم....گفتیم و گفتیم.....اما کو‌گوش شنوا؟!
عذر خواه که کانال داستان اخباری جز داستان میگذارد باید روشنگری بشه هدف ما از نوشتن داستان ها هم، روشنگری هست. پس امروز را به احترام شهدای مظلوممون صبر کنید و کانال را ترک نکنید ممنون🖤
@Maddahionlinمداحی آنلاین - دعای هفتم صحیفه سجادیه.mp3
زمان: حجم: 3.1M
دعای هفتم صحیفه سجادیه از دعاهای امام سجاد علیه السّلام است؛ هنگامی که مهمی برایش رخ می داد، یا حادثه ای بر او نازل می شد و هنگام رنج و اندوه مکرر این دعا را می‌خواند. دعای هفتم صحیفه سجادیه جهت رفع بلا و برآورده شدن حوائج مهم است و با هم در زیر این دعا را می خوانیم... @bartaren
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به فرزندانتان بگویید، کشور ما زمانی هدف قرار گرفت که در حال با امریکا بودیم، در سوریه حضور نداشتیم، کسی نمی‌گفت، پرچمهای از ورزشگاه‌ها جمع شد، رئیس جمهور نبود، اف ای تی اف و هم تصویب شده بود
@Maddahionlinمداحی_آنلاین_خبر_چه_سنگینه_نریمانی.mp3
زمان: حجم: 5.6M
خبر چه سنگینه😭😭 آاااخ خدااااااااااااااا گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است😭😭
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خواب شهید زاهدی رو یه بار دیگه با دقت گوش بدیم یدالله فوق ایدیهم @bartaren
🔥 به نیت خاموش شدن شر اسرائیل برای همیشه دعای سریع الاجابه امام سجاد علیه‌السلام را بخوانیم : «إِلَهِی کَیْفَ أَدْعُوکَ وَ أَنَا أَنَا وَ کَیْفَ أَقْطَعُ رَجَائِی مِنْکَ وَ أَنْتَ أَنْتَ إِلَهِی إِذَا لَمْ أَسْأَلْکَ فَتُعْطِیَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَسْأَلُهُ فَیُعْطِینِی إِلَهِی إِذَا لَمْ أَدْعُکَ [أَدْعُوکَ ] فَتَسْتَجِیبَ لِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَدْعُوهُ فَیَسْتَجِیبُ لِی إِلَهِی إِذَا لَمْ أَتَضَرَّعْ إِلَیْکَ فَتَرْحَمَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَتَضَرَّعُ إِلَیْهِ فَیَرْحَمُنِی إِلَهِی فَکَمَا فَلَقْتَ الْبَحْرَ لِمُوسَی عَلَیْهِ السَّلامُ وَ نَجَّیْتَهُ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تُنَجِّیَنِی مِمَّا أَنَا فِیهِ وَ تُفَرِّجَ عَنِّی فَرَجاً عَاجِلاً غَیْرَ آجِلٍ بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.» لطفا یک‌بار قرائت کنید و درگروه‌ها نشر دهید تا حداقل ۱۰۰ بار خوانده شود🤲
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
#رمان های جذاب 📚 آنلاین واقعی
#داستان_واقعی #اوج_دلدادگی #قسمت_بیستم🎬: عمر نگاهی از زیر چشم به اطرافیان انداخت، انگار دوست نداش
🎬: چشم ها همه خیره به جلوی درب خیبر بود، مرحب بن حارث قدمی جلو گذاشت و حیدر کرار با نگاهی شجاعانه سرتا پایش را به سخره گرفت، مرحب که از این نگاه احساس حقارت کرده بود، ترسی در دلش افتاد، می خواست قدمی به عقب گذارد که فریاد یهودیان بلند شد و او را تشویق کرد که جلو بیاید. مرحب جلو می آمد و علی هم پیش می رفت، نگاه ها خیره به درب خیبر بود و نفس ها در سینه حبس شده بود چرا که چکیده ی یهود در مقابل چکیده ی ایمان و اسلام قرار گرفته بود. مرحب خرناسی کشید و شمشیرش را بالا برد، شمشیر مرحب هنوز در هوا بود و فرصت فرود آمدن نکرد که یکباره مرحب از وسط به دو نیم تقسیم شد، انگار زمان ایستاده بود و علی بود که بر اریکه ی شجاعت خودنمایی میکرد، هلهله از سپاه اسلام بلند بود، علی مرحب را با یک ضربه ی ذوالفقار به درک واصل کرد و مانند شیری شرزه به سمت قلعه حرکت کرد. آری این شیر بیشه ی حق بود، علی مرتضی، اسدالله اعظم بود در حالیکه رجز می خواند به سمت خیبر حرکت کرد‌. چشم های یهودیان از بالای برج و باروی خیبر خیره به علی بود و نمی دانستند، ابوتراب یک تنه به جلو می رود می خواهد چه کند، آنها هنوز در شوک به درک واصل شدن مرحب بودند که گویی یدالله از آستین علی بیرون آمده بود. علی خود را به درب خیبر رساند و در میان ناباوری دو سپاه دستانش به درب خیبر رسید و گویی زلزله ای در قلعه ی یهود افتاد، یدالله فشاری به درب آورد و ناگهان درب بزرگ قلعه ی خیبر که برای باز کردنش ده ها نفر مرد قوی هیکل می بایست زور بزنند تا آن را به طور عادی باز کنند، حالا با یک حرکت علی از جا در آمد و درب به آن عظمت روی دستان حیدر همچون پر کاه بود. غوغایی در قلعه خیبر پیچید و هلهله ی سپاه اسلام این بار بلندتر از قبل در فضا پیچید و اما در میان اینهمه غوغا و هلهله، صدایی که گویی از فرشته ای آسمانی که کسی جز جبرئیل نبود در آسمان پیچید که فریاد میزد«لا فتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار».. ‌ ادامه دارد @bartaren 🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺